ای کاش اینجا بودی.
برای نسل ما ویکی در نسل قبل و بعد آن پینک فلوید معنای دیگری دارد. معنایی فراتر از نام یک گروه راک حالا علت اینکه این گروه چرا اینقدر در ایران طرفدار دارد را نمی دانم! از روشنفکر و نویسنده و اقشار بالا جامعه بگیر تا آقایان اراذل و جواد و لمپن که بدون اینکه ار معنای کلمات چیزی بفهمند به موسیقی آن گوش می دهند و اعتقاد دارند که نشئگی را چند برابر می کند!!!!!!!
آشنایی من با گروه پینک فلوید به حدود ۱۵-۱۶ سالگی برمی گردد. همه ما آهنگ TIME که برروی برنامه تقویم تاریخ رادیو پخش می شد را به یاد داریم.شایدهم به این علت باشد که قسمت اول تایم را زیاد دوست ندارم. یاد ساعت ۶ صبح روزهای سرد زمستان می افام که هول هولکی چای می خوردم و به تقویم تاریخ گوش می دادم که مثلا اعلام می کرد امروز سالگرد وفات شیخ پشم الدین مشنگ آبادی نویسنده بزرگ کتاب اصول الپشم والقواعد الخشم !!! در ۲۵۰ سال پیش است!!
البته آنموقع زیاد چیزی متوجه نمی شدم و راستش را بخواهید درکش نمیکردم. کشف مجدد من در زمان دانشجویی بودو بعد از دیدن فیلم THE WALLساخته آلن پارکر. احساس کردم این شعروترانه از جنس دیگری است. یکجورهایی حدیث نفس بود.بعد آن بود که شروع کردم به گوش کردن به آهنگهایشان -جمع آوری تمام آلبومها- کتاب اشعار و...... بیشتر از همه هم آهنگ HIGH HOPE را دوست داشتم و دارم .معتقدم بهترین آهنگی است که در عمرم شنیدم اما بحث در مورد آن باشد برای مجالی دیگر.
اما منظور از همه این مقدمه چینی ها این بود که سه شنبه پیش من به یکی از آرزوهای بزرگ زندگیم رسیدم و آن رفتن به کنسرت پینک فلوید بود. راجر واترز بعد مدتها یکسری کنسرت اجرا کرد که از بخت بلند یکی هم نصیب من شدو موفق شدم آهنگهایی که یک عمر با آنها زندگی کرده بودم را بصورت زنده ببینم و بشنوم. استادیوم محل برگزاری مملو از آدم بود. دوستان می گفتند که اینجا تا به حال سابقه نداشته اینقدر پر شود.
طراحی صحنه و اجرا مثل همه کنسرتهای پینک فلوید بی مانندو فوق العاده بود. برنامه اصلی آلبوم نیمه تاریک ماه و یکسری از آهنگهای معروف بود.راجر خان! به اضافه چند نوازنده جوان اجرا را بر عهده داشتند قبل شروع کنسرت اینسرت بزرگی از یک رادیو لامپی قدیمی و یک بطری ویسکی روی پرده بزرگ به نمایش در آمده بود. رادیو مشغول پخش ترانه های مختلف از دهه های ۳۰-۴۰-۵۰ و۶۰ بود از کلاسیک و کانتری و دیکسی لند گرفته تا بلوز و راک اندرول و راک . دست بزرگی که سیگار روشنی در لای انگشتان داشت هر از چندی ایستگاه رادیو را عوض می کرد ویا از بطری برای خودش ویسکی می ریخت. البته نتوانستم مارک ویسکی را تشخیص بدهم . به نظر این حقیر جانی واکر بود ولی دوستان میگفتند چیز دیگری است!!! بهرحال بعد حدود ۱۵ دقیقه عوض کردن ایستگاه ها توسط دست عظیم الجثه . رادیو روی ایستگاهی که آهنگ درخشش بر تو الماس دیوانه را پخش می کرد تنظیم شد و کنسرت شروع شد .. با آهنگهای مانند نیمه تاریک ماه-زمان- ایکاش اینجابودی- به راحتی کرخت- دودی بگیر و..... ادامه پیدا کردوتمامی آنها با رقص نورها عظیم و جلوهای بدیع تصویری همراه بود. تک تک این آهنگها یادآور خاطرات خوب یا بد در زندگی ما بودند. یاد روزهای که با دوستان جمع می شدیم و به آنها گوش میکردیم -یاد مسافرتهای شمال-یاد بعداز ظهرهای یاسوج- یاد آن غروب زیبا که بعد از سد منجیل ایستادیم و به زخمه های گیتار دیوید گیلمور گوش می کردیم . یاد فرشادورامین که میدانم چقدر عاشق پینک فلوید هستندو جایشان واقعا خالی بودو جای سیامک- مهدی-حسین-محمود -حسام-لادن- محمدرضا-آناهیتا وخیلی های دیگر.
بعد موقع رها کردن خوک پرنده معروف شد که با شعارهایی علیه بوش به هوا رها شدو در آسمان مهتابی شب گم شد.آ خرین أهنگ ترانه معروف آجر دیگری در دیوار بود که یکی از معروفترین آهنگهای جهان است و کل ۳۰-۴۰هزار نفری که آمده بودند آنرا می خواندند. راجرواترز نشان داد هنوز هم در ۶۲سالگی چقدر به کارش احاطه دارد و حتی بعد از مرگ سیدبارت وجدایی از گیلمور هنوز حرف اول را می زند.
خاطره آنشب برای من مانند یک رویاست یک رویایی فراموش نشدنی!
WE'RE JUST TWO LOST SOULS SWIMMING IN A FISH BOWL, YEAR AFTER YEARS .
RUNING OVER THE SAME OLD GROUND .WHAT HAVE WE FOUND ?THE SAME OLD FEARS ,
HOW I WISH,HOW I WISH YOU WERE HERE.
your truly: bayramali
