تفسیر موسیقی سی دوم  - رژ لب !

در حدود چهار سال پیش بود بنا بر یک سعادت اجباری و البته رودربایستی به یک کنسرت رفته بودم . نیمه اول کنسرت خانم مریم جلالی  برنامه اجرا می کرد (با آن مریم جلالی سریال چهارخانه فرق دارد ها ) بعد ایشان در میانه برنامه پسر برنایشان را معرفی کردند که فارغ التحصیل رشته آهنگسازی از فلان دانشگاه معتبر  هستند و چه و چه بعد هم امیرخان را دعوت کردند. ایشان هم آمدند توضیحاتی با لسان انگلیسی و لهجه خفن آمریکایی فرمودند و بعدش بسیار  یانی وار! دوتا کی بورد در یمین و یسارشان گذاشتند و هر دست رو یک کی بورد و به رهبری ارکستر پرداختند و یکی دو قطعه موسیقی مدرن و با کلاس  اجرا کردند ... چند سالی گذشت در یک نقل قول غیر مستقیم هم شنیدم که ایشان فرمودند که "ابی و گوگوش باعث شده اند گوش شنونده ایرانی خراب شود و فرق موسیقی بد و خوب را نفهمند" ما هم گفتیم ای دل غافل  پنداری یک موتزارت جدید در شرق طلوع کرده و ما بیخبریم... گذشت تا مدتی پیش مشغول بالا پایین کردن ویدیوهای یوتیوب بودم که یک چهره آشنا دیدم . بعللله خود این جناب امیرخان بودند با نام هنری و لقب جدید "امیر لندن " !!  و البته با ترانه ها و سبک جدبدی که قرار است گوش ما شنوندگان را با موسیقی خوب آشتی بدهد .پس این شما و این جناب امیر لندن و ترانه به یاد ماندنی "رژ لب "

 

 

کاشکی جای رژلب روی لبات بودم من /یا نمیشد سرمه باز چشات بودم من / 

ترانه با ابیاتی که نشانگر فتیش شدید خواننده به لوازم آرایشی دلبر مربوطه می باشد شروع می شود . ایشان در مصراع اول آرزوی این را دارد که به جای ماتیک و رژ لب جای دائمی روی لب دلبر داشته باشد اینکه نوع رژلب چه باشد مثلا  لانکوم ؟ دیور ؟استه لادور؟ یا همین نارون خودمان ؟معلوم نیست ! بعدتر ایشان بیخیال رژ لب شده و می خواهد "سرمه باز چشات" باشد اینکه"سرمه باز" چیست و مگر سرمه بسته هم داریم و آیا اینها ربطی به ریمل و خط چشم دارد باز توضیحی داده نمی شود !

حداقل مثل ماه دور سرت می گشتم /مثل اون سیندرلا کفش طلا پات می کردم

خواننده درمضراع اول اینجا بیخیال علم کازمتیک و آلات بزک می شود و با فرض کردن معشوق به جای کره زمین و رسم خط فرضی حول محور ایشان، آرزوی چرخیدن دور مدار دلبر دارد حالا اینکه خودش را در این میان ماه فرض کرده بماند!

در مصراع دوم خواننده با استفاده از صنعت ادبی تلمیح به داستان مشهور سیندرلا اشاره کرده و آرزو میکند که میتوانست قبل از ساعت دوازده و قبل اینکه کالسکه این خانم کدو شود ٬ خودش در نقش شاهزاده کفش طلا در پای ایشان کرده و خوشبخت شود .بماند که تا آنجا که حافظه ما یاری می کندو در کتاب خواندیم و در کارتون دیدیم٬  کفش سیندرلا بلوری بود نه طلایی!  

اینهمه ترانه ساختم با زبون بی زبونی/ تا بگم عاشقت هستم٬ تو چقدر نامهربونی

خوب خودمان هم در اینجا می بینیم که طفلک با آن زیان قاصر فارسی و بزور بالا بردن چشم ابرو قصد ابراز عشق و توجه دارد و به طرف اینها را بفهماند

بابا باز که داری ناز میکنی /روت میبندی و باز میکنی/بذار بدونن همه عاشقتم /چرا اینقدر تو ناز میکنی؟ 

در اینجا وقتی خواننده مذکور ماه می شود و دور سرش میچرخد یا چشم ابرو می آید باز می بیند که تحویل گرفته نمی شود. لذا زبان به اعتراض در مورد ناز بیش از حد ٬عشوه شتری زاید الوصف و باز کردن و بستن بی مورد مو  گشوده و خواستار ابراز صریح عشق مشارالیها به عامه ملت و سایرین می شود. 

اتقاقا ایندفعه  فکرش رو کردم /لحظه بوسیدنت رو نقاشی کردم/گوش بده کلا آخر دلم رو / من که ازعشق تو برنمی گردم

خواننده این بار با درس گرفتن از تجارب قبلی و گوش کردن توصیه شازده اسدالله میرزا با استفاده از دو مداد بنفش و قرمز! اقدام به طرح نقشه و کشیدن نقاشی برای لحظه وصال کرده . آخرین بیت به مانند اتمام حجت و التیماتوم بوده و به معشوق ابراز می کند که بیخود نپیچاند چون ایشان از راه عشق برنخواهد گشت.

 در باره نماهنگ

 در مورد نماهنگ بنده ترجیح می دهم لال شوم و اظهار نظر نکنم .  جناب لندن در این کلیپ مشغول عملیات فتومدلینگ هستند و ضمن این کار با زبون و بی زبونی و بالا پایین بردن ابرو  و حرکت پاندول وار و لاینقطع سروگردن و قمیش اضافی عشقشان رابه خانم فتومدل ابراز می کند . در جایی هم ایشان مشغول تعلیم فن مشکل و ملی بشکن زدن به خانم مانکن هستند . خودتان قضاوت کنید بهتر است!

                                                                    ارادتمند همیشگی :بایرامعلی !

 پ .ن :البته جناب امیرلندن در این ویدیو درباره بیوگرافی و چطور شده از موسیقی متال و پانک راک به اینجا رسیدن توضیحاتی می فرمایند.

 

 

زندگی بی توازن و ریتم های لنگ

 

                   

 

 محسن نامجو  یکی از اسمهای مطرح و تاثیرگذار در موسیقی امروز ایران است . این موضوعی است که حتی مخالفان و منتقدان سرسخت او نیز اذعان دارند. سبک کار نامجو و موسیقی او سبک جدیدی را در موسیقی ما پدید آورده ٬ سبکی که حتی اگر آنرا شیطنت و آزمون و خطای فردی (به گفته خود نامجو ) بدانیم خواه و ناخواه بر موسیقی ما بویژه آن قسمتی که آنرا موسیقی سنتی می نامیم  اثر گذاشته. همین که نامهای معتبری مثل "حسین علیزاده" کارهای او را را پذیرفته اند ، گام بزرگی برای محسن نامجو به شمار می رود . دقت کنید که گفتیم "پذیرفته اند " واین پذیرش تا رسیدن به تایید هنوز راه زیادی دارد.

مسیر طی شده توسط موسیقی نامجو در مقاطع مختلف  فرق  می کرده . نامجو پس از آن شروع  کردن جنجال برانگیز در ایران  به خارج از کشور مهاجرت کرد. قطعات بیاد ماندنی مانند زلف ،ترنج و جبر جغرافیایی یادگار این دوران است همین قطعات بودند که مشخصه کارهای او شدند. ترکیب  موسیقی سنتی و مقامی ما با راک و بلوز غربی و مخلوط اشعار کلاسیک از شاعران به نام ایران با سروده های خود نامجو.  کمتر آدم اهل موسیقی دیدم که این چندترانه  مشخص  بویژه ترنج را نشنیده باشد .موسیقی که ما با عنوان نامجو می شناسیم به نوعی از این ترانه شروع شد. تلفیق موسیقی و آواز سنتی و نوای سه تار با موسیقی راک و گیتار برقی اثری بوجود آورد که تاریخ مصرف ندارد و شنیدنش همیشه لذت بخش است.

کارهای نامجو پس از خارج شدن از ایران فرازهای و نشیب های خودش را داشت . "آخ" اولین آلبوم او در خارج ایران بود که پر بود از کنایات و اشارت سیاسی و همسو با حال و هوای پس از انتخابات جنجال برانگیز ۱۳۸۸ و به خوبی فضای آنروزها و جو حاکم در میان جامعه ایرانی داخل و خارج کشور را بیان می کند . این البوم در اینالیا و با همکاری گلشیفته فراهانی ضبط شد . صدای گلشیفته در بسیاری از جاها قادر به همراهی نیست و از این رو کمی بر کلیت کار اثر گذاشته.

 آلبوم بعدی نامجو "بوسه های بیهوده" در سال ۸۹ منتشر شد . خود او این آلبوم را یک اثر شخصی و نوستالژیک بر اساس شعرهاو فکرهایش در سالیان  دور می داند که قسمت زیادی آن از دکلمه شعرهای نسبتا قدیمی نامجو تشکیل شده است. این اثر به نوعی همکاری اعضای اصلی گروه کیوسک به عنوان نوازنده با نامجو بود و گویای نخستین سال اقامت او در آمریکا است . این اثر سروصدای بسیاری از هواداران او را در آورد . آنها "بوسه های بیهوده" را اثری بیش از حد شحصی می دانستند که قوت و گیرایی کارهای قبلی او را ندارد و حتی اجراهای استودیویی  ترانه های  مانند آفت و را ضعیف تر از اجراهای زنده آن می دانستند. گرچه  در همین  آلبوم استفاده از موسیقی  آهنگسازان کلاسیک مانند جری پیترزبورگسکی ، لویس دو ناروائز و فرانسیسکو تارگا با تنظیم جدید نامجو در چند قطعه کارهای  متفاوت و شنیدنی را پدید آورده بود.

 " الکی" نام آخرین آلبوم نامجو است که در اوایل زمستان امسال منتشر شد. این آلبوم اجرای ویرایش شده و تنظیم شده کنسرت فوریه ۲۰۱۱ محسن نامجو و گروهش در دانشگاه استنفورد می باشد. او در آخرین آلبومش به نوعی به سبک قدیمی اش برگشت. اشعار آلبوم الکی همه از شعرای نامدار و کلاسیک ایران مانند سعدی و حافظ و مولوی انتخاب شده (به غیر از خود ترانه اجتماعی - سیاسی الکی با شعری به سبک طنز سیاه از سروده های خود خواننده و ترانه فولکورولیک یار جانی) آلبوم الکی رضایت خاطر بسیاری از علاقه مندان نامجو را فراهم نمود و آنها استقبال خوبی از آلبوم کردند. هرچند عده ای از حذف موسیقی راک و بلوز از این مجموعه ناراضی بودند و آنرا برخلاف سنتهای قبلی نامجو می دانستند ولی در کل "الکی" کار خوب و بیادماندنی در مجموعه کارهای نامجو به شمار می رود.  ویدیو ترانه نامه که نامجو آنرا با تلفیق سه غزل از حافظ درست کرده بود قبل از انتشار آلبوم  بیرون آمد و با استقبال زیادی در شبکه های اجتماعی و کانالهای ماهواره ای روبرو شد . اجرای استودیویی ترانه نامه در ویدیو با اجرای آلبوم فرق داشت و در آرنژمان این اجرا ازسازهای  دیگری مانند دف و دودوک (البته به کمک سینتی سایزر) در آن استفاده شده بود در صورتی که اجرا آلبوم با همراهی گروه کر می باشد . این همراهی در ترانه الکی  آلبوم بدل به یک نمایش دلچسب و بده بستان دوچانبه نامجو با گروه کر می شود.

"سیزده / هشت " نام جدیدترین تور- کنسرت نامجو است . این کنسرتها نام خود را از یکی از ریتم های موسیقی گرفته .  ریتمی که به اصطلاح لنگ نامیده می شود  و برعکس موسیقی غربی در موسیقی ایرانی کاربرد فراوانی دارد . خود نامجو در توضیح این اسم می گوید   "

سيزده هشت يا سيزده ضربى يكى از نمونه هاى ريتمهاى لنگ است كه در موسيقى شرق اشنا تر به نظر مى رسند و بيشتر به كار مى روند. سيزده هشت يكى از پيچيده ترين آنهاست. مشخصه ى ريتمهاى لنگ عدم تعادل و توازن است. هميشه يكى از ضربها (بیتس) كم يا زياد به گوش مى رسد. همواره تعادل ريتميك (عاملى كه در ديسكوها يا مجالس عروسى موجب پيروى از ريتم و لذت رقصيدن است) درريتمهاى لنگ از بين مى رود. براى من اين عدم تعادل، اين لنگيدن هميشه نمادى از عدم ثبات در زندگى مان به عنوان شهروندان امروزى بوده است. عدم اطمينان از اينكه پايمان را جاى محكمى ميگذاريم. 

نمادى از خارج بودن از ريتم زندگى وترس مداوم از اينكه از ديسكوى زندگى بيرونمان كنند. چرا كه لنگان مى رقصيم."

کنسرتهای سیزده هشت مبنای آلبوم بعدی محسن نامجو خواهد بود و ضبط آن  در تولید آلبوم بعدی محسن نامجو استفاده خواهد شد .  تم اصلی این آلبوم هنوز معلوم نیست ولی با توجه به ریتم فوق و قرائن تم اصلی آلبوم بعد در سبک "جاز" خواهد بود . باید نشست و منتظر ماند این آزمون و خطای نامجووار این بار به کجا خواهد رسید.