تفسیر موسیقی سی دوم - رژ لب !
کاشکی جای رژلب روی لبات بودم من /یا نمیشد سرمه باز چشات بودم من /
ترانه با ابیاتی که نشانگر فتیش شدید خواننده به لوازم آرایشی دلبر مربوطه می باشد شروع می شود . ایشان در مصراع اول آرزوی این را دارد که به جای ماتیک و رژ لب جای دائمی روی لب دلبر داشته باشد اینکه نوع رژلب چه باشد مثلا لانکوم ؟ دیور ؟استه لادور؟ یا همین نارون خودمان ؟معلوم نیست ! بعدتر ایشان بیخیال رژ لب شده و می خواهد "سرمه باز چشات" باشد اینکه"سرمه باز" چیست و مگر سرمه بسته هم داریم و آیا اینها ربطی به ریمل و خط چشم دارد باز توضیحی داده نمی شود !
حداقل مثل ماه دور سرت می گشتم /مثل اون سیندرلا کفش طلا پات می کردم
خواننده درمضراع اول اینجا بیخیال علم کازمتیک و آلات بزک می شود و با فرض کردن معشوق به جای کره زمین و رسم خط فرضی حول محور ایشان، آرزوی چرخیدن دور مدار دلبر دارد حالا اینکه خودش را در این میان ماه فرض کرده بماند!
در مصراع دوم خواننده با استفاده از صنعت ادبی تلمیح به داستان مشهور سیندرلا اشاره کرده و آرزو میکند که میتوانست قبل از ساعت دوازده و قبل اینکه کالسکه این خانم کدو شود ٬ خودش در نقش شاهزاده کفش طلا در پای ایشان کرده و خوشبخت شود .بماند که تا آنجا که حافظه ما یاری می کندو در کتاب خواندیم و در کارتون دیدیم٬ کفش سیندرلا بلوری بود نه طلایی!
اینهمه ترانه ساختم با زبون بی زبونی/ تا بگم عاشقت هستم٬ تو چقدر نامهربونی
خوب خودمان هم در اینجا می بینیم که طفلک با آن زیان قاصر فارسی و بزور بالا بردن چشم ابرو قصد ابراز عشق و توجه دارد و به طرف اینها را بفهماند
بابا باز که داری ناز میکنی /روت میبندی و باز میکنی/بذار بدونن همه عاشقتم /چرا اینقدر تو ناز میکنی؟
در اینجا وقتی خواننده مذکور ماه می شود و دور سرش میچرخد یا چشم ابرو می آید باز می بیند که تحویل گرفته نمی شود. لذا زبان به اعتراض در مورد ناز بیش از حد ٬عشوه شتری زاید الوصف و باز کردن و بستن بی مورد مو گشوده و خواستار ابراز صریح عشق مشارالیها به عامه ملت و سایرین می شود.
اتقاقا ایندفعه فکرش رو کردم /لحظه بوسیدنت رو نقاشی کردم/گوش بده کلا آخر دلم رو / من که ازعشق تو برنمی گردم
خواننده این بار با درس گرفتن از تجارب قبلی و گوش کردن توصیه شازده اسدالله میرزا با استفاده از دو مداد بنفش و قرمز! اقدام به طرح نقشه و کشیدن نقاشی برای لحظه وصال کرده . آخرین بیت به مانند اتمام حجت و التیماتوم بوده و به معشوق ابراز می کند که بیخود نپیچاند چون ایشان از راه عشق برنخواهد گشت.
در باره نماهنگ
در مورد نماهنگ بنده ترجیح می دهم لال شوم و اظهار نظر نکنم . جناب لندن در این کلیپ مشغول عملیات فتومدلینگ هستند و ضمن این کار با زبون و بی زبونی و بالا پایین بردن ابرو و حرکت پاندول وار و لاینقطع سروگردن و قمیش اضافی عشقشان رابه خانم فتومدل ابراز می کند . در جایی هم ایشان مشغول تعلیم فن مشکل و ملی بشکن زدن به خانم مانکن هستند . خودتان قضاوت کنید بهتر است!
ارادتمند همیشگی :بایرامعلی !
پ .ن :البته جناب امیرلندن در این ویدیو درباره بیوگرافی و چطور شده از موسیقی متال و پانک راک به اینجا رسیدن توضیحاتی می فرمایند.