داستان یک آهنگ - از دختر شلبیه تا  شانه

 

هفته پیش مشغول تماشای برنامه  آکادمی موسیقی  گوگوش بودم (اینطور نگاهم نکنید ٬ مجبورم. میفهمید؟ مجبور) بهرحال برای من که دنبال تاریخ موسیقی و ترانه ها و این مسائل هستم دیدن اینطور برنامه ها لازم  و از اوجب واجبات است.

بگذریم٬ در آن برنامه  یکی از خواننده ها مسابقه٬(مهران ) ٬ ترانه مشهور  شانه را بازخوانی کرد و هم در زیر نوشت ترانه و هم خود خانم گوگوش ترانه سرا را آقای شاهپوری( شوهر اول پوران)  معرفی کردند که اشتباه بود و ترانه از سروده های ناصر رستگار نژاد ترانه سرای قدیمی است . البته اول تاریخچه ترانه :


                                

     دختر  چشم بادام  شلبیه :

 بنت الشلبیه ( جایی به نام شلبیه پیدا نکردم گویا معنایش می شود دختر زیبا یا دختر مه پاره ) از ترانه های مشهور فیروز   Fairuz خواننده مشهور لبنانی در حدود پنجاه سال پیش می باشد. این خواننده زن  در جهان عرب بسیار مشهور و شهرتی در حد ام کلثوم دارد . ترانه بنت الشلبیه  بعد از او بارها توسط خوانندگان مختلف بازخوانی  شده .  شعر ترانه در مدح دختر زیبارو  و  بادام چشم شروع می شود  و اینکه:  من تو را از ته قلبم  دوستت دارم و تو همه چیز من هستی و قس علیهدا.....

 ترانه در مقام نهاوند است . یکی از زیباترین مقامها در موسیقی عرب .ولی سازنده آهنگ معلوم نیست عده ای آنرا از ملودی های قدیمی لبنان و فلسطین می دانند و عده ای از ترانه های دوره امپراتوری اسلامی در اندلس وعده ای از کشور عراق .

البنت الشلبية عيونا لوزية
حبك من قلبي یا قلبي إنت عینیا
حد القناطر محبوبي ناطر
كسر الخواطر يا ولفي ما هان عليا
بتطل بتلوح و القلب مجروح
و أيام عالبال بتعن و تروح
تحت الرمانة حبي حاكاني
و سمعني غناني يا عيوني و أتغزل فيا

و اما داستان ساخته شدن نسخه ایرانی ترانه :

 سه سال پیش که به دیدن استاد رستگار نژاد رفته بودم (داستانش را اینجا نوشتم ) اینطور تعریف کرد که  عباس شاهپوری و همسرش پوران برای  مسافرتی به لبنان می روند و به هنگام برگشتن چند صفحه از کارهای فیروز و چند خواننده دیگر عرب را به عنوان سوغات برای رستگار نژاد می آورند. ترانه بنت الشلبیه مورد توجه ناصر رستگار نژاد قرار گرفته و به پوران پیشنهاد می دهد که آنرا با شعر فارسی سروده او بازخوانی کند. ترانه  با صدای پوران  اجرا می شود و مورد استقبال فراوانی قرار می گیرد به حدی که چند وقت بعد ترانه مجددا به صورت دو صدایی توسط ویگن و پوران اجرا  می گردد و به یکی از  آثار ماندگار موسیقی ما بدل می شود .

  از قضا اینکه ( نفهمیدیم بلاخره  ترجمه آیرونی چی می شود ) نا گفته نماند که  خود گوگوش در کنسرتی در سال ۵۶ این ترانه  را به زبان عربی اجرا کرد .این کنسرت  در پایتخت کشوری بود  که  کمتر از دو سال بعد  جنگ خونین هشت ساله ای را با ایران به راه انداخت . ترانه بنت الشلبیه  با صدای گوگوش . اجرا در تلویزیون بغداد ! 

 پ ن ۱ :شانه با صدای ویگن و پوران

SHANEH by payammim

پ ن ۲ :بنت الشلبیه با صدای فیروز Bent al shalabieh by payammim

پ ن ۳ : اجرای  جدید  ترانه شانه با صدای ریتا جهان افروز خواننده اسرائیلی - ایرانی

پ ن ۴ : بعدا متوجه شدم که  در ترانه دوصدایی ویگن و پوران انوشیروان روحانی پیانو نواخته. 

 


اعلان  وفات گودر

 

                         اعلان

 حسب الاطلاع اینکه بنا بر راپورتهای واصله یوم سی و یکم آکتوبر سنه ۲۰۱۱ فرنگی(توشقان ئیل )   چند ساعت از اذان ظهر گذشته بعد مدتها مکافات و مصائب جناب میرزا گودرخان گوگل باشی سرسلسله فرقه گودریه به رحمت اللهی ملحق گشته و کلیه مریدان و جان نثاران را یتیم و بی ماءوا و قیم  باقی گذاشته و همه به یک رقم بهت و سرگردانی عجیب دچار شده اند. در این حین و بین  اوضاع قاراشمیش جاریه قومپانی معظم گوگل که علی القرائن  مجری و وکیل  وصیتنامه مرحوم خلت مکان و جنت آشیان گودر می باشند خلایق را وصیت کرده جهت التحاق و متصل شدن به یکی از حلقه های فرقه گولاسیه که از فرقه های جدید  از استاسیونهای  انترسان  می باشد و بسیار شباهت دارد به محفل فیث بوغ که اشتهار خاص و عام دارد . علی الظاهرگولاس مکانی میباشد که  خلایق می رون و چند چنبره تشکیل داده و دور هم قیل و قالهای خاله زنکی و عمو مردکی ردو بدل کرده بعد فوتوغراف و باسمه از همه قبیل چیز از قبیل اطعمه و اشربه الوان و سبک فرنگی   تصویرو سگ و گربه  اسب و شتر وسایر بهائم وعکس از البسه آلامد در عالم و  انواع و الوان میوزیک مفرح و اخبار مملکت محروسه و ممالک یروپ و اتازونی و بریطیش کلمبیه رو آنجا رد و بدل کرده  اوقات گذرانده و رعیت خوشحالند از این اختلاط و مجامعت. علی ایهاالحال یتیمان گودریه در این میان گیر کرده و چونان صحرای محشر در حلقه گولاسیون مات ومبهوت و گیج و گول مانده اند و برپدر و مادر مسببین این جنایت لعنت ابدی فرستاده  و بر روح فتوح تازه گذشته حاج گودر صلوات و دعای نیک میفرستند.و منتظرهستند  تا ملتجی جایی  شده از این اسباب سرگردانی و پریشانی نجات یابند تایک رقم  ناجی پیدا شود و حق این نامردان و ناکسان که این معامله را با بازماندگان و یتیمان آن مرحوم مغفور کرده را کف دستش بگذارد. و مکرو و مکرا الله و الله خیر الماکرین..

                                                    الاحقر :بایرام 

                                              سینزده برج سرطان سنه ۱۳۹۰