سلام.


میخواستم بنویسم :دغدغه ایجاد این وبلاگ مدتها بود ذهنم را مشغول کرده بود.


دیدم خیلی کلیشه ای می شود. حقیقتش خیلی وقت بود می خواستم این وبلاگ را راه بیندازم.نوشتن این وبلاگ مثل همه کارهای ناتمام من مدتها بود در گوشه ای از ذهنم خاک میخورد . منتظر بودم تا شاید فرصتی بشود و شروع کنم. شاید هم ادامه ای بود نوشتن خاطرات روزانه۱۸-۱۹ ساله که هنوز ادامه دارد.


از چند سال پیش که تب نوشتن وبلاگ همه گیر شد به فکر نوشتن این این وبلاگ افتادم. تشویقهای دوستان هم بی تاثیر نبود مخصوصا سرکارخانم سایه که نوشتن این وبلاگ را مثل چند چیز مهم دیگر در زندگی مدیون ایشان هستم. اما طی این مدت عوامل زیادی مثل نبود امکانات!! رفیق ناباب!! احاطه و مهارت فراوان این جانب در علوم کامپیوترو صد البته مشکل لاینحل تنبلی این امر مهم وخطیر!! را به تاخیر انداخته بود. سال پیش که مسئله مهاجرت و جلای وطن پیش امد- دست تقدیر ما را تالاپی انداخت وسط سیلیس دره یا بقول فرنگی ها silicon valley.خوب خیلی زشت بود آدم در همسایگی قومپانی یاهو باشد یا قومپانی معظم گوگل در ده قدمی خانه ات باشد واز اینترنت مجانی این شرکت استفاده کنی بعد از کامپیوتر چیزی بلد نباشی واز همه بدتر وبلاگ نداشته باشی که این روزها از نان شب واجب تر است!!هنوزدقیقا نمی دانم این وبلاگ چه سبکی خواهد شد ولی ملغمه ای خواهد بود از طنز- نوستالژی و خاطرات.


شما هم اگر روزی روزگاری راهتان را گم کردید و به این وبلاگ رسیدید و غفلتا چرندیات و خزعبلات این حقیر را مطالعه فرمودید. از نظری یا قدمی یا قلمی یا درمی!! مضایغه نفرمایید.


ارادتمند همیشگی: بایرامعلی