موسیقی 15 - خواستگاری
این مدت سراغ هر وبلاگی رفتم دیدم نویسنده به سندرم پاییزی دچار شده و دپایش! پیدا کرده. برای همین و عوض کردن جو غمزده یک آهنگ شاد را تفسیر می کنیم و این بار به سراغ یکی از ارکان اصلی موسیقی لس آنجلسی و یک ترانه خاطره انگیز از ایشان می رویم:

آندرانیک مددیان معروف به اندی متولد اول اردیبهشت ماه جلالی! سال ۱۳۳۷ در محله مجیدیه تهران است ( با آندرانیک تیموریان معروف به آندو بازیکن تیم بولتون انگلیس اشتباه نشود) بگفته این و آن از ایام طفولیت استعداد موسیقی در ایشان فوران می کرد ولی کار اصلی موسیقی را بعد آمدن به ینگه دنیا شروع کرد.در لس آنجلس چهره معروف موسیقی و هنرمند خواننده ساز!! شهرام شبپره به او کمک کردتا وارد دنیای موسیقی شود و با همین ترانه خواستگاری و در معیت دوست دیگرشان جناب کوروس اولین کارشان را اجرا کردند. آن اوایل کسی فکر نمیکرد اندی با این صوت داودی وصدایی که شبیه جاروبرقی!! است موفقیتی به دست بیاورد ولی اندی با تلاش و پشتکار از رونرفت ونشان داد دنیا خر تو خر از این حرفهاست. مثل مورچه امیر تیمور آنقدر تلاش کرد که به یکی از چهره های معروف موسیقی تهرانجلسی بدل شد و تاکنون ۱۵ آلبوم از خود در کرده . او تا چهار بار جایزه بهترین خواننده بین المللی آمریکا را گرفته و در سال ۱۹۹۴ استودیو یونیورسال مشارالیه را به عنوان بهترین خواننده ایرانی دهه معرفی کرد. کم کم هم پایش به هالیوود باز شد و در سکانس افتتاحیه فیلم اسکاری خانه ای از شن و مه در نقش خودش و در فیلم تاریخی افسانه عمر خیام در نقش پدر حسن صباح ظاهر شد و گویا در نظر دارد حالا حالاها تکتازی و فعالیت کند . اما آهنگ امروز:
تفسیر شعر:
از نیاز مگو ٬ نیاز پست ترین خواسته هاست. گدایی به نیاز برتر از پادشاهیست .
(ویلیام شکسپیر)
خواستگاری صدای جوانانی است که در هزار توی پیچیده و دست پاگیر ازدواج دست و پا میزنند در واقع اعتراضیه ای است به اوضاع ناهنجار و اعتقادات غلطی که در فرهنگ ایرانی نسبت به فریضه مقدس ازدواج وجود دارد. فرهنگی که بسیاری از شغلهارا پست و خوار شمرده و همه چیز را با معیار مادیات و پول اندازه میگیرد. آهنگ٬ این افکار و پندارهای غلط رایج را به زیر سوال میبرد و از شنونده دعوت میکند لختی در این مورد اندیشه کند. به شعر توجه فرمایید:
رفتم خونه همسایمون خواستگاری/ گفتن نمیدن دخترشونو ٬ امان از بدبیاری/گفتن که تو یک آوازه خونی٬ مگه نه؟/ برای زن گرفتن تو جوونی مگه نه ؟
داستان با یک فلاش بک شروع میشود. خواننده با تعریف کردن یک خاطره قدیمی و رفتن به خواستگاری اشاره به ناکامی خود میکند وهمچنین اشاره دارد به بد دانستن آواز خوانی و هنر موسیقی در فرهنگ ما و بالا بودن غلط سن ازدواج در بین ملت ما
گفتن: که باید حرفاتو با ما بزنی/ رسم زن گرفتنو میدونی مگه نه؟
در این بیت به یک نا بهنجاری فرهنگی دیگر اشاره میشود. یعنی به جای آنکه زوج جوان با یکدیگر صحبت کنند و مشکلات را حل کنند باید با والدین صحبت کنند و مسائل را مطرح کنند.
گفتن: چی چی داری؟ مهریه بذاری؟/خرج این عروسو بگو از کجا میاری؟
مجددا در این بیت قسمت دیگر از سنتهای غلط مورد نقد قرار میگیر یعنی مهریه بالا و با توجه به این که طبق قانون ٬ مهریه عندالمطالبه میباشد از ایشان در مورد نحوه تامین این هزینه سنگین پرسش میشود
گفتن:خونه داری؟ گفتم که ندارم/این خرج کلونو بگین از کجا بیارم؟
و باز تیغ نقد این بار مشکل مسکن برای جوانان را مورد عتاب قرار داده و این سنت که به جوان بدون مسکن زن نمیدهند . مرد جوان در این جا جانش به لب میرسد و از مخاطبان (طبق قانون ثروتهای بادآورده و از کجا آورده ای) میپرسد : من اینهمه پول را از کجا بیاورم ؟ بروم دزدی؟
پ .ن : البته دوستان توجه دارند که داستان متعلق به زمانی است که موسیو مددیان تازه از مجیدیه به شهر فرشته ها آمده بودند و آهی در بساط نداشتند و سالها مانده بود که منزل باشکوهی برای خود در محله بورلی هیلز بخرند!!
زحمتکشو پاکم/من درسته کارم/ جز این دل عاشق/من هیچی ندارم!
مرد جوان در این جا با شمردن مزایای خود و اشاره به اینکه با عرق جبین و کدیمین تلاش و فعالیت میکند و جز قلبی سرخ و پر عشق ثروت دیگری این دنیا ندارد به وضع مذکور اعتراض میکند
خب ندارم که ندارم/ندارم که ندارم......
در این قسمت خواستگار جوان سر به شورش و نافرمانی برداشته و به حضار میگوید : من ندارم چیکار کنم ؟همینه که هست (به خاطر همین بلبل زبانی هم هست که با اردنگی از خانه عروس رانده میشوند)
ولی من معنی عشقو خوب میدونم/واسه یارم میگذرم از دل و جونم/هزار آرزو دارم و جوونم/کی میگه عیبه که من آوازه خونم/زحمتکش و پاکم...........
در اینجا خواستگار به نقاط مثبت خود یعنی داشتن یک قلب گرم و سرخ و جوان بودن و همچنین دانستن معنای کلمه عشق و آرزوی فردای بهتر در فصل گل نی دارد!!!
چرا هیشکی از وفاداری نپرسید؟/ از من و عهدمن و یاری نپرسید؟/تا بگم که اشتباهتون همینجاست/ عشق من بزرگترین ثروت دنیاست/ زحمتکش و پاکم/من درسته کارم....
این خواستگار در این ابیات اشاره به جنبه های اشتباه این گونه ازدواج ها دارد و فقدان فاکتور عشق( که با آن یک تکه نان هم دست آدم نمیدهند)را بزرگترین اشتباه می داند و مجددا بر اخلاقیات و پاک بودن و زحمتکش بودن خودش اشاره می کند( این آقا طوری میگوید زحمتکش و پاک که آدم یاد کار در مزرعه نیشکر یا معدن زغال سنگ می افتد! یعنی کار خوانندگی اینقدر زحمت دارد؟)
موسیقی و شعر: شعر این آهنگ را خانم ژاکلین دُردُریان (دختر ویگن) به تنهایی! سروده اند. از قرائن آهنگ ساخت خود استاد اندی میباشد. موسیقی در گام ماژور یا همان ماهور خودمان ساخته شده البته در آهنگ به دو ترانه دیگر هم اشاره میشود یکی ترانه معروف ای یار مبارکباد است که در جاهای حساس و دراماتیک این ترانه به آن اشاره میشود و دیگری هم ملودی اپرای مشهدی عباد است. کسانی که این اثر مشهور آذربایجانی را شنیده باشند می دانند که داستان مانند این آهنگ داستان عشق یک جوان بالیاقت ولی بی پول است!
نماهنگ:
این نماهنگ از اولین نماهنگهای ساخته شده در لس آنجلس است.هنوز سالها مانده تا کارگردان بزرگ و نام آوری مانند کوجی زادوری! با ساخت شاهکارهای خود همه را مورد تاثیر قرار بدهد. کلیپ به سبک فیلمبرداری از مراسم جشن و عروسی آن زمانها ساخته شده برای همین از در ورودی ساختمان شروع میشود. و بعد هم در داخل خانه عروس خانم با چند زوم خفن ادامه دارد و چند صحنه خیابانی در آن گنجانده شده توجه داشته باشید در صحنه ای که جوانان به تماشای این دخترخانم از پشت شیشه به شکل یک آکواریم بزرگ است در واقع تمثیلی است از ترشی انداختن این دختر توسط والدینش و کلیپ سرانجام با تیپاو رانده شدن مدعوین و با یک اعتراض و تظاهرات خیابانی پایان می پذیرد.
موارد نوستالژیک: ۱ـ تاکسیدو مشکی با آستین تا شونده ۲ـ کت قرمزمدل دهه ۸۰ با آستین تا شونده و کراوات نازک ۳ـ مدل مو بالایی با شیروانی جلو و پشت مو! ۴ - پیراهن بلند سرخابی برای آن دختر خانم باکمربند پهن مشکی
و اما نگاهی دیگر: حرفها و درد دلهای این جوانان را شنیدیم اما برای این که یک طرفه قاضی نرفته باشیم و جانب انصاف را رعایت کنیم داستان را از یک نقطه نظر دیگر بررسی می کنیم: فکر کنید شما به جای والدین محترم این دختر خانم هستید(به نظر آدمهای مطلع و با تجربه ای میایند مثلا به قیافه پدر عروس میاید سرهنگ بازنشسته شهربانی باشد! ) بعد یکهو در میزنند و چند جوان گردن کلفت و نخراشیده ( که تازه به straight بودنشان هم شک دارید!!!) میایند خواستگاری با آن دسته گلهای دوزاری بعد هم میگویند :نه خانه داریم نه پول٬ کارمان هم مطربی در کافه هاست! آنوقت نه ؟خداوکیلی یا به قول آقایان علما : بینکم و بین الله! اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشید یکی را به این جماعت میدهید؟ چه برسد به دختر نازدانه و یکی یکدانه حسن کبابی تان!!!!
یک داستان: ترانه مرا بیاد یک خاطره قدیمی هم می اندازد. سالها پیش وقتی من طفل خردسالی بیش !! نبودم به جشن عروسی یکی از اقوام رفتیم. آنروزها این ترانه خیلی مد شده بود و حضار با این آهنگ به پایکوبی و شادمانی مشغول بودند (البته توجه دارید که با نوار این ترانه ٬هنوز سالها مانده بود که لوح فشرده و میم پ ۳ و اینجور قرتی بازیها بیاید!) خلاصه سال بعد این عروس داماد صاحب فرزند دختری شدند. سالها گذشت تا از دست تقدیر ما در جشن عقد کنان این دختر یعنی فرزند آن عروس وداماد باستانی شرکت کردیم و از قضای روزگار اینبار مدعوین با ترانه دیگر استاد مددیان یعنی ترانه جاودانی "زیبارویان می باید حرکات موزون انجام دهند" مشغول ترقص بودند. من که با شنیدن این ترانه عواطف نوستالژیکم بشدت قلنبه شده بود پیش عروس خانم قدیمی و والده عروس خانم فعلی رفتم و عرض کردم :یادتان می آید در عروسی خودتان هم آهنگ اندی بود و الان هم آهنگ اندی؟ آقا چشمتان روز بد نبیند.حرف ما تمام نشده بود که والده عروس خانم مثل ابر بهار ترکید و شروع کرد به گریه! و ما بلانسبت مثل سگ از حرفمان پشیمان کرد!! (بگو آخه بچه مریضی؟ واسه چی ملتو شب عروسی دخترشون به گریه میاندازی؟!!)
این ترانه تقدیم می شود به برادر گرامی و جهانگرد جناب آقای وحید که با عکسهای که در اقصی نقاط عالم خاکی می گیرد کلی صفا می کنیم و تولدش را هم پیش پیش تبریک می گویم.پیرشی جوون!
ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!
پ.ن: در راستای مشتری مداری و احترام به حقوق خوانندگان گرامی ٬ترانه را به صورت فلش برای عزیزانی که یوتیوبشان به تیر غیب دچار شده می گذاریم .