موسیقی 11 - پیراهن مشکی !
خدا بگویم چکار کند این مسئول موسیقی رادیو فردا را!! روزی پنجاه بار این آهنگ را پخش کرد و تکرار کرد تا آن را کرم مغزی کرد وانداخت به مخ ما! بعد که فکرش راحت شد یا به قول لرها:آتیش قینش فرو هشت!! بیخیال آهنگ شد و دیگر پخشش نکرد! بازهم خدا پدر و مادر این یوتیوب را بیامرزد که این مواقع به داد آدم میرسد.

آهنگ پیراهن مشکی یا la camisa negra * از آهنگهای بسیار معروف خواننده و آهنگساز کلمبیایی خوانز (یا به قول مکزیکی ها :هوانز) میباشد. او در سال ۲۰۰۰ موفق شد برای اولین آلبومی که بعد از جدا شدن از گروه هوی متال اکیموسیس ارائه داد سه جایزه گرمی لاتین را ببرد. آهنگ پیراهن مشکی از سومین آلبوم او با نام Mi sangre (خون من)در سال ۲۰۰۵ میباشد. این اهنگ با استقبال فراوانی در دنیای لاتین روبرو شدو مدتها در رتبه اول موسیقی کشورهای اسپانیایی زبان آمریکا جنوبی و مرکزی بود. در ایتالیا این آهنگ تبدیل به آهنگ محبوب گروه های نئوفاشیست شد(لباس رسمی فاشیستها مشکی رنگ است) وقتی این آهنگ در کلوپهای شبانه پخش میشد آنها دست راست خود را به علامت سلام فاشیستی بالا میبردند وتا آخر آهنگ به این حالت باقی میماندند٬ برای همین چند حزب چپ گرا آنرا تحریم کردند. هرچند خود خوانز بعدها هرگونه ارتباط این آهنگ را با فاشیستها تکذیب کرد. این آهنگ یکبار هم به هنگام قرعه کشی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان توسط او اجرا شد.
درباره نماهنگ: در این نماهنگ یا نمآوا! میبنید که خود خوانز یک استاد پیر را به همراه دو دلبر مربوطه با یک ماشین استیشن به محل می آورد . سپس این مطرب پیر که عجب ساز و نوایی دارد! شروع به نواختن گیتار میکند و موج انفجار گیتار او همه را میگرد از دو دلبر مه پیکری که در یمین و یسار او به طریقه ریزه ریزه قر میریزه!!مشغول اجرای حرکات موزون هستند گرفته تا بقال سرکوچه٬ پسری که مشغول زدن مخ دختر همسایه است! ٬عابری که از عرض خیابان رد میشود٬ سلمانی محل٬یک کدبانو در حال آشپزی٬چند نفر اهل محل٬ بچه های پیاله فروشی سرگذر!٬برو بچز پمپ بنزین سرخیابان و...... و همه با ساز این استاد میرقصند البته تنها اشکال کار اینست که این موج انفجار زمان را متوقف کرده و حرکات می افتد به یک لوپ بی انتها وتکراری . همه مشغول رقص و پایکوبی هستند جز خود جناب خوانز که بس که مصیبت زده است رقص از یادش رفته! فقط نمیدانم با همه این اوصاف و تکرار چرا خودش مشکی نپوشیده؟ موج آهنگ در انتها برمیگردد و همه را با خود جارو میکند. ساز ما را با خود خواهد برد. یوتیوب صافیدگان عزیز اینجا را هم امتحان کنید.
شعر: شعر آهنگ در باره عاشق مفلوکی است که در غم از دست دادن یار سیاهپوش شده! در اینجا برعکس آهنگ پیراهن مشکی رضا صادقی( که میگوید: پیرهن مشکی من از غم نیست) پیراهن مشکی را به نشانه ماتم و عزا پوشیده و عزادار عشق از دست رفته میباشد. ترجیع بند آهنگ یعنی جمله Tengo la camisa negra یعنی: من پیراهن مشکی دارم. چند بیت اول آهنگ هم از قرار زیر است:
Hoy tengo en el ama una pena y es por culpa de tu embrujo
Hoy se que tu ya no me quieres y eso es lo que mas me hiere
Que tengo la camisa negra y una pena que me duele
من پیراهن مشکی دارم/امروز حس عشقولانه من ماتمزده است/امروز وجود من داره زجر میکشه/و همش به خاطر جادو و جنبل توست/ امروز دوزاریم افتاد که تو دوستم نداری/ واینه که از همه چیز بیشتر آزارم میده/ و واسه همینه پیراهن مشکی دارم/ و عذابی که داره زجرم میده.
اما برای ترجمه و تفسیر همه آهنگ این دفعه بنده را عفو کنید. من اسپانیایی بلد نیستم. این چند تا خط رو هم بابدبختی ترجمه کردم که شرمنده دوستان نشوم. برای بقیه اش احتمالا باید دست به دامن اهل فن بشویم. سینیوریتا ماریا یغورت !!!! دوند استاس باباجان؟!!!!
ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!
* la camisa همان القمیس است که مانند بسیاری واژه های دیگر از عربی وارد اسپانیایی شده! میبینید که فقط فارسی نیست که توسط این زبان مورد عنایت قرار گرفته!!!!!