در ستایش زندگی
ما چه فیلمهای عباس کیارستمی را دوست داشته باشیم چه نه ، او از سمبلهای سینمای ما در دنیا بود. باعث ذلخوشکنک ما که غیرایرانی ها به جز "آحمدی نجااد " و " نوکلیر بامب " چیز دیگری هم از ایران شنیده اند. خیلی ها سینمای ایران را با او می شناختند. "یکی از چهل کارکردان برتر زنده دنیا" . او بسیاری از اولین ها را برای فرهنگ ایران آورد از اولین نخل طلای کن بگیر تا همین یک هفته پیش و خبرعضویت در آکادمی اسکار که افسوس دولت مستعجل بود....
در صحنه آخر فیلم طعم گیلاس ( عباس کیارستمی -۱۹۹۷) که اولین بار نخل طلای کن را برای سینمای ایران آورد. آقای بدیعی (با بازی همایون ارشادی) مستاصل و خسته از زندگی در گور می خوابد تا از شر خودش خلاص شود. صحنه در تاریکی مطلق فیدآوت می شود و تنها صدای باران و رعدبرق را می شنویم . صحنه بعد با فید این همان جا را می بینیم. بهار است و همه جا سبز، سربازانی که مشغول نظام جمع و دویدن در کوه های دارآباد هستند وبا فرمان کات کارگردان با همان بی غل و غشی دوران جوانی روی سبزه ها می نشینند و به شوخی و خنده می پردازند. بعد موسیقی جاز آرامی با نوای تکرار شونده سازهای بادی شروع می شود. موسیقی ترانه " درمانگاه سنت جیمز" ، ساخته لویس آرمسترانگ . درمانگاه سنت جیمز یکی از زیباترین کارهای آرمسترانگ است . شعرقدیمی ترانه که مرثیه ای در از دست یار است با اجرای گروتسک لوییس آرمسترانگ کل بار سیاه و مصیبت آورش را از دست می دهد و حتی صحبت از مرگ معشوق و مرگ خود عاشق این شوخ و شنگی را کم نمی کند. مانند همان پیرمرد خوش صحبت آذری فیلم که صحبت مرگ را می کند و سعی در منصرف کردن بدیعی از خودکشی را دارد و به او می گوید " چطوری میخوای از مزه یک گیلاس بگذری ؟ من که رفیقتم میگم از مزه یک گیلاس نگذر". ساده ترین و زیباترین جمله در ستایش زندگی .
https://www.youtube.com/watch?v=JGi8lpcgfec