سید علیرضا عصار از خوانندگان نسل جوان پاپ است. نسلی که از اواخر سال ۷۵ با آزاد شدن موسیقی پاپ شروع به کار کرد. او طی این سالها با گزیده و سنجیده کار کردن موفق شد خود را به عنوان یک خواننده موفق مطرح کند. کارهای عصار از جمله کارهایی است که وقتی گوش میکنی به آینده موسیقی پاپ در ایران امیدوار میشوی .  آلبوم نهان مکن  آخرین کار او چند روز پیش به دستم رسید . یک کار حرفه ای و خوب با تنظیم و  آرانژمان یکی از مفاخر موسیقی ما شهرداد روحانی واجرا ارکستر سنفونیک لندن و ضبط شده در استودیو ابی رود لندن ٬این استودیو یکی از مشهورترین استودیوهای صدابرداری در دنیاست. آثار معروفی چون موسیقی فیلم جنگ ستارگان٬ارباب حلقه ها و هری پاتر  در این استودیو اجرا وضبط شده اند.با گوش کردن به آهنگهای این آلبوم تازه متوجه میشوید اجرا با اجرا چقدر فرق میکند. همراهی فوق العاده ارکستر بویژه استرینگ (سازهای زهی) استفاده سازهایی مانند چنگ و فرنچ هورن که از سازهای مهجور ومتروک در موسیقی امروز ایران هستند از نقاط قوت دیگر این آلبوم هستند.تنها اشکال این آلبوم ٬جای خالی فواد حجازی یار قدیمی و همیشگی عصار است که از صدای خاطره انگیز ساکسیفون او شیطنتهایش به هنگام نواختن خبری نیست. خدا کند خبر دعوا و جدا شدن او از عصار شایعه باشد.

آهنگی که امروز آنرا تفسیر میکنیم ( تا اینجا مطلب به جان خودم جدی بود!) آهنگ نهان مکن است با شعری از حضرت مولانا .(عصار در اکثر کارهایش به علت ارادت زیاد به مولانا آهنگی هم با اشعار او دارد) در این آلبوم هم ما جسارت کرده و با اجازه از ایشان این آهنگ را تفسیر میکنیم .آهنگش را هم میتوانید در اینجا گوش کنید. و اما آهنگ :

دوش دلا چه خورده ای ؟       راست بگو ٬نهان مکن !

چون خموشان بی گنه         روی به آسمان  مکن !

حضور انورتان عرض میشود داستان این ترانه مربوط میشود به بازجویی و سین جیم کردن از یک جوان مست توسط  بزرگتر خانواده که میتواند پدر و مادر باشد یا بستگان دیگر ! این جوان صبح مست و پاتیل از مجلس فسق و فجور  به منزل برگشته که یقه اش را میگیرند و از او بازجویی میکنند که :دیشب  کجا   بودی؟ دوباره رفتی عرق خوری؟  راستشو بگو و خودتو نزن به کوچه علی چپ ! ادای آدمهای معصوم رو هم درنیار ! این فیلما رو هم واسه ما بازی نکن !! خر خودتی !

باده خاص خورده ای        جام خلاص خورده ای ؟

بوی شراب میزند              خربزه در دهان مکن ! 

منطور از باده خاص در این شعر مشروب براند معروف! وگران قیمت است .نه از این مسکرات الکی و دست ساز یا مثلا الکل گندم اتحادیه با آبمیوه تکدانه! با توجه به این که اشاره میشود باده مورد نظر شراب است یحتمل باید نوعی شامپاین گرانقیمت باشد. و اما در مورد جام خلاص٬ مستی درجات مختلفی دارد. ابتدا سرت گرم میشود بعد شنگول میشوی بعد به مرحله لولی! میرسی ودر حالت شدیدتر به درجه پاتیلی میرسی. و اگر بازهم ادامه بدهی به مرحله بیهوشی و مدهوشی میرسی. جام خلاص عبارت است از آخرین پیاله یا بقول فرنگیان shot که مرحله پاتیلی را به بیهوشی میرساند. اینجور که معلوم است فرد مورد اشاره حسابی زیاده روی کرده و روی پا بند نبوده  و بوی مشروب هم از ده متری تابلو بوده !! اما در مورد مصراع آخر! اساتید بزرگوار مطلع هستند که معمولا خوردنی ها یا به اصطلاح مزه مورد استفاده با مسکرات ربط مستقیم به مسکر مورد استفاده دارد. اگر به جزییات بپردازیم داستان طولانی میشود ولی به طور کلی با مشروباتی مانند ویسکی٬ودکا٬تکیلا و همین داگی درینک خودمان! که طبع گرم دارند مزه های استفاده میشود که طبعشان سرد است مثلا ماست خیار٬ماست موسیر٬ آبلیمو و... که با استفاده از نجسی مذکور به نوعی تعادل برسند!! و برای  باده جاتی مثل آبجو و شراب که طبع سرد دارند از مزه هایی که طبع  گرم دارند مانند شیرینی و باقلوا و پسته و شکلات و میوه همچنین معمولا  برادران و  خواهران عزیز عرقخور! برای معلوم نشدن بوی مشروب و تابلو شدن از موادی مانند دود سیگار٬چای خشکه٬ غرغره با عرق نعنا٬ آدامس پی کی و انواع عطر و ادکلن استفاده میکنند اما در این شعر از خربزه به صورت دومنظوره استفاده میشود هم برای بالانس طبع! و هم برای پنهان کردن بوی شراب. از این شعر متوجه میشویم جناب مولانا حسابی حرفه ای و بقول معروف اهل بخیه بوده و استاد فن!

این دل پاره پاره ام      دیدن اوست چاره ام

اوست پناه وپشت من         تکیه بر این جهان مکن!

کار دلم به جان رسد       کارد به استخوان رسد

ناله کنم ٬   بگویدم           دم مزن و  بیان  مکن!

با خواندن این ابیات متوجه میشویم باز داستان٬ نقل  عشق وعاشقی است.فرد خاطی که روی پا هم بند نیست٬اعتراف میکند که با زید مربوطه! قاطی کرده و دعوایشان شده . از طرف دیگر او را به حد مرگ دوست دارد یا بقول دوستان :لاو ترکونده اساسی!! ولی معشوق یا معشوقه از این نکته سو استفاده  کرده و روزگارش را سیاه کرده و طاقت او را طاق کرده. و حتی اجازه  ناله کردن هم نمیدهد و میگوید: هیس! جیکت در نیاد.(عجب آدمهای یزیدی پیدا میشن!!)

خشم کسی کند که او                                 جان و  جهان ما بود

خشم مکن !تو خویش را                                مسخره جهان مکن!

باده عام از برون٬باده عارف از درون     بوی دهان بیان کند٬تو به زبان بیان مکن!

در اینجا فرد ناصح به ادامه نصیحت میپردازد:که عزیز من٬قربونت بشم! تو که اینطوری دوستش داری٬ چرا دعوا میکنی؟  تو که کلاهت پشم نداره برای چی قاطی میکنی که بعدا ضایع بشی؟  اعصابت رو خورد میکنی ٬بعد میشینی هی مشروب میخوری. هم رفتی از بیرون خریدی هم رفتی از عارف خریدی(توضیح اینکه   عارف نام کاسب و عرق فروش محله است مثلا عارف قاراپتیان!! ) بوی مشروبت هم که همه جا رو برداشته و حرف نزده همه میفهمن مستی. این کارها رو نکن. بیا من ببرم آشتیتون بدم و اوضاع رو مرتب کنم (به خاطر همین من حدس میزنم فرد ناصح از والدین یا بستگان نزدیک  میباشد!!)

                                                          ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!