بارها شده دوستان مقیم لس آنجلس گله کرده اندکه فلانی ٬ چیه هی میگی لس آنجلسی ٬لس آنجلسی و آبروی ما را می بری. هرچقدر هم توضیح می دهم که بابام جان !این اسم سبک است و ربظی به موقعیت جغرافیایی ندارد یعنی فرضا  اقای افشین در آلمان و کرور کرور خواننده جدید و عجیب غریب در ایران لس انجلسی می خوانند٬ فایده ندارد. بهرحال برای این که یک جوالدوز به خودمان بزنیم و یک سوزن به مردم می رویم سراغ ترانه یکی از خوانندگان این اطراف که لس آنجلسی می خواند. یعنی آقای راشید . شما هم اگر آخر هفته ای٬ چیزی راهتان اینورها افتاد می توانید بروید رستوران آریا یا چاتانوگا و یک چلوکباب کوبیده سیر با پیاز و دوغ به بدن بزنید و از هنرنمایی آقای راشید استفاده کنید. تازه بعد آنهم برنامه رقص عربی است و بعداز حظ المعده و حظ السمع نوبت حظ البصر می رسد. بعد اینکه اسکناس یک دلاری فراوان برای دادن شاباش و گذاشتن در محل مخصوص جمع آوری شاباش! یادتان نرود. خوب زیادی روده درازی کردم! و اما ترانه:

 

 دختری به نام خورشید:

 داستان شعر مانند نود هشت درصد ترانه ها ایرانی دارد وصف یار  و پاچه خاری محبوب را می کند٬ به شعر توجه کنید:

چشای تو زنگاریه به رنگ میناکاریه
از خوشگلیت من چی بگم باغ پر از گلکاریه

اولین مصراع اختصاص به توصیف چشمان دلبر مربوطه دارد . ایشان چشمان سبز تیره (زنگاری) دارند حالا با لنز یا بی لنز . چشمانی که مثل صنایع دستی میناکاری شده و شیشه ای می باشد. حالا اینکه آیا این پلنگه چشم قشنگه و آهوی دشت زنگاری با هم نسبتی دارند توضیح داده نمی شود . در مصراع دومه این چشمان سبز به یک باغ گلکاری تشبیه شده . حالا این باغ تفرج میوه به کسی میدهد یا نه و ارتفاع سیب بلند قامتش چقدر است٬ امریست جدا و علیحده!


دلم به دنبال توئه٬ دلخوش حرفای توئه٬ دلم یک عمره عاشقه
حرفای توئه٬ دلم یک عمره عاشقه خنده لبهایه توئه

خواننده در این ابیات درباره پیشینه کاریش و سوابق خود توضیح می دهد .اینکه دل ایشان عمریست به وعده وعید های طلایی و در باغ سبز ایشان و خنده های ایشان دلبسته و دل خوش کرده و با دیدن خنده های ایشان برای خودش احلام یقظه می بیند!
آسمونم آبی شده هوا چه آفتابی شده
غنچه لب ها تو ببین به رنگ عنابی شده

در مصراع بعد بیشتر متوجه گزارش هواشناسی جناب راشید هستیم . اینکه  آسمان آبی کمی تا قسمتی تمام  آفتابی  است و این آفتاب باعث باز شدن غنچه لبهای دلبر شده .رژ لب مورد استفاده ایشان هم رنگ عنابی دارد. توضیح اینکه از اساتید برجسته هنر آرایش مانند شهین جون یا فریبا جون سوال کردیم و ایشان توضیح دادند که :استفاده از ریمل و سایه و رژ لب عنابی باعث همگونی و هارمونی خوبی با چشمان سبز می شودو همانطور که میبینیم ایشان هم این اصل مهم را فراموش نکرده اند!


خورشید خانم قشنگه سرخ و سفید دو رنگه
اما دل عاشقه من با دل تو یه رنگه

 در اینجا راشید تئوری حیرت انگیزی ارائه می دهد او بعد از بشارت و گواهی دادن به زیبایی خورشید ادعا می کند که رنگهای اصلی خورشید دو رنگ سرخ و سفید هستند. همانطور که می دانیم  نور خورشید پس از عبور از منشور و اسپکتروم به هفت رنگ تجزیه شده که ترکیب کلی آنها رنگ سفید را بوجود می آورد. جناب راشید در این بیت ادعا می کند که خورشید از دو رنگ کلی سفید و سرخ تشکیل شده و این ادعا می تواند یک تئوری جنجال برانگیز در بحث فیزیک نور و کوانتوم باشد . ضمن اینکه در مصراع دوم این تئوری بهانه ای خوبی می شود تا خواننده یکرنگی و صفا و خلوص نیت خود را به دلبر اعلام کند
تو هر گذر هر چی پسر ٬می خواد تورو ای گل به سر

اما نگات به من میگه ماله منی بی دردسر

گل به سر اصطلاحی است که برای توصیف خیار تازه از جالیز کنده شده بکار می رود٬ مثل شاه میوه گلابی یا نقل تر برای توت . حالا اینکه خواننده چرا دلبر را به خیار تشبیه کرده باید در ادامه همان سبزی لباس ایشان و میناکاری و باغ گلکاری باشد . در این بیت همچنین می بینیم که ایشان با اذعان به اینکه بجه های محل(دزد بودن یا نبودنشان را نمی دانیم ) در هر گذر به دنبال این بانوی گل بسر هستند با اعتماد به نفس و علم الیقین اعلام میکند که از طرز نگاه  او متوجه است که بدون هیچ دردسر و گرفتاری این بانو مال ایشان  خواهد بود (دوستان فمنیست بیخود چپ چپ به من نگاه نکنید بروید یقه شاعر را بابت این بیت مردسالارانه بگیرید!!)

 نماهنگ : در نماهنگ این ترانه از سنتهای فیلمهای بالیوودی و هندی  استفاده فراوانی شده. داستان در یک مکانیکی بزرگ اتفاق می افتد.راشید و دوستان همکار به همراه خورشید خانم در مکانیکی به رقص و طرب می پردازند .   در ضمن به خاطر اشارات فراوان به رنگ سبز در شعر ترانه به موتیف و جو غالب رنگ سبز توجه شود از رنگ برادران مکانیک سیاهی لشگر تا لباس خورشید خانم تا لباس خود راشید.

 آهنگ با ضرب بندری و سینتی سایزری که ادای نی انبان را در می آورد شروع می شود و صدای گیتار بیس عیش را کامل می کند  . ابتدا عکسهای خانم هانیه در نقش خورشید خانم را روی مجلات ووگ و دابلیو و کازموپولیتن می بینیم تا متوجه شویم با کم آدمی روبرو نیستیم . بعد خود خورشید خانم با موهای سوپرهای لایت  N10 و گونه پروتزی و لنز سبز و لبان عنابی به میدان آمده و مشغول حرکات موزون می شود .جناب راشید هم به سبک قهرمانان بالیوودی با یک دوجین از همکاران در مکانیکی مشغول حرکات موزون دسته جمعی شده و ازهمه جالبتر کارگران مکانیکی هستند که از در دیوار و داخل کاپوت ماشین بنز  سردر می آورند و مشغول نمک ریختن و جنباندن و خود را هلاک کردن می شوند.و خود آقای راشید با لباس سبز (به علامت تساوی پشت لباس توجه شود ) سردستگی گروه را به عهده گرفته و قربان صدقه خورشید خانم فوق الذکر می شود و در انتهای نماهنگ می بینیم کل داستان رویایی بیش نبوده و راشید به جای گردنبند وایر شمع  دستش گرفته ٬هرچند آمدن خورشید خانم واقعی به عنوان مشتری حالت تعلیق پدید اورده مرز خیال و واقعیت را می شکند. 

این آهنگ را تقدیم می کنم به تمامی دوستداران و علاقه مندان تفسیر موسیقی .

                                                         ارادتمند همیشگی :بایرامعلی !