یکی از دایی ها کلکسیون صفحه موسیقی داشت . بزرگ و کوچک و ایرانی و خارجی . سی و سه دور و چهل و پنج دور . گاهی به اتاقش می رفتیم اگر سر حوصله بود برایمان صفحه می گذاشت . دستم را به زیر چانه ام می گذاشتم و  خیره می شدم به صفحه و در دنیای خیال غرق می شدم .روی جلد یکی شان عکس مرد جوانی بود با سبیلهای پرپشت و موهای بلند مشکی . آن صفحه را خیلی دوست داشتم . دایی پیکاپ گرام را روی صفحه می گذاشت و پیکاپ روی مدارهای مشکی به نرمی می لغزید /غم ميون دو تا چشمون قشنگت ، لونه كرده/شب تو موهای بلندت٬ خونه کرده..........  ترانه ادامه پیدا می کرد تا میرسید به جمله /گل یخ توی دلم جوونه کرده.....در اینجا صفحه به اصطلاح به سوزن می افتاد و یکنفس می خواند جوونه کرده ..جوونه کرده جوونه کرده... تا دایی به دادش برسد و پیکاپ را به جلو هل بدهد تا بقیه آهنگ را گوش کنیم . سالها بعد به عشق این آهنگ بعد از مدتها گشتن یک بوته گل یخ پیدا کردم و به خانه آوردم . بهمن ماه که می شد در هوای سرد زمستانی گل می داد.گل های کوچک با بویی شیرین و در خاطر ماندنی- مثل همان ترانه - چند شب پیش که تلفنی با مادرم صحبت می کردم ٬ سراغ گل یخم را گرفتم . خندید و گفت . هنوز هم  هست ٬نگاهش که می کنم یاد تو می افتم .

 

تازه استخوان ترکانده بودیم ٬ منظورم من و چند رفیق یار و غار آنروزها ٬  می خواستیم سری تو سرها در بیاوریم . گواهینامه گرفته بودیم ولی ماشین نداشتیم. گاه گداری یک نفر ماشین پدر یا عمو یا یکی از فامیلها  را با من بمیرم و تو بمیری و ترس و لرز می گرفت و می توانستیم برویم در خیابانهای شهر ولگردی ٬راحترین و کم خرجترین تفریح آنروزها . مدتی بعدتر هم اعتماد برزگترها به ما بیشتر شد و ماشین را می دادند برای یک مسافرت کوتاه دو -سه روزه . این جور مواقع یکی بزرگترین مشکلات اختلاف سلیقه موسیقیایی بود! هرکسی دوست داشت موسیقی موردعلاقه اش را بشنود . در مورد موسیقی ایرانی انتخاب زیادی وجود نداشت . موج موسیقی داخلی هنوز راه نیافته بود و از آنسوی مرزها چیز دندانگیری نمی آمد . خیلی ها رو آورده بودند به موسیقی های قدیمی ٬  ویگن ٬داریوش٬ فروغی٬فرهاد ٬اصلانی و..... و یغمایی   . در این مسافرتها معمولا بهترین چاره گوش کردن به ترانه های کوروش یغمایی  بود . همه دوستش داشتند و کسی اعتراضی نداشت . وقتی  خاطرات مسافرتهای آنروزها  را به خاطر می آورم معمولا با ترانه ای از کوروش یغمایی همراه است.

 

اردیبهشت هفتاد و هفت بود . کمتر از یکسال از دوم خرداد  می گذشت . خوش حال بودیم و فکر می کردیم قرار است اتفاق مهمی بیافتد . یکی از  دوستان رفته بود در کار سیاست و به خاطر همین با چند نفر از مابهتران آشنا شده بود و صحبتهای اولیه شده بود برای گرفتن مجوز برای کنسرت کوروش یغمایی . یک روز همراه آن دوست راه افتادم رفتم دفتر کار کوروش در برج سفید پاسداران. در را که باز کرد باورم نمی شد که روبرویم ایستاده  . آنموقع ها حادثه بزرگی در زندگیم محسوب می شد. دیدن ادمی که تک تک ترانه هایش را صدها بار گوش کرده بودم . با پسرش ٬کاوه٬ مشغول کار برروی آخرین آلبومش بود . آلبومی که چندسال بعد با نام "آرایش خورشید " بیرون آمد. دوساعتی آنجا بودیم و از هر دری صحبت کردیم و قول قرارهایی گذاشتیم . آن کنسرت هیچوقت برگزار نشد و ما  همیشه در حسرت دیدن اجرای زنده آهنگهای او ماندیم.  دوباری به کنسرتهای کاوه رفتم ولی خودش چیز دیگری بود.هنوز  امضای او را در جلد کاست ماه و پلنگ دارم.

مدتها است خبری از او نیست . به سبک سنت ملی ما لابد گذشته اند مثل فروغی و فرهاد دق کند تا یادشان بیافتد که یک اینچنین کسی بود و تیتر بزنند "پدر راک ایران رفت " و این حرفها . مافیا موسیقی و کله گنده های لاله زار هم مدتهاست بایکوتش کرده اند و در این شرایط بلبشو که هرکس از راه می رسد می شود خواننده و موسیقدان با یک لقب استاد زورچپان . کار آخر او - ملک جمشید-  مدتهاست منتظر مجوز مانده . در این میان بازهم گلی به جمال خارجی ها ! شرکت STONES THROW اقدام به انتشار یک آلبوم  با نام Forge Your Own Chains از بهترین راکهای دهه شصت و هفتاد دنیا می کند .آلبوم پانزده آهنگ دارد  یکی آهنگهای این آلبوم ترانه حجم خالی  کوروش یغمایی است .با همان ریتم و ملودی های آشنا و سبک یغمایی وار.

 کوروش یغمایی یکی از خواننده های است که نامش در تاریخ موسیقی ما می ماند . حتی اگر او همان یک ترانه گل یخ را خوانده بودباز  استحقاق این را داشت که نامش در موسیقی ما بماند .ممکن است کارهای جدیدش آن مزه و طعم ترانه های قدیمی را نداشته باشد ولی استحقاقش بیشتر از این حرفهاست. او حق زیادی به گردت موسیقی ما دارد.

 

پ .ن : این هم یک مطلب در  رادیو ملی مردم "NPR " در مورد موسیقی متفاوت دهه هفتاد در ایران .قسمتی مربوط به همین ترانه حجم خالی است.

پ ن ۲ : ترانه  حجم خالی را گوش کنید.