"خیار به سبک ایرانی" یا "رژیم بگیر تا به سوراخ الک گیر نکنی"
راستیتش اول که چندتا از دوستان خبر دادند که وبلاگ ما داخل مملکت محروسه گیر کرده به سوراخهای الک زیاد جدی نگرفتیم و بی خیال بودیم ٬ارجاعش دادیم به بعضی قسمتها ! و گفتیم :شد که شد... نشیمنگاهش متزلزل !! حالا این چهار نفر و نصفی خواننده نوشته های مشعشع ما را نخوانند. مگر چه می شود؟ به کی بر می خورد؟ ولی هرچی برویمان نیاوردیم ٬ نشد ٬ گفتیم اگر این چند خط را ننویسیم بهمان فشار می آید و دچار غمباد و شقاقلوس! می شویم وپس می افتیم.
با عنایت (چی ؟.... به گربه چه ربطی داره جانم؟ ) هیچی٬ چی می گفتم........ با توجه به این که بنده سراپا تقصیر بشدت ملتفت و چیزفهم شده ام که به تورهای الک عموجان گیر کرده ام و داخل مملکت محروسه قابل رویت نیستم الا به شعبده گودر یا به کمک ابزار الک بازکن . پس اگر از همان دور فاتحه و حمد سوره ای برایمان بخوانید دستمان می رسد و به صالحات باقیاتمان اضافه می شود. گوش اگر گوش تو (ولو با استفاده از سمعک) و ناله اگر ناله من ٬ فعلا که آنچه البته به جایی نرسد فریاد است . ولی آخر عمو جان٬ قربان آن سوراخهای ریز و میکرونی الکت بروم . ما که نه بحث "۳۰ یا۳۰ " در اینجا می کنیم نه درباره" الفیه و شلفیه" می نویسیم و نه ......
فکر کردیم یک تکانی به خودمان بدهیم و یک وبلاگ آیینه (از نوع آیینه دق) درست کردیم بعدش فکر کردیم ٬چه فایده؟ آنهم بعد مدتی به همین سرنوشت دچار می شود. شاید هم بهترین کار این باشد کرکره اینجا را بکشیم پایین و درش را گل بگیریم تا عمو الکچی محترم را بیش ازاین به زحمت نیندازیم و به جای اینکه وقتش صرف ما بکند برود یقه همان مفسدین و مضلین و سایر وابستگان را بگیرد.. به قول مرحوم مظفرالدین شاه :همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید..........
پ.ن : مصاحبه بنده با دوستان کافه رادیو در مورد اینکه " همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید" و "اینجا هیچکس سرجاش نیست"