بعد مدتهای  مدید به بحث شیرین تفسیر موسیقی بر می گردیم و این بار به سراغ یک ترانه با گویش فارسی دری می رویم .یکی از مشهورترین ترانه های جناب شهاب تیام به نام "دختر کابلی" که بیشتر با نام دیگر ترانه یعنی "از اون بالا دختر میاییه" شناخته می شود. این ترانه از اولین آلبوم شهاب تیام یعنی "یک" انتخاب شده. استاد تیام با این کار کلی نامگذاری آلبومهایش را راحت کرده  و اسم آلبوم دوم احتمال زیاد دو خواهد بود!

زردانه ها : شهاب تیام متولد چهارده بهمن (متولد دهه مبارک فجر) سال ۱۳۶۰ در شهرک ژاندارمری تهران میباشد.در دوازده سالگی وقتی وارد گروه سرود مدرسه می شود متوجه می شود که استعداد موسیقی او زیاد است و حیف است در ایران بماند و استعداد های او ناشکوفا بماند.   در شانزده سالگی به ترکیه می رود و  بعد یک سال به آمریکا می آید  و ساکن شهر فنیکس در آریزونا می شود .تحصیلاتش را در رشته مهندسی کامپیوتر تمام کرده و به دنبال پیدا کردن ستاره خوشبختی راهی شهر فرشتگان می شود تا در آسمان هنر بدرخشد. او  اکنون مشغول کار موسیقی است.آلبوم" یک" اولین و فعلا تنها کار او می باشدو معروفترین آهنگ این آلبوم هم همین آهنگ است .

تفسیر شعر:

   آب را گل نکنیم / در فرودست انگار کفتری می خورد آب/ یا که در بیشه دور٬ سیره ای پر می شوید/یا که در آبادی ٬ کوزه ای پر می گردد   (سهراب سپهری)

   انتشار ترانه دختر کابلی یا با اسمی که همه آن را می شناسند "از اون بالا کفتر میاییه" همزمان بود با سفر انوشه انصاری به فضا .برای همین شایعاتی وجود داشت که این ترانه برای ایشان خوانده شده البته هیچکدام از طرفین نه انوشه انصاری نه شهاب تیام این خبر را رد یا تایید نکرده اند بهرحال ما کاری به این مسائل حاشیه ای نداریم و به سراغ تفسیر این ترانه ماندگار می رویم:

   از او بالا کفتر ميايه / یک دانه دختر میاییه   ترانه با این جمله خبری شروع می شود که از آمدن یک کبوتر از بالا خبر می دهد . از نظر اساتید بزرگ کفتر بازی اصولا کفتری که سقف پرواز بالاتری دارد و سبک تر و بیشتر می پرد  نژاد بهتری داشته و ارزشمندتر است یا بقول خودشان جنس است! کلا کفتر همیشه از بالا یا همان آسمان به پایین می آید مگر آنکه از نوع کفتر نژاد پست مثل کفتر چاهی و قمری اینها باشد که از پایین و از توی چاه به بالا بیایید.حالا به مسائلی مانند این که کفتری که از بالا می آید آیا به فرودست می رود تا آب بخورد و ما نباید آب را گل کنیم تا از آب گل آلود ماهی بگیریم و مشکلات بعدی مربوط به حمام کردن سیره و تصفیه  آب برای  کوزه و درویشی  که نان خشک می خورد و غیره اشاره ای نشده٬  حالا هرچی هست منظور از شاعر این است که خوب چیزی می آیید . در مصراع دوم اولین چیزی که متوجه می شوییم آمدن " یک دانه دختر" است . ممکن است از خودتان بپرسید :مگر دختر مانند هندوانه  یا شلغم یا هلو است که واحد شمارش آن "دانه" است (هرچند ممکن است دختری هلو هم باشد ولی با دانه شمارش نمی شود !) ولی با کمی دقت متوجه می شویم که یکدانه در واقع صفت این دختر است (مثلا رجوع کنید به ترانه " یکدونه دختر " استاد اندی مددیان ) و منظور یک دختر بی همتا و یگانه است و نه چیزدیگر احیانا.

سياه  کجک  جان جان تو منوديوانه  کردي :   لابد می پرسید کجک یعنی چی ؟ به قول شادروان خلد آشیان "مهوش" : کی میگی کجه؟ مال کرجه؟ و این حرفها .تعریفهای متعددی از کجک شده . در فرهنگ معین "کجک " به میله بلندی اتلاق شده که در قدیم برای کنترل فیل استفاده می شده (من نمیدانم چرا هر چه در این پست می نویسم یک جوری به حیوانات ربط پیدا میکند! )  همچنین کجک یک لغت فارسی  دری و به معنای "دختر " هم می باشد ( پنداری واژه "کیجا" در زبان مازندرانی هم از این ریشه است) و سومین معنی برای کجک که به نظرم در این ترانه هم منظور همان باشد یک جور وسیله تل مانند! قدیمی بوده که با پر سیاه اردک ساخته می شده(بازهم مربوط شد به حیوانات) و خانمها برای خویش آرایی و دلبر بدبخت کردن از آن در روی موهایشان استفاده می کردند.

 بهرحال خواننده یک دختر کجک سیاه را مورد خطاب قرار داده و او را باعث جنون و دیوانگی خود می داند.البته نوع جنون و روانپریشی ایشان هنوز معلوم نیست و آیا اسکیزوفرنی است یا مانیا یا پارانویا که خود جداگانه باید مورد بحث قرار بگیرد.

آي دختر کابلي من يه ايراني هستم
به خاطر تو دختر کوله بارم رو بستم
سياه  کجک جان جان تو من ديوونه کردي

راوی در اینجا به معرفی خود اقدام می کند و تابعیت خود را اعلام کرده و همچنین متوجه می شویم شوخ چشم سیه موی مورد نظر اهل کابل می باشد و این جوان غیور  جهت  زیارت ایشان رنج سفر را بر خود هموار کرده و بارو بندیل خود را بسته سوار بنز خود شده و تمام ناامنی راه  و مرارتها را به جان خریده و تا به کابل آمده.در واقع مجدد بحث گفتگوی تمدنها و گفتمان فرهنگها در اینجا پیش می آید. هرچند که یک جورهایی سر طرف منت هم می گذارد.

بيا همدم من نرو از بر من
در اين  وقت جواني تو شدي دلبر من
از او بالا کفتر ميايه................

خواننده در این بیت با التماس و استرحام از این کجک جان خواهش می کند  نزد او بماند و امر به ماندن ایشان را که در این دوره شباب به افتخار دلبری و معشوقی این جوان رعنا نائل آمده  می کند.و دوباره بحث کبوتر پایین رونده پیش می آید.

من آمده ام تو را ببينم بروم
به تو گل دادم چرا نگرفتي پس
شاخه گل دادم چرا نگرفتي پس
چشم انتظارم بيا
دل بي قرارم بيا

وقتی التماس ها و خواهش ها کارگر نمی افتد او برای آنکه از تنگ و تا نیافتد و احیانا کم شدن میزان ضایع  شدگی می گوید من فقط آمده بودم تو را ببینم و بروم و کار دیگری نداشتم و حتی دادن گل و شاخه گل افاقه نمی کند. ممکن است کنجکاو شده باشید  که علت این بی مهری طرف مقابل چیست؟ سابقه جنون  که یادتان هست؟ حالا فکر کنید این آدم نیمچه خل کل راه را از مشهد وخراسان تا کابل کوبیده و آمده تا صرفا یک گل به این دختر بدهد و بعد مرتب با این مرسدس مشکی و عینک آفتابی پیش او ژستهای آبدوغ خیاری و در پیتی بگیرد و آنقدر نرگدا باشد که دلش نیایید این دختر را که به گفته خودش فقط برای دیدن او اینهمه راه را آمده سوار ماشین کند و ببردش هواخوری! آنوقت توقع دارد که این خانم حسابی ایشان را تحویل بگیرد و برای دوتا گلایل دوزاری قربان صدقه این جناب هم برود .تازه با اینهمه هنرنمایی و حرکات موزونی که برای این شازده در ابتدا انجام می دهد. برای همین گلها را نگرفته و به او بی محلی می کند و در انتها  او ناامید و ناکام   دمش را روی کولش می گذارد و بر می گردد مشهد.

 درباره نماهنگ :

 معروف است هر هنرمندی در کار خود نشانه هایی دارد که مثل امضا می ماند بطوریکه می توان از آن امضا صاحب کار را تشخیص داد. حالا به این نشانه ها توجه کنید :خودرو مرسدس بویژه از نوع کانورتبل ٬عینک آفتابی٬ رقصیدن با لباس رنگارنگ میان درخت و سبزه گل و سوسن وسرو و سنبل و اینها. نام کدام کارگردان یادتان می آید؟ ...... معلوم است که نام جناب کوجی زادوری  بر تارک این نماهنگ می درخشد .البته ایشان چند امضا هنری دیگر دارند که بحثش می ماند برای بعدها.

 داستان از آنجا شروع می شود که جناب تیام سوار بر مرکب آهنین خود از مرز خراسان (که تابلویش آدم را یاد تابلو ورودی لاس وگاس می اندازد )گذشته وبرای دیدن یار کابلی به نزدیک پل که نمادی از وصل و رسیدن آدمها  به هم است می رود . در اینجا یار کابلی با توجه به نزدیکی به هندوستان و بالیوود به سبک فیلمهای هندی شروع به انجام  حرکات موزون روی پل به سبک هندی می کندو شهاب تیام باز به سبک هندی خوشتیپمنشانه قربان صدقه کبوترشان می رود و می خواند (از دیگر نشانه های سینما هند می شود به کت شلوار سفید او اشاره کرد)  البته به صورت مونتاز موازی صحنه هایی از ماشین سواری ایشان هم دیده می شود تا بیننده مطمئن شود که این ماشین بنزاست و حتی آرم بنز را هم چند جابرای خر فهم کردن به چشم بیننده فرو می کند! اما به یک سنت شکنی بزرگ در سینما توسط استادکوجی توجه کنید:

   معمولا دانشجویان ترم اول رشته سینما دانشگاه آزاد واحد قارپوزتپه هم می دانند "خط فرضی" چیست و نباید در فیلم شکسته شود. حالا به دقیقه ۱:۰۷  این کلیپ نگاه کنید وقتی ماشین از سمت راست به چپ تصویر رفته و وارد تونلی می شود که رویش تابلو به  سمت مشهد نصب شده ( حالا کاری به این هم نداریم که کسی که به کابل می رود باید خلاف جهت مشهد رانندگی کند نه به طرف مشهد! ) بعد دقیقا در صحنه بعد خط فرضی می شکند و ماشین از تونل بیرون می  آید و درجهت چپ به راست تصویر حرکت می کند و پشت آن هم ستونی از ماشین ها با چراغ روشن.   این سنت شکنی و هنرنمایی  استاد کوجی مرا به شدت یاد کارتونهای تام و جری می اندازد وقتی فرضا تام وارد تونل می شود و روبرو می شود با یک قطار و مجبور می شود  به سرعت بر می گردد! در آخرین صحنه شهاب تیام با قلبی شکسته و غمین وبدون همراه با تاسف به تابلوی "۵۵ کیلومتر به مرز ایران"  نگاه می کند و آهی می کشد و برمی گردد.

 

این ترانه بسیار قشنگ را چند روزگار قبل فرناز بانو  به ما فرمایش  داده بودن که ما آنرا تقدیمشان       می کنیم .انشالله جانتان جور باشد.

                                           ارادتمند:بایرام

                                                  دویمُ برج جدی سال سیزده هشتادو هفت