طبق معمول دارم فیلمها و   DVD  هآی کتابخانه شهر را زیرو رو میکنم تا چندتایشان را بر دارم تا اگر فرصتی شد یا از فلک شبی دزدیدیم !! نگاهشان کنم. گنجینه عظیم از فیلمها در کتابخانه شهری نه چندان بزرگ!! اگر خوب بگردی حتی فیلمهای ایرانی زیادی بینشان وجود دارد.  فیلمهای که زمانی حسرت تماشای نسخه مثله شده و بی رنگ و رویشان را میخوردم حالا با بهترین کیفیت تصویر و صدا جلوی رویت هستند. مثل آدم تشنه ای که پس از مدتها تشنگی به چشمه آبی زلال وخنک رسیده باشد٬ با حرص و ولع  نگاهشان میکنم. نامهای آشنا : جان فورد ٬دیوید لین٬سرجیو لیونه ٬بیلی وایلدر و ..... ٬ناگهان چشمم به یک فیلم میخورد. چقدر آشناست؟ کارگردان یا بازیگر معروفی ندارد.  خوب نگاهش میکنم.BREAKING محصول سال ۱۹۸۴.این نام مرا با خود به خاطرات سالهای دور میبرد. سالهای که الان دیگر خیلی دور به نظر می آیند.

اوایل دهه ۶۰شمسی و ۸۰میلادی بود.انقلاب سال ۵۷و به دنبال آن جنگی که دیوانه ای که خود را سردار قادسیه می نامید٬به ایران تحمیل کرده بود چهره کشور را به کلی عوض کرده بود. در دنیا اردوگاه کمونیسم در اوج قدرت و اقتدار نصف جهان را به نام خود کرده بود. در نیمه دیگر رونالد ریگان طرح جنگهای ستاره ای را برای پیشگیری از حملات ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی آماده میکرد. در ایران جنگزده تنها راه ارتباط با جهان خارج در دو چیز خلاصه میشد: رادیو و نوارهای ویدیو . با تمام سختگیریها و کنترلها موج یک مد جدید بین جوانان همه گیر شد: برک دنس!!   

برک دنس  یک نوع  موسیقی و رقص اولیه هیپ هاپ و رپ با  ضرباهنگهای تند بود که با ریتم های کامپیوتری که به تازگی ساخته شده بود همراه بود.رقص آن هم مثل حرکات ربات و یکسری حرکات پانتومیم مانند بود . تب برک دنس بین  جوانان همه گیر شد. نوارهای ویدیوئی آن در خانواده ها دست به دست میشد. نامهای  ازن٬ توربو  و کلی قهرمانان فیلم ورد زبان جوانها شده بود  و مد لباس پوشیدن آنها مد دلخواه همه- شلوارهای تنگ جین لوله تفنگی - کتانی ساق بلند سفید- کاپشنهای بدون آستین- نیمدستکش چرمی با آهنکوبی٬ هد بندی دور سر و صد البته عینک دودی!!  کم کم برک دنس به یک پدیده اجتماعی تبدیل شد. جوانها تا هر جا فرصتی میشد٬ ضبط صوتی می آوردند و شروع میکردند به رقصیدن بعد رقصها حالت رجزخوانی و رقابت پیدا کرد. و تبدیل شد به پوززنی! تا معلوم شود کی بهتر میرقصد. محراب حتما یادش هست که در کلاس ما ٬ مسعود خادمی٬ علی آژیده و چند تا دیگر از بچه ها زنگهای تفریح بساط برک راه می انداختند.

 در این مراسم پوززنی با حرکات برک دنس باهم حرف میزدند٬ازهم تشکر میکردند٬به هم فحش میدادند٬ویا ابراز عشق میکردند!! نام حرکات هم دیگر ایرانی شده بود: موجی٬قلبی٬هلیکوپتری٬کرمی!تایتانیک٬ مثلا در حرکت قلبی فرد رقصنده ادای تپش قلبش را در می آورد و از این قبیل کارها. دیگر همه جا سر کوچه ها٬پارکینگ مجتمع ها!میهمانی و عروسی و حتی کوه بساط برک به پا بود!! یکبار برای عروسی دایی یکی از دوستانم به روستایشان رفتیم .اتفاقا یک گروه نوازنده محلی آمده بودند و آهنگهای زیبایی مینواختند. بعد ناگهان آنها ساکت شدند و چند جوان با کاپشن چرم و عینک آفتابی آمدند و با خود یک ضبط لاسونیک !! آوردند.از همانهایی که داخل بلندگویشان چند چراغ رنگی کوچک چشمک میزد!! و شروع کردن به رقصیدن و برک زدن ٬ دهاتی های بخت برگشت هم با دهان باز و هاج و واج به جفتک چهار گوش آنها نگاه میکردند!!

این موج در دنیا همراه شد با موج دیگری در عالم موسیقی ٬ پدیده دیگری  دنیا را تسخیر کرد و از مرزهای بسته و تحت کنترل ایران گذشت. جوانکی سیاه پوست به نام  مایکل جکسون که به او لقب سلطان پاپ داده بودند. شوهای ویدیوئی (بعدها فهمیدم اسمشان کلیپ است) و آهنگهای او در همه جا معروف شده بود. کاروبار  مایکل خان سکه بود. دیگر حتی وقت ملاقات با ریگان را نداشت تا او را در انتخاباتش یاری کند!  

مد لباس برک دنس و مایکل جکسون بعنوان مد روز  مورد تقلید جوانها قرار گرفت و بعدها رقصها و مدلهای مثل الکتریک دنس٬فلاش دنس و روبات دنس به آن اضافه شد .بچه محلی داشتیم به نام علی از همانها که در ایران با واژه  اواخواهر!! یاد میشود. هر روز شلوار تنگ ایزی و کتانی سفید نایکی را با کاپشن قرمزش می پوشید و موهایش را سشوار میکشید و زیر ابرویش را برمی داشت وبیرون می آمد به همین خاطر به علی جکسون معروف بود! علی رقاص ماهری هم بود و در اکثر مراسم رقص و پوززنی شرکت میکرد و با آنکه یک روز در میان کمیته او را میگرفت از رو نمی رفت . تا آنکه یک روز جسدش را در حمام نمره پیدا کردند. هیچ وقت معلوم نشد کسی او را کشت یا خود کشی کرد. همانطور که بیسروصدا آمده بود ٬رفت!

برک دنس برای یک دهه حاکم بلامنازع مد و رقص در ایران بود.انواع اقسام آهنگهای آن ساخته شد ٬ازصدای هلوکوپتر و صحبت جنگ ویتنام تا صدای خنده شخصیت معروف کارتون وودپیکر و صدای  سرفه و آروغ و..... حتی استاد حسن شماعی زاده ! یک آهنگ ایرانی به این سبک ساخت و این غیر از چرت وپرتهای  بود که بچه ها به نام آهنگ برکی میخواندند و از حوصله این نوشته خارج است!!

تماشای فیلم breakingبعد ۲۰سال یادآور این خاطرات قدیمی و خاک گرفته بود . گرچه از نظر سینمایی چیز دندان گیری ندارد ولی یادآور خاطرات تلخ وشیرین سالهای دور بود . نکته جالب پایانی اینکه در یکی ار صحنه های فیلم قهرمانان داستان در یکی از خیابانهای لس آنجلس معرکه گرفته اند و میرقصند. و عده ای آدم بیکار هم جمع شدند و دست میزنندو آنها را تشویق میکنند. یکی از این تماشاچی های الاف آقای ژان کلود وندم بازیگر فیلمهای اکشن بعدی بود که لابد آنروزها تازه از بلژیک به لس آنجلس آمده  بود و انگلیسی هم بلد نبوده و کلی هم خوشحال بوده که در یک فیلم هالیوودی حضور می یابد ! یادم باشد موضوع را برای مهدی که هنوز روی وندم تعصب دارد تعریف کنم!!

حالا بعد بیست سال و خورده ای تعغیرات زیادی رخ داده. اتحاد شوروی یکشبه ازبین رفت و به فراموشی سپرده شد. رونالد ریگان چند سال پیش بعد یکدوره طولانی آلزایمر  درگذشت. سردار سابق قادسیه که آنهمه بلا بر سر کشور ما وکشور خودش و کویت آورد و آنهمه انسان به خاطر جاه طلبی او کشته شد٬اکنون در گوشه سلولش در منطقه سبز بغداد منتظر آویخته شدن از دار مجازات است . مایکل جکسون  بعد آنکه به خاطر ور رفتن با بچه های مردم !! به صلابه کشیده شد خودش را در گوشه کنار خلیج فارس گم وگور کرده و برای صالحات باقیات و طلب مغفرت!!  در منامه مسجد می سازد!

دنیا خیلی عوض شده. خیلی زیاد.

   ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!                               Image hosting by TinyPic