گوگلیدم - گوگلیدی - گوگلید .........

ساختمان مرکزی گوگل در شهر مانتین ویو - کالیفرنیا (عکس از عکاس ! )
در حدود دوازده سال از زمانی که دو دانشجو جوان استنفوردی به نام سرگئی برین و لاری پیج تصمیم به راه اندازی یک موتور جستجوگر اینترنتی در یک گاراژ کوچک گرفتند ٬میگذرد.موتور جستجوگری که در ظرف کمتر از یک دهه تبدیل به یکی از غولهای کامپیوتر و ثروتمندترین شرکتهای دنیا شد. امروز دیگر نام گوگل آشنا برای هر کاربر اینترنتی است و گفته میشود هفتاد درصد استفاده کنندگان اینترنت در جهان از گوگل برای جستجو های اینترنتی استفاده می کنند . به تبع همین فراگیری چند سالی است استفاده از فعل To google به معنی جستجو کردن در گوگل٬ ابتدا وارد زبان محاوره ای و سپس وارد دیکشنری ها و لغت نامه ها شد. سال ۲۰۰۷ هم لغت google ganger یا google twins به عنوان یکی از واژه های سال انتخاب شد به این معنی که یک نفر اسم خود را در گوگل جستجو می کند و متوجه می شود یک یا چند نفر همنام او در دنیا وجود دارد ( البته بدون آنکه ابوی های گرامیشان نقشی در این میان داشته باشند !!! )
با توجه به وارد شدن واژه گوگل به زبانهای دیگر ٬ اینجانب به فرهنگستان محترم پیشنهاد می کنم لغات زیر را وارد زبان شیرین فارسی کنند:
گوگلیدن : گوگل کردن ٫استفاده از گوگل
گاگول : شخصی که از گوگل استفاده می کند!
مگاگوله : چت کردن با استفاده از گوگل تاک.
استگگال : به کارگیری گوگل جهت جستجو چیزی
مََگگَل: محل گوگل کردن ( هوم پیج)
مگگول : گوگل شده
پ.ن : نظر به پیشنهادهای خانم اجمد نیا و خانم مفخم این پست به نام ذیل تغییر می کند:
گوگلانهای یک گاگول گوگولی مگولی درباره گوگل!!!
( اگر تونستید این جمله رو پنج بار پشت سرهم بگید! )