مدرسه ها وا شده! غلغه بر پا شده!
من آدم آرشیویستی هستم (به هیچ وجه منظورم آشغال جمع کن نیست!! ) این آرشیو کردن از مجله و روزنامه های قدیمی ٬ بروشور و کاتولوگ و کاغذ و تقویم و نوشته های قدیم گرفته تا نوار و فیلم و یادگاری دوستان وکتاب و عکس و اشیا عتیقه و کهنه ..... را شامل می شود.
پارسال که ایران رفته بودم ٬ خانم والده صدایش درآمد که :باباجان ٬خودت که اینجا نیستی ٬ این جعبه های سنگینرا یک نگاهی بیانداز که من هر دفعه مجبور نشوم برای گردگیری آنها را جا به جا کنم . دیدم بنده خدا راست میگوید ٬ خیرمان نمیرسد که لااقل باعث آزار و اذیت نشویم . رفتم سراغ کارتونهای قدیمی که بخشی از آرشیو قدیمی را تشکیل می دادند. با چشمی اشکبار و دلی غمین!! خیلی از آنها را ریختم دور. دوره های مجله کیهان بچه ها٬ دانستنیها٬ مجله ماشین٬ فیلم . روزنامه های که برای یک مطلب جالب نگهداشته بودم. بعد نوبت رسید به دفترها ٬ کتابهای درسی و جزوه های دوره مدرسه و..... خیلی هایشان را ریختم دور . یکسری را بخشیدم به بچه های جغل و کوچکتر فامیل و آشنا و خیلی هایشان را هم راستش بخواهید دلم نیامد و نگهداشتمشان. از یکسری از یادگارهای دوره مدرسه عکس گرفتم تا بعدها به عنوان سند! از آنها استفاده کنم .این روزها که اول مهر و روزهای شروع مدرسه است بیمناسبت ندیدم عکس چند تا از اینها را بگذارم تا با هم خاطرات قدیمی را مرور کنیم . پس توجه شما را به بازدید از موزه هنرهای نوستول!! جلب می کنم:
عکسها را در ادامه مطلب ببینید:
ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!
پ .ن حدود سه هفته قبل که به کنسرت محسن نامجو رفته بودم .وقتی آهنگ دهه شصت را خواند .پرت شدم به اون روزها ٬ روزهای مدرسه و بچگی روزهای کیف قرمز ٬ خط کش شکسته ٬ مشق شب و ........گرقته تا شرایط جامعه٬ برنامه های تلویزیون دختری به نام نل٬ واتو واتو و فیلمهای سینمایی نخ نما و مثله شده که عصر جمعه پخش میشد و آن گزارش هفتگی که به دنبالش پخش می شد با آن موسیقی اعصاب خورد کن تیتراژ ابتدایی که نامجو با سه تار آنرا اجرا می کند و سایر خاطرات زیبا و فراموش نشدنی !!!! دهه شصت. بقیه دوستان زیاد در مورد این آهنگ نوشته اند٬ من دیگر روده درازی نمی کنم ولی خودمانیم اوستا کریم اگر سالهای این دهه را جزء عمر ما حساب کند خیلی بی انصافی کرده!!!

مداد شمعی از چیزهای بود که همیشه می خریدیم و به درد هیچ کاری هم نمی خورد!

دفتر مشقهایی که تعاونی مدرسه به قیمت ۱۵ ریال می داد . خاطر انگیزه ترین کاربرد این نوع دفترها دفتر مشق محمدرضا نعمت زاده فیلم "خانه دوست کجاست " است

پاکن جات و تراش آلات! نوع استامپی آنها کاربرد بیشتری داشت!

خودکار مجهز به ساعت٬ آنموقع این خودکارها آخر تکنولوژی بود!!

عکس برگردان با تمثال مشاهیر کارتون و عروسکهای برنامه کودک!

این کارت آفرین را برای برنده شدن در مسابقه احکام گرفته بودم!!

فیلم بتاماکس. از همانهایی که زیر پیراهن قایم می کردیم. قیمت ویدیو بتاماکس آنروزگار از پیکان بیشتر بود و نشانه تمول به شمار می رفت!

مداد های مختلف ٬ مخصوصا نوع پرچمی اولی از چپ را خیلی دوست داشتم .