اطلاعیه: خدمت دوستان و سروران و خوانندگان میلیونی این وبلاگ!!  که دوست دارند اجرای زنده  این تفسیر را بشنوند عرض می شود  این برنامه   طبق هماهنگی های انجام شده با مسئولین محترم  از برنامه سرنخ رادیو دویچه وله  (دار الصوت علیه پروس!) به طور همزمان پخش می شود

ایندفعه به مناسبت روز عشاق یا همان روز شهادت حضرت والنتاین به سراغ یک آهنگ میرویم که برعکس به جای عشق از نفرت صحبت میکند . به هر حال از قدیم گفته اند مرز بین عشق و نفرت به اندازه یک مو است . آهنگ انتخابی امروز آهنگ " دیگه ازت بدم میاد" از خواننده جوان و محبوب قلوب جناب افشین است. البته قبل از شروع به یک مقدمه پژوهشی٬ تحقیقاتی!!  کوتاه توجه کنید:

                          

 

مقدمه: در ادبیات و شعر کلاسیک ما و به تبع آن در موسیقی و ترانه های ما ٬ حمد و ستایش٬ ابراز جانثاری و بیمقداری در برابر دلبر و دلدار مربوطه نقش عمده ای دارد . به غزلهای عاشقانه ادبیات ما توجه کنید٬  به ترانه های فولکورلیک ملی ما گوش کنید. متاسفانه به علت ضیق وقت!! نمیشود تک تک مثال زد ولی میشود گفت هفتاد - هشتاد درصد آنها در مورد ثنای  و پاچه خاری محبوب صحبت میکنند و حتی در بسیاری موارد وقتی این دلبر ٬ بی وفا و جفاکار از کار در میایدو یا وقتی این حضرات را قال می گذارد و می رود دست از ستایش و خاکساری و تعریف بر نمی دارند و حتی عیب را از خودشان میدانند و خود را بی لیاقتی قلمداد میکنند که این هجران و دوری حقشان است. این مطلب خودش یک مثنوی  دویست و ده کیلو کاغذ (هفتاد من کاغذ قدیم! ) میشود پس می گذریم.

از چند سال پیش یک ژانر جدید در ترانه های ایرانی شروع شده که با سبک قدیمی یعنی خاک در کوی معشوق شدن فرق دارد .من اسم این سبک جدید را میگذارم  ژانر عروسک بی وفا  ـ علتش را بعدا می گویم ـ در این سبک جدید ٬ خواننده دیگر به جای ستایش یار و ثنای دلدار و حمد معشوق جفاکار ( نه! خدا وکیلی نثر مسجع رو داشتید!! ) شروع می کند به بد و بیراه گفتن و فحش و فضیحت دادن و خود را از یار بی نیاز و مستغنی دانستن  و اینچنین اعلام می کند که بار بزرگی از دوشش برداشته شده ( هر چند قسمت اعظمش را تظاهر میکنند و بوی سوختگی از چند جای مختلفش را میشود احساس کرد!!) از نمونه های خوب این سبک میشود به آهنگ خیالی نیست شادمهر عقیلی و ترانه خیال نکن نباشی علیرضا عصار اشاره کرد . اگر خوب دقت کنید در تمامی این ترانه ها و حتی در آهنگ امروز از کلید واژه" عروسک " به کرات استفاده شده.

دانستنیهای زرد: جناب افشین متولد ۶ اردیبهشت ماه جلالی سال ۱۳۵۷ در شهر بابل استان مازندران هستند. و بازهم مثل همه حضرات و اساتید ٬ دیگران از ایام طفولیت متوجه ذوق بیکران موسیقی در ایشان شدند. سال ۱۳۷۴ بهمراه خانواده به آلمان مهاجرت کردند و به طور جدی وارد کارزار موسیقی شد  و اولین آلبوم را در سال ۱۳۷۸ بیرون دادند . تا به حال چهار آلبوم ضادر کردند که آخری  ماچ نام دارد . کلکسیون کفش کتانی دارد و چون سریع رانندگی می کند دائما جریمه میشود ( بسه دیگه زردیش زیاد شد)

 

 

تفسیر ترانه : ترانه با یک تماس تلفنی در صبح خروسخوان شروع میشود . صدای تلفن همراه را میشنویم با صدای خواب آلود یک خانم (با لهجه خفن خارجکی)  و به دنبال آن صدای آقای افشین را میشنویم که صبح علی الطلوع زنگ زده و ملت را زابراه کرده که مراتب نفرت  و انزجار خود را به اطلاع مشارالیها برساند . بماند که برای هرچه رساتر شنیده شدن فریادش از بلندگو هم استفاده می کند. کلمه "بدم میاد" چند بار اکو میشود و در صدای سازها و موسیقی محو میشود. ریتم شش و هشت شروع میشود.  بار اصلی ملودی آهنگ بر عهده ساز سرنا (یا چیزی شبیه به آن) است که البته گاهی ساز باقلاما در جواب سرنا چیزهای میگوید و  آن را تایید می کند.  به شعر توجه کنید:

دیگه ازت بدم میاد
دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم
من بی خیالت شدم حوصلتم ندارم
دلم می خواد که بی تو تنهای تنها باشم
عطر نبودنت رو رو لحظه هام بپاشم

خواننده در این قسمت در پی تماس تلفنی این خبر مهم را به این خانم می رساند که دیگر مهر و محبتی به ایشان ندارند  و از ایشان متنفر هستند. بودن با ایشان دیگر برایشان مهم نیست و حوصله ریخت ایشان را ندارند و دوست دارند ایام تنهایی و تجرد را تجربه کنند. و بر عکس همه تشبیه موجود که دنبال عطر حضور معشوق میگردند ٬ ایشان به دنبال عطر نبود ! میگردند. 

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک

خواننده در این جا بر تنفر خود تاکید میکند  و با تشبیه دلبر سابق به عروسک  او را فاقد احساسات  انسانی دانسته و  نکات منفی اخلاقی این خانم  مانند بهانه گیری ٬ تبسم نکردن و اخمو بودن٬ بیمزگی و بی نمکی را به او گوشزد می کند. (همانطور که خدمتتان عرض کردم میبنید که واژه عروسک در این آهنگها بسیار مهم است) و از او میخواهد دیگر در نزدیکی او پیدایش نشود.

 دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم
برو بابا ولم کن من دیگه بی خیالم
حالا که نیستی پیشم درد و غمی ندارم
از روزی که تو رفتی همش تو عشق و حالم

در این ابیات خواننده مجددا بر بی اهمیتی نبود این خانم تاکید میکند. و از ایشان میخواهد برود ودست از سر ایشان بردارد حالا اینکه چه کسی اول صبح مزاحم دیگری شده  و ول کن ماجرا نیست ٬اصلا مهم نیست چون در ادامه می بینیم  که مشارالیها را مسبب تمام دردها و غمها و بدبختی های ایام گذشته میداند و رفتن این خانم را مرهمی بر این دردها و باعث شور و شعف و عشق و حال خود میداند.

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک..................

در این قسمت از آهنگ همراه با یک قطعه تک نوازی تمبک  و  گفتن جملات قصاری مانند " بیخیال دنیا" و " خودتو عشقه" خواننده همراه با اجرای حرکات موزون  بر غنیمت بودن دم و  بی اعتباری دنیا  و عشقی بودن  به سبک علی بی غم  فیلم گنج قارون تاکید میکند و البته حضار و گروه کر  با هم آوایی با دنبک٬  او را مورد تشویق قرار می دهند.

دیگه ازت بدم میاد
خیلی دلم ازت پره
بدون که هیچکسی مثل من گول تو رو نمی خوره
اسم منو دیگه نیار حتی سراغم ام نگیر
یا آدم خوبی بشو
یا توی تنهائی بمیر
یا توی تنهائی بمیر

 دوباره تاکید میشود بر نفرت  و و هرگونه بخشش نفی میشود . ایشان را باعث گول خوردگی و فریب خود دانسته (البته اشاره ای به نوع این گول مالیدن نمیشود) و  با امر به معروف ایشان به اینکه راه درست و خوبی را در زندگی خود پیشه کند او را از عافبت تلخ  مرگ در تنهایی در صورت ادامه این راه آگاه می کند.

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
عروسک بی نمک

 و دست آخر اینکه با تکرار مکرر ترجیع بند " یدم میاد" و " عروسک"  شنوندگان را بر تنفر خود مطمئن می کند.
  درباره نماهنگ:   نماهنگ این ترانه از معدود کلیپهایی است که به جای تهرانجلس در اروپا (آلمان) فیلمبرداری شده . داستان نماهنگ همان داستان آشنای فیلمهای فارسی و سینمای گنج قارونی یعنی  دختر پولدار  و پسر بی پول ولی با مرام است . در ابتدا نماهنگ میبنبم که پسر بی پول که حتی در خانه تلفن ندارد و برای زنگ زدن به تلفن همراه دختر مذکورباید از باجه تلفن عمومی سرگذر استفاده کند . بعد از تماس تلفنی در راس ساعت ۹ صبح ٬ افشین با بلندگو سبزی فروشی داخل تلفن فریاد نفرت خود را سر می دهد. سپس ماشین ون پدر خود را کش میرود و سراغ اراذل محله جهت عشق و حال میرود در همین زمان طی یک مونتاژ موازی دختر دچار وجدان درد را می بینیم که شبح افشین را  در همه جا می بیند در آیینه دستشویی ٬ داخل کمد٬ در تلویزیون و از این کابوس رهایی ندارد و بازهم به سبک سینمایی گنج قارونی یک صحنه رقص فردین- فروزانی در آن گنجانده شده البته به دلیل احاطه نداشتن اقشین به رقص از هنرور!! بدل کار استفاده شده که بنا به اطلاعات ٬حسین آقا رفیق صمیمی اقشین خان این قسمت را اجرا میکند. و بازهم به سبک همان قیلمها میبنیم که دختر در یک اقدام منفعلانه اشتباها اقدام به پاشیدن آب روی خواستگار بعدی میکند و او را فراری میدهد و دست آخر اینکه بعد تراکتور سواری اقشین و یاران و برپایی یک تظاهرات برای نشان دادن مراتب انزجار ( یادتان باشد چه کسی به چه کسی میگوید پیشم نیا! ) در آخرین صحنه ٬ دختر بینوا که دچار مالیخولیا شده با دیدن شبح افشین در صندوق عقب بنزش فرار را به قرار ترجیح می دهد.         
                                                   

                                                  ارادتمند همیشگی: بایرامعلی !!

                                                                           

 .