<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بایرامعـلی   تقدیم   می کند:</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com</link>
<description>طنز ونوستالژی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Apr 2012 02:43:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>زندگی بی توازن و ریتم های لنگ</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-275.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                  &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i47.tinypic.com/18zyvk.jpg&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; محسن نامجو  یکی از اسمهای مطرح و تاثیرگذار در موسیقی امروز ایران است . این موضوعی است که حتی مخالفان و منتقدان سرسخت او نیز اذعان دارند. سبک کار نامجو و موسیقی او سبک جدیدی را در موسیقی ما پدید آورده ٬ سبکی که حتی اگر آنرا شیطنت و آزمون و خطای فردی (به گفته خود نامجو ) بدانیم خواه و ناخواه بر موسیقی ما بویژه آن قسمتی که آنرا موسیقی سنتی می نامیم  اثر گذاشته. همین که نامهای معتبری مثل &quot;حسین علیزاده&quot; کارهای او را را پذیرفته اند ، گام بزرگی برای محسن نامجو به شمار می رود . دقت کنید که گفتیم &quot;&lt;A href=&quot;http://www.vivannews.com/Pages/Printable-News-8064.aspx&quot; target=_blank&gt;پذیرفته اند &lt;/A&gt;&quot; واین پذیرش تا رسیدن به تایید هنوز راه زیادی دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مسیر طی شده توسط موسیقی نامجو در مقاطع مختلف  فرق  می کرده . نامجو پس از آن شروع  کردن جنجال برانگیز در ایران  به خارج از کشور مهاجرت کرد. قطعات بیاد ماندنی مانند زلف ،ترنج و جبر جغرافیایی یادگار این دوران است همین قطعات بودند که مشخصه کارهای او شدند. ترکیب  موسیقی سنتی و مقامی ما با راک و بلوز غربی و مخلوط اشعار کلاسیک از شاعران به نام ایران با سروده های خود نامجو.  کمتر آدم اهل موسیقی دیدم که این چندترانه  مشخص  بویژه &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=R2vCW345qho&quot; target=_blank&gt;ترنج&lt;/A&gt; را نشنیده باشد .موسیقی که ما با عنوان نامجو می شناسیم به نوعی از این ترانه شروع شد. تلفیق موسیقی و آواز سنتی و نوای سه تار با موسیقی راک و گیتار برقی اثری بوجود آورد که تاریخ مصرف ندارد و شنیدنش همیشه لذت بخش است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کارهای نامجو پس از خارج شدن از ایران فرازهای و نشیب های خودش را داشت . &quot;&lt;A href=&quot;http://www.mohsennamjoo.com/?page_id=251&quot; target=_blank&gt;آخ&lt;/A&gt;&quot; اولین آلبوم او در خارج ایران بود که پر بود از کنایات و اشارت سیاسی و همسو با حال و هوای پس از انتخابات جنجال برانگیز ۱۳۸۸ و به خوبی فضای آنروزها و جو حاکم در میان جامعه ایرانی داخل و خارج کشور را بیان می کند . این البوم در اینالیا و با همکاری گلشیفته فراهانی ضبط شد . صدای گلشیفته در بسیاری از جاها قادر به همراهی نیست و از این رو کمی بر کلیت کار اثر گذاشته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آلبوم بعدی نامجو &quot;&lt;A href=&quot;http://shop.mohsennamjoo.com/product/new-album-useless-kisses-pre-order&quot; target=_blank&gt;بوسه های بیهوده&lt;/A&gt;&quot; در سال ۸۹ منتشر شد . خود او این آلبوم را یک اثر شخصی و نوستالژیک بر اساس شعرهاو فکرهایش در سالیان  دور می داند که قسمت زیادی آن از دکلمه شعرهای نسبتا قدیمی نامجو تشکیل شده است. این اثر به نوعی همکاری اعضای اصلی گروه کیوسک به عنوان نوازنده با نامجو بود و گویای نخستین سال اقامت او در آمریکا است . این اثر سروصدای بسیاری از هواداران او را در آورد . آنها &quot;بوسه های بیهوده&quot; را اثری بیش از حد شحصی می دانستند که قوت و گیرایی کارهای قبلی او را ندارد و حتی اجراهای استودیویی  ترانه های  مانند آفت و را ضعیف تر از اجراهای زنده آن می دانستند. گرچه  در همین  آلبوم استفاده از موسیقی  آهنگسازان کلاسیک مانند جری پیترزبورگسکی ، لویس دو ناروائز و فرانسیسکو تارگا با تنظیم جدید نامجو در چند قطعه کارهای  متفاوت و شنیدنی را پدید آورده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &quot; &lt;A href=&quot;http://www.mohsennamjoo.com/?page_id=413&quot; target=_blank&gt;الکی&lt;/A&gt;&quot; نام آخرین آلبوم نامجو است که در اوایل زمستان امسال منتشر شد. این آلبوم اجرای ویرایش شده و تنظیم شده کنسرت فوریه ۲۰۱۱ محسن نامجو و گروهش در دانشگاه استنفورد می باشد. او در آخرین آلبومش به نوعی به سبک قدیمی اش برگشت. اشعار آلبوم الکی همه از شعرای نامدار و کلاسیک ایران مانند سعدی و حافظ و مولوی انتخاب شده (به غیر از خود ترانه اجتماعی - سیاسی &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Np4wjlR2t3I&quot; target=_blank&gt;الکی&lt;/A&gt; با شعری به سبک طنز سیاه از سروده های خود خواننده و ترانه فولکورولیک &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=iR7b45lVn1A&quot; target=_blank&gt;یار جانی&lt;/A&gt;) آلبوم الکی رضایت خاطر بسیاری از علاقه مندان نامجو را فراهم نمود و آنها استقبال خوبی از آلبوم کردند. هرچند عده ای از حذف موسیقی راک و بلوز از این مجموعه ناراضی بودند و آنرا برخلاف سنتهای قبلی نامجو می دانستند ولی در کل &quot;الکی&quot; کار خوب و بیادماندنی در مجموعه کارهای نامجو به شمار می رود.  ویدیو ترانه &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Vj_vjYPULT4&quot; target=_blank&gt;نامه&lt;/A&gt; که نامجو آنرا با تلفیق سه غزل از حافظ درست کرده بود قبل از انتشار آلبوم  بیرون آمد و با استقبال زیادی در شبکه های اجتماعی و کانالهای ماهواره ای روبرو شد . اجرای استودیویی ترانه نامه در ویدیو با &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=kmebQQ0ugV4&quot; target=_blank&gt;اجرای&lt;/A&gt; آلبوم فرق داشت و در آرنژمان این اجرا ازسازهای  دیگری مانند دف و دودوک (البته به کمک سینتی سایزر) در آن استفاده شده بود در صورتی که اجرا آلبوم با همراهی گروه کر می باشد . این همراهی در ترانه الکی  آلبوم بدل به یک نمایش دلچسب و بده بستان دوچانبه نامجو با گروه کر می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;سیزده / هشت &quot; نام جدیدترین تور- کنسرت نامجو است . این کنسرتها نام خود را از یکی از ریتم های موسیقی گرفته .  ریتمی که به اصطلاح لنگ نامیده می شود  و برعکس موسیقی غربی در موسیقی ایرانی کاربرد فراوانی دارد . خود نامجو در توضیح این اسم می گوید   &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سيزده هشت يا سيزده ضربى يكى از نمونه هاى ريتمهاى لنگ است كه در موسيقى شرق اشنا تر به نظر مى رسند و بيشتر به كار مى روند. سيزده هشت يكى از پيچيده ترين آنهاست. مشخصه ى ريتمهاى لنگ عدم تعادل و توازن است. هميشه يكى از ضربها (بیتس) كم يا زياد به گوش مى رسد. همواره تعادل ريتميك (عاملى كه در ديسكوها يا مجالس عروسى موجب پيروى از ريتم و لذت رقصيدن است) درريتمهاى لنگ از بين مى رود. براى من اين عدم تعادل، اين لنگيدن هميشه نمادى از عدم ثبات در زندگى مان به عنوان شهروندان امروزى بوده است. عدم اطمينان از اينكه پايمان را جاى محكمى ميگذاريم. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نمادى از خارج بودن از ريتم زندگى وترس مداوم از اينكه از ديسكوى زندگى بيرونمان كنند. چرا كه لنگان مى رقصيم.&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کنسرتهای سیزده هشت مبنای آلبوم بعدی محسن نامجو خواهد بود و ضبط آن  در تولید آلبوم بعدی محسن نامجو استفاده خواهد شد .  تم اصلی این آلبوم هنوز معلوم نیست ولی با توجه به ریتم فوق و قرائن تم اصلی آلبوم بعد در سبک &quot;جاز&quot; خواهد بود . باید نشست و منتظر ماند این آزمون و خطای نامجووار این بار به کجا خواهد رسید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 02:43:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-275.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> آرتاشات</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-274.aspx</link>
<description>
  
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نوشتن در این وبلاگ از هفته ای دو پست به ماهی یک پست رسیده. راستش سه ٬چهار پست نیمه کاره هم دارم ولی هنوز کلی کار و جزییات دارد و وقت و حوصله نمی کنم تمامشان کنم .گفتم این پست که کمتر کار می برد را بنویسم تا بعد به آنها برسم......&lt;/p&gt;
&lt;object width=&quot;400&quot; height=&quot;233&quot;&gt;&lt;param name=&quot;movie&quot; value=&quot;http://www.youtube.com/v/Lrq9GpGOGQ4?version=3&amp;hl=en_US&amp;rel=0&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowFullScreen&quot; value=&quot;true&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowscriptaccess&quot; value=&quot;always&quot;&gt;&lt;/param&gt;
&lt;embed width=&quot;400&quot; height=&quot;233&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/Lrq9GpGOGQ4?version=3&amp;hl=en_US&amp;rel=0&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;
&lt;p&gt;  
&lt;/p&gt;&lt;p&gt; همان شبی بود که اصغر اسکار گرفت!  و همزمان آن کنسرت همایون شجریان درسالن &lt;a href=&quot;http://facilities.calperfs.berkeley.edu/wheeler/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;ویلرهال&lt;/a&gt;  برکلی . با یکی دوتا از دوستان هن و هن کنان در خیابان بنکرافت  می دویدیم تا به موقع به کنسرت برسیم . نرسیده به در اصلی دانشگاه برکلی صدای یک موسیقی  ناخودآگاه متوقفمان کرد. ضربآهنگ تند و موسیقی پرحرارت و پرشور. یک دسته دانشجو بودند با یک باند بزرگ موسیقی و خودشان هم دست هم را گرفته بودند و  دور یک دایره می چرخیدند. موسیقی از آنهایی بود که کل وجود و سلولهایت را به وجد و شور و حرکت در می آورد. دیرمان شده بود ولی دلمان طاقت نیاورد .  گفتیم برویم ببینیم چه خبر است. تم موسیقی بدجور شرقی بود ولی موسیقی عربی نبود و ایرانی یا ترکی هم نبود. نزدیکتر رفتیم . دانشجوها دست هم را گرفته بودند و با ریتم موسیقی میچرخیدند و می رقصیدن و بینشان هم چندتایی از دخترهای  همچین وجیه المنظر و قابل تامل و تعمق! حالا شما بگو در مایه های کیم قارداشیان! با کمی برآمدگی و فرورفتگی کمتر! از یکی شان پرسیدم آهنگ کجایی است . گفت ارمنی . اسم آهنگ را پرسیدم و برایم نوشت. وقتی فهمیدند ایرانی هستیم کلی با ذوق و شوق اسکار اصغرآقا را تبریک گفتند و ما هم پنداری پسرخاله دسته دیزی اصغر فرهادی هستیم بادی به غبغب انداختیم! حیف که دیر بود و نمی شد بیشتر ایستاد و حظ بصر و حظ سمع برد. خداحافظی کردیم و به سمت سالن کنسرت دویدیم . گروه &quot;همنوازان حصار&quot; وارد سن می شدند که به سالن رسیدیم . همایون به روی سن آمد و به اصغر فرهادی تبریک گفت و کنسرت آنشب را به فرهادی &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=iyuSRf68fds&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;تقدیم کرد.&lt;/a&gt; بعد نوبت صدای جادویی همایون شجریان و زخمه های تار علی قمصری بود تا عیش آنشب را کامل کند و وجودمان را به خلسه ببرد٬ شب خوبی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; آرتاشات نام شهری در ارمنستان و مرکز استان آرارات است . &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Ara_Gevorgyan&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;آرا گئورگیان&lt;/a&gt; آهنگساز مشهور ارمنی این قطعه را  ساخته و در آلبوم&quot; بهترین ها&quot; او در سال ۲۰۰۹ منتشر شد .در این آلبوم چندین قطعه بی کلام دیگر از آرا کئورگیان وجود دارد .در قطعه آرتاشات چند ساز دودوک و نقاره بار اصلی موسیقی تند و ریتمیک را بر دوش دارند. این &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Lrq9GpGOGQ4&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;اجرا با شکوه&lt;/a&gt;  آکادمی رقص گئورکیان در سالن عظیم نوکیا سنتر لس آنجلس را ببینید و لذت ببرید. دقت کنید اینهمه رقصنده چطور با موسیقی آرتاشات هماهنگ و مرتب می رقصند و بعد  مقایسه اش کنید با نمونه های مشابه رقص و موسیقی ایرانی در همین شهر لس آنجلس . قسمت آیرونیک قضیه اینست که در تیتراژ انتهایی همین ویدیو نام آشنای &quot;کوجی زادوری&quot;  به عنوان متصدی دوربین شماره ۸ به چشم می خورد. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;strong&gt;پ .ن یک : &lt;/strong&gt; قطعه آرتاشات را می توانید از خود &lt;a href=&quot;http://www.aragevorgyan.net/album_best.php&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;وبسایت&lt;/a&gt; آرا گئورکیان دانلود کنید .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پ.ن دو &lt;/strong&gt;: قسمت دوم ویدیو بیشتر به حرف می گذرد. اینها را که شنیدم دلم برای روبیک بچه محل سابقمان و آن چهارلیتری های مشهورش ! تنگ شد.  &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                                        &lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Tue, 17 Apr 2012 02:40:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-274.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> 1391</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-272.aspx</link>
<description>
   
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                                     &lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;6&quot; color=&quot;#009900&quot;&gt;بهاریه ۱۳۹۱&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;              &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://i42.tinypic.com/mwxxt1.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;                      به یاد هایده  ۱۳۶۸ ـ ۱۳۲۱&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در میان حس ها و نشانه های نوروزی ٬ اصوات نقش مهمی دارند . صداها و نواهایی که بار نوستالژیک دارند و بار خاطرات گذشته را بردوش می کشند . در حس و هوایی که به هنگام سال نو در ما موج میزند قسمتی از آن توسط اصوات و ترانه های هستند که در ضمیر ما مترادف با جشن سال نو و آیین نوروزی است . صدای آن ساعت شماطه دار کوکی یادتان می آید. همان که هنوز در بعضی خانه های قدیمی یافت می شود و صدای تیک تاک آن را قبل سال تحویل و شلیک توپ می شنویم یا همین صدای شلیک توپ  یا آن قطعه جاودانه &lt;a href=&quot;http://soundcloud.com/bayramblog/norooznameh&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;نوروزنامه&lt;/a&gt; در دستگاه چهارگاه استاد علی اکبر دهکردی که با سرنا و دهل اجرا می شود و بدون شنیدن آن سال تحویل برای ما بی مفهوم است . همه این اصوات و نواها و ترانه ها جزئی از حس و حالی است که ما ایرانیان هنگام نوروز حس می کنیم .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;همه اینها را گفتم تا به اینجا برسم . چند روز پیش وقتی در بین آرشیو موسیقی ام دنبال آهنگی  می گشتم به ترانه مهمانی بهار هایده رسیدم . بعد به ذهنم رسید که در بین همه خواننده ها ما هیچ کس به اندازه هایده از بهار و عید و نوروز نخوانده و هیچ خواننده ای( حتی ویگن و پوران) به اندازه او برای ما تلقین کننده حس نوروزی نیست ٬ بگذارید مثالهایش را برایتان بگوییم .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; یک - نوروز ۱۳۵۶ وقتی  تصنیف سه گاه &quot; &lt;/font&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=L6GYA8Sedoc&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;نوروز آمد&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&quot; را با شعری از فریدون مشیری می خواند و آن بانوی چنگ نواز و انوشیروان روحانی با آن ارگ یاماهای سفید او را همراهی می کنند (یادم باشد یکبار داستان آن ارگ سفید  که کمپانی یاماها مخصوص انوشیروان روحانی ساخته بود را برایتان تعریف کنم)  آنجایی که با آن صدای آسمانی در اوج می خواند نوورررروووزز آمد . یکی از جاودانه ترین ترانه های نوروزی ساخته می شود .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; دو- ترانه &quot; &lt;/font&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=OP_DXyY3XYM&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;مهمونی بهار&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &quot; هایده یکی دیگر از این آهنگ هاست . آهنگسازش را پیدا نکردم . به احتمال زیاد متعلق به دوره قبل انقلاب است . هایده به زیبایی حس حال بهار و عید را در این ترانه به تصویر می کشد. &quot;عید من و عید تویی که مبارک است&quot; و ما را به&quot; مهمانی بهار&quot; می برد .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;  سه- اواسط دهه شصت بود . نوروز ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ . جنگ هشت ساله با عراق شدت گرفته بود و شهرهای ایران زیر بمباران بی امان هواپیماهای عراقی در آتش می سوخت . مرگ و سیاهی نوروز را از یادها پاک می کرد. آنروزها  بود که ترانه ای ورد زبان مردم شد و همه  درباره &quot; شب عیدی که  در آن بایدغصه ها را به فردا موکول کرد&quot; صحبت می کردند  . آهنگ صادق نوجوکی و شعر لیلا کسرا و آن صدای زمینه ابراهیم حامدی (ابی) و صدای هایده یکی از جاودانه ترین ترانه های عید را پدید  آورد . ترانه &lt;/font&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=R9CAainZOpE&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;شب عید&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; (یا شب عشق ) یکی از بهترین کارهای هایده بود که در سیاهترین روزهای دهه شصت خورشیدی نوروز را به ایرانی ها  یادآوری می کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;   چهار - آخرین ترانه بهاری هایده ترانه &quot;&lt;/font&gt;&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=OJO9il_SvGM&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بهار بهار&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&quot;  است با شعری که غم غربت و دوری از وطن در آن پررنگتر از همیشه به چشم می آید . ترانه سرا و آهنگساز  آن مجمد حیدری است و با تنطیم خوب منوچهر چشم آذر و احتمال زیاد در سال ۱۳۶۶ ضبط شده . &quot;بهار بهار&quot;  بر عکس  آهنگهای دیگر ترانه شادی نیست و بیشتر به حسرت روزهای خوب گذشته و نوروزهای قبل در وطن می پردازد&quot; خونه هزار،هزارتا یاد و یادگاری داره/ بچگی و قلک و عیدی به یادم میاره/ گلدون و یاس رازقی بنفشه های باغچه /آینه و شمعدون جهاز مادر تو طاقچه &quot; و بهاری که دیگر مانند گذشته ها نیست  و غم غربت و دوری از وطن آنرا به خزان بدل کرده &quot;بهار خونه بوی دیگه داره/ هوای خونه همیشه بهاره /اما برای من دور ز خونه /بهارا هم مثه خزون میمونه&quot;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;  هنگام نوروز است و وقت مرور خاطرات ، یاد آنهایی که دیگرنیستند و آنهایی که از ما دورند و خاطرات سالهای دوری که کمرنگ و کمرنگتر می شوند و برای ما تنها چیز باقی مانده یاد این خاطران و نقطه عطفی است در زندگی ما . نقطه عطفی که نوروز نام دارد و آمدنش را جشن می گیریم  و باز بیاد هایده وقتی می خواند:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در این نوروز کیان/ دلت خرم به جهان /لبت پر خنده باشد /گل خوشبختی بچین/ الهی سال نوین به تو فرخنده باشد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; روز و روزگار  خوش . سال خوبی داشته باشید .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;-&lt;a href=&quot;http://soundcloud.com/bayramblog/mehmooni-e-bahar-haydeh&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مهمونی بهار&lt;/a&gt;  با صدای هایده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Thu, 15 Mar 2012 17:09:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-272.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مرو مرو ای یار زیبا</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-269.aspx</link>
<description>&lt;OBJECT width=460 height=264&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://www.youtube.com/v/oDinaj07Uco?version=3&amp;hl=en_US&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowFullScreen&quot; VALUE=&quot;true&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
&lt;embed src=&quot;http://www.youtube.com/v/oDinaj07Uco?version=3&amp;hl=en_US&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; width=&quot;460&quot; height=&quot;264&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   عالم قاسموف یکی از معروفترین چهره های موسیقی شرق است . برنده جایزه  موسیقی یونسکو و یکی از برجسته ترین خوانندگان آذربایجان. خواننده ای که نیویورک تایمز او را &quot;یکی از بزرگترین خوانندگان زنده دنیا &quot;دانست . او مانند یک دائره المعارف کلیه های گوشه ها و نغمه های موسیقی  مقامی آذربایجان را از بر است و  در بسیاری از کشورهای جهان کنسرت اجرا کرده است . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کورنوس کوارتت نام یک گروه چهارنفری زهی بسیار مشهور در سانفرانسیسکو است . آنها در دنیای موسیقی آمریکا و ملل  از سی سال پیش حضور بسیاری داشته اند . کورنوس کوراتت در سال ۲۰۰۴ برنده جایزه گرمی شده اند وبیش از ۷۵۰ اثر در طول جیات هنری خود تولید کرده اند.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  عالم قاسموف و دخترش فرغانه قاسم اوا که از کودکی تحت تربیت و تعلیم پدرش بود در سال ۲۰۱۰ با گروه مشهور کورنوس کوراتت مجموعه ای به نام &lt;A href=&quot;http://www.folkways.si.edu/albumdetails.aspx?itemid=3255&quot; target=_blank&gt;رنگین کمان &lt;/A&gt;  بیرون داده اند . در این مجموعه تلفیقی از موسیقی  آذربایجانی و تصنیفهای مشهور آن با همراهی سازهای زهی کورنوس کوراتت مجموعه ای شنیدنی به وجود آورده اند.این تلفیق موسیقی شرقی که بیشتر بر پایه بداهه نوازی استوار است با موسیقی قانونمند و کلاسه شده غربی ترکیب بی نظری پدید آورده. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکشتبه شب پیش فرصت شد به کنسرت گروه موسیقی عالم قاسموف و کورنوس کوارتت  در دانشگاه استنفورد بروم. از آن فرصتهایی کمیابی که یک بار در عمر آدم پیش می آید. صدای آسمانی عالم فاسموف و دخترش  و همراهی کورنوس کوارتت بهشتی از اصوات را پدید آورده بود و این کنسرت را به  قند چند بار مکرر بدل کرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   &lt;IMG border=0 hspace=0 align=baseline src=&quot;http://i44.tinypic.com/11spklh.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بین همه ترانه های این مجموعه ،  ترانه &quot;گیتمه گیتمه &quot; را بیشتر از همه دوست دارم  که در شب کنسرت هم اجرا شد . یک ترانه قدیمی آذری اثر سعید رستموف در &quot;بیات شیراز &quot; همانی که ما به نام &quot;بیات اصفهان &quot; می شناسیمش( دلیل اینکه  چرا در آذربایجان بیات شیراز  نامیده می شودو در ایران بیات اصفهان را علتش  نمی دانم ) .  مایه شعر این ترانه ، تکنیک های خوانندگی و مرکب خوانی  قاسموف ها و  ناله های کمانچه و تار و همراهی  سازهای زهی با آن  ، همه و همه اجرای بی بدیلی را پدید آورده . این ترانه را بارهای بار گوش کردم و هر دفعه لذت بردم و از شنیدنش سیر نشده ام . اجرایی که در این ویدیو می بینید در سپتامبر ۲۰۰۸ در باربیکن هال لندن در فستیوال شبهای رمضان اجرا شده.   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; قسمتی از متن ترانه را با ترجمه آن در اینجا می گذارم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Gözlerin aldi meni, kemende saldi meni!&lt;BR&gt;Getme getme gel gözel yar getme getme gel&lt;BR&gt;Amandir qoymayin yar gözden saldi meni&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Getme getme gel gözel yar getme getme gel &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشمانت مرا تسخیر کرد ٬ مرا به کمند انداخت  - مرو مرو، بیا  یار زیبا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخت است نگذارید٬ من از چشم یار افتادم ٬ مرو مرو، بیا یار زیبا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;gurbanam axan gozune, nazla baxan gozune yar&lt;BR&gt;yene surme cekibsen evler yixan gozune yar&lt;BR&gt;getme getme gel&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; قربان چشمهای خمارت ٬ چشمانی که با ناز نگاه می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازهم سرمه کشیده ای، به آن چشمهایی خانه مان برانداز ٬ مرو مرو ای یار زیبا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;Gözlerin mest nadir&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Ele bil  qesd nadir&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;yar meni incitmadan, bilmirem gesti nedir&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Getme getme gel gözel yar&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مستی  چشمانت از کجاست٬  بگو که چه قصدی دارند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  نمی دانم  یار از رنجاندن من ، چه منظوری دارد. مرو مرو ،بیا یار زیبا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;پ .ن ۱ :  &lt;/STRONG&gt;یک &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ulGMZaRlvCc&amp;feature=relmfu&quot; target=_blank&gt;مستند&lt;/A&gt; کوتاه و دیدنی درباره مجموعه رنگین کمان و همکاری کورنوس کوارتت و عالم قاسموف .&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پ .ن ۲ : &lt;/STRONG&gt;عکس کار خودم است .مشغول الذمه هستید بدون ذکر ماخد استفاده کنید !&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 03:43:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-269.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> نان خامه ای قنادی سینا ...</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-268.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i42.tinypic.com/11tvghi.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    یک کافه قنادی در گوشه جنوب شرقی میدان انقلاب بود (هست ) در کنار مغازه های کتابفروشی و ساندویچی و جگرکی . این قنادی از وقتی یادم می آید همانجا بوده٬ خودش که تاسیسش را نوشته ۱۳۳۲ (یعنی فکرش را بکنید طرف در سال کودتا و بگیر ببند رفته قنادی تاسیس کرده! ). آنزمانها یک مغازه دو دهنه بودکه در یک طرفش یک یخچال ویترینی بود وسمت دیگر در شیشه ای .پشت شیشه با لامپ نئون کج ومعوجی نوشته شده بود &quot;قنادی سینا&quot; آنجا بود که می توانستی خوشمزه ترین نان خامه ای دنیا را بخوری. داخل قنادی ساده بود .خبری از میز و صندلی نبود دورها دور پیشخوان بود و در گوشه ای میز صندوق دار و در گوشه دیگر آبسردکن . این ها کل وسایل داخل مغازه را تشکیل می داد به اضافه یک رادیو همیشه روشن.  روی پیشخوان لیوانهای بزرگ پلاستیکی بود پر از کاغذ کاهی که به عنوان دستمال از آنها استغاده می شد. این مغازه تغییر زیادی نکرده همان دکور و همان سیستمی که بود فقط یک بار ویترین را عوض کرد و یکی از این یخچال های ویترینی بزرگ جایش گذاشت و تابلو عهد دایناسوری را با یکی از این تابلوهای ژیگولانس جدید عوض کرد. محصول اصلی اش  هم نان خامه ای است البته شیرینی های دیگر هم درست می کند اما تا به حال ندیده ام  کسی از آن ها بخرد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  نان خامه ای ها  قنادی سینا عظیم الجثه و پر از خامه بود . گاهی از کف دست بزرگتر  . نان خامه ای دیگر معروف به نارنجکی- همانی که اینجا فرنگی ها بهش می گویند    Cream puffs -   کوچک بودند ٬یک لقمه می شدند و حسرت در دلت می ماند و خمارت می گذاشت اما شیرینی های اینجا بزرگ بود٬ خفه ات می کرد و هوس را می کشت .گاز اول را که میزدی خامه از گوشه کنار و سوراخ نان خامه ای بیرون می زد و کلی باید هنر به خرج می دادی تا به دست بال و صورت و لباست خامه مالیده نشود . بچه که بودم یکی از آرزوهایم این بود که بزرگ شدم یک جعبه از این نان خامه ای بخرم و آنقدر بخورم که دیگر نفسم بالا نیاید ٬ آرزویی که برآورده نشد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دهه  مشعشع شصت  یکی از سرگرمی های ما ایستادن در قنادی سینا و خوردن نان خامه ای بود حالا به هر بهانه ای شده .بابا هر از چندگاه که حوصله اش به جا بود یا فیلم خوبی(با تعریف آنروزها و در آن وانفسا) در سینماها بود دست ما را می گرفت  می برد سینما . فیلم های آنروزگار پر بود از غصه و زنجموره و درد ٬طلاق٬ بچه های یتیم و بی کس .زنان ستمدیده ٬ خان ظالم و از خدا بی خبر و .... .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یک بار به تماشای فیلم گلهای داوودی رسول صدرعاملی رفتیم . داستان یک پسر نابینا که نقشش را بیژن امکانیان که مثلا سوپراستار آنروزهای سینمای ایزان بود بازی می کرد.پدرش (داود رشیدی ) در زندان ستمشاهی کشته شده بود و مادرش (پروانه معصومی) با خون دل بچه بزرگ کرده بود و به او نگفته بود پدرش مرده واین پسر نابینا در شرف ازدواج متوجه شد مادرش به او دروغ گفته و از این داستانها و ذکر مصیبتها  . کل سینما دستمال دستشان گرفته بودند و  های های مثل ابر بهار گریه می کردند. بعد از فیلم  چشمهای مادرم  از فرط گریه باد کرده بود و به خودش لعنت می فرستاد که چرا آمده سینما! بعدش رفتیم قنادی سینا  و بابا نفری یک نان خامه ای برایمان خرید و تلخی فیلم را با شیرینی خامه جبران کردیم . دنیا آنروزها خیلی ساده تر و کوچکتر از  دنیا امروز بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخرین بار یادم نیست کی از این نان خامه ای ها خوردم هشت سال ؟ ده سال؟  یا شاید بیشتر  ولی هنوز مزه آن در دهانم مانده خامه شیرین با ته مایه گلاب و وانیل . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تشکر  از &lt;A href=&quot;http://www.page-13.com/&quot; target=_blank&gt;خانم مهتدی&lt;/A&gt;  عزیز که باعکاسی از این قنادی ٬ یاد آنروزها را برای من زنده کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i43.tinypic.com/2nuomxs.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 13:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-268.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> شهرها و رنگها....</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-267.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یکم - بزرگراه پنج را در به سمت جنوب کالیفرنیا ادامه  بدهی می رسی به خط مرزی با مکزیک. می شود با ماشین رفت آنطرف یا می توانی ماشین را در اینور خط مرزی در یک پارکینگ خوشگل و شیک پارک کنی بعد سرت را بندازی پایین و بدون اینکه کسی ازت سوال کند از یک راهرو طولانی و کثیف عبور کنی و از آنطرف مرز سر در بیاوری . مثل اینکه از تونل زمان عبور کرده باشی اینطرف مظاهر کاپیتالیسم . ماشینهای بزرگ و مراکز خرید و فضای سبز تمیز  و آنطرف جهان سوم . مثل اینکه در میدان شوش یا دروازه غار باشی . اسفالت پر چاله ، خیابانهای کثیف و خانه های قدیمی و محقر . آنطرفتر در مرکز شهر مردم در خیابانها سرگردانند .دکه های غذافروشی٬ دستفروشان که احناس یادگاری می فروشند ، گداها ٬ زنان تن فروش در هر سن و قیافه  ، مردان پاانداز که به زور چند کلمه انگلیسی بلغور می کنند تا مشتری بیابند . نوازندگان موسیقی ماریاچی با لباسهای مندرس و  سازهای  قدیمی سعی در شاد کردن فضا دارند و از طرفی سربازهای تا بن دندان مسلح برای مبارزهای با کارتلهای بزرگ مواد مخدر هر چند دقیقه در خیابانها دور می زنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهر تی خوانا یا به قول مکزیکی ها &quot;تیوانا &quot; شهری چسبیده به خط مرزی آمریکا است . تمام شهر پر است با جاذبه های اینچنینی تا بتوانند شاید چند توریست بیشتر و چند دلار بیشتر در بیاورند . شهر زور می زند شاد باشد ولی نمی تواند . تیوانا شهر خاکستری به نظر می آمد هرچند زور می زد با رنگ و لعاب خود را شاد نشان بدهد ..................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو - شب کریسمس در آمستردام بودم . شهر توریستها . اینهم شهری بود که سعی در جذب مسافران  داشت و بسیاری از امکانات ! شهر تیوانا را در سطح بهتری داشت .  شهر اصلا  شهر غمگینی به نظر نمی رسید  . هوا سرد و بارانی بود  ولی  هرم رنگها در همه جا به صورت می زد  و شادی در زیر پوست شهر لغزیده بود .شور زندگی در مردم از اهالی شهر تا مسافران احساس می شد البته شاید کریسمس  هم مزید علت شده بود ولی این خوش بودن عمومی و فارغ از حواشی قابل حس بود .آمستردام شهر رنگها و شادی بود ...  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سه - چند روز بعدش در تهران بودم . شهر بزرگ و لجام گسیخته در زیر ترافیک و آلودگی به سختی نفس می کشید ، زمستان هم مزید علت شده بود .همه جا خاکستری بود و بی روح . کارگران نارنجی پوش و سبز پوش با تکه ای کهنه و سطلی سعی بیهوده ای داشتند سطوح را از گردو خاک و دوده تمیز کنند و رنگ را به شهر بازگردانند. مردم عصبی و بی حوصله بودند و آستانه تحمل ها حداقل بود. کوچکترین بهانه ای باعث می شد با هم گلاویز بشوند و کتکاری کنند . شهربزرگ بدل شده بود به یک سطح خاکستری غمگین! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهار - برگشتم به زیر آسمان آبی کالیفرنیا و می بینم که این بی رنگی و خاکستری بودن یک جور در وجودم نهادینه شده و بیرون نمی آید . سخت است فراموش کردنش و بیاد نیاوردنش مخصوصا وقتی دوباره می بینیش . بعد خاطرم  می آید بسیاری  همین آسمان خاکستری و دود آلود شهرم را از پشت میله های مشبک اتاقهای تاریک می بینند و در رویای روزهای رنگی منتظر می مانند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; آیا روزی می آید که آسمان بی رنگ شهرم  رنگ فیروزه ایش را دوباره بیابد؟ می شود روزی که رنگها دوباره یاد مردمش بیایند؟ روزی که پرستوها آزادانه در آسمان آبی شهر غوطه ور باشند؟ چه آرزوهای سخت و محالی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 20:21:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-267.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> جمعه در مکتب خانه یا ای تو روحت مورفی!</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-266.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی همین دو سه سال پیش اگر قرار بود یک نقطه کره زمین بعد از تهران و شمال کالیفرنیا را از لحاظ تعداد دوستان و آشنایان انتخاب می کردم ٬ انتخاب من بدون تردید شهر خون و قیام٬آمستردام بود ال تعداد دوستان و رفقا مجازی و غیر مجازی که در آن وادی شیر و شکر زندگی می کردند و یک روز در میان پیغام می دادند که بایرام چه نشسته ای٬ بلند شو بیا اینجا که دور هم کلی خوش میگذره و... و منهم با خودمان قرار گذاشته بودم که اگر فردا روزی دست روزگار راه ما را از قاره سبز گذراند دیدار از این خطه حتما در برنامه ام باشد و قس علیهذا......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه چند هفته پیش تصمیم گرفتم ناپرهیزی کنم و به مناسبت تعطیلات سال نو میلادی یک سر بروم آنورها را بگردم که اگر فردا پس فردایی ریق رحمت را قلپ قلپ سرکشیدیم ٬ آرزو به دل و حسرتمند به دیار باقی نرویم و اگر نکیر و منکر (وزارت ارشاد هنوز اسم جایگزین برای این فرشته  اولی پیدا نکرده؟ اینجا حانواده رد میشه آخه! )  آمدند سراغم که ای بنده مفلوک عمرت را چکار کردی نگویم که هیچی گلاب به رویتان عمرم را گذاشتم در چاه مبال و یک سیفون هم رویش کشیدم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خلاصه بلیت را گرفتیم تا راهی  ملک یروپ بشویم بعد شروع کردیم به مکاتبه با دوستان مقیم آن نواحی .... بعد از آنجا که به ما که میرسد آسمون می تپد و شایعه می شود  قدرتی خدا یک نفر از آشنایان در آنجا نمانده بود و گویی بایرام شناسان  رفتند از این ولایت ! و همه رفته بودند شهرهای دیگر و اضافه بر آن متوجه شدم بنده روزهای بیست سوم و بیست چهارم در آمستردام خواهم بود یعنی دقیقا ایام الله کریسمس و تعطیلی و غیره که معمولا هیچ تنابنده ای در خیابان نیست و همه جا میشنود عینهو شام غریبان  .... می بینید من چه ارادتی به جناب مورفی دارم! یعنی محال ایشان بنده را از خاطر خطیر خودشان ببرند!! بایرام آمستردام نمی رفت ٬ وقتی می رفت کریسمس می رفت..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دردسرتان ندهم ٬ اینهمه روضه خواندم  و ذکر مصیبت کردم که بگویم من روز بیست سوم و چهارم دسامبر در آمستردام هستم ٬ اگر احیانا یک نفر از خوانندگان چند ده میلیونی ! این وبلاگ آنطرفها زندگی می کرد و احیانا روز کریسمس کار خاصی نداشت و احیانا بدش نی امد یک آدم غریب را از غریبی در بیاورد . یک ایمیلی به بنده بزند که یک معاشرتی کنیم و گپی بزنیم و احیانا تفریحات از سالم و کمی تا قسمتی سالم گرفته تا انواع مخرب و مضر و آدم بدبخت کن و  غیره و ذالک را منظور کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایمیل بنده :  &lt;A href=&quot;mailto:‌bayram_blog@yahoo.com&quot;&gt;‌bayram_blog@yahoo.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; من الله توفیق و علیه تکلان ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Dec 2011 23:16:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-266.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیا با هم برقصیم .از خرسها نترسیم</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-265.aspx</link>
<description>
              
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;                &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://i44.tinypic.com/4jssg5.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این چند وقت چندتا از گروه های موسیقی مورد علاقه من کارها و آلبوم خود را به بازار دادند. دوست داشتم در مورد همگی بنویسم اما به علت ضیق وقت ! فعلا امروز به یکی از انها می پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; گروه موسیقی ۱۲۷ از گروه های موسیقی  زیر زمینی یا به قول دیگر&quot; دگرآوا&quot;  ایران می باشد . در حدود چهارسال از آخرین آلبوم آنها &lt;a href=&quot;http://bayramali.blogfa.com/post-130.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;خال پانک&lt;/a&gt;  می گذرد و طی این مدت آنها موفق نشده بودند آلبوم دیگری به بازار بدهنذ . بلاخره چند هفته پیش در تاریخ ۱۱/۱۱/۱۱ آلبوم جدید آنها با نام  &lt;a href=&quot;http://www.127band.com/album/popemergency/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;حال استمراری &lt;/a&gt;  به بازار آمد .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال استمراری ادامه همان سنتهای ۱۲۷ است . موسیقی پرانرژی جاز با دو مشخصه اصلی٬ ترمبون سلمک خالدی  و پیانو با احرای بسیار فاخر و متمایز و البته در سبک جاز٬ بلوز . ساز بادی ترمبون با آن عمق و کیفیتی که به ارکستر می دهد ساز مهجوری است که در گروه های دیگر ایرانی (حداقل آنهایی که من می شناسم ) یافت نمی شود  حضور ساز آکوردئون در این آلبوم پررنگتر شده و گیتار برقی هم مانند قدیم حضور دارد .در حال استمراری از موسیقی ایرانی خبری نیست و حتی ساز تنبک آلبوم خال پانک در این آلبوم حذف شده .البته مطمئنا از نظر جنس موسیقی نمونه های همانند و بهتری از موسیقی ۱۲۷ در موسیقی های غیر ایرانی یافت می  شود . در این جاست که شعر و سبک خواندن سهراب محبی آنرا برای شنونده فارسی زبان متمایز می کند. شعرهایی از جنس روزگار ما ٬ طنز اختصاصی خودش و نگاه تلخ خودش به این روزگار بلبشو.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; بسیاری بر سبک خواندن محبی اعتراض دارند و آنرا زیادی فالش و پر از جیغ وداد اضافی می دانند . ولی در حقیقت همین سبک خواندن  مشخصه ۱۲۷ است و باعث تمایز او با دیگر گروه ها می شود. این خارج خواندن بیشتر اوقات تعمدی به نظر می رسد ٬ این بی خیالی و بی حوصلگی و کلافه گی  همه و همه مشخصات  همنسلان ما و یکی دو نسل قبل و بعدی ماست . نسلی که به همه چیز به دیده تمسخر نگاه می کند و حتی ارزشها و چهارچوبهای نسل قبل خودش را مورد استهزا٬ قرار می دهد و  و آنها را بی معنی می داند. این شخصیت  بی خیال و بی حوصله٬ گیج و دم غنیمتی با اشعار  حال استمراری همگونی دارد ضمن اینکه نیش و کنایه ها در ترانه های  ۱۲۷ بسیار ملایمتر و مخفی تر در مقایسه با ترانه های گروه های دیگر  فرضا  کیوسک یا شاهین نجفی است . به اسم آلبوم دقت کتید٬  &quot;حال استمراری&quot;  کنایه از خوش بودن  و بی اعتنایی به روزگار است  و همانطور که در شعر ترانه  &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=DPwaOJVSXhM&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;راک انتحاری&lt;/a&gt;  بیان می شود :&lt;em&gt;در این دوره طلایی/نمیخوام راک انتحاری/نمیخوام پاپ انتقادی/ قعل ماست حال استمراری.&lt;/em&gt; این لحن و سبک بیخیالی و تسلیم سرنوشت شدن  را در سایر ترانه ها هم می توان دید از آرمانهای درشت گرفته تا ترانه &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=o_Yb9KbsIYY&amp;feature=related&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;جنگ&lt;/a&gt; که می گوید &quot; من نمی جنگم ٬ میشینم یه گوشه ٬ می گم به یه ورم &quot; . یا به تضاد موجود بین عشق و گوش کردن به اخبار روز در &quot;ترانه ازعشق و شادی &quot; (با اجرای گروتسک تم اخبار صداو سیما توسط ترمبون ) در این آلبوم از ترانه بحرطویلی مانند &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=SF7Rq_PqFeg&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;استخوان&lt;/a&gt; خبری نیست ولی در عوض در یکی از بهترین کارهای آلبوم  یعنی ترانه &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=AsJNj2hJkMg&amp;feature=related&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;موسیقی فیلم&lt;/a&gt; یک دکلمه بلند دارد که در نوع خود بی نظیر است و پر از نوستالژی یک دوره سپری شده  نسلی سرگشته و اختلافها و بگو مگو ها بین دو عاشق قدیمی که الان دیگر خیلی دور به نظر می رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; .آلبوم چند ترانه به زبان انگلیسی هم دارد همانطور که  اسم آلبوم در انگلیسی با فارسی ان هم فرق می کند ( Pop Emergency )  گرچه اشعار به قوت اشعار فارسی نبیست و با ان که اکثرا ملودی ها و موسیقی ترانه های یکی است متوجه فرق بین شعر ترانه های فارسی و انگلیسی می شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; حال استمراری بعد از چهار سال برگشت خوبی برای گروه صد وبیست و هفت است .کار گرچه اشکلاتی دارد و خواسته همه طرفداران را برطرف نمی کند ولی برای طرفداران این سبک خبر خوشی است.   صد و بیست هفت سبک خود را دارد آنهم در دوره ای که قسمت اعظم موسیقی تولیدی ما تبدیل شده کپی کاری از دیگران. اینکه گروهی مثل صدوبیست و هفت هنوز فعالیت دارد و آلبوم می دهد خبر خوبی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; ترانه  آرمانهای درشت از گروه ۱۲۷&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;object width=&quot;100%&quot; height=&quot;81&quot;&gt;&lt;param name=&quot;movie&quot; value=&quot;https://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F28076649&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowscriptaccess&quot; value=&quot;always&quot;&gt;&lt;/param&gt;
   &lt;embed width=&quot;100%&quot; height=&quot;81&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; src=&quot;https://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F28076649&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot;&gt;&lt;/embed&gt; &lt;/object&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://soundcloud.com/127band/01-aarmaanhaaye-dorosht-127&quot;&gt;01-Aarmaanhaaye dorosht-127&lt;/a&gt; by &lt;a href=&quot;http://soundcloud.com/127band&quot;&gt;127band&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;    لینک خرید &lt;a href=&quot;http://www.cdbaby.com/cd/127&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;آلبوم حال استمراری&lt;/a&gt; از گروه ۱۲۷&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 06 Dec 2011 23:00:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-265.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان یک آهنگ - از دختر شلبیه تا  شانه</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-264.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفته پیش مشغول تماشای &lt;A href=&quot;http://www.manoto1.com/Videos/gmalivestudio3&quot; target=_blank&gt;برنامه&lt;/A&gt;  آکادمی موسیقی  گوگوش بودم (اینطور نگاهم نکنید ٬ مجبورم. میفهمید؟ مجبور) بهرحال برای من که دنبال تاریخ موسیقی و ترانه ها و این مسائل هستم دیدن اینطور برنامه ها لازم  و از اوجب واجبات است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=baseline&gt;بگذریم٬ در آن برنامه  یکی از خواننده ها مسابقه٬(مهران ) ٬ ترانه مشهور  شانه را بازخوانی کرد و هم در زیر نوشت ترانه و هم خود خانم گوگوش ترانه سرا را آقای شاهپوری( شوهر اول پوران)  معرفی کردند که اشتباه بود و ترانه از سروده های ناصر رستگار نژاد ترانه سرای قدیمی است . البته اول تاریخچه ترانه :&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                 &lt;IMG src=&quot;http://i44.tinypic.com/2ldvyth.jpg&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;     &lt;STRONG&gt;دختر  چشم بادام  شلبیه :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بنت الشلبیه ( جایی به نام شلبیه پیدا نکردم گویا معنایش می شود دختر زیبا یا دختر مه پاره ) از ترانه های مشهور &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=iE9_Guv0D3E&amp;feature=related&quot; target=_blank&gt;فیروز&lt;/A&gt;   Fairuz خواننده مشهور لبنانی در حدود پنجاه سال پیش می باشد. این خواننده زن  در جهان عرب بسیار مشهور و شهرتی در حد ام کلثوم دارد . ترانه بنت الشلبیه  بعد از او بارها توسط خوانندگان مختلف بازخوانی  شده .  شعر ترانه در مدح دختر زیبارو  و  بادام چشم شروع می شود  و اینکه:  من تو را از ته قلبم  دوستت دارم و تو همه چیز من هستی و قس علیهدا.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ترانه در مقام نهاوند است . یکی از زیباترین مقامها در موسیقی عرب .ولی سازنده آهنگ معلوم نیست عده ای آنرا از ملودی های قدیمی لبنان و فلسطین می دانند و عده ای از ترانه های دوره امپراتوری اسلامی در اندلس وعده ای از کشور عراق . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البنت الشلبية عيونا لوزية&lt;BR&gt;حبك من قلبي یا قلبي إنت عینیا&lt;BR&gt;حد القناطر محبوبي ناطر&lt;BR&gt;كسر الخواطر يا ولفي ما هان عليا&lt;BR&gt;بتطل بتلوح و القلب مجروح&lt;BR&gt;و أيام عالبال بتعن و تروح&lt;BR&gt;تحت الرمانة حبي حاكاني&lt;BR&gt;و سمعني غناني يا عيوني و أتغزل فيا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما داستان ساخته شدن نسخه ایرانی ترانه :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; سه سال پیش که به دیدن استاد رستگار نژاد رفته بودم (داستانش را &lt;A href=&quot;http://bayramali.blogfa.com/post-94.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; نوشتم ) اینطور تعریف کرد که  عباس شاهپوری و همسرش پوران برای  مسافرتی به لبنان می روند و به هنگام برگشتن چند صفحه از کارهای فیروز و چند خواننده دیگر عرب را به عنوان سوغات برای رستگار نژاد می آورند. ترانه بنت الشلبیه مورد توجه ناصر رستگار نژاد قرار گرفته و به پوران پیشنهاد می دهد که آنرا با شعر فارسی سروده او بازخوانی کند. ترانه  &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=4gjlVOoyhBY&quot; target=_blank&gt;با صدای پوران &lt;/A&gt; اجرا می شود و مورد استقبال فراوانی قرار می گیرد به حدی که چند وقت بعد ترانه مجددا به صورت دو صدایی توسط ویگن و پوران اجرا  می گردد و به یکی از  آثار ماندگار موسیقی ما بدل می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  از قضا اینکه ( نفهمیدیم بلاخره  ترجمه آیرونی چی می شود ) نا گفته نماند که  خود گوگوش در کنسرتی در سال ۵۶ این ترانه  را به زبان عربی اجرا کرد .این کنسرت  در پایتخت کشوری بود  که  کمتر از دو سال بعد  جنگ خونین هشت ساله ای را با ایران به راه انداخت . &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=E87Ly-AZp7o&amp;feature=player_embedded#!&quot; target=_blank&gt;ترانه بنت الشلبیه &lt;/A&gt; با صدای گوگوش . اجرا در تلویزیون بغداد ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;پ ن ۱ :شانه با صدای ویگن و پوران&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;OBJECT height=81 width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F27598771&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
   &lt;embed width=&quot;100%&quot; height=&quot;81&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; src=&quot;http://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F27598771&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot;&gt;&lt;/embed&gt; &lt;/OBJECT&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://soundcloud.com/payammim-1/shaneh&quot;&gt;SHANEH&lt;/A&gt; by &lt;A href=&quot;http://soundcloud.com/payammim-1&quot;&gt;payammim&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن ۲ :بنت الشلبیه با صدای فیروز&lt;/STRONG&gt;
&lt;OBJECT height=81 width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F27598356&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
   &lt;embed width=&quot;100%&quot; height=&quot;81&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; src=&quot;http://player.soundcloud.com/player.swf?url=http%3A%2F%2Fapi.soundcloud.com%2Ftracks%2F27598356&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot;&gt;&lt;/embed&gt; &lt;/OBJECT&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;A href=&quot;http://soundcloud.com/payammim-1/bent-al-shalabieh&quot;&gt;Bent al shalabieh&lt;/A&gt; by &lt;A href=&quot;http://soundcloud.com/payammim-1&quot;&gt;payammim&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن ۳&lt;/STRONG&gt; : اجرای  جدید  ترانه شانه با صدای &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=5NnsIqN2yLk&quot; target=_blank&gt;ریتا جهان افروز&lt;/A&gt; خواننده اسرائیلی - ایرانی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن ۴ : &lt;/STRONG&gt;بعدا متوجه شدم که  در ترانه دوصدایی ویگن و پوران انوشیروان روحانی پیانو نواخته. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Nov 2011 19:00:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-264.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> اعلان  وفات گودر</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-262.aspx</link>
<description>
 
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;                         &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;6&quot;&gt;اعلان&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt; &lt;font size=&quot;3&quot;&gt;حسب الاطلاع اینکه بنا بر راپورتهای واصله یوم سی و یکم آکتوبر سنه ۲۰۱۱ فرنگی(توشقان ئیل )   چند ساعت از اذان ظهر گذشته بعد مدتها مکافات و مصائب جناب میرزا گودرخان گوگل باشی سرسلسله فرقه گودریه به رحمت اللهی ملحق گشته و کلیه مریدان و جان نثاران را یتیم و بی ماءوا و قیم  باقی گذاشته و همه به یک رقم بهت و سرگردانی عجیب دچار شده اند. در این حین و بین  اوضاع قاراشمیش جاریه قومپانی معظم گوگل که علی القرائن  مجری و وکیل  وصیتنامه مرحوم خلت مکان و جنت آشیان گودر می باشند خلایق را وصیت کرده جهت التحاق و متصل شدن به یکی از حلقه های فرقه گولاسیه که از فرقه های جدید  از استاسیونهای  انترسان  می باشد و بسیار شباهت دارد به محفل فیث بوغ که اشتهار خاص و عام دارد . علی الظاهرگولاس مکانی میباشد که  خلایق می رون و چند چنبره تشکیل داده و دور هم قیل و قالهای خاله زنکی و عمو مردکی ردو بدل کرده بعد فوتوغراف و باسمه از همه قبیل چیز از قبیل اطعمه و اشربه الوان و سبک فرنگی   تصویرو سگ و گربه  اسب و شتر وسایر بهائم وعکس از البسه آلامد در عالم و  انواع و الوان میوزیک مفرح و اخبار مملکت محروسه و ممالک یروپ و اتازونی و بریطیش کلمبیه رو آنجا رد و بدل کرده  اوقات گذرانده و رعیت خوشحالند از این اختلاط و مجامعت. علی ایهاالحال یتیمان گودریه در این میان گیر کرده و چونان صحرای محشر در حلقه گولاسیون مات ومبهوت و گیج و گول مانده اند و برپدر و مادر مسببین این جنایت لعنت ابدی فرستاده  و بر روح فتوح تازه گذشته حاج گودر صلوات و دعای نیک میفرستند.و منتظرهستند  تا ملتجی جایی  شده از این اسباب سرگردانی و پریشانی نجات یابند تایک رقم  ناجی پیدا شود و حق این نامردان و ناکسان که این معامله را با بازماندگان و یتیمان آن مرحوم مغفور کرده را کف دستش بگذارد. و مکرو و مکرا الله و الله خیر الماکرین..&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;                                                    الاحقر :بایرام &lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;                                              سینزده برج سرطان سنه ۱۳۹۰  &lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 03 Nov 2011 13:27:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-262.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

