<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بایرامعـلی   تقدیم   می کند:</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/</link>
<description>طنز ونوستالژی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 10 Nov 2009 18:39:05 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تفسیر موسیقی بیست وسوم   -  بابا تو دیگه کی هستی؟</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;OBJECT width=480 height=295&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://www.youtube.com/v/thJGJxhjHpI&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0xe1600f&amp;color2=0xfebd01&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowFullScreen&quot; VALUE=&quot;true&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
&lt;embed src=&quot;http://www.youtube.com/v/thJGJxhjHpI&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0xe1600f&amp;color2=0xfebd01&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;295&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;     پس از مدتها دوری از تفسیر ترانه و برای تنوع هم شده سراغ این ژانر می رویم . این بار سراغ گروهی به نام &quot; &lt;STRONG&gt;برو بکس &quot; &lt;/STRONG&gt;که تشکیل شده اند از خشایار ٬ حمید و کیوان که به ترتیب مهندس عمران و کامپیوتر و متالوژی هستند و بعد چون دیده اند این کارها فایده ندارد و برایشان نان و آب نمی شود به سفارش مولانا و مقتدانا حضرت عبید زاکانی عمل کرده اند &quot; رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز&quot; و به این امور هنری رو آورده اند .خودشان در وبسایتشان &lt;A href=&quot;http://www.barobax.com/&quot; target=_blank&gt;می فرمایند: &lt;/A&gt;  &lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot; ;=&quot;&quot;&gt;نوآوری و نبوغ ویژگی اصلی بروبکس می&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot; ;=&quot;&quot;&gt;&lt;EM&gt;باشد. &lt;/EM&gt;(کور بشه هر کی میبینه و اعتراف نکنه! ) این دوستان که در داخل کشور هستند به فعالیت در زمینه کلیپ سازی هم مشغولند . از جمله گفته می شود کلیپ معروف &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=0R3k0YM2Wy8&quot; target=_blank&gt;نی ناش ناشم بلده؟&lt;/A&gt; استاد ساسی مانکن هم توسط این گروه ساخته شده. بگذریم که انصافا با این حداقل امکانات در داخل مملکت کلیپشان از بسیاری از هموطنان خارج نشین با همه امکانات و تجهیزاتشان بهتر است . نکته دیگر در کلیپهای این گروه از جمله همین کلیپ و یا کلیپ نی ناش ناش عدم استفاده از دختران و زنان  و یا استفاده از عناصر ذکور در نقش آنان  است. بر عکس کلیپهای موسوم به لس آنجلسی که استفاده از اناث از اهم امور و واجبات است .  فرضا خواننده مذکور در زمینه نگهداری  محیط زیست می خواند ولی در بک گراند حتما چند دلبر بیکینی پوش در حال چرخش و قرش وجود دارند . شاید هم این کارآنان ادامه ای  باشد بر سنتهای قدیمی نمایشی  استفاده از مردان در نقش زنان در شرق - مثلا نقش زینب پوش در تعزیه و یا نقشهای زنان  در تئاتر کابوکی ژاپن (خودمانیم چه ربطی داشت به موضوع ؟ )&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;LINE-HEIGHT: 150%; FONT-SIZE: 10pt&quot; lang=FA b=&quot;&quot; nazanin=&quot;&quot; ;=&quot;&quot;&gt;   &lt;/SPAN&gt; &lt;STRONG&gt;Dady !who dige are you &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  استفاده از ملودی ها و ترانه های خارجی و گذاشتن شعر فارسی بر روی آن چیز جدیدی نیست . از ترانه قدیمی مثل &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ph5HehIU2Kw&amp;feature=related&quot; target=_blank&gt;مرا ببوس&lt;/A&gt;  شادروان گلنراقی که خیلی ها معتقد هستند برداشتی است از ترانه معروف bésame mucho,  (&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=gPRESlT4Ccg&quot; target=_blank&gt;مرا بماچ خفن&lt;/A&gt;)  بگیر تا ترانه های همین محسن خان نامجو .لیستش خیلی بلند بالا می شود . امروز هم به سراغ یکی دیگر از این ترانه های می رویم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; در سال ۲۰۰۷ ٬ استفان هانتل معروف به دی جی شانتل  خواننده آلمانی٬  ترانه ای خواند به نام &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=gViaOYgV8yI&amp;feature=fvw&quot; target=_blank&gt;دیسکو پاراتیزانی &lt;/A&gt; . به سبک ترانه های بالکان و کولی ها و با همان آرنژمان و همان آرایش سازهای بادی . این ترانه به سرعت در کلابهای شبانه و نایتز باشگاه ها !  همه گیر شد و مقبولیت و محبوبیت یافت . و پس از آن مدتی قبل توسط گروه بروبکس با شعر فارسی اجرا شد . لازم به یادآوری است که برو بکس قبلا ترانه لاتین &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ASXzq1O9rrc&quot; target=_blank&gt;پیراهن مشکی &lt;/A&gt; &quot; هوانز&quot; را به فارسی برگردانده بودند ( تفسیرش را در &lt;A href=&quot;http://bayramali.blogfa.com/post-57.aspx&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; نوشته ام) . گروه بروبکس در این ترانه که &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=fhZ5BztucvA&quot; target=_blank&gt;بورلی هیلز&lt;/A&gt; نام داشت از چهره های معروف موسیقی ایرانی استفاده کرده بودند و در آن ارزشها و اخلاقیات ایرانیان غربت نشین بویژه ساکنان شهر فرشتگان را به سخره گرفته بودند!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تفسیر شعر: &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  كلام از نگاه تو شكل مي بندد &lt;BR&gt;  خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی (احمد شاملو)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به طور کل سه صدای خواننده در این ترانه قابل تشخیص است . صدای خواننده اصلی که متن اصلی را اجرا می کند . صدای نازک شبیه به صدای شخصیت &quot;مبارک&quot; نمایشهای خیمه شب بازی که به صورت پامنبری و حاشیه ای برنامه اجرا می کند و گاهی هم صور عمومی می دهد به شادی عمومی و  البته صدای  &quot;مکش مرگ ما&quot; و &quot;شهیدم نکن تو رو به ابوالفرض&quot; سرکار خانمی که یا می فرمایند &quot; بدو بیا دنبالم &quot; یا اینکه  با همان لحن دلبرانه اصواتی مانند &quot;اوهوم&quot; و یا  &quot;آها&quot; را به صورت ریتمیک از خودشان ساطع می فرمایند و یا آنکه  با خنده زورکی همراه با عشوه از نوع شترگونه  ترانه را همراهی می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ذهن منو قلب منو عمر منو و جون منو با خود می بری /&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بابا تو کی هستی یه موجود خاصی ٬از همه سری&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترانه مانند بسیاری از ترانه های دیگر با مدح و ستایش دلبر مربوطه شروع می شود. دلبری که ذهن و قلب و جان همه مایملک او را به یغما برده . خواننده در مصراع دوم از اینهمه توانایی او شگفت زده می شود و او را از مرتبه انسانیت به رتبه موجود خاصی که از همه برتر است ارتقا می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;زن و مرد و پیرزن و پیرمرد و حتی منو سر کار میذاری/&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شیطون نازی٬ با من نکن بازی ٬خوب دل میبری&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و بازهم در این ابیات ویژگیی های دیگری از این شوخ چشم موهوم بیان می شود . کسی که به آسانی همه گروه اعم زن و مرد و در همه گروه سنی و فارغ از جنسیت سرکار می گذارد. مع الذلک خواننده همه این بلایا را به جان خریده و از او (این ترکیب شیطون ناز هم خیلی بدیع است ها! )میخواهد بازی و سرکشی را کنار گذاشته و به او بپیوندد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بدو بیا دنبالم ٬تو بیا دنبالم  ٬دست شیطونو از پشت بستی .بدو بیا دنبالم ٬تو بیا دنبالم ٬بابا تو دیگه کی هستی ؟ (۲)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علیا مخدره ذکر شده در جواب و به جای ندامت از کارهای قبلی با لحن بسیار دلبرکش و لوند منشانه از او میخواهد فعلا دنبال او بیاید و بی جهت به دلش صابون وصال نمالد. یکی دیگر از خواننده ها که در این ترانه گاهی نقش دانای کل را دارد با ابراز شگفتی از این اعمال او را از بابت خناسی و شیطنت از ابلیس بالاتر می داند و با شگفت زدگی از او یاد می می کند .توجه داشته باشید شیطانی که به صورت اسم استفاده شده یا همان مسیو ابلیس خودمان با شیطون نازی که به صورت صفت تحبیب استفاده می شود کلی توفیر دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دوست پسرات قد موی سرت میپلکن دور ورت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;زنگ میزنن میان پشت خطتت٬ خیلی شلوغ شده سرت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راوی به ادامه بیاناتش ادامه می دهد. او با ابراز آنکه از تعداد زیاد و بی شمار عشاق و دلخستگان - و البته یاران مذکر -  مشارالیها اطلاع دارد و کسانی که همانند مگسان دور شیرینی به دور شمع وجود ایشان می چرخند به تعداد فراوان زنگها و مکالمات تلفنی ٬ که حتی حربه و خدمات ویژه مخابرات مانند انتظار مکالمه( Call Waiting) یا کنفرانس تلفنی هم جوابگوی آن نیست  اشاره می کنند .( به استعاره ظریف تعداد دوست پسران به اندازه موی سر و ایهام  شلوغ بودن سر دقت کنید! ایول داره این بابا!! ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;وای بیچاره  اون شوهرت ٬میخواهد بشه در به درت&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;فکر میکنی تو  با خودت ٬خیلی زرنگ شدی خیر سرت&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این قسمت او با دلسوزی برای شوهر آینده و بالقوه این خانم (که صد البته خودشان را هم در این کسوت داماد بالقوه می بینند ) از آینده موحش و بی عاقبت این شوهر خبر داده . ضمن اینکه در اینجا کمی هم با یادآوری این حقایق ترش کرده و به او می فهماند لاپوشانی و آب زیرکاه بازی فایده نداشته و او از همه وقایع پشت پرده اطلاع کافی و وافی دارد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;یالا یالا  رقص و شادی ٬ یالا یالا رقص و شادی .  شادی شادی رقص و شادی &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجددا خواننده دانای کل برای اینکه موضوع بالا نگیرد و باعث دعوا نشود با یک فراخوان عمومی  آحاد ملت به شادی و طرب٬  آنها را به انجام حرکات موزون و دست افشانی و پایکوبی تشویق می کند. البته با تکرار کلمه شادی بعید به نظر نمی رسد نام علیا مخدره مربوطه شادی باشد  ( هو علیم)! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در باره نماهنگ : &lt;/STRONG&gt;نماهنگ مربوطه بیشتر به صورت انیمیشن و گرافیکی ساخته شده و با استفاده از عناصری که بر ساخت  داخل ایران بودن نماهنگ اصرار دارند. فرضا به آن تلویزیون سفید رنگ چهارده اینچ اول کلیپ که مشغول پخش ویدیوکلیپ بورلی هیلز است دقت کنید! من فکر نمی کنم دیگر در جایی از دنیا به غیر از ایران  بشود از این تلویزیونها بویژه با آن تیونرهای چرخشی و دستی پیدا کردو یا آن نقاشی ضبط صوت دستی کاست دار به هکذا و یا دوربین فیلمبرداری سوپر هشت کنون که فقط در موزه ها می شود نمونه آنها را یافت . استفاده از عناصر زنانه محدود شده به دستی با دستکش و مزین به النگو  در حال اشاره &quot;بیا و بیا &quot; و نقاشی از یک زن در حال سواری در یک شورلت ایمپالا .و ضمنا دقت کنید به دقیقه ۲:۱۵ که ریتم ناگهان به شش و هشت تبدیل شده و سه نفر را با ماسک الاغ و کت شلوار و کراوات و کیف سامسونیت در حال انجام رقص ایرانی هستند که استعاره ای است از خر شدن و یا پشت گوش مخملی شدن طرف .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; در ضمن لازم به یادآوری است که این دوستان ودینگ پلنر هم در سایتشان دارند . خلاصه اگر کسی هست از اهالی وبلاگستان که بختش کمی تا قسمتی در حال باز شدن و شکوفا شدن ٬انفجار و غیره هست. می توانند از ایشان دعوت کنند تا شب عروسیشان را رونق بخش باشند و زیبانترین شب عمرشان را به سپیدترین صبح زندگی پیوند دهند (از همین خزعبلاتی که در کارتهای عروسی می نویسند) به هر حال اگر این کار را کردیدو یالا یالا رقص و شادی و اینها ٬ کارت دعوت ما فراموش نشود&lt;STRONG&gt;!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;                                                         ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;پ .ن : &lt;/STRONG&gt;ترانه را از &lt;A href=&quot;http://www.barobax.com/musics/Barobax-Baba-To-Ki-Hasti-192.mp3&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt;  هم می توانید گوش کنید و یا بار بزنید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 18:39:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>D&apos;oooooooohhhh</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                    &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i34.tinypic.com/6if80h.jpg&quot;&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهرت و ثروت دو وسوسه ای  است که در وجود همه آدمها وجود دارد حالا کم یا زیاد . اینطور می شود که &lt;STRONG&gt;مارج سیمپسون &lt;/STRONG&gt;معروف بلاخره در مقابله این وسوسه تسلیم شد و در روی جلد مجله &quot;تفریح پسر&quot; ماه نوامبر امسال ظاهر شد . ظاهرا شرایط رکود اقتصادی هم در این مورد بی تاثیر نبوده . امروز فرداست که مسئولین راکتور اسپرینگ فیلد عذر شوهر ایشان یعنی جناب &lt;STRONG&gt;هومر سیمپسون &lt;/STRONG&gt;را بخواهند و بیکار بشود. هر چه باشد روز به روز دست و واسطه در صنعت هسته ای بیشتر میشود و رقابت سختر٬ آنهم در دوره زمانی که بچه نه ساله در زیرزمین خانه اورانیوم غنی می کند معلوم است که جا برای آدم تنبل و تن پروری مثل هومر تنگ می شود . مارج هم با این شرایط تصمیمش را گرفت تا جلوی دوربین عکاسان قرار بگیرد و به جرگه مدلها بپیوندد. از واکنش هومر هنوز خبری در دست نیست . احتمالا با دیدن این عکسها یکی از D&apos;ooh  های معروفش را خواهد گفت!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ.ن  : &lt;/STRONG&gt; D&apos;ooh  تکیه کلام هومر است و معمولا آنرا زمانی که گند بالا می آورد یا کارها بروفق مراد او پیش نمی رود  به کار می برد . این  اصطلاح از اختراعات دن کاستلانتا گوینده نقش هومرسیمپسون است که امروزه وارد فرهنگ عامه شده و از سال ۲۰۰۲وارد دیکشنری اکسفورد هم شده( به معنی لعنتی- یا با عصبانیت غر زدن) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 15:54:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> هنر آشپزی با  رزا منتظمی</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مدتها بود طرح این پست در ذهنم خاک می خورد و مثل هزار طرح دیگر منتظر فرصت بودم . &lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091024_mg_montazemi_roza_cooking.shtml&quot; target=_blank&gt;خبر&lt;/A&gt;  درگذشت رزا منتظمی شد انگیزه ای برای نوشتن ابن پست .شاید باید آن را قبل از مرگ او می نوشتم :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;       &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i38.tinypic.com/8vp7bd.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   مادرم زیاد اهل کتاب و مطالعه نبود . شاید هم مشغله روزانه و درگیری های روزمره سرو کله زدن با ما  وقتی برای این کار نمی گذاشت . چندتایی کتاب داشت که آنها را در کمد خودش و جدا از کتابهای پدرم نگه می داشت . یک قرآن که از سفره عقدش مانده بود ٬ یک مفاتیح الجنان ٬ یک کتاب درسی از دوران مدرسه با عنوان  &quot;خانه داری&quot; که  هنوز عکسهای خاندان جلیل سلطنت! در صفحات اول آن باقی بود ٬ یک کتاب با جلد آبی و نام پرطمطراق &quot;اصول روانشناسی نوین کودک&quot; (لابد برای تربیت ما از آن استفاده کرده بود که اعجوبه ای مانند من را به جامعه تحویل داده!!) چندتایی کتاب باغبانی و خیاطی و یک کتاب کلفت با جلد گالینگور مشکی  به نام &quot;هنر آشپزی&quot; نوشته &quot;بانو رزا منتظمی&quot; .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; ورق زدن و نگاه کردن این کتاب از سرگرمی های دوران بچه گی من بود .به عکسهای رنگارنگ و پررنگ لعاب و اشتها آور کتاب خیره می شدم و در دنیای رویا غرق می شدم .عکسها بیشتر شبیه ضیافت شام داستانها شبیه بود تا زندگی واقعی .یک چیزی مانند شامهای دربار فرانسه .از آنهایی که مرد و زن بالباسهای زرق و برق دار و  کلاه گیسهای سفید در آن شرکت می کردند و با والسهای اشتراوس می رقصیدند .  هنوز دوتا از عکسها که از عکسهایی مورد علاقه من بودند در ذهنم مانده . رانهایی مرغ با دسته مخصوص سفید گلدار و توری مانند و شیرینی های خامه ای به شکل قو  که در روی یک کیک تزیین شده قرار داشتند . کم کم که خواندن یاد گرفتم شروع کردم به خواندن دستورالعمل آنها . نصف بیشتر اصطلاحات و نام غذاها و مواد لازم را نمی فهمیدم . بچه ده ساله را چه به طبخ بن ماری وسس آرتیچوک و  ورمیشل و پاستا آلفردو و..... خواندن آن اسامی هم مشکل بود چه برسد که بدانی چه هستند و از کجا آنها را تهیه کنی . آنهم در شرایطی که روزی مان عبارت بود از تخم مرغ و کره و شکر جیره بندی  و گوشت یخزده و مرغ یخزده کوپنی یا با دفترچه بسیج اقتصادی  و اجاق گازی که باید ماهی یکی دو بار  کپسولش را پدرم روی کولش می گذاشت و دنبال &quot;آقا گازی&quot; می دوید تا ایشان لطف کند و یک کپسول پر به ما بدهد. چند باری با حداقل امکاناتی که داشتم تلاشهای مذبوحانه ای کردم .یک بار میخواستم دسری به نام پلمبیر نمی دانم چی چی دست کنم . زرده تخم مرغ وشکر و وانیل و چند تا چیز دیگر با هم قاطی کردم و از چند چیز دیگر در دستور العمل هم فاکتور گرفتم و چشمپوشی کردم. مخلوط را به هم زدم و گذاشتم در یخچال . چند ساعت بعد که سراغش رفتم ٬ گلاب به رویتان ٬ دیدم یک چیزی شده مثل اسهال بچه دوساله!!  مخلوط بدون استفاده و بعد اینکه کلی مورد مواخذه قرار گرفتم که چرا شکر و تخم مرغ را حرام می کنم راهی سطل زباله شد.یکی دوبار هم چیزهای ساده مثل املت و همبرگر اینها درست کردم و بد هم در نیامد و تازه مورد تشویق هم قرار گرفتم. چه می دانم شاید اگر دنبال این کار رفته بودم برای خودم کسی می شدم و به جایی می رسیدم یا حداقل می شدم یکی مانند این آقایی که در تلویزیون درس آشپزی می دهد و دربین خانم های جوان کلی طرفدار و کشته مرده دارد (نامش چه بود؟ سامان گلدوست ؟ ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; هنر آشپزی رزا منتظمی در آن روزگار کاملترین مرجع آشپزی به زبان فارسی بود. هر خانواده ای یک جلد آنرا داشت . مادران معمولا یک جلد از این کتاب را در جهیزیه دختران دم بختشان منظور می کردند تا عروس خانم به این فن آخر و هنر مهم وارد باشد.روزگار جنگ بود و جیره بندی و همانطور که &lt;A href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/10/091024_mg_montazemi_roza_cooking.shtml&quot; target=_blank&gt;گزارش&lt;/A&gt;  بی بی سی می نویسد &quot;در بعضی جاها حتی توزیع این کتاب با دفترچه بسیج اقتصادی انجام می شد.&quot; صف بلندی را که جلوی کتابفروشی آقا رضا در محله مان برای خرید آن تشکیل شده بود هنوز یادم هست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسخره ترین و جالب ترین قسمت کتاب غلطنامه انتهای آن بود. در چاپهای پس از انقلاب به منظور رعابت شئونات اسلامی و به دستور ارشاد٬ متن کتاب باید مورد بررسی مجدد قرار می گرفت. ناشر هم که بودجه (شاید هم حوصله )  تهیه زینک و فیلم جدید- که تعدادشان کم هم نبود -را نداشت و برای خالی نبودن عریضه به جای همه اینها یک غلط نامه در انتهای کتاب چاپ کرده بود .به این ترتیب بود که فرضا در غلطنامه نوشته شده بود : در صفحه فلان سطر بیسار به جای &quot;شراب سفید &quot; ینویسید &quot;آبلیمو&quot;!  در آن یکی صفحه به جای &quot;کنیاک &quot; بنویسید &quot;سرکه قرمز&quot;! یا به جای ژامبون بنویسید &quot;کالباس اسلامی &quot;. و به این ترتیب با این ابتکار بینظیر و در عین حال خنده دار جناب ناشر کارش را کلی راحت کرده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالها گذشت .کتابهای آشپزی زیادی به فارسی چاپ شدند .خیلی هایشان کاربردی تر و کاملتر از کتاب رزا منتظمی ولی مطمئنا هیچکدام به پایه معروفی و همه گیری آن نمی رسند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 02:50:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گوران برگویچ  و  &quot;زنده در ماشین مرگ&quot;</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;OBJECT width=320 height=265&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://www.youtube.com/v/0g8wWOrvWgU&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0xe1600f&amp;color2=0xfebd01&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowFullScreen&quot; VALUE=&quot;true&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
&lt;embed src=&quot;http://www.youtube.com/v/0g8wWOrvWgU&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0xe1600f&amp;color2=0xfebd01&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;265&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;P&gt;              &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;   &lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گوران برگویچ &lt;/STRONG&gt;را سینما دوست ها بویژه طرفداران فیلمهای امیر کوستاریکا خوب می شناسند . آهنگساز صرب که با ساختن موسیقی برای فیلمساز بوسنیایی به شهرت رسید . شروع همکاری این دو با فیلم &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0097223/&quot; target=_blank&gt;زمانی برای کولی ها&lt;/A&gt; شروع شد و بعد با فیلم مشهور &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0106307/&quot; target=_blank&gt;رویایی آریزونا&lt;/A&gt; با بازی جانی دپ و جری لوئیس  ادامه پیدا کرد . بویژه ترانه &quot;در ماشین مرگ &quot; - همین ترانه بالای پست - که &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=sG2Vj86B2hg&quot; target=_blank&gt;با اجرای &lt;/A&gt;  &quot;ایگی پاپ &quot; خواننده صاحب سبک آمریکایی  به یکی از مشهورترین ترانه دهه نود تبدیل شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;موسیقی او برگرفته از موسیقی محلی بالکان است با همان تاثیری که موسیقی شرقی - بویژه موسیقی عثمانی ها - و موسیقی کولی ها - بویژه سبک جیپسی جز یا جاز کولی - بر آن گذشته . چند سال پیش  هم با توجه به این نزدیکی ها و قرابت  همراه با &quot;سزن آکسو &quot;خواننده ترک یک &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=KWsFaPrA0Kk&quot; target=_blank&gt;آلبوم&lt;/A&gt;  مشترک به نام &quot;عروسی و تشیع جنازه&quot;  بیرون دادند که در نوع خود کار خوب و شنیدنی بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بگذریم ٬ چند وقت پیش سعادتی نصیب شد که در کنسرت این جناب حضور به هم برسانیم و از موسیقی او محظوظ بشویم .  جالب اینکه مردم آن دیار هم مثل هموطنان خودمان از نظم بدشان می آمد و همگی در کنار سن سالن تجمع کرده بودندو به انجام حرکات موزون پرداختند و جلوی سالن جمع شدند و ما هم برای اینکه از دیدن ایشان  محروم نمانیم و به درک حضور برسیم رفتیم کنار سن . و با یک دوربین غیر حرفه ای چند عکسی از آنها گرفتم .بقیه اش را در ادامه مطلب ببینید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i33.tinypic.com/o70pia.jpg&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پ.ن &lt;/STRONG&gt;از این &lt;A href=&quot;http://payam3495.googlepages.com/05-KalasnjikovbyGoranBregovic.mp3&quot; target=_blank&gt;آهنگ&lt;/A&gt; پرشور  کلاشینکف (یا به قول خودشان کالاشنی کوف ) هم غافل نشوید.  ویدیو آنرا هم &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=KtX-V4OE50Y&quot; target=_blank&gt;اینجا &lt;/A&gt; ببینید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن ۲ &lt;/STRONG&gt;: آنجایی که جناب گوران فریاد می زند٬ می گوید &quot;یوریش&quot;  . همان یورش (حمله) خودمان است که از زبان ترکی اویغوری وارد سایر زبانها - از جمله فارسی-  شده. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 18:44:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما را به لذت آخ !</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>       
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i37.tinypic.com/nl4nlv.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  چند روز است که کارم شده شنیدن چندین و چندباره آخرین آلبوم محسن نامجو به نام &quot;آخ&quot;   آلبومی که آنرا با همراهی گلشیفته فراهانی بیرون داده و مثل کارهایش قبلیش  شنیدنی و ساختار شکنانه و لذت بخش .مخصوصا این ترانه  &lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=6vVeEJtn70A&amp;feature=player_embedded#&quot; target=_blank&gt;همش&lt;/A&gt;  که چندروز است به طرز فجیعی در مخم افتاده و روزگارم را سیاه کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذریم ٬ مخالفان موسیقی  نامجو دمپایی پرت نکنند ٬ منظورم از این پست چیز دیگری است. طی همین مدت کلی ایمیل مختلف دستم رسیده با عناوین : &quot;دانلود آخرین آلبوم نامجو&quot; یا &quot; لینک فوری و با کیفیت دانلود ترانه های محسن نامجو &quot; و &quot; دانلود ترانه های نامجو با سه کیفیت متفاوت&quot; و اینها .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; نمی خواهم بچه مثبت بازی در بیاورم . ولی اگر واقعا طرفدار این موسیقی هستید باید از آن حمایت کنید . باور کنید زندگی هنرمند جماعت خرج دارد گاهی خیلی هم خرج دارد! نوازنده ها و مسئولین  استودیو و مسترینگ و صدابرداری وشرکت پخش و  غیره هم معمولا برای مخارج ماچ قبول نمی کنند! و برای این کارها  باید به آنها وجه رایح مملکت پرداخت کرد.پس اگر هنرمندی قادر به پرداخت این هزینه ها نباشد دیگر از آثار بعدی خبری نخواهد بود . از سوی دیگر از آنجا که &quot;همه چیزمان باید به همه چیزمان بیایید&quot; همه چیزما باید با همه دنیا فرق کند یعنی مخاطب این کارها هفتاد میلیون نفر هستند و بازارشان یک بازار محدود دو سه میلیونی نفر ایرانیان خارج از کشور که آنها هم با تمسک به اینترنت سرعت بالا این کارها را دانلود می کنند و یا کپی می کنند . آرش سبحانی یک بار تعریف می کرد یک نفر بعد از کنسرت کیوسک به پیش او رفته و گفته : &lt;EM&gt;آقا ! من عاشق موسیقی شما هستم . از همین سی دی آخر شما ده تا کپی زدم و به همه رفقا دادم !&lt;/EM&gt; لابد در خیالش هم فکر می کرده دارد مراتب ارادتش را نشان می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه ٬  عزیزان  من!   &lt;A href=&quot;http://www.amazon.com/Oy/dp/B002RDRT98/iraniancom-20A/&quot; target=_blank&gt;هفت دلار و نود و دو سنت&lt;/A&gt;  دیگر این حرفها را ندارد . یک روز به جای اینکه پولتان را بدهید  &lt;A href=&quot;http://www.starbucks.com/&quot; target=_blank&gt;جعبه ستاره&lt;/A&gt; یا &lt;A href=&quot;http://www.mcdonalds.com/&quot; target=_blank&gt;مش دانیال&lt;/A&gt; یا &lt;A href=&quot;http://www.bk.com/&quot; target=_blank&gt;برگر سلطانی&lt;/A&gt; و یا &lt;A href=&quot;http://www.in-n-out.com/&quot; target=_blank&gt;دخول خروج برگر&lt;/A&gt; و ...... بروید و این سی دی را بخرید . روح شما هم  احتیاج به خوراک دارد . موسیقی غذای روح است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                    ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;STRONG&gt;پ .ن &lt;/STRONG&gt;بدیهی است مخاطب این پست دوستان غربت نشین هستند وگرنه هموطنان داخل کشور در این موارد عذر شرعی مقبول دارند! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 03:32:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خظبه من باب سوم سنه کتابت بلاگ یا رساله هفت پند</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان و آشنایان٬  کاتبین محترم بلاگات ٬ قارئین عزیز٬ خلق عزیز وبلاگستان  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الیوم یعنی چهاردهم مهر ماه  سیّم سال است که این حقیر این بلاگ را کتابت می کند و البت از شما یاران موافق چه پنهان که دویستمین پست این وبلاگ هم است . و این اتفاقی است میمون و مبارک.  زین رو امروز خطبه ای  خواهم گفت جهت معارفه نوبلاگرین با این امر مهمه و البت مفتاح نصر در آن  و اشتهار در کتابت بلاگ.  چندان که بدانند با اعتصام به این امور پله های ترقی را به سرعت و طرفة العینی در خواهند نوردید .پس بر آن اهتمام کنند٬ باشد که رستگار شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکم - دوستان بدانید که بلاگر همواره از بالا بر دیگران می نگرد .همچون نگاه سلطان بر رعایا و عاقل اندر سفیه ٬ دیگران لیاقت جفت کردن کفشهای شما را ندارند چه رسد به همصحبتی و معاشرت باشما . اگر قدری سابقه فعالیت قبلی در جراید و طبع و نشر و یا در دارالصوت و تله ویزیون هم داشته باشید که زهی سعادت ! دیگران باید غلامی شما را کنند. پس همواره با تبخر و دیده تحقیر بر دیگران نگرید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیّم - علیکم به ناله٬ علیکم به ناله .  همانا بدانید که بلاگ نویسی که ناله نکند بلاگ نویس نیست . امر مقدس ناله و زنجموره از اهم امور بلاگت و بلاغت  باشد. همواره ناله کنید و خود را به دیپراسیون و افسردگی مبتلا نشان دهید . ولو در روضه فردوس و جنات اعلیین باشید و با حوران و غلمان مشغول ٬ناله کنید و از وضع موجود بنالید و خود را در آتش جهنم نشان دهید . در منتهای شادی و حتی اینکه در بعض اعضا عروسی و پایکوبی و دست افشانی برقرار باشد از صنعت شریفه &quot;ننه من غریبم &quot; غافل مباشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیّم - چاک دهان را بازکنید و هرچه می خواهید از ادبیات چاروارداری و لسان اهالی غیور  چاله میدان و لغات سه نقطه استفاده کنید. الفاظ کاف دار ثلاثه !  را به کرات و بی جا و با جا  کتابت کنید و اسامی جمیل عورتین و اعضاو اسافل  و جوارح مربوطه را مکّرر تحریر کنید. افعال مرتبط به گشنی و جماع و قضای حاجت را با دلیل و بدون آن چنان نقل نبات استعمال کنید . همانا بدانید که انتولکچوالیته و تنورافکار بدون استفاده ار این الفاظ ممکن نبود و احدی به غنای فرهنگی و علم و فرهنگ شما مستحضر نخواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم - اگر از طایفه اناث هستید مکرر خاطر نشان کنید &quot;مرد خوب مرد مرده است &quot; اگر جزء ذکور هستید بر این نکته ابرام ورزید که &quot; زن و اژدها هر دو در خاک به &quot; . اگر از دسته یالغوزین و مجردان هستید بر ریش متاهلین بخندید سخت و اگر متاهل هستید بر حال زار مجردان متاثر شوید و بهر آنان دل سوزانید . بدانید و آگاه باشید که هر طایفه که از شما نباشند لاجرم جرء دسته  ضالین و خاسرون خواهند بود . شما خوبید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجم - دائما در حال قی و استفراغ و اسهال از افعال و اعمال  دیگران باشید . بر کردار٬ سلائق و گفته های دیگران خرده گیرید و آنان را به حماقت و گاگولی و ابتذال  متهم و حالتان از ایشان بهم بخورد . اگر استفراغ به شما دست داد شما با او دست ندهید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ششم . همانا بدانید که قطب شمائید که زمین و کائنات و خلایق بر گرد شما می گردند .  دیگران دایره اند و شما نقطه پرگار ٬ شما هسته اید و دیگران  ذره  و دائم بر این قطب عالم بودن خویش تاکید ورزید و تاکید کنید اگر نبودید چهارستون وبلاگستان از هم می پاشید و فزرتش قنصور می گشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هفتم - از ابتذال ٬سطحی نگری ٬ اعمال بی کلاس و بی اتیکت ٬ اجتواد ! غافل نباشید ٬به دیده تحقیر بر آن ننگرید و گاهی بر آن اقدام کنید . بدانید این امور غذای روح و تسکین امراض ناشی از منورالفکری بیهوده و بدون استعمال است .اگر نیودن این امور که بهتر بود بشر سرش را بگذارد و بمیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و دست آخر....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; اللهم اشفع کل مریض و اختم کل امور به الخیر و زید  قارئین وبلاگنا ولو به ریدر و احفظ لنا و وبلاگنا من الفیلتر و من شر بلایا و الخناس و قوم الظالمین. السلام علیکم و رحمت الله و  برکاته.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;                                                                    الاحقر :شیخ بایرام &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;                                                  &lt;/STRONG&gt;ششم شوال برابر چهارده میزان سنه ۱۳۸۸&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 05:52:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> مرا در آخر سپتامبر بیدار کن!</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-199.aspx</link>
<description>&lt;OBJECT width=480 height=295&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;movie&quot; VALUE=&quot;http://www.youtube.com/v/WZ0CGHwoo6M&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;rel=0&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowFullScreen&quot; VALUE=&quot;true&quot;&gt;&lt;PARAM NAME=&quot;allowscriptaccess&quot; VALUE=&quot;always&quot;&gt;
&lt;embed src=&quot;http://www.youtube.com/v/WZ0CGHwoo6M&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;rel=0&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;295&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/OBJECT&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;FONT face=Verdana&gt;Summer has come and passed&lt;BR&gt;The innocent can never last&lt;BR&gt;wake me up when September ends&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;like my father&apos;s come to pass&lt;BR&gt;seven years has gone so fast&lt;BR&gt;wake me up when September ends&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;here comes the rain again&lt;BR&gt;falling from the stars&lt;BR&gt;drenched in my pain again&lt;BR&gt;becoming who we are&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;as my memory rests&lt;BR&gt;but never forgets what I lost&lt;BR&gt;wake me up when September ends&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                                    &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    برای آخرین روز سپتامبر و برای این تابستان داغ و پرماجرا و فراموش نشدنی که اندازه عمری  طول کشید و به اندازه چند سال پیرمان کرد و حرصمان داد . آهنگ &quot; وقتی سپتامبر تمام می شود  بیدارم کن&quot; از گروه راک کالیفرنیایی  Green Day . بگذریم که این ترانه همیشه مرا یاد اولین روزهای مهاجرتم می اندازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ .ن &lt;/STRONG&gt;در ضمن به اسم گروه هم عنایت دارید که؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پ ن ۲ : &lt;/STRONG&gt;آّهنگ را از &lt;A href=&quot;http://payam3495.googlepages.com/Greenday.mp3&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt;  هم می توانید گوش کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Oct 2009 03:48:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=199</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-199.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>&quot;کپی رایت نوستالژی&quot;  یا  &quot; وقف برای صالحات باقیات &quot;</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-197.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از اولین چیزهایی که رسیدن پاییز و ماه مهر یاد آدم می اندازد باز شدن مدارس است . خاطره ای که همه ما به نحوی با آن درگیر هستیم . سال پیش همین موقع ها &lt;A href=&quot;http://bayramali.blogfa.com/post-146.aspx&quot; target=_blank&gt;پستی&lt;/A&gt;   نوشتم و چند عدد از عکسهای وسایل دوره تحصیل که الان دیگر جزء اشیا باستانی به حساب می آیند ٬گذاشتم . این پست از استقبال شایان ذکری! برخوردار شد و بعدهم از آنجا که دوستان محبت دارند بدون اجازه عکسها را برداشتند و در وبلاگها و وبسایتها گذاشتند و به هم ایمیل کردند! بر روی آن آهنگ گذاشتند و ویدیو کلیپ گذاشتند . فقط مانده بود که جناب کوجی زادوری یک ویدیو کلیپ آنچنانی با عکسهای این حقیر و صد البته حرکات موزون مه پیکران مکزیکی و برزیلی از آن بسازد که خوشبختانه کار به آنجا نکشید . امسال مجددا با رسیدن ایام مدرسه تب این عکسها گل کرد و وقتی سری به گودر و فرفر و چهره کتاب و سایر جاها می زنی این عکسها را می بینی .و  ایمیل پشت ایمیل حاوی این عکسها می رسد ( البته خیلی از آنها را کسانی می فرستند که مرجع عکسها را می دانند )  حتی &lt;A href=&quot;http://kntoosi.com/1388/06/29/post-12018/&quot; target=_blank&gt;این دوست&lt;/A&gt; عزیز عکسها بنده را با یک سری عکس دیگر که معلوم نیست متعلق به کدام فلکزده دیگری است در وبلاگش گذاشته و خوانندگان هم کلی با احساسات ورقلمبیده شده از ایشان استقبال کردند. حالا نه اینکه فکر کنید خدای ناکرده بنده ناراحت هستم . بنده جان ناقابلی دارم و عکسهای ناقابلتری !!  اصلا این بذل و بخشش جزء صفات حسنه ملی ماست . وقتی سهم پنجاه درصدی دریای خزر (مازندران سابق ) را تبدیل می کنیم به بیست درصد و همین بیست درصد را همه می بخشیم به همسایه های مهربان شمالی . وقتی کل سهممان از خلیج العربی (فارس سابق) را به همسایه های جنوبی می بخشیم . وقتی پول  نفتمان را می دهیم تا خواهران و برادران لبنانی و سوری با  آن خوش باشند و در صیدا و لاذقیه و سایر سواحل مدیترانه همراه با گوش کردن به صدای نانسی عجرم و امر دیاب از زندگی لذت ببرند آنموقع من بیاییم به خاطر چهار تا عکس پیزوری غیرحرفه ای اعتراض کنم ؟ حاشا و کلا ! اصلا من این عکسها را وقف وبلاگستان کردم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لابد می پرسید پس اینها را برای چه می نویسی ؟ بنده می خواستم  بگوییم حالا نوستولهایتان قسمت می کنید عیبی ندارد ما خودمان هم اینکاره ایم  اما جان هرکسی که دوست دارید ادای این بچه مثبتهای حال بهم زن را در نیاورید که ٬ آخ ٬اوخ٬ ای داد بیداد ٬دلمان برای اول مهر تنگ شده و نم چشم و اشک حسرت و یادش به خیر و اینها . می خواهم ببینم آیا  روزی ضدحال تر و بدتر از اول مهر و فردای سیزده بدر وجود دارد ؟ نه ٬ بینکم و بین الله ؟ اگر هم اینها را واقعا از ته دل می گویید توصیه می کنم خودتان را به روانشناسی ٬ متخصصی ٬ کارشناسی ٬ چیزی نشان بدهید . شما مشکل دارید دوست عزیز !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    فکر شنبه تلخ می سازد جمعه اطفال را / عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                     ارادتمند همیشگی :&lt;STRONG&gt;بایرامعلی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 03:56:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=197</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-197.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای خورشید وبلاگستان</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-196.aspx</link>
<description>                        &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;              &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i29.tinypic.com/2igyo0w.jpg&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;A href=&quot;http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002634.php&quot; target=_blank&gt;خورشید خانم &lt;/A&gt; طی یک عمل ناگهانی و غیرمترقبه ترک وبلاگنویسی کرد و کیبرد را آویخت. این روزها هجوم اخبار دیگر به قدری زیاد است که این خبر در لا به لای آنها گم می شود ولی خبر ترک وبلاگنویسی کسی که او را به عنوان اولین &quot;بلاگر زن  ایرانی&quot;  می شناسند خبر مهمی است .  برای من و خیلی از همدوره ای های من که وبلاگ خوانی را با وبلاگ او و چند نفر نسل اولی دیگر  شروع کردیم این خبر چیز دلچسبی نبود . سبک نوشتنش را دوست داشتم.  اینکه یک زن در جامعه جنسیت زده ما که مردهایش هم با خود سانسوری درگیرند اینقدر راحت  &quot;از خود &quot; بنویسد عمل قابل ستایشی و شجاعانه ای  است . نوشته های محاوره ای او و سبک بدون تکلف٬ بیغرض  و صد البته تابو شکنانه خورشید خانم   چیزی است که در تاریخ وبلاگستان و حتی ادبیات فارسی خواهد ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ظاهرا این بار صاحب وبلاگ در وبلاگش را نبسته و حق امتیاز آنرا واگذار کرده . پست آخرش هم نشانی از ناراحتی و تاثر ندارد و خود این نشانه خوبی است .پس منتظر می مانیم .  یک تفسیر موسیقی هم به او بدهکارم که می ماند سرفرصت مناسب تر .......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یا ام البلاگرین ٬ دلمان برای نوشته هایت تنگ می شود !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 Sep 2009 04:02:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=196</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-196.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرامزاده های بی شرف</title>
<link>http://bayramali.blogfa.com/post-195.aspx</link>
<description>                              
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                  &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://i25.tinypic.com/dw2qsw.jpg&quot;&gt;                   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;    جا نخورید . منظورم &lt;A href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0361748/&quot; target=_blank&gt;فیلم جدید&lt;/A&gt;  برادر کوئنتین تارانتینو است وگرنه صحبت اینجور آدمها راکه اینروزها زیاد می شنویم!  وجود دیوانه ها همه جاو هر موقعیتی مضّر و خطرناک است  ولی قبول کنیم اگر دیوانه ها در دنیای هنر نبودند دنیا جای لوس و بیمزه ای بود. مغز مریض و معیوب آدمی مثل تارانتینو است که اینچنین قیلم بی نظیری  را می سازد . دنیای هنر مدیون دیوانه هاست! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 18:45:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bayramali&amp;postid=195</comments>
<dc:creator>bayramali</dc:creator>
<guid>http://bayramali.blogfa.com/post-195.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
