تبليغاتX
بایرامعـلی تقدیم می کند: - حکایت
طنز ونوستالژی
                                                         اثر آیدین آغداشلو از روی نقاشی رضا عباسی

با اجازه ساعت شنی و بلوط

حکایات البلاغیه فی ایام  الجاریه

حکایت اول:گویند بلاغری بس ماهر بودی در فن هک. چندان که خفیه به بلاغ دیگران رفتی و قفل آنان گشودی و از رمز و محرمات آنان باخبر شدی. و از این کار بس خشنود بودی و خود تیز انگاشتی!! از آنجا که دست بالای دست بسیار باشد هاکری قاهر  تسلط یافتی بر بلاغ او و چنان بلایی بر آن فرود آمدی که سخت افزارش با نرم افزار یکی شدی! پریشان و گریان میرفتی و بگفتی: پروردگارا مرا چه گناه بود که این عقوبت سزای من بکردی؟ رندی بر او گذشت و گفت:این همان آه خلق بلاغستان باشد که دامنت بدینسان بگرفت!!

هاکیده!که هک کردی تا هک بشدی زار /    تا باز که هکش بکند آنکه هکت کرد!!

حکایت دویم : آورده اند وبلاغ نویسی سالها کتابت کردی اندر باب امر زناشویی٬ فنون جماع و رموزالفیه  و شلفیه وزین سبب مریدان فراوان یافت. گویند چو روزگارانی گذشت زجبر زمانه و گردش ایام خود نیز تن به تاهل دادی و زوجه اختیار بکردی. چون شب زفاف رسیدی٬پاسی از شب گذشته بود که خاتون بانگ زد به غضب که مرخدای را نجاتم دهید که این مردک هیچ نمیتواند! اصحاب پرسیدندش: یا شیخ٬ چگونه باشد که سالهاصحبت این امور کنی و ورق ورق رموز کتابت کنی آنگه به حجله خود کار از تو بر نیاید؟  آهی کشید و گفت: یاران مرا به کرم معذور دارید٬که همه آن فنون به عالم مجاز باشد ورنه به عالم واقع طفلی تواناتر از من!!

غریبی گرت ماست پیش آورد /  دوپیمانه آب است و یک چمچه دوغ                       

گر از من لغوی شنیدی ببخش  /   جهاندیده  بسیار گوید دروغ!

حکایت سیم: گویند کاتب بلاغی دائم به جنگ و جدال بود با سایر بلاغرین  و پاچه این و آن گرفتی وفحش و ناسزا دادی و خلق با خود دشمن گردانیدی! پیری پرسیدش :از خود علافتر یا مفلوکتر دیده ای یا شنیده ای؟ بگفتا: آری٬ قارئین بلاغ که زمان تلف کنند و درم و زر صرف کنند بهر تار نوردی (در نسخه دهلی:وبگردی!) تا غمازی کنند و حرف من به دیگران ببرند و حرف دیگران بهر من آرند. و اینان نه من شناسند نه دیگر بلاغرین. و من آنان را علافتر و بیچاره تر یافتم!

کسی قول دشمن نیارد به دوست/   جز آن کس که در دشمنی یار اوست.

میان دوکس جنگ چون آتش است/   سخن چین بدبخت هیزم کش است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 22:0  توسط بایرامعلی  |