X
تبلیغات
بایرامعـلی تقدیم می کند: - تفسیر موسیقی
طنز ونوستالژی
 

اینبار به تفسیر و بررسی یکی از ترانه های هوشمد عقیلی ٬ خواننده قدیمی و آشنا٬ می پردازیم .

 

هوشمند عقیلی متولد ۱۳۱۶ در اصفهان است . او از دوران  نوجوانی آواز را نزد تاج اصفهانی و بعدها نزد اسماعیل مهرتاش یاد گرفت. از خوانندگانی است که کارش را بلد است و سوادش را دارد همینطوری الله بختکی و قضا قورتکی خواننده نشده . خودش  که میگوید سی- چهل سال پیش وقتی هنوز سبک رپ اختراع نشده بوده او در اصفهان رپ می خوانده . ما قضاوت را می گذاریم به عهده خودتان .اما اینکه خواننده ای با آن پیشیته درخشان و کار با استادان بزرگ موسیقی ایران مانند جهانبخش پازوکی و علی تجویدی کارش به آنجا برسد که موهایش را به ضرب و زور رنگ مو مشکی پرکلاغی کند و بعد ترانه مشهور  ُSway را با تحریرهای بیات اصفهان در ویدیویی از کوجی زادوری بخواند را بگذارید به حساب همان قهقرا مشهوری که مثل بختک روی مردم ایران افتاده و آنها را روز به روز عقبتر می برد.

 حکایت یک یار قشنگ ملنگ

 اصل این ترانه را جواد بدیع زاده در اوایل قرن حاضر خوانده و به خاطر شعر طولانی و بحرطویل مانند آن بعضی آن را اولین رپ فارسی می دانند . ولی بگذارید شعر را با هم تفسیر کنیم تا من بقیه روضه ام را برایتان بخوانم تا ببنید چه فجایع عظیمی در این شعر نهفته است

 برای تفسیر این پست از کارشناس محترم برنامه دکتر الف سین دعوت کردیم تا به جنبه های روان نژندی و آلت پریشی مستتر در ترانه بپردازد   :

 يک ياری دارم
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه
بچه سال و خيلی ظريف و خوشگل و خوش اندام و خوش سيما و طناز و دلارام و خيلی شيرين گفتاره
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه
راوی داستان را با گفتن مشخص یار مربوطه و مست و ملنگ بودن ایشان شروع میکند . دقت کنید که این یار بچه سال و کم سن  می باشد ( نا بهنجاری مربوطه: پدوفیلیا ) و همزمان مست و ملنگ می باشد یعنی که مصرف مسکرات در زیر سن مجاز . یعنی به قول فرنگی ها ایشان هم (چایلد ابیوز) مرتکب می شود و هم دادن مشروب به فرد کم سن. 
از روزی که با هم وصلت کرديم
از خود هر گونه رفع زحمت کرديم
خيلی خوشحال و خيلی خرم بوديم
خوش بوديم که هر دم با هم بوديم
در این ابیات مشخص می شود جناب راوی با این بچه ازدواج کرده تا با ایشان  خوش باشد و از خود رفع زحمت کند. و بصورت دائم الوصل! با ایشان باشد. ضمن اینکه کارشناس محترم عقیده دارند نشانه های بارزی از خوشحالی و سرخوشی زیادی و  یوفوریا در هردو طرفین دیده می شود.
هيچ وقت ممکن نيست ما از مفارقت بکنيم
چون که از عشق و از محبت من او خيلی بی قراره
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه
بچه سال و خيلی ظريف و خوشگل و خوش اندام و خوش سيما و طناز و دلارام و خيلی شيرين گفتاره
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه

 ایشان یکدم هم این بچه مادر مرده دور نمی شود و به زعم خود ایشان هم عاشق بی قرارش می باشد. بقیه هم تکرار همان حرفهاست.

وقتی که راه ميره چون کبک خرامان
وقتی سخن ميگه چون بلبل گويان
وقتی که ناز داره چون لعبت والا
وقتی که مي خنده چون پسته خندان
ای کاش که ما از هم ديگه جدا نشيم زيرا که
چی بگم در زندگانی بی کاره و خيلی هم بی عاره
ولی خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه
بچه سال و خيلی ظريف و خوشگل و خوش اندام و خوش سيما و طناز و دلارام و خيلی شيرين گفتاره
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه

 در اینجا راوی مربوطه همچنان مشخصات یاری را می گوید که همچون کبک می خرامد و مثل بلبل سخنرانی می کند و چهچه می زند . ( نشانه های از نابهنجاری زوفیلیا یا عشق به حیوان در نامبرده دیده می شود ) بعد ناگهان در یک چرخش پارادوکسیال و صد وهشتاد درجه این یار بی عار و بیکار میخواند  که احتمالا اگر از او جدا شود به زحمت می خورد .بعد دوباره پشیمان می شود و خوش اندامی و سیمایی و شیرین سخنی یار را مکررا به ما یادآوری می کند. (در این مورد بین کارشناسان اختلاف وجود دارد.عده ای  معتقدند که ایشان دچار مشکل حرف گسیختگی  می باشند و تعدادی نظر می دهند ایشان به تدریج از عالم واقعیت دور می شوند و چیزها را بر اساس میل خودشان تفسیر می کنند ) 

يه روزی با هم رفتيم خيابون گردش ميکرديم
بالا ميارفتيم پايين ميومديم خيلی خوش بوديم که با هم بوديم
اينور ميرفتيم اونور ميرفتيم
لباس خريديم کفش خريديم
خيلی خيلی خوب صحبت ميکرديم کيفی ميکرديم
ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها

داستان به فلاش بک می رسد که ایاشن با یار مست ملنگ و قشنگشان خیابان را متر میکردند و از مصاحبت هم لذت می بردند و بعد از تماشای مغازه ها به خرید کفش و لباس پرداخت و صحبت می کردند و بعد هار هار و کر کر میخندیدند و از این مصاحبت لذت می بردند (در این مورد بیش فعالی  در هردو مشاهده می شود که  یکدم آرام و قرار ندارند و دائم به کاری هستند)

يه وقتی ديدم يه نفر رسيد
به من نگاه کرد به اون نگاه کرد
اومد جلو تر
هر جا ميرفتيم او هم ميومد
تند تند ميرفتيم اون تند ميامد
يواش ميرفتيم ا يواش ميامد

در این حین یک نفر مزاحم که نمی دانیم چه کسی بوده به دنبال ایشان راه می افتد و مثل سایه این دو زوج خوشبخت را دنبال می کرده و چشم چرانی می کرده و به حالت بیمارگونه اقدام به تعقیب هردو می کرده. 

يه وقتی من نفهميدم ديدم که
بشکون ريزی از پای محبوبم گرفت
صداش بلند شد آه خيلی دلم سوخت من گريه کردم او گريه ميکرد
هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو هو

راوی در این ابیات خود را به خنگیت و گاگولیت می زند. مزاحم خود را به محبوب مربوط می رساند و رذالت و خزوخیل بازی را به اوج می رساند و پای دلبر خوش سخن بچه سال را نیشگون می گیرد ( نشانه های بارزی از بیماری فروترویسم در فرد خاطی دیده می شود)  دلبر به گریه می افتد و راوی خرس گنده به جای اینکه متعرض را سرجایش بنشاند و با او درگیر شود خود را به کوچه علی چپ می زند (یحتمل متعرض آدم نخراشیده و نتراشیده و ارنعوتی بوده که راوی ترجیح داده بیخیال شود به جای اینها با یار مست و ملنگ هم گریه سرایی کند و بگوید هو هو هو هو )
رفتم جلو تر من کمک طلب کردم
آژان اومد با تو سری با اردنگی پس گردنی
با چوب باتون خيلی ميزون انداخت جلو
اون از جلو من از عقب
الان با کمال آسودگی يارو خيلی گرفتاره
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه

در ادامه راوی برای آنکه  بیشتر از این ضایع نشود از برادران غیور نیروی انتظامی کمک می خواهد ( در اینجا می بینیم که طرح امنیت اجنماعی و مبارزه با مزاحمین به نوامیس قدمت صدساله دارد) . مامور سر میرسد و بدون محاکمه با باتون به جان مزاحم مادرمرده می افتد و حداکثر خسونت را به کار می برد (راستش را بخواهید، این قسمت" من از جلو اون از عقب" را خودم هم نفهمیدم! ) . القصه طرف در کمال آسودگی ! خیلی گرفتار می شود و راوی به زندگی زیبا با دلبرشوخ  شنگ ادامه می دهد .   

يادم مياد يک روزی يک روزی يک روزی يک روزی يک روزی
يادم مياد يک روزی که با هم بوديم ما
توی يه باغی با هم نشسته بوديم ما
از عالم بی خبر با يک دگر بوديم
سیاری اونجا نبود ما پيش هم بوديم

داستان  این ترانه با یک فلاش بک طولانی دیگر ادامه پیدا می کند. روزی روزی در باغ نشسته بودند ( احتمالا اینهمه تاکید برای اینست که ما فکر نکنیم اینها شب رفته بودند به باغ - بر اساس گفته مشهور"شب بیا باغ" ) خلاصه در آنجا فارغ از همه و زمان مکان و سیاری و دیاری مشغول به دادن دل و ستاندن قلوه بودند و به قول امروزی ها "مکان خالی" پیدا کرده بودند.
گفتم که محبوبمم دل پسند و خوبم
بيا در آغوشم چون حلقه در گوشم
گفتم بيا گفت نميام گفتم ميخوام گفت د نميخام
از من اصرار از او انکار

در اینجا راوی خلوتی باغ را مترصد شمرده و به محبوبه پیشنهاد می دهد که فی الفور به آغوش ایشان بیاید و محبوب ایشان هم خودداری می کند و انکار می کند و نشان می دهد آمادگی نزدیکی ندارد.  
خلاصه در آغوش خود ميان خود گرفتمش
بوسيدمش بوييدمش
بعد بردمش تو منزلم رو تخت خواب خوابوندمش
الان خوابيده توی تالاره

در اینجا راوی به زور متوسل می شود و ایشان را بغل می کند و بعد به زور به تخت خواب برده و می خواباند( جرم مرتکب شده "تجاوز" ) . رویم به دیوار توضیح دیگری نمی دهد که این طفلک بچه سال مظلوم چرا خوابیده و در تالار مونده تا ایشان بیاید و به سبک فیفتی سنت و امینم رپ کند و داستان را برای ما تعریف کند.

خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه
بچه سال و خيلی ظريف و خوشگل و خوش اندام و خوش سيما و طناز و دلارام و خيلی شيرين گفتاره
يک ياری دارم
خيلی قشنگه مست و ملنگه خيلی شوخ و شنگه

بله آقاجان، فرمودید.هزار بار که تکرار نمی کنند . فهمیدیم یار شما مست و ملنگ و قشنگ و بچه سال می باشد . مرتیکه جنایتکار بچه باز بی غیرت الکی خوشحال !!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1391ساعت 2:23  توسط بایرامعلی  | 

در حدود چهار سال پیش بود بنا بر یک سعادت اجباری و البته رودربایستی به یک کنسرت رفته بودم . نیمه اول کنسرت خانم مریم جلالی  برنامه اجرا می کرد (با آن مریم جلالی سریال چهارخانه فرق دارد ها ) بعد ایشان در میانه برنامه پسر برنایشان را معرفی کردند که فارغ التحصیل رشته آهنگسازی از فلان دانشگاه معتبر  هستند و چه و چه بعد هم امیرخان را دعوت کردند. ایشان هم آمدند توضیحاتی با لسان انگلیسی و لهجه خفن آمریکایی فرمودند و بعدش بسیار  یانی وار! دوتا کی بورد در یمین و یسارشان گذاشتند و هر دست رو یک کی بورد و به رهبری ارکستر پرداختند و یکی دو قطعه موسیقی مدرن و با کلاس  اجرا کردند ... چند سالی گذشت در یک نقل قول غیر مستقیم هم شنیدم که ایشان فرمودند که "ابی و گوگوش باعث شده اند گوش شنونده ایرانی خراب شود و فرق موسیقی بد و خوب را نفهمند" ما هم گفتیم ای دل غافل  پنداری یک موتزارت جدید در شرق طلوع کرده و ما بیخبریم... گذشت تا مدتی پیش مشغول بالا پایین کردن ویدیوهای یوتیوب بودم که یک چهره آشنا دیدم . بعللله خود این جناب امیرخان بودند با نام هنری و لقب جدید "امیر لندن " !!  و البته با ترانه ها و سبک جدبدی که قرار است گوش ما شنوندگان را با موسیقی خوب آشتی بدهد .پس این شما و این جناب امیر لندن و ترانه به یاد ماندنی "رژ لب "

 

 

کاشکی جای رژلب روی لبات بودم من /یا نمیشد سرمه باز چشات بودم من / 

ترانه با ابیاتی که نشانگر فتیش شدید خواننده به لوازم آرایشی دلبر مربوطه می باشد شروع می شود . ایشان در مصراع اول آرزوی این را دارد که به جای ماتیک و رژ لب جای دائمی روی لب دلبر داشته باشد اینکه نوع رژلب چه باشد مثلا  لانکوم ؟ دیور ؟استه لادور؟ یا همین نارون خودمان ؟معلوم نیست ! بعدتر ایشان بیخیال رژ لب شده و می خواهد "سرمه باز چشات" باشد اینکه"سرمه باز" چیست و مگر سرمه بسته هم داریم و آیا اینها ربطی به ریمل و خط چشم دارد باز توضیحی داده نمی شود !

حداقل مثل ماه دور سرت می گشتم /مثل اون سیندرلا کفش طلا پات می کردم

خواننده درمضراع اول اینجا بیخیال علم کازمتیک و آلات بزک می شود و با فرض کردن معشوق به جای کره زمین و رسم خط فرضی حول محور ایشان، آرزوی چرخیدن دور مدار دلبر دارد حالا اینکه خودش را در این میان ماه فرض کرده بماند!

در مصراع دوم خواننده با استفاده از صنعت ادبی تلمیح به داستان مشهور سیندرلا اشاره کرده و آرزو میکند که میتوانست قبل از ساعت دوازده و قبل اینکه کالسکه این خانم کدو شود ٬ خودش در نقش شاهزاده کفش طلا در پای ایشان کرده و خوشبخت شود .بماند که تا آنجا که حافظه ما یاری می کندو در کتاب خواندیم و در کارتون دیدیم٬  کفش سیندرلا بلوری بود نه طلایی!  

اینهمه ترانه ساختم با زبون بی زبونی/ تا بگم عاشقت هستم٬ تو چقدر نامهربونی

خوب خودمان هم در اینجا می بینیم که طفلک با آن زیان قاصر فارسی و بزور بالا بردن چشم ابرو قصد ابراز عشق و توجه دارد و به طرف اینها را بفهماند

بابا باز که داری ناز میکنی /روت میبندی و باز میکنی/بذار بدونن همه عاشقتم /چرا اینقدر تو ناز میکنی؟ 

در اینجا وقتی خواننده مذکور ماه می شود و دور سرش میچرخد یا چشم ابرو می آید باز می بیند که تحویل گرفته نمی شود. لذا زبان به اعتراض در مورد ناز بیش از حد ٬عشوه شتری زاید الوصف و باز کردن و بستن بی مورد مو  گشوده و خواستار ابراز صریح عشق مشارالیها به عامه ملت و سایرین می شود. 

اتقاقا ایندفعه  فکرش رو کردم /لحظه بوسیدنت رو نقاشی کردم/گوش بده کلا آخر دلم رو / من که ازعشق تو برنمی گردم

خواننده این بار با درس گرفتن از تجارب قبلی و گوش کردن توصیه شازده اسدالله میرزا با استفاده از دو مداد بنفش و قرمز! اقدام به طرح نقشه و کشیدن نقاشی برای لحظه وصال کرده . آخرین بیت به مانند اتمام حجت و التیماتوم بوده و به معشوق ابراز می کند که بیخود نپیچاند چون ایشان از راه عشق برنخواهد گشت.

 در باره نماهنگ

 در مورد نماهنگ بنده ترجیح می دهم لال شوم و اظهار نظر نکنم .  جناب لندن در این کلیپ مشغول عملیات فتومدلینگ هستند و ضمن این کار با زبون و بی زبونی و بالا پایین بردن ابرو  و حرکت پاندول وار و لاینقطع سروگردن و قمیش اضافی عشقشان رابه خانم فتومدل ابراز می کند . در جایی هم ایشان مشغول تعلیم فن مشکل و ملی بشکن زدن به خانم مانکن هستند . خودتان قضاوت کنید بهتر است!

                                                                    ارادتمند همیشگی :بایرامعلی !

 پ .ن :البته جناب امیرلندن در این ویدیو درباره بیوگرافی و چطور شده از موسیقی متال و پانک راک به اینجا رسیدن توضیحاتی می فرمایند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 15:16  توسط بایرامعلی  | 

 

 بارها شده دوستان مقیم لس آنجلس گله کرده اندکه فلانی ٬ چیه هی میگی لس آنجلسی ٬لس آنجلسی و آبروی ما را می بری. هرچقدر هم توضیح می دهم که بابام جان !این اسم سبک است و ربظی به موقعیت جغرافیایی ندارد یعنی فرضا  اقای افشین در آلمان و کرور کرور خواننده جدید و عجیب غریب در ایران لس انجلسی می خوانند٬ فایده ندارد. بهرحال برای این که یک جوالدوز به خودمان بزنیم و یک سوزن به مردم می رویم سراغ ترانه یکی از خوانندگان این اطراف که لس آنجلسی می خواند. یعنی آقای راشید . شما هم اگر آخر هفته ای٬ چیزی راهتان اینورها افتاد می توانید بروید رستوران آریا یا چاتانوگا و یک چلوکباب کوبیده سیر با پیاز و دوغ به بدن بزنید و از هنرنمایی آقای راشید استفاده کنید. تازه بعد آنهم برنامه رقص عربی است و بعداز حظ المعده و حظ السمع نوبت حظ البصر می رسد. بعد اینکه اسکناس یک دلاری فراوان برای دادن شاباش و گذاشتن در محل مخصوص جمع آوری شاباش! یادتان نرود. خوب زیادی روده درازی کردم! و اما ترانه:

 

 دختری به نام خورشید:

 داستان شعر مانند نود هشت درصد ترانه ها ایرانی دارد وصف یار  و پاچه خاری محبوب را می کند٬ به شعر توجه کنید:

چشای تو زنگاریه به رنگ میناکاریه
از خوشگلیت من چی بگم باغ پر از گلکاریه

اولین مصراع اختصاص به توصیف چشمان دلبر مربوطه دارد . ایشان چشمان سبز تیره (زنگاری) دارند حالا با لنز یا بی لنز . چشمانی که مثل صنایع دستی میناکاری شده و شیشه ای می باشد. حالا اینکه آیا این پلنگه چشم قشنگه و آهوی دشت زنگاری با هم نسبتی دارند توضیح داده نمی شود . در مصراع دومه این چشمان سبز به یک باغ گلکاری تشبیه شده . حالا این باغ تفرج میوه به کسی میدهد یا نه و ارتفاع سیب بلند قامتش چقدر است٬ امریست جدا و علیحده!


دلم به دنبال توئه٬ دلخوش حرفای توئه٬ دلم یک عمره عاشقه
حرفای توئه٬ دلم یک عمره عاشقه خنده لبهایه توئه

خواننده در این ابیات درباره پیشینه کاریش و سوابق خود توضیح می دهد .اینکه دل ایشان عمریست به وعده وعید های طلایی و در باغ سبز ایشان و خنده های ایشان دلبسته و دل خوش کرده و با دیدن خنده های ایشان برای خودش احلام یقظه می بیند!
آسمونم آبی شده هوا چه آفتابی شده
غنچه لب ها تو ببین به رنگ عنابی شده

در مصراع بعد بیشتر متوجه گزارش هواشناسی جناب راشید هستیم . اینکه  آسمان آبی کمی تا قسمتی تمام  آفتابی  است و این آفتاب باعث باز شدن غنچه لبهای دلبر شده .رژ لب مورد استفاده ایشان هم رنگ عنابی دارد. توضیح اینکه از اساتید برجسته هنر آرایش مانند شهین جون یا فریبا جون سوال کردیم و ایشان توضیح دادند که :استفاده از ریمل و سایه و رژ لب عنابی باعث همگونی و هارمونی خوبی با چشمان سبز می شودو همانطور که میبینیم ایشان هم این اصل مهم را فراموش نکرده اند!


خورشید خانم قشنگه سرخ و سفید دو رنگه
اما دل عاشقه من با دل تو یه رنگه

 در اینجا راشید تئوری حیرت انگیزی ارائه می دهد او بعد از بشارت و گواهی دادن به زیبایی خورشید ادعا می کند که رنگهای اصلی خورشید دو رنگ سرخ و سفید هستند. همانطور که می دانیم  نور خورشید پس از عبور از منشور و اسپکتروم به هفت رنگ تجزیه شده که ترکیب کلی آنها رنگ سفید را بوجود می آورد. جناب راشید در این بیت ادعا می کند که خورشید از دو رنگ کلی سفید و سرخ تشکیل شده و این ادعا می تواند یک تئوری جنجال برانگیز در بحث فیزیک نور و کوانتوم باشد . ضمن اینکه در مصراع دوم این تئوری بهانه ای خوبی می شود تا خواننده یکرنگی و صفا و خلوص نیت خود را به دلبر اعلام کند
تو هر گذر هر چی پسر ٬می خواد تورو ای گل به سر

اما نگات به من میگه ماله منی بی دردسر

گل به سر اصطلاحی است که برای توصیف خیار تازه از جالیز کنده شده بکار می رود٬ مثل شاه میوه گلابی یا نقل تر برای توت . حالا اینکه خواننده چرا دلبر را به خیار تشبیه کرده باید در ادامه همان سبزی لباس ایشان و میناکاری و باغ گلکاری باشد . در این بیت همچنین می بینیم که ایشان با اذعان به اینکه بجه های محل(دزد بودن یا نبودنشان را نمی دانیم ) در هر گذر به دنبال این بانوی گل بسر هستند با اعتماد به نفس و علم الیقین اعلام میکند که از طرز نگاه  او متوجه است که بدون هیچ دردسر و گرفتاری این بانو مال ایشان  خواهد بود (دوستان فمنیست بیخود چپ چپ به من نگاه نکنید بروید یقه شاعر را بابت این بیت مردسالارانه بگیرید!!)

 نماهنگ : در نماهنگ این ترانه از سنتهای فیلمهای بالیوودی و هندی  استفاده فراوانی شده. داستان در یک مکانیکی بزرگ اتفاق می افتد.راشید و دوستان همکار به همراه خورشید خانم در مکانیکی به رقص و طرب می پردازند .   در ضمن به خاطر اشارات فراوان به رنگ سبز در شعر ترانه به موتیف و جو غالب رنگ سبز توجه شود از رنگ برادران مکانیک سیاهی لشگر تا لباس خورشید خانم تا لباس خود راشید.

 آهنگ با ضرب بندری و سینتی سایزری که ادای نی انبان را در می آورد شروع می شود و صدای گیتار بیس عیش را کامل می کند  . ابتدا عکسهای خانم هانیه در نقش خورشید خانم را روی مجلات ووگ و دابلیو و کازموپولیتن می بینیم تا متوجه شویم با کم آدمی روبرو نیستیم . بعد خود خورشید خانم با موهای سوپرهای لایت  N10 و گونه پروتزی و لنز سبز و لبان عنابی به میدان آمده و مشغول حرکات موزون می شود .جناب راشید هم به سبک قهرمانان بالیوودی با یک دوجین از همکاران در مکانیکی مشغول حرکات موزون دسته جمعی شده و ازهمه جالبتر کارگران مکانیکی هستند که از در دیوار و داخل کاپوت ماشین بنز  سردر می آورند و مشغول نمک ریختن و جنباندن و خود را هلاک کردن می شوند.و خود آقای راشید با لباس سبز (به علامت تساوی پشت لباس توجه شود ) سردستگی گروه را به عهده گرفته و قربان صدقه خورشید خانم فوق الذکر می شود و در انتهای نماهنگ می بینیم کل داستان رویایی بیش نبوده و راشید به جای گردنبند وایر شمع  دستش گرفته ٬هرچند آمدن خورشید خانم واقعی به عنوان مشتری حالت تعلیق پدید اورده مرز خیال و واقعیت را می شکند. 

این آهنگ را تقدیم می کنم به تمامی دوستداران و علاقه مندان تفسیر موسیقی .

                                                         ارادتمند همیشگی :بایرامعلی ! 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 14:44  توسط بایرامعلی  | 

 

                      

این  تفسیر موسیقی سی ام ماست ( با C M  اشتباه نشود) مدتهاست که تفسیر موسیقی ننوشته ام به دلایل مختلف از نبود قیر و قیف و قیربان بگیر تا مشکل لاینحل آب هندوانه. ولی امروز به سراغ یک ترانه می رویم برای تفسیر. ترانه دو - سه ماه قبل خیلی گل کرد ُ آنموقع وقت نشد ولی خیالی نیست . ماهی را هروقت از آب بگیری آلودگی رادیواکتیو دارد.

      ویدیو را از اینجا ببینید

 ترانه از ساخته های جناب موریس است که ما اطلاعات دیگری از ایشان پیدا نکردیم . حالا اسمشان موریس است و جزو هموطنان اقلیت مذهبی هستند یا اینکه مثل خیلی از هموطنان خارج کشور اسمشان مرتضی و مصطفی و محسن بوده که بدل شده به موریس! را نمی دانیم . با بدن جراحی پلاستیک ایشان (در جاهای مختلف ) و  مدل موی سبک سامورایی ایشان هم کاری نداریم . از دوستانی هم که پرسیده اند ایا ایشان به جماعت خوشحال تعلق دارند هم خواهش می کنم خودشان بروند بپرسند. به من و شما چه ارتباطی دارد؟!  والا!

در ضمن شاعر ترانه خانم و آقای اس اچ و موسیقی کار امید آر می باشد. اینها را گفتم که جاهل از دنیا نروید.

تفسیر شعر

اگه که دنیا واسه تو یه روزخوبه یه روز بده/ اگه که ابری هوا یا اینکه خورشید تابیده /به اینچیزها کار ندارم سلاممو جواب بده/به اینچیزها کار ندارم سلاممو جواب بده

 محور کلی در این ترانه زیبا "سلام" است . کلمه ای که همواره در فرهنگ و سنت و مذهب ما به آن سفارش فراوان شده. خواننده در این جا با اصرار بر حدیثی که سلام را مستحب و جوابش را واجب می داند بر گرفتن جواب سلام اصرار دارد. او اصرار دارد که شرایط بد جوی و بالا و پایین روزگار بر جواب سلام تاثیری نباید بگذارد. او همه این امور را بی تاثیر می داند و طلب جواب سلام می کند

 اگه شکسته دل تو یه جمله نوستالژیده!/ اگه یه دنیا حُسنی و کسی تاحالا ندیده/بهونه هی واسم نیُار ٬سلاممو جواب بده/بهونه هی برام نیار سلاممو جواب بده. 

  "اگه شکسته دل تو " اشاره ای دارد مجدد بر شرایط مخاطبی که اصرار عجیبی دارد به اینکه جواب این جناب سریش طلبکار سلام را ندهد و نوستالژید!! بودن این جمله نشان میدهد که این طلب جواب سلام چیز جدیدی نیست. حالا نوستالژید که احتمالا از ریشه نوستالژیک می باشد خودش به معنی چیست را ما نفهمیدیم در هیچ دیکشنری هم پیدا نکردیم.( اگر کسی می داند بیایید بگوید و ما را از ظلمت رهایی بخشد) ضمن اینکه با دادن روحیه به طرف مقابل و اینکه دیگران ارزش خوبی های تو را نمی دانند سعی در گرفتن جواب سلام دارد. 

اگه رو بوم نقاشیت یه دریا بارون باریده/ اگه که دست نوشته هات تو کنج خونه پوسیده/ به اینچیزها کار ندارم ٬سلاممو جواب بده/ به اینچیزها کار ندارم سلاممو جواب بده

اینجا مسئله این مخاطب کمی سیاسی - صنفی می شود . نقاشی که بر روی بوم نقاشی خود گریه کرده (چقدر رمانتیک! ) و یا دست نوشته های او بدون چاپ شدن در کنجی از خانه رها شده و در حال پوسیدن است(حالا به دلیل سیاسی یا پیدا نکردن ناشر و نگرفتن مجوز ارشاد) او هیچ کدام از این دلایل را برهان قاطعی و مربوط  ندانسته و همچنان طلب جواب سلام می کند.

اگه که هیچکس تاحالا حرف تو رو نفهمیده/ یه لطفی کردی به کسی بیخودی از تو رنجیده/  بهونه هی واسم نیار سلاممو جواب بده / ای بابا ناز نکنه دیگه ! سلاممو جواب بده

در ادامه او به این مخاطب تاکید می کند که اگر او از دسته انسانهای انتولکچول و منورالفکری است که آدم زمان خودش نیست و کسی متوجه حرفش نمی شود و او را همچون زاعچه ای بر سر  مزرعه جدی نمی گیرد٬ و یا انسانهای دیگر قدر محبت او را نمی دانند به او ربط ندارد( حالا آدمی به کسی لطف می کند و او از آدم می رنجد خودش داستان جدایی است )  خواننده که حوصله اش سر رفته از او می خواهد ناز نکند و بهانه نیارد و جواب سلامش را بدهد تا ایشان برود رد کارش!  

ظهر تا شب کارم شده  بشم عاشق / ولی هیچوقت ندیدم کسی رو لایق / تا که اونشب دوباره چشهاتو دیدم /استیل و طرز حرف زدنتو دیدم/ همه دورم میگن بسه٬ اینقدر گیر نده/خودتو نگیر دیگه سلاممو جواب بده/راجع به این حالم اصلا جواب سلاممو نده/موزیک هم واسه رقص حداقل قر بده!

 در این قسمت ترانه که به صورت رپ با صدای  امیر شایان اجرا می شود. صدای ضمیر ناخودآگاه خواننده مشغول درد دل می شود اینکه ایشان شغل دیگری ندارند جز زرتی عاشق شدن! با این وجود هیچوقت کسی پیدا نشده تا لایق عشق پاک و آسمانی ایشان بشوند تا آنکه شبی دوتا چشم می بینند و بلای عشق دو بامبی سرایشان ظاهر می شود و  از استیل و طرز حرف زدن ایشان یک دل نه یکصدو شصت و نه دل عاشق ایشان شده و انچنان آویزان و سریش طرف می شوند که اطرافیان ازش می خواهند گیر ندهد و بیخیال شود .خواننده هم ملتمسانه از او می خواهد حالا که جواب سلامش را نمی دهد لااقل با این موسیقی شش و هشت و ناله ویلون به حرکات موزون و قر کمر بپردازد و داستان به خوشی تمام می شود!

نماهنگ

کلیپ این ترانه زیبای جناب موریس به شیوه جلوه های رایانه ای ساخته شده   سبک ایشان فیوژنی است از بادی بیلدینگ  و ناصر سونباطی ٬ مایکل جکسون ٬ محمد خردادیان و چند نفر از هنرمندان مکتب ال ای . جناب موریس با وجود آن هیکل ستبر و شکم با عضله گان شش گانه (بگذریم که به نظر جلوه های ویژه و نقاشی می آید ) بسان پرکاهی و مانند رقصندگان باله ( سلام خانم پورتمن ) با ظرافت و لطافت ریز می اید و نشان می دهد پشت آن هیکل خشن قلبی از طلا می تپد موریس خان در میانه آهنگ دچار شورحسینی می شود و لباسها را می کند و چند حرکت از رقص کلاسیک برک دنس را اجرا می کند تا بهتر هیکش را نشان بدهد و انعطاف و هنرهای رقصی را به رخ بکشد. کمی هم به قیافه اش دقت کنید که با چه دقتی و دشواری این کار را می کند و به ان بیشتر به حالت وظیفه دشوار نگاه می کند تا تفریح و رقص!  در ضمن از جلوهای ویژه گراقیکی در زمینه ویدیو غافل نشوید از شفق قطبی پشت سر گرفته تا رانندگی بزرگراه شلوغ و دلبرک خوش هیکل مشغول ترقص و البته کلونینگ جناب موریس به شیوه چندتایی و روح منور شدن  از جلوه های بدیع این کلیپ می باشد.

 این ترانه تقدیم می شود به دکتر الهام سین  که از طرفداران قدیمی تفسیر موسیقی می باشند.

                                                                      ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!

پ .ن  در ضمن با توجه بررسی های به عمل آمده کلمه مورد نظر" نسجیده " می باشد نه "نوستالجید" شما به کرامت خودتان ببخشید . بگذارید به حساب کهولت سن و مشکلات شنیداری!


   

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 14:14  توسط بایرامعلی  | 

 

 اینروزها ایام خجسته هشتم مارث الثانی است و یوم النسوان و علی الخصوص پلنگه ٬ پلنگه چشم قشنگه ...!! ( ببخشید اون که یک چیز دیگه بود! ).. علی الخصوص که امسال صدمین سال بزرگداشت روز زن است  برای همین سراغ یکی از  ترانه هایی می رویم که بدل شده به یکی از ترانه های مشهور منتسب به جنبش برابری خواهی نسوان یا نهضت مساوات طلبانه زنان و یا...

 تاریخچه

 زنده می مانم  ترانه ای است درباره آدمی که بعد از بیرون آمدن از یک رابطه عاطفی سخت و نزدیک و  بعد عبور از بحرانهای روحی آن مجددا سرپا ایستاده و یک جورهایی هل من حریف  می طلبد .

این ترانه مشهور ترین ترانه گلوریا گاینور خواننده آن نیز است. و همچنین مشهورترین ترانه سبک دیسکو است . سبکی که با پایان جنگ ویتنام در اواخر دهه شصت و جنبش هیپی ها شروع شد  .در  تابستان ۱۹۶۷ معروف به تابستان عشق به اوج رسید . تابستانی که در آن نزدیک به یکصدهزار نفر از هیپی ها در تقاطع خیابان هال و اشبری در سانفرانسیسکو جمع شدند (شانس نداریم که! همه اینها همینجا بیخ گوش ما اتفاق افتاده .به ما که رسید٬ شایعه شد! )و با باز شدن دیسکو تک ها در ساحل شرقی آمریکا و بعدا سراسر دنیابه آنجاها سرازیر شد و سرانجام در اوایل دهه هشتاد و ظهور ریگانیسم و پیدایش بیماری ایدزدولت مستعجلش تمام شد و جایش را به سبک هیپ هاپ و رپ داد. گاینور این ترانه را  دراکتبر ۱۹۷۸ بیرون داد و خیلی زود با استقبال فراوانی رو برو شد و به مشهورترین ترانه سبک دیسکو بدل شد و به عنوان یکی از ۵۰۰ ترانه برتر همه دورانها توسط مجله رولینگ استون انتخاب شد.

 ترجمه  ترانه : البته با کمی دخل و تصرف و نظارت استصوابی در متن!

At first I was afraid
I was petrified
Kept thinking I could never live
without you by my side
But then I spent so many nights
thinking how you did me wrong
And I grew strong
And I learned how to get along

اولش کم آوردم/ من گورخیده بودم/ دائم تو سرم میزدم که اگه ور دلم نباشی چه خاکی سرم کنم/بعد کلی شب نشستم فک کردم دیدم با من بد تا کردی/حالا دیگه میزونم/ بلت شدم که یه جورهایی با همه چی کنار بیام/

and so you're back
from outer space
I just walked in to find you here
with that sad look upon your face
I should have changed that stupid lock
I should have made you leave your key
If I had known for just one second
you'd be back to bother me
 حالا تو از یه جهنم دره ای  لش مرگت رو آوردی/ یهو اومدم دیدم اینجایی /و  قیافه ننه مرده ها رو به خودت گرفتی/ اون قفل گه رو باید عوض می کردم یا وقتی گورت رو گم می کردی باید مجبور می کردم کلیدت رو اخ کنی که یهو عین اجل معلق ظاهر نشی و آویزون من نشی
Go on now go walk out the door
just turn around now
'cause you're not welcome anymore
weren't you the one who tried to hurt me with goodbye
Did you think I'd crumble
Did you think I'd lay down and die

 حالا پاشو بزن به چاک/ راهتو بکش از همون جا که اومدی برگرد/ اینجاکسی تحویلت نمیگیره/یادته وقتی گورت رو گم می کردی چقدر اذیت شدم؟/ فک کردی چی؟ نباشی سرم رو میذارم می میرم یا خردو خاکشیر می شم؟


Oh no, not I
I will survive
oh as long as i know how to love
I know I'll stay alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give
and I'll survive
I will survive (hey hey)

نه اشتب زدی داداش / من از اوناش نیستم / من کم نمیارم/ حداقل تا بلتم لاو بترکونم میدونم زنده می مونم/ عشق خیرات میکنم و من زنده می مونم / من زنده میمونم

It took all the strength I had
not to fall apart
kept trying hard to mend
the pieces of my broken heart
and I spent oh so many nights
just feeling sorry for myself
I used to cry
But now I hold my head up high

کلی زور زدم تا جر نخورم! / تا قلب لامصبم رو بندش بزنم/ بعد کلی شب نشستم به حال خودم روضه خوندم/ عرررر زدم  و زنجموره کردم / ولی حالا سرم رو بالا می گیرم
and you see me
somebody new
I'm not that chained up little person
still in love with you
and so you felt like dropping in
and just expect me to be free
But now I'm saving all my loving
for someone who's loving me

داری منو که؟ / من دیگه اون آدم قبلی نیستم! / من اون آدم خاک تو سر اسیر تو نیستم/که مث آشغال پرتش کنی و بری/ حالا عشقم ما خودمه /مال کسیه که دوسم داره

Go on now go walk out the door
just turn around now
'cause you're not welcome anymore
weren't you the one who tried to break me with goodbye
Did you think I'd crumble
Did you think I'd lay down and die
Oh no, not I
I will survive
oh as long as i know how to love
I know I'll stay alive
I've got all my life to live
I've got all my love to give
and I'll survive
I will survive (oh)

حالا پاشو بزن به چاک/ راهتو بکش برو/ اینجاکسی تحویلت نمیگیره/یادته وقتی گورت رو گم می کردی چقدر اذیت شدم؟/ فک کردی چی؟ نباشی سرم رو میذارم می میرم یا خردو خاکشیر می شم؟ نه داداش این خبرا نیس/ من زنده می مونم / من کم نمیارم/ حداقل تا بلتم لاو بترکونم میدونم زنده می مونم/ عشق خیرات میکنم و من زنده می مونم / من زنده میمونم

 

پ .ن : این اجرا  را در  آرشیوم پیدا کردم.  ابتدا یک نفر با صدای آلن دلون وار! ترجمه فارسی شعر را می گوید و بعد ترانه اصلی را می توانید بشنوید. نمیدانم اجرای چه کس (یا کسانی است)

 پ. ن ۲ : این اجرا متعلق به سال ۱۹۷۹ است و ملت به سبک دیسکو می رقصند. حال گلوریا گاینور هم زیادی خوب است

پ .ن ۳: نمیدانم این بلاگفا دوباره چه مرگش است . هر کاری کردم نشد این ویدیو را اینجا الصاقش کنم .

پ .ن ۴ : هشتم مارس مبارک


 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اسفند 1389ساعت 15:41  توسط بایرامعلی  | 

 

بیشتر مخاطب ترانه های فارسی شخص "یار " یا "دلبر و دلدار "ر می باشد (اعم از بی وفا و وفادار) ولی گاهی مخاطب این گونه ترانه ها محل خاصی می باشد که خواننده به علت خاطره خوش و یا چیز دیگر از آن محل به عنوان مخاطب ترانه ها یاد می کند ٬ مانند لب کارون مرحوم آغاسی ٬ یا جزیره کیش  خانم سپیده و یا حتی دبی دبی جناب اسی . امروز به سراغ ترانه از این جنس می رویم  و مخاطب اصلی آن یعنی فرودگاه ال ای اکس . ترانه "لس آنجلس" از آلبومی به همین نام از خانم شراره و البته با شعر و موسیقی سلطان پاپ ایران شهرام شب پره و تنظیم جناب شوبرت آواکیان

 

مقدمه و تاریخچه :

   طبق اسناد و کتب موجود اولین کسی که زبان فارسی را مورد عنایت قرار داد ٬ نصرالله منشی بوده که با ترجمه کردن " کلیله و دمنه "  کلی کلمات عربی را به زبان مادری چپاند و اولین سنگ این بدعت را گذاشت . بعدها شعرا و نویسندگان برای اینکه نشان بدهند خیلی کارشان درست است و حالیشان است و آدمهای با کلاسی  هستند ٬چپ و راست به چپاندن و تنقیه کردن لغات عربی در نوشته هایشان ادامه دادند و نام این صنعت را گذاشتند " ملمّع " یعنی "چیزی را پر نور و منور گردانیدن . جای دوری نروید از همین " الا یا ایها الساقی " خواجه شیراز بگیر تا کلی از اشعار شیخ سعدی و مولانا . در قرن اخیر و مخصوصا بعد مشروطیت زبانهای فرانسه و بعدتر انگلیسی جای عربی را گرفت و نویسندگان و شعرا بدین ترتیب نوشته ها را ملمّع می کردند ٬ همانطور که خواهید دید استاد شب پره در این ترانه به کرات از این  صنعت استفاده کرده

  تفسیر ترانه :

    فرودگاه بین المللی لس آنجلس یا به طور مخفف " ال - ای - اکس " یکی از بزرگترین فرودگاه های ساحل غربی آمریکا و فرودگاه  اصلی  شهر لس آنجلس  است. شهری که بززگترین محل تجمع ایرانیان در خارج از کشور است  (به روایتی بیش از یک میلیون نفر )  و برای همین  "تهرانجلس " هم نامیده می شود هموطنانی که بیشتر در جنگل غربی ( وست وود) و  تپه های بورلی و  منطقه دره و پرتقال آباد(علیا و سفلی ) سکنی دارند و انجا دور هم روزگار خوشی را می گذرانند.

داستان از یک  ماجرای  "پیوستگی دور بعد " یا به قول فرنگی ها L.D.R  شروع می شود . خانم شراره که گویا دلها را دیوانه کرده و مامانشان موهایش را عروسکی شانه کرده!  بعد از آشنایی با یک نفر (به منبع آشنایی اشاره نمی شود ولی احتمالا دنیای مجازی ) و دلباختگی طی این رابطه و شعله کشیدن آتش عشق جانسوز برای دیدار با یار به شهر فرشتگان می آید. به تفسیر اشعار توجه فر مایید:

پرسیدی ازم do you love me
گفتم I do I do بله yes
گفتی اگه راس میگی بیا به شهرمون lose angeles
گفتم که تو شهرتون I have no place
گفتی بیا don't worry بیا be my guest
  پارتنر خانم شراره بعد از سرو سامان گرفتن این رابطه این سوال حیاتی را از او می کند که آیا مرا دوست داری و شراره هم با یقین کامل به هردو زبان دو قبضه قسم می خورد و جواب مثبت می دهد و طرف مقابل برای مطمئن شدن از این ادعا او را به شهر فرشتگان دعوت می کند . شراره با خجالت بیان می کند که متاسفانه در شهر ایشان جایی برای اقامت ندارد . البته ما اصلا با این کاری نداریم که اینهمه هتل و مهمانپذیر و مسافرخانه در ابرشهری مانند ال ای به چه درد می خورند . خلاصه بعد این اظهارات . این پسر غیرتمند و سخاوتمند پارسی برای نشان دادن گوشه ای از مهمانوازی ایرانی ها (و نه اصلا برای منظور دیگری ) ایشان را از نگرانی درآورده و می گویند مهمان ما هستی و مگر من مردم شما جای دیگر بروی
اومدم LAX
اومدی به دنبالم
تا شدیم face to face
very very good شد حالم

 بعد این خانم که اصلا  منتظر این تعارف بوده فارق از آمدن یا نیامدن تعارف ٬ همینطور یک کاره بلند می شود و بلیط می گیرد و به ال ای اکس می آید و در آنجا برای اولین بار با این آقا که به دنبالش آمده ٬ رو در رو می شوند و این رو در رو شدن حالش را خوب می کند ٬ خوب کردنی


تویی مجنونم و من لیلی قصه هاتم
تویی درمون غمم ، درمون غصه هاتم
شدم in love تو من believe me خیلی خیلی
آقا مجنون بذا دستاتو تو دست لیلی

  ایشان بعد فیس تو فیس شدن با این آقا و سوار شدن به جیپ هامر ایشان به این نتیجه می رسد که اصلا هر دو برای هم ساخته شدن و اصلا این آقا مجنون خانم شراره قدیم و لیلی جدید شدند (واقعا این اعتماد به نفس شایان تقدیر است ) و با توجه به این که خود را داروی تمام دردها و غصه های این آقا می دانند با اعتراف به اینکه بدجور عاشق آقای مجنون شده اند به ایشان پیشنهاد ماندن با هم می کنند و البته در همان یکی دو ساعت اولیه رسیدن به ال ای اکس به همه این نتایج می رسند و اقرار عشق می کنند.

بیا پیش هم بمونیم forever me & you
me & you
عزیزم دوست دارمTi amo و
  je t'aime  و I love you

همچنان قوران عشق در همان مدت کوتاه ادامه دارد. عشقی که قرار است دائمی باشد و البته یک نکته بیش نیست حدیث عشق و این عجب که این خانم شراره برای اقرار  آنرا به فارس و انگلیسی و فرانسه بیان می کند. که سایر کمالاتش را هم نشان بدهد (بر پدر و مادر این پاسپورت آبی لعنت که ادم را به چه  جنگولک بازی های وا می دارد)

do you love me
I do I do
قدر آسمون به قدر دنیا
do you love me
I do I do I do
مثه ماهی که محتاجه به دریا
I love you I love you I love you
I love you I love you I love you

 
اینجا اشعار بیشتر تکرار مکرارات اقرار اینها می باشد. یعنی جناب مجنون از لیلی خانم می خواهد که دوباره به عشق او اعتراف کند و ایشان هم بعد کلی گشتن در بلوار بورلی هیلز و قدم زدن در بلوار مشاهیر هولیوود و  تاتر چینی و عکس انداختن با بدلهای یک دلاری  جک اسپارو و مرلین مونرو و مایکل جکسون و چارلی چاپلین و زورو  به این نتیجه رسیده که خیلی عاشق است و یک دل نه N دل عاشق ایشان شده. کل ماجرای سیر و سلوک ایشان در لس آنجلس را به همراه آقا مجنون در کلیپ معلوم است و بی نیاز از توصیف و اللهم اشفع کل مریض........

                                              ارادتمند همیشگی : بایرامعلی !!

  پ.ن ترانه را از اینجا هم می توانید گوش کنید..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 18:50  توسط بایرامعلی  | 

 

 با اجازه علی اکبر خان شیدا

 

این روزها بازار سریال جدید مهران مدیری یعنی "قهوه تلخ " حسابی داغ است و به تبع آن موسیقی تیتراژ این سریال که بازخوانی تصنیف مشهور و قدیمی "شب مهتاب" با صدای خود مدیری است. دوباره سر زبانها افتاده و حتی عدم ذکر سازنده اصلی تصنیف در تیتراژ قسمتهای ابتدایی باعث انتقاد زیادی شد٬ بگذریم که همه نام تصنیف سرا را میدانستند به اضافه اینکه تصنیفی که صد و خورده ای سال ساخته شده دیگر شامل قانون حق مولفان نمی شود . ما هم برای این سراغش رفتیم که نشان بدهیم این وضع ترانه فارسی که امروز دچارش هستیم همینطوری و قضا قورتکی نبوده و از فضا بر سر موسیقی فارسی نیامده و ریشه در جایی دارد . بگذریم که موسیقی دانهای ایران ٬ علی اکبر شیدا و عارف قزوینی را اولین تصنیف سازان جدی موسیقی ایرانی می دانند که آبروی برای آن کسب کردند. با این وجود با اجازه روح پرفتوح میرزا علی اکبرخان شیدا اصفهانی (البته اگر به روح اعتقاد دارید؟! ) می رویم سراغ این آهنگ. ضمن اینکه  که همین استاد علی اکبر خان هم آخر عمری  و سر پیری عاشق یک دختر انجام دهنده حرکات موزون (همان رقاصه خودمان)به نام مرضیه شد و زد به سرش و کارش به دارالمجانین کشید.

   تفسیر شعر

 تصنیف در دستگاه بیات اصفهان است و در یک شب مهتابی و نقل قول یک عاشق بی قرار از حال اوضاع خودش است ٬ به اشعار توجه کنید:

امشب به بر من است و ان مايه ی ناز

                            يا رب تو کليد صبح در چاه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد

                           ای ظلمت شب با من بيچاره بساز

 خواننده در ابیات اول یک جمله خبری را بیان می کند و خبر می دهد  که امشب  آن مایه ناز در بغل ایشان می باشد . البته این که ناز هم مانند ماست و خمیر ترش مایه و مخمر دارد یا نه خودش جای بحث دارد و اصولا تعریف ناز چه می باشد تا مایه اش چه باشد . بعد در مصراع دوم لحن جملات به امری بر میگردد. شاعر از خدا می خواهد حالا که بعد عمری مایه ناز را گیر آورده خداوند شب را صبح نکند و اصولا بی خیال صبح شود تا ایشان دلی از عزا در بیاورند. در مصراع سوم به سبک فیلمهای ساینس فیکشن شاعر از زمین می خواهد که جرکت وضعی خود را عوض کند تا بار دیگر شب از نو شروع شود و سپیده دم که معمولا می اید  و می شود وقت رفتن( سلام استاد یساری )  اصلا نیاید و دوباره به سمت شرق برگردد. در آخرین مصراع شاعر با التماس و زاری از تاریکی شب می خواهد ایندفعه را با او راه بیاید تا ایشان به کارش برسد!  

امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام

                          حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام

 خوب ٬ این ابیات مجددا لحن امری دارد .قدما می گویند حال دیوانه ها در شب های مهتاب بدتر می شود .  ایشان هم  با دیدن مهتاب قاطی کرده اند  و به اصطلاح "لوناتیک" شدند و دلشان هوس حبیب و یار را کرده . بگذریم که می شود در جواب ایشان گفت : می خواهی که می خواهی! مرد حسابی فکر کردی ما چه کاره ایم؟ ! همین یک کارمان مانده بود که برویم برای شما حبیبتان را بیاوریم !! ولی در مصراع بعدی شاعر ذکر می کند که اگر یار مربوطه خواب است ٬ پزشکش را خبر کنیم . در اینجا می فهمیم که طرف حالش بد است و دیگر سر به سرش نمی گذاریم! 

خواب است و بيدارش کنيد

                         مست است و هشيارش کنيد

باز هم یک سری خرده فرمایشات دیگر ٬ ایشان می خواهند که حبیبش (شاید طبیبش ) را نصفه شبی بیدار کنیم ٬ بعد اگر مست است و دچار خماری و یا هنگ اور شده با آبلیمو ٬ قهوه٬چای پررنگ٬ رد بول  و یا احیانا قرص آسپرین و ادویل مستی اش را بپرانیم . لازم به ذکر نیست که اگر طرف خودش طبیب باشد نیاز نیست ما برایش نسخه بپیچیم!

گوييد فلانی آمده ٬ آن يار جانی آمده

حالا فرض کنید با بدبختی طرف را بیدار کردیم و مستی اش را هم پراندیم . باز فرمایشات ادامه دارد. باید به ایشان ابلاع کنیم که چه نشستی که فلانی آمده و ایشان لابد این فلانی را می شناسد. یار جانی هم اصطلاحی بوده که در قدیم به جای" رفیق فابریک" و  " دلبر ساسات " به کار می رفته و منظور دونفر که خیلی با هم نزدیک بودندو دو روح در یک کالبد بودند و اینها..... 

آمده حال تو احوال تو سيه خال تو سفيد روی تو٬ سیه موی تو ببيند برود

حالا منظور از اینهمه بگیر و ببند و بیدار کن و مستی بپران چی هست؟ ایشان آمده که با حبیبشان احوالپرسی کنند و تاتو سیاه ایشان و صورت سفیدشان  (آنموقع ها هنوز صورت برنزه مد نشده بود ) و موی سیاه ( و همینطور رنگ موی بلوند و مش و مسی و یخی  و ... هم مد نشده بود ) را ببیند و برود ! یکی نیست بگه آدم حسابی! ما را گیر آوردی ؟ اینهمه بگیر ببند و ایستادن حرکت وضعی زمین و خبردار و کور شو و دور شو که چی؟ ببینی و بروی ! شما پیش همان طبیبت بروی خیلی بهتر است. لازم نکرده تا حبیبت را ببینی!

امشب شب مهتابه حبيبم رو ميخوام

                        حبيبم اگر خوابه طبيبم رو ميخوام.

 و دوباره ایشان اصرار دیدن یار و یا دکتر خانواده گی شان را دارند تا در این شب مهتاب که زده بالا! به دادش برسند . از همه اینها مگر خودش در مصراع اول نگفت مایه ناز پیشش است پس اینهمه منت کشی و امر و نهی با  حبیب و طبیب و عره و عوره و شمسی کوره برای چی؟

برای همین است دیگر پدرجان! خشت اول ترانه سرایی فارسی را اینطوری بگذارند ثریا که پیشکش به طبقه سوم نرسیده نتیجه اش می شود همین درافشانی های که به نام ترانه فارسی به خورد من و شما می دهند!

                                                              ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!

 

 پ .ن از همه اینها بگذریم ٬ شخصا این اجرای  سیما مافیها با ارکستر ملی رادیو تلویزیون آنموقع  را خیلی دوست دارم . اجرا متعلق به سال ۵۵ یا ۵۶ است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 13:11  توسط بایرامعلی  | 

 

 

امروز برای تفسیر به سراغ یک ترانه از جناب  استاد دکتر مهندس موسیقیدان درامر شاعر ترانه سرا شهرساز آقای شاهکار بینش پژوه می رویم و ترانه ای به نام تهدید . شاهکار بینش پژوه یکی از اساتید ترانه های جلز ولز و یا سبک "عروسک بی وفا : می باشد ( به این پست رجوع کنید)  دو عدد از معروفترین ترانه های این ژانر یعنی خیالی نیست  شادمهر عقیلی و خیال نکن نباشی علیرضا عصار از سروده های ایشان می باشد. این ترانه هم کم بیش در همین ژانر می باشد و اما برویم سراغ شعر ترانه

 مرثیه ای برای یک لولو

ترانه تهدید را به نوعی یک اثر آونگارد و پیشرو می توان دانست. نه از نظر موسیقیایی و آهنگ بلکه بیشتر از نظر جنس ادبیات . البته اسم آلبوم هم "ادبیاتی دیگر " می باشد و واقعا ادبیاتی دیگر هم است آلبوم در سال هشتاد و پنج منتشر شده یعنی چهار سال پیش و  هم اکنون  اصطلاحات و جملات آن مورد استفاده رجل سیاسی شده و در آینده براحتی می توان در دانشکده حقوق سیاسی و علوم بین الملل استفاده کرد.وحتی بعنوان مرجع در سازمان ملل مورد استفاده سخنران و سخنوران قرار بگیرد . مثلا به نوع این جملات دقت کنید:

برو کناز بذار باد بیاد/ یه چیری دستی هم میدم نباشی/ اینا اونا نیست لولو برد / دوره تازوندن تو سر اومدو.....  و از این قبیل سخنان حکیمانه سیاسی که اینروزها به شدت مد شده!! اما شعر:

هی منو تهديدم نکن که میرم، يه چيزيم دستی میدم نباشی
چیکار کنم که قهر کنی دوباره؟ چقدر بدم که بی خیال ما شی

.هی منو تهديدم نکن که میرم، چقدر بدم بری بدون فرياد؟
فکر میکنی نباشی من میمیرم، برو بينيم بابا بذار باد بياد!

ترانه بازهم با اعتراض یک عاشق سابق جان به لب رسیده شروع می شود . عاشقی که معشوق مورد نظر ـ زرت و زورت - ببخشید قید تکراری مناسبتر از این پیدا نکردم - به او هشدار می دهد که ترکش می کند . او برای اینکه این معشوقی که او را ذله کرده دست از سر احیانا کچلش بردارد حاضر است یک مبلغی هم به عنوان پیش پرداخت بدهد . او حتی حاضر است برای اینکه طرف مثل دفعات گذشته قهر کند و به او گیرندهد مبلغی هم به پیش پرداخت قبلی اضافه کندو هی پولش را به رخ او می کشد و با عنایت به مثل "با پول کفنت می کنم " تازه به دوران رسیدگی و نو کیسه بودنش را نشان می دهد. شاید هم پول موردنظر مهریه عندالمطالبه طرف باشد! کسی چی می داند؟ در آخرین مصراع طرف به خیال واهی معشوق مبنی بر هلاکت وی بدون حضور محبوب می خندد و از او میخواهد که به کناری رود تا هوای تازه به او برسد ( بللللله  خودم می دونم معنی این مثل همردیفه با: بشین بینیم بابا( با تشدید روی شین)  و یا بخواب بابا حال نداری و اینهاست!! )

گفته بودم دوست دارم ببخشيد، حالا ما يکروز يه دروغی گفتيم!
تو هم ديگه اینقده جدّی نگير، حالا ما يک وقتی يه چيزی گفتيم!

عاشق قدیمی و معترض اکنون به فعل شنیع دروغ در زمانهای دور اعتراف می کند واینکه یک زمانی اینکار را برای به دست آورن دل طرف و رسیدن به نیات( شوم و یا خیر٬ چه فرقی میکنه؟ ) این کار را انجام داده  و از ایشان می خواهد آن گفته را به فراموشی بسپارد .هرچند٬ هرچه بگوید علیه او در دادگاه استفاده می شود

اینا اونا نيس عزيزم لولو برد، دوره ی تازوندن تو سر اومد

در بیت آخر  شاعر با تضمین داستان مشهور و امروزها داغ لولوی سارق !! اشاره به اتمام دوره ترکتازی و گردخاک کردن طرف می کند. او دقیقا اشاره نمیکند این لولو جنایتکار مجرم پیشه این بار چه چیزی را برده ؟ بازهم همان سوژه قبلی و همیشگی مورد دستبرد قرار گرفته یا به دلیل عدم لیاقت مسئولین و دست اندرکاران دست اندازی به سایر اعضا هم آغاز شده  البته با توجه به ضمیر "اینها" معلوم میشود  سوژه ها  سرقت شده بکی نبوده و احتمالا حالت جفت و جمع دارند. . البته جا دارد در آخر بگویید . دوست من . لولو عزیز! گردن کلفت تر از تو کاری نتوانستد بکند بگذار عرقت خشک شود بعد بیا بقیه شو ببر!!

لگام تو به گردنم نچسبيد، کم زده بودی چسبشو ور اومد!

در مصراع آخر متوجه میشوم ایشان برای مهار عشاق از لگام استفاده می کردند و لگام هم از نوع  چسبی بوده اما نوع چسب معلوم نیست؟ چسب اوهو ؟ دوقلو مهندس غفاری؟ چسب رازی که همه راضی هستند ویا شاید هم چسب از نوع چینی بوده که تقلبی بوده و زود ورآمده و لگام را آنطور که باید وشاید به دهانه شاعر نچسبانده و همین عدم مرغوبیت باعث کنده شدن و ور آمدن لگام و سرکشی عاشق سابق گشته

نکته آخر

و  البته گفتیم که این ترانه در ژانر جلز و ولز است و عروسک بی وفا اینهاست و نوع و علت بکار گیری آنرا هم توضیح دادیم .   در جواب همه این حرفهامعشوق مورد نظر می تواند بگوید : آب رو بریز اونجا که میسوزه !!

                                                     ارادتمند همیشگی : بایرامعلی!!

پ .ن آهنگ را از اینجا هم میتوانید گوش کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 14:44  توسط بایرامعلی  | 

 

 

 از آنجا که خوانندگان زیادی از ما درخواست تفسیر این آهنگ مشهور و ورد زبان را کردند بعد مدتها به تفسیر موسیقی بر می گردیم تا این ترانه مشهور را مورد بررسی قرار بدهیم

ترانه همه "همه چی آرومه " با صدای حمید طالب زاده و به آهنگسازی "میلاد باران" است.  شعرش متعلق به "مریم اسدی" می باشد  (کلا تجربه ثابت کرده مریمهای که فامیلی آنها از اسامی مردانه تشکیل شده اشعار عشقولانه خوبی می سرایندو می خوانند !) گیتار کلاسیک اثر پنجه اخوی خواننده "عماد طالب زاده" است و باقی قضایا.....

تفسیر شعر:

مرد بقال پرسید: چند من خربزه می خواهی ؟ من از او پرسیدم٬ دل خوش سیری چند؟

ترانه "همه چی آرومه" یک جوری حاوی خوشحالی بیش از حد و بیمورد است یا حداقل تظاهر به این خوشحالی  . به طور کلی از نظر روانشناسانه این ترانه را به چند روش تفسیر می شود کرد

یک -ترانه از قول یک آدمی است که به شدت دل خجسته و ذهن آلت پریشی دارد و کلی دارد از موقعیت فعلی خود لذت می برد و حالش را فرقون فرقون می برد و غمی نداردیا اگر دارد نمی خواهد بیادش بیاورد و دیگر نمی داند از اینهمه خوشبختی چه جور خاکی و با چه تکسچری به سر بریزد و چطور اینهمه خوشبختی را تنقیه کند! 

دو - ترانه می تواند زبانحال یک انسان متوهم باشد که یا روی قرص بوده و یا اسید برداشته و یا قارچ خورده (با جر خوردگی فرق دارد) و یا دو خط گًرد رفته (دقت دارید که افعال استفاده هر یک مواد با دیگری فرق می کند٬حالا هی بگید فارسی زبان کاملی نیست )  و به کمک یکی از این مواد  وارد عالم هالوسینیشن شده و حالا دارد این خزعبلات را سر هم می کند و دنیا را آفتابی مهتابی و به به چه چه میبیند و راضی از روزی اینجور روی اعصاب ملت جفتک چارگوش بازی می کند

سه - عده ای این ترانه را یک ترانه سیاسی می دانند و حاوی یک سری ایهامات . لطفا بحث ۳۰ یا ۳۰ نکنید می خواهید خودتان بروید کلیپش را ببینید.

و اما متن ترانه:

 همه چی آرومه ، تو به من دل بستی
این چه قدر خوبه که ، تو کنارم هستی

در این ابیات خواننده با مطرح کردن اوضاع و آرامش حاضر (ولو از نوع قبل توفان)  و شرایط حاضر و مطرح کردن در کنار بودن پارتنر محترم (یا محترمه) و دل بستن ایشان به خواننده از اوضاع ابراز رضایت می کند و خوشحال است 

همه چی آرومه ، غصه ها خوابیدن
شک نداری دیگه ، تو به احساس من
همه چی آرومه ، من چه قدر خوشحالم
پیشم هستی حالا ، به خودم می بالم
تو به من دل بستی ، از چشات معلومه
من چه قدر خوشبختم ، همه چی آرومه

در این ابیات خواننده از اینکه فعلا به علت آرامش زیادی غصه ها کپه مرگشان را گذاشته اند بسی شاد است و اینکه با موفقیت مخ طرف مورد نظر را طوری زده که ایشان شکش همه ایمان شد و تا باد چنین بادا ٬ ضمن اینکه ایشان هم با علم خاصش از چشمهای دلبر مورد نظر به دلدادگی متقابل پی می برد و از اینهمه خوشبختی که روی سرش کوت شده لذت می برد!

تشنه ی چشماتم ، منو سیرابم کن
منو با لالایی ، دوباره خوابم کن

یکی از منتقدین معتقد است استفاده از کلمات "چشم " و "سیراب "در مصراع اول  تلویحا اشاره دارد به مغازه کله پزی و اینکه خواننده مخ طرفش را بار گذاشته و دارد حسابی می پزد. البته گرچه به نظر بعید نمی آید ولی نشانه های بیشتری نمی بینیم .همانطور که در مصراع دوم متوجه نمی شویم که طرف با این سن و سال نوح وار  هنوز با لالایی خوابش می برد و یا اینکه از روانپریشی حاصل از بی محلی والدبن در ایام کودکی رنج می برد که هنوز برای خواب به لالایی نیازمند است.

بگو این آرامش ، تا ابد پا برجاست
حالا که برق عشق ، تو نگاهت پیداست

در ابیات فوق ایشان از طرفشان گارانتی مادام العمر آرامش می خواهند. غافل از اینکه معمولا آرامش با برق چشم تضاد دارد یعنی جایی که برق و رعد هست خبری از آرامش نیست .

همه چی آرومه ، من چه قدر خوشحالم
پیشم هستی حالا ، به خودم می بالم
تو به من دل بستی ، از چشات معلومه
من چه قدر خوشبختم ، همه چی آرومه

و البته ایشان هنوز بسی خوشحالند و از این مخ زدن و شکار به خودشان افتخار می کنند ضمن اینکه مصراع دوم در بعضی از نسخ به جای "پیشم هستی حالا"   " پیشی ام هستی حالا " نوشته شده که تاکیدی است برتشابه دلبر به گربه  و  ملوس و گوگولی بودن طرف مربوطه و باز تاکید بر آرام بودن همه چیز و خوشحال بودن ایشان و اینکه هر آدم نفهمی فهمید ایشان خوشحال و حوشبختند و قس علیهذا..... 

 درباره نماهنگ

نماهنگ این آهنگ ساخته بچه های بروبکس است . حالا سازنده شاهکارهای مانند "بابا تو کی هستی"  و سوسن خانوم  چرا باید چنین کلیپ بزن دررویی بسازند را باید احتمالا باز در غم نان شب و خرج روزانه دانست . اینکه یک عدد جناب حمید طالب زاده را بکارند جلوی دوربین و یک چادر نماز گل گلی را پشتش تکان بدهندو با چراغ قوه آبی و قرمز آنرا نور پردازی کنند  و ایشان با پیراهن صورتی و کت سورمه ای و یا به سبک مرحوم جعفر قاطبه با پاپیون و شلوار جین دور خودشان بچرخند و بخوانند و بعد در فواصل صحنه ها و به صورت یک در میان یک جفت دست بی ربط و با ربط مونث و مذکر و پیر و جوان و کودک را نشان بدهند که دارند نان بیار کباب ببر بازی می کنند و یا در حال تبادل اجناس و هدایا و تماسهای نزدیک عشقولانه وار از نوع سوم هستند ٬ کاری است که هر کلیپ سازی که از والده محترمه شان قهر کرد بر می آید . به همین سوی چراغ کوجی خان زادوری صدتا بهترش را می سازد. بگذریم که در همین مدت یک فیلم عروسی دیدم که از همین کلیپ و آهنگ به عنوان الگو برای مصفاتر و ملودرماتیک کردن فیلم استفاده کرده بودند و عروس خانم و ماه داماد کلی از این ابتکار بدیع و بی بدیل خودشان خوششان آمده بودند و چقدر خوشحال بودند و به خودشان می بالیدند!  و البته نظر شما بینندگان عزیز را به صحنه آخر جلب می کنیم که دو عاشق دلخسته  با انگشتر برلیان و دستبند پلاتین  و ساعتهای سوئیسی و مانیکور ناخن آنچنانی که شیرین هر ناخن بیست هزار تومانی جریمه دارد  یک عدد ما الشعیر دلستر ( و شاید هم ایستک! ) را با هم و شریکی در گیلاس می ریزند و در پس زمینه کلمه "خوبی "به سلامتی هم سر می کشند و صحنه را با دستهای در هم گره خورده و کلمه" همیشه" به پایان می برند!!

                                                    ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 12:9  توسط بایرامعلی  | 

 

امروز  همزمان است با  هشتم مارس المبارک و ایام گرامیداشت این روز خجسته  . برای همین یک برنامه ویژه داریم برای این روز و بعد آنهم به خدای بزرگ پناه می بریم برای حفظ جانمان ٬ خدا آخر عاقبت همه را ختم به خیر کناد.

 

آهنگ مهربونی یک جور ترانه  شکر یک مرد خانواده است از شرایط موجود  زندگی  ٬ شکر از همه نعمات و چیزهایی که زندگی به این مرد خوشبخت عطا کرده و نعمت را بر او تمام گردانیده . مردانی که نسل آنها مثل تیراناسوزوروس و آرکثوپتریکس  منقرض شده و بزودی تنها در کتابها و موزه تاریخ طبیعی می شود آثاری از آنها دید. بگذریم که در همین آهنگ و ویدیو کلیپ هم تا آخر معلوم نمی شود آیا این ماجرا واقعی است  یا توهم و خیالی بیش نیست . آنهم با توجه به سابقه این خواننده در امور توهم و رویا پردازی و ترانه ای مانند :من اینهمه خوشبختی  محاله!محاله!

 تفسیر شعر: 

زن خوب فرمانبر پارسا       کند مرد درویش را پادشا
برو پنج نوبت بزن بر درت       چو یاری موافق بود در برت

                                                                           ( شیخ اجل سعدی )

شاد و شاد و شاد و شاد و شادم و شادم از دولت عشقت

در ابتدا خواننده شادی زایدالوصف و رضایت خاطر خود را از شرایط موجود بیان می کند. آهنگ از حالت مبهم فید این می شود به پیش در آمد کوتاهی و سپس ریتم آشنا شش و هشت  بر این شادی و خوشحالی تاکید می کند . اما دلیل اینهمه شادی و رضایت چیست؟ به ابیات بعدی توجه کنید:

البته كه زيبايي،‌ زيبا مثل گل هايي
البته كه مي دونم دلچسب و دل آرايي
ولي بيشتر از اين ها، مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم
خواننده در این ابیات ابتدا با ستایش محبوب و پارتنر محترمه از خصوصیات فیزیکی و ظاهری مشارالیها ٬زیبایی ٬ دلچسب و دل آرایی وی تعریف می کند و به ایشان تاکید می کند که بر همه این خصوصیات اشراف و آگاهی دارد ولی اینهاهمه دلیل عشق و علاقه قلبی ایشان نیست بلکه دلیل اصلی داشتن اخلاق حسنه و پسندیده ای  مانند مهربانی ٬ خانمیت!! با خدا بودن و ایمان الهی! با وفایی ! با صفایی در این همسر محترم است خلاصه عزیز برادر صورت زیبا رها کن سیرت رها بجو!  
دلم عادت نداره بر تب و تاب
تو به من مثل ستاره ها بتاب
خونه ي عشقو نشون من بده
نذار عاشق بمونم فقط تو خواب
در این ابیات خواننده ما ضمن اینکه خصوصیات اخلاقی خود را تعریف می کند و اینکه دوست دارد آب تو دلش تکان نخورد از این پارتنر عزیز می خواهد مانند ستاره شمالی و دب اکبر و هفت خواهر پروین راه را به او نشان بدهد . عشق واقعی را هویدا کند و نگذارد فقط در خواب عاشق بماند ( این مصرع کمی شبه برانگیز است . آیا منظور خواننده ویدیو کلیپ قبلی او و دیدن خواب و رویا است؟ یا همان که قبلا اشاره شد و مبهم بودن واقعی بودن موضوع این آهنگ )
شاد و شاد و شاد و شاد و شاد و شادم از دولت عشقت
شاد و شاد و شاد و شاد و شاد و شادم از شوكت عشقت
منو خوشبخت مي كنه بركت عشقت
ما رو خوشبخت مي كنه بركت عشقت
مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم

در اینجا او اشاره می کند یه شادی و خوشحالی زاید الوصوف او از شرایط موجود ( نه جان من بیا و ناراحت هم باش! ) و شادی که از صدقه این عشق در خانه او حکمفرماست و  باز هم صفات پسندیده و فضایل همسرشان را که باعث علاقه و عشق می دانند.  

اگه دل فقط بره دنبال چشم و ابرو
يا پي مال و منال هر طرف و به هر سو
چه بسيار بهتر از من ها واسه تو
چه بسيار دلبر زيبا واسه من
ولي حسن جمال به تبي بنده
ثروت و مال به شبي بنده
واسه ي همينه مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم

 در اینجا جناب خواننده به سبک آقایان علما شروع می کند به پند و اندرز و امر به معروف و نهی از منکر و خاطر نشان می کند که اگر چشم انسانی فقط ظواهر امر را ببیند یا با زیبایی ها ملاک انتخاب باشند برای طرفین انتخابها و جانشینهای بهتر وجود دارد ولی علی ایهاالحال  زیبایی و جمال چیزهای پایداری نیستند (یک چیزی در مایه های علم بهتر است یا ثروت! ) و بهتر است که طرفین با تکیه به همین هدایا اللهی مثل دو کبوتر عشق به زندگی خود ادامه بدهند .

    در باره نماهنگ :

نماهنگ این ترانه از آثار جاویدان استاد الک (بر کسر لام نه فتح آن )  کارتیو اخوی جناب کامرون کارتیو است . حکایت این مرد خوشبخت را در کلیپ می بینیم که دست در جیبش کرده راست راست در خانه می گردد و همسرش همه کارها را انجام می دهد. چایی می آورد ٬ به امور بچه ها رسیدگی می کند . سفره غذا را می چیند٬به شست و شو و نظافت می پردازد٬ لباس اتو می کند و کانون گرم خانواده را داغ  داغ می کند٬ و کلیه این کارها را با روی بشاش و خندان و در حالی که خود را برای همسر محترم آراسته و آرایش کرده  و می بینیم که حتی در هنگام انجام کارهای منزل این سنت را فراموش نمی کند که آن بزرگوار فرمودند :خویش را برای شوی خود زینت کنید ولو به کمی حنا باشد!

نکته : ما سر از کار دختر بچه دوم در کلیپ در نیاوردیم؟ به نظر شما چرا یکی از بچه ها موی مشکی دارد و دیگری موی بلوند؟و بعضی اوقات در کلیپ هست و گاهی نیست!

در انتها این  آهنگ را تقدیم میکنم به همه خوانندگان عزیز . هشتم مارس هم مبارک

                                                            ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

      

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 0:14  توسط بایرامعلی  | 

 

راستش از شما چه پنهان .شما که غریبه نیستید .اصلا نه حال و حوصله اش بود و نه وقتش .با این شرایط  ٬ اوضاع جاری و این چیزها خندیدن دل و دماغ می خواهد . آنهم با پست آه و ناله قبلی که این شبه را برای عده ای به وجود آورد که احتمالا بایرام ریق رحمت را شب  نیو یرز ایو سال جدید!  سر کشیده و خودکشی و اینها . نه این کارها را نکردیم ولی راستش طنزمان هم نمی آمد و خشکیده بود ولی وقتی یک همچنین شاهکاری را میبینی آیا انصاف است در موردش کیبرد فرسایی نکنی؟ حتی اگر نزدیک به یک ماه از کریسمس هم گذشته باشد . اولش گفتم باشد سال بعد. بعد با خودم گفتم اووووههههه تا سال بعد کی مرده و کی زنده .پس به سبک مجری های گوگولی سدا و صیما ! این کلیپ را با هم می بینیم پس از آن با ادامه پست در خدمت شما خواهیم بود

 

 

 تاریخچه : لاس وگاس  معروفترین شهر ایالت نوادا  را بسیاری پایتخت عشق و حال  می دانند. شهری که به علت همین به "شهر گناه" معروف است. توریستی که به لاس وگاس می آید تنها به علت عشق و حال و خالی کردن کلیه عقده های موجود و غیر موجود می آید از این رو برنامه ریزی به گونه ای است که توریستها رو جوری بچلانند که تا قران و سنت آخر موجودی را آنجا خرج کنند و بعد ورشکسته و مقروض بفرستتشان رد کارشان . این کسب کار و در آمد همیشه برقرار است به غیر از یک موقع سال . ایام کریسمس که توریستهای آمریکایی دچار نوستالژی  میشوند و احساساتش به طرز قلنبه گرایانه می زند بالا و همه راهی خانه هایشان می شوند و برای همین اوضاع کار و کاسبی در لاس به وگاس به حداقل می رسد . اینجا بود که عده ای از هموطنان عزیزمان که بوی دل انگیز پول را از فرسنگها دور می فهمند دست به کار شدند و با توجه به اینکه اکثر ایرانی ها کریسمس را جشن نمی گیرند (مثلا)٬ جشنواره کریسمس وگاس را براه انداختند . از هتل دارها که در آن ایام مگس میپرانند تخفیقهای کلی گرفتندو چند کنسرت نی ناش ناش و آنچنانی هم راه انداختند و یک پکیج ارزان ایرانی پسند شامل چند کنسرت و پول هتل و بوفه مجانی به سیستم "کاه مال خودت نیست ولی به کاهدون هم رحم نکن " را هم زدند تنگش و این تبدیل شدبه سنت ایرانی " کریسمس در لاس وگاس"  .از بانیان و خیرین این طرح می توان به جناب علیرضا امیر قاسمی  صاحب شبکه جهانی تپش که "اینروزها همه آنرا نیگا می کنند شما چطور" اشاره کرد که خیلی تلاش می کند نسخه ایرانی رابرت مرداک سلطان رسانه ها بشود . برای همین است که از یک ماه مانده به کریسمس گوش فلک را کر می کند که "بار دیگر جشن نور صدا در شهر رویایی وگاس با حضور آقای صدا و خانوم ولووم و اعتبار موسیقی و آبروی فرهنگ و ملکه صحنه ها و بی بی خاطره ها و جاودانه صدای عشق و......" برگزار می شود . به نظر میرسد این کلیپ هم در همین راستا ساخته شده باشد. یک کلیپ سفارشی برای تشویق آحاد ایرانیان برای رفتن به لاس وگاس

"What happens in Vegas, stays in Vegas"

قبلا ترانه ضد مرد سالارانه آقا بالاسر  از خانم تارا را تفسیر کرده بودیم .اکنون به سراغ ترانه جدید لاس وگاس از آلبوم جدید ایشان "هدیه"  می رویم .آلبومی که به زعم خود ایشان شش سال برایش زحمت کشیده اند تا کار متفاوت و نویی ارائه دهند (واقعا کور بشه هرکی اینهم تفاوت و نوآوری و هنر رو نمیبینه! ) . به هر حال ترانه به سنت ترانه های کریسمس با صدای موزون سم گوزنهای شمالی که سورتمه بابا نوئل را می شکند شروع می شود. خانم تارا را می بینیم که با با لباس دوگانه (کلاه دور خز دار با آستین حلقه ای) با شادی وشعف مشغول تزیین درخت کاج کریسمس هستند .ایشان چند بیتی در مدح آمدن کریسمس و حال و هوای موجود میخوانند و همه را به شادی و آماده شدن برای سال جدید فرا می خوانند .

فصل کریسمس رسیده/ روی کوه ها سفیده/همه جا چراغونی /فصل و سال جدیده/ لباس تازه تن کنیم/دوستا رو خبر کنیم /این جشن زمستونو /بریم باهم سفر کنیم

 تصویر از کلبه جنگلی ایشان در شهر دنور کات می شود به رانندگی در خیابانهای وگاس  و البته استفاده از یکدستگاه ائوذی قرمز کروک در ادامه سنت همیشگی استفاده از خودرو در ویدیو کلیپ های ایرانی . حالا اینکه در هوای سرد ماه دسامبر نشستن با لباس آستین کوتاه در ماشین کانورتبل چقدر می تواند حقیقت داشته باشد را می گذاریم به عهده خودتان . در صحنه های بعدی خانم تارا و نوچه همیشه خندان ایشان را می بینم که مشغول رقص و شادی و ترنم و انجام حرکات موزون در کوچه پس کوچه های وگاس هستند و از امدن فصل کریسمس و سال جدید و دیدن دوستان در پوست خود نمی گنجند و مرتب این ترجیع بند را تکرار می کنند:

بزن بریم به لاس وگاس/ که دیدار ایرونیاس/ غم بسه غصه بسه / چون دیگه کریسمسه

در این ابیات با دعوت سفر همه به شهر گناه برای گرد امدن هموطنان ایرانی . همه را به علت رسیدن ایام الله کریسمس به شادی دعوت کرده و از خوردن غم و غصه نهی می کند (البته گلاب برویتان٬ دلیل  اینکه واژه کریسمس را یک جوری خاص و مورد دار ! تلفظ می کند را نمی دانیم ٬از خودشان بپرسید!)

رفیقهای راه دور/همه جمع بشیم دوباره/ این دل دیوونه من/چه کنم آروم نداره/روز و شبها رو می شمارم/ساعتها رو دونه دونه / واسه دیدار بی قرارم / شوقمو  خدا میدونه/

در این ابیات خواننده طی یک فراخوان عمومی همه دوستان را دعوت به گرد هم آمدن می کند. دربیت بعدی این شبه به وجود می آید که دوستان برای چاره کردن دل نا آرام و دیوانه او فرا خوانده شده اند در بیت سوم و چهارم متوجه دلیل این ناآرامی می شویم. روز و شب و حتی ساعت شماری برای آن سه روز و چهارشب موعود در لاس وگاس است و قراری که توضیح بیشتری درباره آن نمی دهد  و صد البته چیزی که در وگاس اتفاق بیافتد در وگاس می ماند.

 این ترانه تقدیم می شود به خانم ساعت شنی که ما را با این آهنگ جاودانی  آشنا کرد. 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 23:37  توسط بایرامعلی  | 

 

     پس از مدتها دوری از تفسیر ترانه و برای تنوع هم شده سراغ این ژانر می رویم . این بار سراغ گروهی به نام " برو بکس " که تشکیل شده اند از خشایار ٬ حمید و کیوان که به ترتیب مهندس عمران و کامپیوتر و متالوژی هستند و بعد چون دیده اند این کارها فایده ندارد و برایشان نان و آب نمی شود به سفارش مولانا و مقتدانا حضرت عبید زاکانی عمل کرده اند " رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز" و به این امور هنری رو آورده اند .خودشان در وبسایتشان می فرمایند:   نوآوری و نبوغ ویژگی اصلی بروبکس می باشد. (کور بشه هر کی میبینه و اعتراف نکنه! ) این دوستان که در داخل کشور هستند به فعالیت در زمینه کلیپ سازی هم مشغولند . از جمله گفته می شود کلیپ معروف نی ناش ناشم بلده؟ استاد ساسی مانکن هم توسط این گروه ساخته شده. بگذریم که انصافا با این حداقل امکانات در داخل مملکت کلیپشان از بسیاری از هموطنان خارج نشین با همه امکانات و تجهیزاتشان بهتر است . نکته دیگر در کلیپهای این گروه از جمله همین کلیپ و یا کلیپ نی ناش ناش عدم استفاده از دختران و زنان  و یا استفاده از عناصر ذکور در نقش آنان  است. بر عکس کلیپهای موسوم به لس آنجلسی که استفاده از اناث از اهم امور و واجبات است .  فرضا خواننده مذکور در زمینه نگهداری  محیط زیست می خواند ولی در بک گراند حتما چند دلبر بیکینی پوش در حال چرخش و قرش وجود دارند . شاید هم این کارآنان ادامه ای  باشد بر سنتهای قدیمی نمایشی  استفاده از مردان در نقش زنان در شرق - مثلا نقش زینب پوش در تعزیه و یا نقشهای زنان  در تئاتر کابوکی ژاپن (خودمانیم چه ربطی داشت به موضوع ؟ )

    Dady !who dige are you

  استفاده از ملودی ها و ترانه های خارجی و گذاشتن شعر فارسی بر روی آن چیز جدیدی نیست . از ترانه قدیمی مثل مرا ببوس  شادروان گلنراقی که خیلی ها معتقد هستند برداشتی است از ترانه معروف bésame mucho,  (مرا بماچ خفن)  بگیر تا ترانه های همین محسن خان نامجو .لیستش خیلی بلند بالا می شود . امروز هم به سراغ یکی دیگر از این ترانه های می رویم .

 در سال ۲۰۰۷ ٬ استفان هانتل معروف به دی جی شانتل  خواننده آلمانی٬  ترانه ای خواند به نام دیسکو پاراتیزانی  . به سبک ترانه های بالکان و کولی ها و با همان آرنژمان و همان آرایش سازهای بادی . این ترانه به سرعت در کلابهای شبانه و نایتز باشگاه ها !  همه گیر شد و مقبولیت و محبوبیت یافت . و پس از آن مدتی قبل توسط گروه بروبکس با شعر فارسی اجرا شد . لازم به یادآوری است که برو بکس قبلا ترانه لاتین پیراهن مشکی  " هوانز" را به فارسی برگردانده بودند ( تفسیرش را در اینجا نوشته ام) . گروه بروبکس در این ترانه که بورلی هیلز نام داشت از چهره های معروف موسیقی ایرانی استفاده کرده بودند و در آن ارزشها و اخلاقیات ایرانیان غربت نشین بویژه ساکنان شهر فرشتگان را به سخره گرفته بودند!!

تفسیر شعر:

  كلام از نگاه تو شكل مي بندد 
  خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی (احمد شاملو)

 به طور کل سه صدای خواننده در این ترانه قابل تشخیص است . صدای خواننده اصلی که متن اصلی را اجرا می کند . صدای نازک شبیه به صدای شخصیت "مبارک" نمایشهای خیمه شب بازی که به صورت پامنبری و حاشیه ای برنامه اجرا می کند و گاهی هم صور عمومی می دهد به شادی عمومی و  البته صدای  "مکش مرگ ما" و "شهیدم نکن تو رو به ابوالفرض" سرکار خانمی که یا می فرمایند " بدو بیا دنبالم " یا اینکه  با همان لحن دلبرانه اصواتی مانند "اوهوم" و یا  "آها" را به صورت ریتمیک از خودشان ساطع می فرمایند و یا آنکه  با خنده زورکی همراه با عشوه از نوع شترگونه  ترانه را همراهی می کنند.

ذهن منو قلب منو عمر منو و جون منو با خود می بری /

بابا تو کی هستی یه موجود خاصی ٬از همه سری

ترانه مانند بسیاری از ترانه های دیگر با مدح و ستایش دلبر مربوطه شروع می شود. دلبری که ذهن و قلب و جان همه مایملک او را به یغما برده . خواننده در مصراع دوم از اینهمه توانایی او شگفت زده می شود و او را از مرتبه انسانیت به رتبه موجود خاصی که از همه برتر است ارتقا می دهد.

زن و مرد و پیرزن و پیرمرد و حتی منو سر کار میذاری/

شیطون نازی٬ با من نکن بازی ٬خوب دل میبری

و بازهم در این ابیات ویژگیی های دیگری از این شوخ چشم موهوم بیان می شود . کسی که به آسانی همه گروه اعم زن و مرد و در همه گروه سنی و فارغ از جنسیت سرکار می گذارد. مع الذلک خواننده همه این بلایا را به جان خریده و از او (این ترکیب شیطون ناز هم خیلی بدیع است ها! )میخواهد بازی و سرکشی را کنار گذاشته و به او بپیوندد.

بدو بیا دنبالم ٬تو بیا دنبالم  ٬دست شیطونو از پشت بستی .بدو بیا دنبالم ٬تو بیا دنبالم ٬بابا تو دیگه کی هستی ؟ (۲)

علیا مخدره ذکر شده در جواب و به جای ندامت از کارهای قبلی با لحن بسیار دلبرکش و لوند منشانه از او میخواهد فعلا دنبال او بیاید و بی جهت به دلش صابون وصال نمالد. یکی دیگر از خواننده ها که در این ترانه گاهی نقش دانای کل را دارد با ابراز شگفتی از این اعمال او را از بابت خناسی و شیطنت از ابلیس بالاتر می داند و با شگفت زدگی از او یاد می می کند .توجه داشته باشید شیطانی که به صورت اسم استفاده شده یا همان مسیو ابلیس خودمان با شیطون نازی که به صورت صفت تحبیب استفاده می شود کلی توفیر دارد.

دوست پسرات قد موی سرت میپلکن دور ورت

زنگ میزنن میان پشت خطتت٬ خیلی شلوغ شده سرت

راوی به ادامه بیاناتش ادامه می دهد. او با ابراز آنکه از تعداد زیاد و بی شمار عشاق و دلخستگان - و البته یاران مذکر -  مشارالیها اطلاع دارد و کسانی که همانند مگسان دور شیرینی به دور شمع وجود ایشان می چرخند به تعداد فراوان زنگها و مکالمات تلفنی ٬ که حتی حربه و خدمات ویژه مخابرات مانند انتظار مکالمه( Call Waiting) یا کنفرانس تلفنی هم جوابگوی آن نیست  اشاره می کنند .( به استعاره ظریف تعداد دوست پسران به اندازه موی سر و ایهام  شلوغ بودن سر دقت کنید! ایول داره این بابا!! ) 

وای بیچاره  اون شوهرت ٬میخواهد بشه در به درت

فکر میکنی تو  با خودت ٬خیلی زرنگ شدی خیر سرت

در این قسمت او با دلسوزی برای شوهر آینده و بالقوه این خانم (که صد البته خودشان را هم در این کسوت داماد بالقوه می بینند ) از آینده موحش و بی عاقبت این شوهر خبر داده . ضمن اینکه در اینجا کمی هم با یادآوری این حقایق ترش کرده و به او می فهماند لاپوشانی و آب زیرکاه بازی فایده نداشته و او از همه وقایع پشت پرده اطلاع کافی و وافی دارد .

یالا یالا  رقص و شادی ٬ یالا یالا رقص و شادی .  شادی شادی رقص و شادی 

مجددا خواننده دانای کل برای اینکه موضوع بالا نگیرد و باعث دعوا نشود با یک فراخوان عمومی  آحاد ملت به شادی و طرب٬  آنها را به انجام حرکات موزون و دست افشانی و پایکوبی تشویق می کند. البته با تکرار کلمه شادی بعید به نظر نمی رسد نام علیا مخدره مربوطه شادی باشد  ( هو علیم)! 

در باره نماهنگ : نماهنگ مربوطه بیشتر به صورت انیمیشن و گرافیکی ساخته شده و با استفاده از عناصری که بر ساخت  داخل ایران بودن نماهنگ اصرار دارند. فرضا به آن تلویزیون سفید رنگ چهارده اینچ اول کلیپ که مشغول پخش ویدیوکلیپ بورلی هیلز است دقت کنید! من فکر نمی کنم دیگر در جایی از دنیا به غیر از ایران  بشود از این تلویزیونها بویژه با آن تیونرهای چرخشی و دستی پیدا کردو یا آن نقاشی ضبط صوت دستی کاست دار به هکذا و یا دوربین فیلمبرداری سوپر هشت کنون که فقط در موزه ها می شود نمونه آنها را یافت . استفاده از عناصر زنانه محدود شده به دستی با دستکش و مزین به النگو  در حال اشاره "بیا و بیا " و نقاشی از یک زن در حال سواری در یک شورلت ایمپالا .و ضمنا دقت کنید به دقیقه ۲:۱۵ که ریتم ناگهان به شش و هشت تبدیل شده و سه نفر را با ماسک الاغ و کت شلوار و کراوات و کیف سامسونیت در حال انجام رقص ایرانی هستند که استعاره ای است از خر شدن و یا پشت گوش مخملی شدن طرف .  

 در ضمن لازم به یادآوری است که این دوستان ودینگ پلنر هم در سایتشان دارند . خلاصه اگر کسی هست از اهالی وبلاگستان که بختش کمی تا قسمتی در حال باز شدن و شکوفا شدن ٬انفجار و غیره هست. می توانند از ایشان دعوت کنند تا شب عروسیشان را رونق بخش باشند و زیبانترین شب عمرشان را به سپیدترین صبح زندگی پیوند دهند (از همین خزعبلاتی که در کارتهای عروسی می نویسند) به هر حال اگر این کار را کردیدو یالا یالا رقص و شادی و اینها ٬ کارت دعوت ما فراموش نشود!

                                                         ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!!

 پ .ن : ترانه را از اینجا  هم می توانید گوش کنید و یا بار بزنید .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 10:39  توسط بایرامعلی  | 

 

        یکی از ترانه های بورس این روزها که تقاضای زیادی هم برای تفسیر آن می شود آهنگ تریوت پارمیدا توسط جناب آقای ساسی مانکن  و دو یار گرامی ایشان یعنی جناب حسین مخته و  علیشمز (تقریبا هموزن ّهانی اسمک بخوانید) است و اثری است از کمپانی ایشان به نام لایف رکورد که پنداری دیگر وجود خارجی ندارد و از هم جدا شده اند.سبک موسیقی آنها که جدیدا خیلی باب  و همه گیرشده را می شود خالتورپ (خال تور +رپ) نامگذاری کرد.

اگر چه الان تب این ترانه کمی فروکش کرده ولی کماکان از ترانه های بورس این روزها است. نکته مهم برای فهمیدن این ترانه به روزی  و آگاه به زمانه بودن است (یاد درس احکام و شرایط اجتهاد افتادم). میزان استفاده از زبان محاوره ای یا به قول فرنگی ها "اسلنگ" در این ترانه به قدری بالاست که درک تک تک مصراع ها را برای افراد سنین بالاتر از  تین ایجر بسیار مشکل  می کند به هر حال وارد این آزمون سخت می شویم تا  ببینیم چه می شود.

زردواره ها

 ساسان حیدری ملقب "ساسی مانکن" متولد بیست آبان ماه  ۱۳۶۵ در شهر اهواز می باشد و در حدود دو ـ سه سالی است که وارد کارزار موسیقی ایرانی شده و یا به اصطلاحی رپ می کند .او دانشجویی رشته کامپیوتر در شهر قزوین؟! می باشد وکارش را با دوستان قدیمیش حسین مخته و علیشمز آغاز کرده. از غذا ها به قورمه سبزی علاقه مند می باشند. نام جی اف های ایشان(که ماشالله یکی دوتا هم نیستند)  بعدا اعلام خواهد شد و..........

تفسیر شعر:

Love is the wisdom of the fool and the folly of the wise

 Samuel Johanson

 

 وای وای وای پارمیدای من کوش؟

وای وای وای میرم از هوش

تو منو دوس داری آره

لبات گیرایی داره

فدات بشم دوباره

این قلب من تازه کاره

ترانه با یک جمله پرسشی شروع می شود. یک نفر که با تاسف و نگرانی به دنبال پارمیدا  خودش می گردد. هنوز کسی نمی داند پارمیدا کیست یا چیست. خصوصا که در مصراع دوم پارمیدا عاملی جهت رفع بیهوشی و هوشیار بودن معرفی می شود  و شنونده تصور می کند پارمیدا یک جور ماده شیمیایی است فرضا مانند انسولین که در جلوگیری از بیهوشی موثر است. در ادامه متوجه می شویم که پارمیدا نام کسی است که ایشان را دوست دارد و گرچه جمله سوالی است  ولی ایشان به نوعی از این دوست داشتن مطمئن است. همچنین متوجه  می شویم که لبهای ایشان دچار خاصیت تخدیری و از خود بیخود کنندگی دارد و  احتمالا می توان در آن الکل یا مورفین یا سایر مواد مخدر در آن یافت .البته توضیحات بیشتری در این مورد داده نمیشود که درصد گیرایی آن چقدر است به طور مثال مانند الکل  گندم اتحادیه نود درجه است یا درصد کمتری دارد  و اینکه آیا مصرف آن جرم محسوب شده و باعث D.U.I می شود یا خیر! به هر حال در مورد کرامت و خواص این لبها بیشتر توضیح خواهیم داد..... در ادامه خواننده با اعلام آمادگی برای قربانی شدن و فدایی راه محبوب به تازه کاری قلبش اشاره می کند ولی معلوم نیست منظور چیست؟ قلبش تازه عمل شده؟ قلبش اخیرا شروع به کار کرده؟قلبش آکبند و نو است یا و شاید همان ماده شیمیایی که اشاره کردیم بر قلبش اثر می کند ...... چیزی که ما می دانیم این است که ایشان برای بار دوم فدایی خواهند شد و سابقه قبلی دارند.

حالا خارجکی بوس کن منو

خودتو ملوس کن نرو

بیا کنارم بشینو بعد دلو بلوتوث کن نرو

واسه قلب تو منم کاندیدا

بدون عاشق تو شدم پارمیدا

خارجکی بوس کردن در این ابیات اشاره به فرنچ کیس و سودای نهان خواننده دارد ضمن اینکه به نوعی اشاره به تهاجم فرهنگی حتی در خرده فرهنگ بوسیدن هم دارد. او ضمن این درخواست از پارمیدا درخواست ماندن در پیش او حتی به قیمت لوس کردن خود می داند. او می خواهد
که او در نزدش نشسته و با او ارتباط قلبی برقرار کند(صنعت تشبیه دل را بلوتوث کردن به همین مورد اشاره دارد برای همین آشنایی با زبان روز از شروط اصلی فهمیدن این اشعار است٬ حالا فرض کنید که شخصی ده سال قبل به معشوق خود می گفت: قلبت را دندان آبی کن نرو! تصور کنید دلبر مربوطه با شنیدن این سخنان چه قکری می کرد)... او ضمن اعلام رسمی  عشق خود به پارمیدا اعلام کاندیداتوری می کند و وارد شدن به عرصه مبارزات جهت برنده شدن و صاحب شدن قلب پارمیدا اعلام می کند ولو برای بار دوم و بعد هشت سال باشد و اینکه بخواهد سرنوشت را از سرنوشت و اینها!

دلم به هیچ سمتی نه  پیش نرفت

  آخه چقدر خوشگلی بی شرف؟

غیر تو نیس بام کسی

تو خوشگلی با چشای فانتزی

او اشاره به در دام افتادن دلش می کند و اینکه دل او خواهان کسی غیر او نیست .او به قدری به دام این خوشگلی افتاده که به هذیان و فحاشی می افتد بماند که این فحش بیشتر حالت تحبیب دارد تا حالت فحش. در ابیات بعدی او  تضمین به مونوگامیک بودن خود می کند و از چشمان مسلح به لنز ایشان تعریف می کند

 تو سرما هم بی کاپشنی

تو مانکن بی ساکشنی

من عاشقتم می فهمم با تو اینو

به من بوس بده با طعم کاپوچینو

حالا پی ای نایت پانی جون

من دوستت دارم نمیشه حالیشون

"در سرما بی کاپشنی" اشاره ای است به استراتژی قدیمی " بکش و خوشگلم کن" یعنی ایشان در سرمای ده درجه زیرصفر و سوز سگ لرز هم از کاپشن استفاده نمی کند تا زبانم لال ٬روم به دیوار کسی نگوید هیکل ایشان متناسب نیست از سوی دیگر می دانیم قطر چربی بدن یکی از عوامل اصلی مقاومت در برابر سرما است . خواننده در مصراع بعدی اشاره می کند که از طرفی متوجه است که این مقاومت به سرما بدون وجود لایه چربی چقدر مشکل است و از سوی دیگر  این را هم می داند که این عدم وجود چربی طبیعی و بر اثر ورزش و رژیم به سبک گنجشک روزی است نه به علت مصنوعی یا خدای نکرده لیپوساکشن . قبلا در مورد گیرایی بودن لب صحبت کردیم یکی دیگر از خواص بارز این لب داشتن طعم و فلیور کاپوچینو است.البته به  اینکه آیا امکان داشتن مزه های دیگر مانند لاته٬ موکا٬ چای لاته ٬ وانیل فراپه و.... هم وجود دارد اشاره ای نمی شود.

عجب دختر جالبی

فدات بشم که تازگی عاشقم شدی به سادگی

وای وای وای پارمیدای من کوش؟

وای وای وای میرم از هوش..............

ابیات این قسمت به فدا شدن متقابل اشاره دارد و ابراز شگفتی از جالب بودن این دختر

یو وری وری وری نایس تکی

آره خوشمزه تر از ایس پکی

دوس دارم بام بیای پاریس

یا که بریم جزایر مار ماریس

قسمت اول شعر به صورت پینگلیش به خوبی و یگانگی این دختر اشاره می کند در مصراع دوم پارمیدا  با آیس پک مقایسه می شود حالا کسی که سالها در ایران نبوده و معنای آیس پک را نمی داند با فهمیدن این مصراع مشکل خواهد داشت . بگذریم که پیرو همان مثال بالا اگر ده سال پیش کسی به دلبر مربوطه می گفت یخ کیسه! چه چیز درجواب می شنید.  ولی من حیث المجموع متوجه خواهد شد این آیس پک چیز مقبول و لذیذی است و لیسیدن و احیانا هورت! کشیدن آن سخت مفرح است. در بیت بعدی ساسی مانکن به او پیشنهاد یک کروز دریایی در مدیترانه را می دهد مسافرتی که با او به پاریس خواهد رفت از پاریس به نیس و از طریق نیس با یک مسافرت دریایی روی مدیترانه  به ترکیه  و جزایر مارماریس عازم خواهند شد
  اینروزهاهیچ کس بایرامعلی نمی خواند! شما چطور؟  (پیامهای بازرگانی)

 ادامه تفسیر......

بوس بده چون که خوشکه لب من

بوس کاریم کن پشت سر هم

تو قیافت عشقو میبینم حالا

تو خوشگلی بینیتم سر بالا

بگو پشت سرت میگن چی؟

تو مدلی مدل D & G

بین همه باز بیست تو میشیو واست میخرم یه میتسو بیشی

در مورد کرامت و مزایای آن لب کذایی در بالا توضیح داده شد اکنون به یکی دیگر از خواص و فواید آن اشاره می شود اینجا می بینیم که خواننده برای خشکی لب خودشان به جای مواد شیمیایی و کرم و  برق لب  از بوس استفاده می کنند  و همچنین می فهمیم بوسکاری عملی است مانند واسکازین کاری و گریس کاری جهت رفع مشکلات خشکی لب مذکور .. در ادامه ایشان با استفاده از دانش چهره شناسی فوران عشق را در چهره زیبا و دماغ اجیانا عمل کرده نوک بالا ایشان مشاهده می کنند. و بازهم با اتکا به همان معلومات چهره شناسی  قیافه ایشان را برای استخدام و فوتومدل شدن در شرکت معظم دولچه گابانا تشخیص می دهند و به ایشان این پیشنهاد و اعتماد به نفس را می دهد که با اگر برای این کار اقدام کند در بین فینالیستها شماره یک خواهد شد و  باز برای ترغیب بیشتر او وعده خرید یکدستگاه خودرو میتسوبیش پاجرو (با فتحه غلیظ وشدید پ بخوانید) را بخوانید. ما نتوانستیم متوجه شویم چرا میتسوبیشی و چرا فرضا BMW  یا تویوتا نه! جواب این سوال را باید از خود جناب ساسی و قراردادهای پنهانی ایشان با کمپانی میتسوبیشی پرسید. 

اخ فدات بشم ارمیتا...علیش ارمیتا نه پارمیدا

پارمیدا یو بست لیدی

ولی میره توی حس خیلی

تو پیشی منی و میوووووووووووووووو

پس عشوه نریز و بیااااااااااااااااااااااا ااا


راوی داستان در این قسمت عوض شده به جای ساسی مانکن  علیشمز ترانه را ادامه می دهد بگذریم که همان ابتدا نام صاحب ترانه را عوضی تلفظ می کند  و باعث خشم جناب ساسی می شود . او با حالت نقادانه ای از پارمیدا انتقاد کرده و عیب او را در زمینه به حس رفتن به او یاد آوری می کند و برای اینکه این انتقاد احیانا باعث ناراحتی وشکستن دل او نشود به دلجویی و استمالت از او می پردازد و می بینید که او را پیشی خود می خواند و  به علت ضرورت شعری  میوووووووو و بیوووووووو را با هم نزدیک تلفظ می کند. 

آره فدات میشم چون که بلایی تو

بذار ببینم موهای طلایی تو

با تو دل من رسید به ارامش

تو خوشگلی بی لوازم آرایش

این قسمت اشاره ای است به شعر مشهور "حسن خداداده را حاجت مشاطه نیست" 

با تو وجود من رفت تو اوج

فدات میشم تو روزای فرد و زوج
در ادامه اشعار و سنت ملی- میهنی پاچه خاری ایشان پارمیدا را باعث تجلی روحی خود می داند و برای همین اعلام فدا شدن و سرسپردگی به ایشان در کل ایام هفته و با یا بدون کارت سوخت می کند و نشان می دهد هیچ عاملی او را باز نمی دارد. 

تو منو دوس داری اره

لبات گیرایی داره

فدات بشم دوباره

این قلب من تازه کاره

وای وای وای پارمیدای من کوش؟

پارمیدا؟کجایی پس؟

آخرین مصراع حالت شوک دهنده و تسخیر کننده دارد. شنونده مانند کسی که تازه از خواب بیدار شده متوجه می شود که پارمیدا حضور خارجی (لااقل هنوز ندارد) و این اشعار برای یک شوخ چشم موهوم خیالی سروده شده.

 این ترانه تقدیم می شود به آدم گلابی  عزیز که مدتی پیش این ترانه را درخواست کرده بود.

                                   ارادتمند همیشگی :بایرامعلی!! 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 23:42  توسط بایرامعلی  | 

 

  

 بعد مدتهای  مدید به بحث شیرین تفسیر موسیقی بر می گردیم و این بار به سراغ یک ترانه با گویش فارسی دری می رویم .یکی از مشهورترین ترانه های جناب شهاب تیام به نام "دختر کابلی" که بیشتر با نام دیگر ترانه یعنی "از اون بالا دختر میاییه" شناخته می شود. این ترانه از اولین آلبوم شهاب تیام یعنی "یک" انتخاب شده. استاد تیام با این کار کلی نامگذاری آلبومهایش را راحت کرده  و اسم آلبوم دوم احتمال زیاد دو خواهد بود!

زردانه ها : شهاب تیام متولد چهارده بهمن (متولد دهه مبارک فجر) سال ۱۳۶۰ در شهرک ژاندارمری تهران میباشد.در دوازده سالگی وقتی وارد گروه سرود مدرسه می شود متوجه می شود که استعداد موسیقی او زیاد است و حیف است در ایران بماند و استعداد های او ناشکوفا بماند.   در شانزده سالگی به ترکیه می رود و  بعد یک سال به آمریکا می آید  و ساکن شهر فنیکس در آریزونا می شود .تحصیلاتش را در رشته مهندسی کامپیوتر تمام کرده و به دنبال پیدا کردن ستاره خوشبختی راهی شهر فرشتگان می شود تا در آسمان هنر بدرخشد. او  اکنون مشغول کار موسیقی است.آلبوم" یک" اولین و فعلا تنها کار او می باشدو معروفترین آهنگ این آلبوم هم همین آهنگ است .

تفسیر شعر:

   آب را گل نکنیم / در فرودست انگار کفتری می خورد آب/ یا که در بیشه دور٬ سیره ای پر می شوید/یا که در آبادی ٬ کوزه ای پر می گردد   (سهراب سپهری)

   انتشار ترانه دختر کابلی یا با اسمی که همه آن را می شناسند "از اون بالا کفتر میاییه" همزمان بود با سفر انوشه انصاری به فضا .برای همین شایعاتی وجود داشت که این ترانه برای ایشان خوانده شده البته هیچکدام از طرفین نه انوشه انصاری نه شهاب تیام این خبر را رد یا تایید نکرده اند بهرحال ما کاری به این مسائل حاشیه ای نداریم و به سراغ تفسیر این ترانه ماندگار می رویم:

   از او بالا کفتر ميايه / یک دانه دختر میاییه   ترانه با این جمله خبری شروع می شود که از آمدن یک کبوتر از بالا خبر می دهد . از نظر اساتید بزرگ کفتر بازی اصولا کفتری که سقف پرواز بالاتری دارد و سبک تر و بیشتر می پرد  نژاد بهتری داشته و ارزشمندتر است یا بقول خودشان جنس است! کلا کفتر همیشه از بالا یا همان آسمان به پایین می آید مگر آنکه از نوع کفتر نژاد پست مثل کفتر چاهی و قمری اینها باشد که از پایین و از توی چاه به بالا بیایید.حالا به مسائلی مانند این که کفتری که از بالا می آید آیا به فرودست می رود تا آب بخورد و ما نباید آب را گل کنیم تا از آب گل آلود ماهی بگیریم و مشکلات بعدی مربوط به حمام کردن سیره و تصفیه  آب برای  کوزه و درویشی  که نان خشک می خورد و غیره اشاره ای نشده٬  حالا هرچی هست منظور از شاعر این است که خوب چیزی می آیید . در مصراع دوم اولین چیزی که متوجه می شوییم آمدن " یک دانه دختر" است . ممکن است از خودتان بپرسید :مگر دختر مانند هندوانه  یا شلغم یا هلو است که واحد شمارش آن "دانه" است (هرچند ممکن است دختری هلو هم باشد ولی با دانه شمارش نمی شود !) ولی با کمی دقت متوجه می شویم که یکدانه در واقع صفت این دختر است (مثلا رجوع کنید به ترانه " یکدونه دختر " استاد اندی مددیان ) و منظور یک دختر بی همتا و یگانه است و نه چیزدیگر احیانا.

سياه  کجک  جان جان تو منوديوانه  کردي :   لابد می پرسید کجک یعنی چی ؟ به قول شادروان خلد آشیان "مهوش" : کی میگی کجه؟ مال کرجه؟ و این حرفها .تعریفهای متعددی از کجک شده . در فرهنگ معین "کجک " به میله بلندی اتلاق شده که در قدیم برای کنترل فیل استفاده می شده (من نمیدانم چرا هر چه در این پست می نویسم یک جوری به حیوانات ربط پیدا میکند! )  همچنین کجک یک لغت فارسی  دری و به معنای "دختر " هم می باشد ( پنداری واژه "کیجا" در زبان مازندرانی هم از این ریشه است) و سومین معنی برای کجک که به نظرم در این ترانه هم منظور همان باشد یک جور وسیله تل مانند! قدیمی بوده که با پر سیاه اردک ساخته می شده(بازهم مربوط شد به حیوانات) و خانمها برای خویش آرایی و دلبر بدبخت کردن از آن در روی موهایشان استفاده می کردند.

 بهرحال خواننده یک دختر کجک سیاه را مورد خطاب قرار داده و او را باعث جنون و دیوانگی خود می داند.البته نوع جنون و روانپریشی ایشان هنوز معلوم نیست و آیا اسکیزوفرنی است یا مانیا یا پارانویا که خود جداگانه باید مورد بحث قرار بگیرد.

آي دختر کابلي من يه ايراني هستم
به خاطر تو دختر کوله بارم رو بستم
سياه  کجک جان جان تو من ديوونه کردي

راوی در اینجا به معرفی خود اقدام می کند و تابعیت خود را اعلام کرده و همچنین متوجه می شویم شوخ چشم سیه موی مورد نظر اهل کابل می باشد و این جوان غیور  جهت  زیارت ایشان رنج سفر را بر خود هموار کرده و بارو بندیل خود را بسته سوار بنز خود شده و تمام ناامنی راه  و مرارتها را به جان خریده و تا به کابل آمده.در واقع مجدد بحث گفتگوی تمدنها و گفتمان فرهنگها در اینجا پیش می آید. هرچند که یک جورهایی سر طرف منت هم می گذارد.

بيا همدم من نرو از بر من
در اين  وقت جواني تو شدي دلبر من
از او بالا کفتر ميايه................

خواننده در این بیت با التماس و استرحام از این کجک جان خواهش می کند  نزد او بماند و امر به ماندن ایشان را که در این دوره شباب به افتخار دلبری و معشوقی این جوان رعنا نائل آمده  می کند.و دوباره بحث کبوتر پایین رونده پیش می آید.

من آمده ام تو را ببينم بروم
به تو گل دادم چرا نگرفتي پس
شاخه گل دادم چرا نگرفتي پس
چشم انتظارم بيا
دل بي قرارم بيا

وقتی التماس ها و خواهش ها کارگر نمی افتد او برای آنکه از تنگ و تا نیافتد و احیانا کم شدن میزان ضایع  شدگی می گوید من فقط آمده بودم تو را ببینم و بروم و کار دیگری نداشتم و حتی دادن گل و شاخه گل افاقه نمی کند. ممکن است کنجکاو شده باشید  که علت این بی مهری طرف مقابل چیست؟ سابقه جنون  که یادتان هست؟ حالا فکر کنید این آدم نیمچه خل کل راه را از مشهد وخراسان تا کابل کوبیده و آمده تا صرفا یک گل به این دختر بدهد و بعد مرتب با این مرسدس مشکی و عینک آفتابی پیش او ژستهای آبدوغ خیاری و در پیتی بگیرد و آنقدر نرگدا باشد که دلش نیایید این دختر را که به گفته خودش فقط برای دیدن او اینهمه راه را آمده سوار ماشین کند و ببردش هواخوری! آنوقت توقع دارد که این خانم حسابی ایشان را تحویل بگیرد و برای دوتا گلایل دوزاری قربان صدقه این جناب هم برود .تازه با اینهمه هنرنمایی و حرکات موزونی که برای این شازده در ابتدا انجام می دهد. برای همین گلها را نگرفته و به او بی محلی می کند و در انتها  او ناامید و ناکام   دمش را روی کولش می گذارد و بر می گردد مشهد.

 درباره نماهنگ :

 معروف است هر هنرمندی در کار خود نشانه هایی دارد که مثل امضا می ماند بطوریکه می توان از آن امضا صاحب کار را تشخیص داد. حالا به این نشانه ها توجه کنید :خودرو مرسدس بویژه از نوع کانورتبل ٬عینک آفتابی٬ رقصیدن با لباس رنگارنگ میان درخت و سبزه گل و سوسن وسرو و سنبل و اینها. نام کدام کارگردان یادتان می آید؟ ...... معلوم است که نام جناب کوجی زادوری  بر تارک این نماهنگ می درخشد .البته ایشان چند امضا هنری دیگر دارند که بحثش می ماند برای بعدها.

 داستان از آنجا شروع می شود که جناب تیام سوار بر مرکب آهنین خود از مرز خراسان (که تابلویش آدم را یاد تابلو ورودی لاس وگاس می اندازد )گذشته وبرای دیدن یار کابلی به نزدیک پل که نمادی از وصل و رسیدن آدمها  به هم است می رود . در اینجا یار کابلی با توجه به نزدیکی به هندوستان و بالیوود به سبک فیلمهای هندی شروع به انجام  حرکات موزون روی پل به سبک هندی می کندو شهاب تیام باز به سبک هندی خوشتیپمنشانه قربان صدقه کبوترشان می رود و می خواند (از دیگر نشانه های سینما هند می شود به کت شلوار سفید او اشاره کرد)  البته به صورت مونتاز موازی صحنه هایی از ماشین سواری ایشان هم دیده می شود تا بیننده مطمئن شود که این ماشین بنزاست و حتی آرم بنز را هم چند جابرای خر فهم کردن به چشم بیننده فرو می کند! اما به یک سنت شکنی بزرگ در سینما توسط استادکوجی توجه کنید:

   معمولا دانشجویان ترم اول رشته سینما دانشگاه آزاد واحد قارپوزتپه هم می دانند "خط فرضی" چیست و نباید در فیلم شکسته شود. حالا به دقیقه ۱:۰۷  این کلیپ نگاه کنید وقتی ماشین از سمت راست به چپ تصویر رفته و وارد تونلی می شود که رویش تابلو به  سمت مشهد نصب شده ( حالا کاری به این هم نداریم که کسی که به کابل می رود باید خلاف جهت مشهد رانندگی کند نه به طرف مشهد! ) بعد دقیقا در صحنه بعد خط فرضی می شکند و ماشین از تونل بیرون می  آید و درجهت چپ به راست تصویر حرکت می کند و پشت آن هم ستونی از ماشین ها با چراغ روشن.   این سنت شکنی و هنرنمایی  استاد کوجی مرا به شدت یاد کارتونهای تام و جری می اندازد وقتی فرضا تام وارد تونل می شود و روبرو می شود با یک قطار و مجبور می شود  به سرعت بر می گردد! در آخرین صحنه شهاب تیام با قلبی شکسته و غمین وبدون همراه با تاسف به تابلوی "۵۵ کیلومتر به مرز ایران"  نگاه می کند و آهی می کشد و برمی گردد.

 

این ترانه بسیار قشنگ را چند روزگار قبل فرناز بانو  به ما فرمایش  داده بودن که ما آنرا تقدیمشان       می کنیم .انشالله جانتان جور باشد.

                                           ارادتمند:بایرام

                                                  دویمُ برج جدی سال سیزده هشتادو هفت




 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:17  توسط بایرامعلی  | 

 

 

این ییستمین تفسیر ترانه این وبلاگ است و البته مصادف بیست و دوم شهریور است (چرایش را کمی بعد می خوانید) برای همین یک پست ویژه محسوب می شود از اینرو امروز برای تفسیر موسیقی به سراغ یکی از مشهورترین ترانه های سبک لاله زاری یعنی ترانه " زیارت" با اجرای جاودانی تک خال هنر ایران جناب استاد عباس قادری می رویم .

 

سبک لاله زاری از سبکهای بسیار رایج ترانه های ایرانی است که شروع آنرا به اوایل دهه سی خورشیدی نسبت می دهند . این سبک به علت اینکه موسیقی آن از موسیقی عربی نشات گرفته برای اولین بار در کافه ها و کاباره های شهرهای اهواز و آبادان شروع شد و سپس به لاله زار  طهران رسید و نام سبک لاله زاری را گرفت و هنوز هم به حیات خود در شهرهای جنوبی و لس آنجلس ادامه می دهد . بعدها اگر عمری بود وفرصتی  باید یک کرونولوژی مفصل در مورد این موسیقی بنویسم . از بهرام سیر و قاسم جبلی گرفته تا آغاسی و تاجیک و داود مقامی وعلی نظری و البته اساتید عظام یساری و قادری و .....

  زردانه ها : استاد عباس قادری متولد بیست و  دوم  شهریور ۱۳۲۶ در تهران است . یعنی فردا تولد شصت و یک سالگی خود را از جشن خواهد گرفت . موسیقی را عنفوان شباب و دوره جوانی آغاز کرد و اولین آلبوم خود به نام " آشتی بی آشتی " در سال ۱۳۴۸ منتشر کرد و از آنزمان تا کنون در طی چهل سال فعالیت هنری  در حدود ۸۵۰ اثرو ترانه  ارزشمند را از خود به یادگار گذاشته ( اشتباه تایپی نیست! به گیرنده خود دست نزنید . هشتصد و پنجاه!!!!!)  حتی غوغا انقلاب هم خللی در کار و فعالیت ایشان وارد نکرد وهمچنان پرکار است  و امسال با آلبوم" دور هم بودن "  هنوز حضور پرشکوه خود را در عرصه موسیقی ملی ما حفظ کرده. استاد دو پسر برومند دارد که یکی از آنها به نام علیرضا در یکی از شبکه های تلویزیونی لس آنجلسی فعالیت دارد و دیگری به نام شهرام  مانند ابوی هنرمندشان در زمینه موسیقی فعال می باشند.  زیارت در کنار ده لو خوشگله و بزنم به تخته از مشهورترین آثار این خواننده گرانقدر است .

 تفسیر موسیقی :

  گرمریدراه عشقی فکربدنامی مکن/شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمارداشت!(حافظ)

 زیارت را می توان یک برداشت آزاد از داستان کلاسیک و اساطیری "شیخ صنعان" دانست. داستان مردی باتقوا و زاهد که تیر نگاهی بر او اثر می کند و ایمانش بر باد میرود و  اسیر عشقی زمینی می شود و به همه آن عبادات و زهد و ریاضتهای گذشته به خاطر این عشق زمینی پشت پا می زند .ضمن اینکه در این داستان مرد عاشق سفر و سیر وسلوکی عارفانه  نیز دارد و ضمن آن به یک تکامل روحی و معنوی هم می رسد . البته این داستان تا حد زیادی به روز شده و نتیجه پایانی آن هم با داستان شیخ صنعان  تفاوت دارد به شعر توجه کنید:

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت
برگشتنی یه دختری خوشگلو با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دستو پام افتاده بود این دل بی مروت

راوی داستان را با یک فلاش بک و برگشت به گذشته شروع می کند.داستانی که در بهار سال گذشته اتفاق افتاده. ما نتیجه نهایی داستان را نمیدانم ولی لحن شاد و ریتمیک داستان نوید یک پایان خوش و یک هپی اند را می دهد. داستان مربوط می شود به یک یک مرد از طایفه سنتی و از جنوب شهر  (استفاده از کلماتی مانند بی مروت٬ شنفتم٬ چقد و ... نشانگر این جایگاه است) او فصل بهار و ایام تفرج و گلگشت را غنیمت شمرده و سری به یکی از زیارتگاه های اطراف می زند. از قرائن و شواهد میشود محل اتفاق افتادن این ماجرا یا باید در Saint David's  Road  (جاده امامزاده داود) یا  King Abdoul the Great  (شاه عبدل عظیم) باشد. راوی با  دوستان به زیارت می رود .مراسم دعا و زیارت را به جا می آورد. نذر می کند وبه هنگام برگشتن از قضای روزگار همسفر دختری  زیبا و صاحب جمال و همچنین مهربان می شود. این مصاحبت و همصحبتی کافیست تا پای او بلغزد ودلش در دام عشق اسیر شود و از خود بیخود شود....

میگفت برو بهش بگو
آخه دوسش دارم بی گفتگو
هر چی میخواد بشه بشه
هرچی میخواد بگه بگه

 این عشق ناگهانی که همچون صاعقه ای بر این مرد بامرام و معرفت نازل شده باعث می شود او دچار وسوسه و دغدغه فراوانی شود . از سوی دل به او نهیب میزند که نزد او برود و سفره دل را باز کند و ابراز عشق کندو از سوی دیگر ایمان و باورهای او مانع اینکار می شود. از آنجا که همواره دل حرف آخر را می زند میبنیم که او تسلیم ندای قلب خود شده ٬ دل را به دریا می زند و عشق خود را به این دختر خوشگل و پر محبت ابراز میکند

 

راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
تو زواری پسر چقد نادونی اومدی زیارت یا که چشم چرونی

 استاد قادری در این قسمت اوج خلاقیت و هنر خودش را به معرض نمایش می گذارد و با تغییر صدا و اجرای قسمت مربوط به جواب آن دوشیزه متدینه و با ایمان گوشه دیگری از توانایی خود را نشان میدهد!

این دوشیزه محترمه که همانند قهرمان داستان برای زیارت و انجام مراسم عبادی به زیارتگاه مذکور رفته ایمان به مراتب محکمتری از راوی داستان دارد (کسی چه میداند؟ شاید هم از ریخت و قیافه ومدل حرف زدن این بابا خوشش نیامده٬!!) در حواب ابراز عشق و هویدا شدن سر درونی این مرد ٬ بنا به سنت حسنه امر به معروف و نهی از منکر و با اتکا به ایمان قوی شروع به نصیحت کردن و پند دادن به او می کند و وظایف یک زایر در پاک کردن دل و روح و چشم از گناه و معصیت را برای او بیان می کند ( البته  راوی داستان نمی گوید که چگونه این دختر را با چشم قورت میداده و به او ذل می زده که باعث اعتراض و ناراحتی او از این چشم چرانی شده)

گفتم به اون زیارتی که رفتم
قسم به اون عبادتی که کردم
قسم به اون قفلو دخیل که بستم
بعد خدا من تورو میپرستم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم

 قهرمان داستان ما بعد شنیدن اعتراض و نصایح این خانم بر عشق خود اصرار می کند.ابتدا با قسم به معتقدات و باورهای خود و ضمن بیان اعمالی که طی زیارت انجام داده و نذر و دخیلی که در امامزاده بسته ( بازهم احتمالا برای یافتن نشمه مورد نظر و جفت مورد علاقه) بر عشق خود تاکید می کند تا حدی که اصل توحید را هم از یاد میبرد و برای پروردگار خود شریک قائل شده و اذعان میکند پس از خدا این دلبری که کمتر از یکساعت پیش دیده می پرستد!!

در آخرین قسمت این آهنگ استاد قادری مجددا گفته ها و اظهارات این خانم با تقوا   که وسوسه ها و صحبتهای این مرد عاشق خللی در آن پدید نیاورده را بیان می کند .او نتیجه را به عهده شنوندگان ترانه واگذار کرده و داستان را به حالت تعلیق و ساسپنشن به پایان می برد.

متاسفانه هنوز نماهنگی که در خور مقام شامخ و  جایگاه والا این آهنگ باشد ساخته نشده  برای همین این تفسیر بدون نماهنگ می باشد . دوستانی که موفق به باز کردن فلاش بالای صفحه نمی شوند میتوانند آهنگ را از اینجا گوش کنند.

این ترانه تقدیم می شود به سرکار خانم مریم گلی  که از دوستداران و علاقه مندان  این ترانه جاودانی هستند.

                                                             اردتمند همیشگی : بایرامعلی!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 12:30  توسط بایرامعلی  | 

 

 

 

 

 

 

صد و سی یک سال از زمانی که توماس ادیسون آهنگ " مری یک بره کوچک داشت " را روی فونوگرافش ضبط کرد و این ماشین جادویی را به دنیا معرفی کرد میگذرد. طی این مدت فونوگرافهای اولیه که تنها چند ثانیه صدا را پخش میکردند تبدیل شده اند به آی پادهایی به اندازه قوطی کبریت که صدها ساعت آهنگ را در خود جا میدهند.

رادیو آلمان  مدتی قبل برنامه ای داشت به مناسبت شصتمین سال به عرصه آمدن صفحه های سی و سه دور ٬ برای همین از من خواسته شد یک آهنگ قدیمی  که از روی صفحه ضبط شده بود را تفسیر کنم . راستش را بخواهید صفحه و گرامافون در نوستالژی زدگی من تاثیر مهمی داشته٬ شرح و تفصیلاتش بماند برای یک پست  مجزا .  نام آهنگ درخواستی بود حمدی فیل! از خواننده قدیمی و بزرگ!!( به معنای واقعی کلمه! ) سلیمان واثقی معروف به سلی . یک آهنگ با ریتم و ساز و  حال و هوای افغانی و لهجه فارسی دری ٬

چیزی که در این ترانه مرتب تکرار می شد . کلمه "حمدی فیل" بود که راستش سردر نمی آوردم یعنی چی؟ تا آنکه بلاخره مانند مرحوم ارشمیدس راز این کلمه را یافتم و دیدم ای دل غافل! این آهنگ کلی بار سیاسی دارد و خطرناک است . می پرسید : چطور؟ تفسیر آهنگ را بخوانید . خود آهنگ و چانه زدن بنده باخانم کیمیامجری برنامه سرنخ و تفسیر بعدش را هم اینجا در ادامه میگذارم ٬ می توانید بشنوید.

  

 

  تفسیر موسیقی:

 

در ابتدا كه می‌خواستم اين آهنگ را تفسیر کنم، من هم مثل بسيارى ديگر تصور مى‌كردم كه اين هم یک ترانه زیبا و عاشقانه است تا زمانى كه به این ترکیب بند ترانه، یعنی "حمدی حمدی فیل" رسيدم. مدتها فکر کردم كه این اصطلاح چه معنایی می‌تواند داشته باشد. بعد متوجه شدم، این اسم می‌تواند مخفف "احمدی نژاد" باشد که قسمت دوم آن به خاطر ضرورت شعری حذف شده و به لغت "حمدی" تبديل شده است. کلمه "فیل" هم همان  اصطلاح یونانی است و به معنای "طرفدار". پس مى‌توان نتيجه گرفت كه "حمدی فیل" يعنى "طرفدار احمدی"!

 

 

 پر گل و سنبل شدن یکسره گلزارها

 بیا به باغ ای صنم بهل همه گلها

 

در فصل بهار که همه جا فراوانی است خواننده خطاب به صنم، که مخفف عبارت "صنعت نفت ملی" است می‌گويد که در باغ نیستی، یعنی در جریان امور نیستی! پس بیا تو باغ و حواست باشد. در ضمن این "گل‌ها" یا همان فرانسوی‌ها را ول کن، چون بی وفا هستند.

 

قافله روم و چین بر در شهر آمدند

فکنده بر کوه و دشت ز هر طرف بارها

 

یعنی نمایندگان قدرت‌های بزرگ برای مذاکره به در شهر آمدند، آماده دادن بسته پیشنهادی هستند و از همه طرف بار و فشار وارد می‌کنند.

 

باد ز شهر تتار رسید و بگشود بار

ببارش اندرون ز مشک خروارها

 

این بیت هم نشانه همکاری‌های اقتصادی با کشورهای آسیای میانه و واردات و صادرات به این منطقه سوق‌الجیشی است.مشک استعاره دیگری است از طلای سیاه یا همان نفت ٬ حالا به خوش بویی نفت نیست .شما به قیمت صدو چهل دلاریش ببخشید.

 

از حد چین تا به روم یکی کمان شد پدید

کبود و سرخ و بنفش از بر کوهسارها

 

در اینجا از رنگین کمان بزرگی صحبت می‌شود كه از دیوار چین تا رم امتداد يافته است. رنگین کمان سمبل گروه انسانهای خوشحال!!  است که  البته ما در ایران نداریم! ولی همین دو هفته پیش در تمام دنیا مراسم بزرگی برای آنها برگزار شد و خیلی چیزهای دیگر!

 

حمدی حمدی حمدی فیل

حمدی حمدی حمدی فیل

حمدی حمدی حمدی فیل

حمدی حمدی فیل

 

طرفدار احمدى، طرفدار احمدى

 

 

 

باد خوش فروردین کرده به وقت سحر

 در گلوی مرغکان صفحه مزمارها

 

خوب اگر اشتباه نکنم، مزمار همان ساز موسيقى است که امروز به آن قره‌نی یا کلارینت مى‌گويند. این باد فروردین ماه طوری پرنده‌ها را سرشوق خوانندگی و چهچهه زدن آورده‌‌‌‌ که ترانه سرا فکر می‌کند در گلوی این‌ها صفحه گرامافون کار گذاشته‌اند. خوب در زمان سرودن این شعر هنوز خبری از آی پاد و ام پى تری پلیر و این چیزها نبوده و صفحه وظیفه پخش موسیقی را به عهده داشته که آن صبح زیبای بهاری برای همه از گلوی پرندگان پخش می‌شده است.

 

                                                             ارادتمند هميشگى، بايرامعلى!!

 پ ن : برنامه کامل دویچه وله در مورد گرامافون را از اینجا میتوانید بخوانید و گوش کنید.
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:20  توسط بایرامعلی  | 

 

              

 

 دارالصوت علیه پروس (رادیو دویچه وله سابق! ) یک برنامه جالب و شنیدنی تهیه کرده درباره مشکل خواستگاری و ازدواج در ایران و پایین  آمدن تعداد ازدواجها در سالهای اخیر و از حقیر خواستند که نظر خودم را در این مورد بگویم . هر چقدر ما اصرار کردیم و چانه زدیم که " آقا جان ! بروید سراغ یک آدم صاحب نظر٬ ما این کاره نیستیم. کل اگر طبیب بودی باغچه خودش را بیل میزد!!! " به گوششان نرفت که نرفت . ما هم سرانجام مجبور شدیم از راهی که بلدیم یعنی تفسیر موسیقی نظرمان را بیان کنیم . به هر حال این برنامه   را از اینجا  (به همراه تفسیر موسیقی کمترین) میتوانید بخوانید ٬بشنوید یا آن را پایین بار (دانلود ) کنید و نظرات صائب خودتان را ابراز بفرمایید.  

پ .ن : این لوگو زیبا را دوستان در همین رادیو  تهیه کردند که از زحمات تک تک آنها بویژه سرکار خانم کیمیا نهایت تشکر را می کنم . قرار است این تابلو طی  مراسمی  باشکوه با حضور  خانم آنگلا مرکل و چند آدم سرشناس دیگر سر در مغازه ما در قسمت تفسیر موسیقی دویچه وله  نصب بشود . خودمان هم شاید قسمت تفسیر موسیقی اینجا را تعطیل کردیم به جای آن به کلی مطالب مهم و ارزنده دیگر پرداختیم  . مطالبی مانند : علت انقراض شیرهای دریایی ٬ گرم شدن زمین از نظر آل گور  و گرم شدن در زیمین از نظر علی پروین ٬   ثکث بهداشتی! ٬ بهداشت صکصی ! علائق جدید نئو کانها در  دریای خزر  و کلی مطالب مهم و خواندنی دیگر!!!!!

                          ارادتمند همیشگی : هر بایرام علیبرگ !!

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 12:43  توسط بایرامعلی  | 

 

 

 

 امروز پس از مدتها بار دیگر  به تفسیر موسیقی می پردازیم و برای همین سراغ یک آهنگ قدیمی و خاطره انگیز از سلطان پاپ ایران یعنی  استاد شهرام شبپره می رویم . استاد شبپره از حدود نیم قرن قبل یعنی تابستان ۱۳۴۳ تاکنون در عرصه آهنگسازی٬ ترانه سرایی ٬ خوانندگی و تربیت خوانندگان جدید فعالیت داشته . چه از زمانی که با شادروان فرهاد مهراد و ابراهیم حامدی و شهبال شبپره در گروه  باستانی بلک کتز فعالیت می کردند چه تاکنون که هنوز این کار را ادامه می دهند و به تربیت استعداد های شکوفا نشده می پردازند و با بیش از شصت سال سن از خیلی جوانها جوانتر است و هل من حریف می طلبد!

 

 

   

آهنگ ای زیباتر از فرشتگان  یا به تعبیر دیگر ای قشنگتر از پریا از آهنگهای قدیمی و خاطره انگیر این استاد ارجمند و بیهمتا موسیقی پاپ است. این ترانه  را مدتها  پیش یک تفسیر نصفه نیمه کرده بودیم ولی نظر به اهمیت فراوان این ترانه امروز تفسیر کاملی از آن را ارائه می دهیم. خود استاد شبپره این آهنگ را بسیار دوست دارد و آنرا  شروع زندگی دوم هنریشان بعد مهاجرت می داند. و اما طبق روال همیشگی آهنگ را از چند جنبه مختلف مورد بررسی قرار می دهیم ٬ ابتدا تفسیر شعر:

 

 تراوشات یک ذهن خطرناک:

 

     ؟She deceiving , I believing , What need lovers for more

Sir charles Sedley

 

ای قشنگ تر از پریا تنها تو کوچه نریا
بچه های محل دزدند عشق منومیدزدند
عشق منومیدزدند
 شعر ترانه مثل هشتاد نود درصد آهنگهای ایرانی مجددا با حمد و ستایش محبوب شروع می شود . در نخستین مصراع شعر ترانه سرا از صنعت " تشبیه تفضیل" استفاده کرده یعنی مشّبه ( دلبر مذکور) را به مشَبه به (پریان) برتری داده که تا اینجا چیز زیاد غریبی نیست . از این فبیل چاخانها و خالی بندی ها در ادبیات فارسی کرور کرور وجود دارد عاشقهای بینوا معمولا جهت عرض ارادت و خاکساری زیاد از این ترفند استفاده می کنند.از سوی دیگر به قول آن گفته قدیمی "هرکس یار خویش بیند در جمال و مال خویش در کمال" . ولی از مصراع دوم و با نهی مشارالیها از تردد تنها در کوچه  و گذر٬ جنبه های دیگری از قضیه مد نظر قرار می گیرد.  با بررسی در بیت دوم متوجه می شویم که با فردی رو به رو هستیم که دچار مشکل روانی بوده و شدیدا  پارانوییک  و بدگمان  است. فردی که کل اهل محل و جوانهای آن را دزد ناموس می داند که چشم طمع به معشوقه او دارند و به قول اهل فن درصدد  زیدخوری!! هستند و با بدبینی محض با جلوگیری از تردد و تنها آمدن  دلبر او را در خانه حبس می کندتا از این سرقت خیالی جلوگیری کند


ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم
با لنگه ابرو هات شرق شرق نزنی تو گوشم
اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی
خورشید که بخوادبالا بیاد روشو میپوشم

 پارانویید و بیماری او با دستور تنها آمدن و نفی تردد در کوچه خلاصه نمی شود. در این ابیات علاوه بر موارد بالا مشاهد می کنیم که معشوق را وادار به استفاده از چادر مشکی  و حجاب برتر ! میکند تا موهای بلند او را از نظر غریبه بپوشاند. و این دختر با اخم و تخم و عبوسی و ابروهای لنگه به لنگه مخالفت خودش را با استفاده از چادر ابراز می کند ( توضیح اینکه استاد شبپره آهنگ شبه سیاسی- فمینیستی  دختر چادری را سالها بعد خواند) در بیت بعدی به وخامت بیشتر حال این بیمار پی می بریم . او حتی به پشت بام رفتن  و در معرض هوای آزاد قرار گرفتن دلبرکش شک دارد و کار را به جایی می رساندکه حتی به حضور و همنشینی او با خورشید ـ که معمولا در ادبیات ما مونث فرض میشود - هم شک دارد. (البته لازم به توضیح نیست که این خورشید به  خورشیدخانم   خودمان ربطی ندارد!)

 
پنجره رو  وقتی که وا می کنی به هر طرف نگا نگا میکنی
پنجره رو وقتی که وا می کنی اینور و اونور و نگا میکنی
از این کوچه تا اون کوچه میدونن   که با نگات منو صدا میکنی که با نگات منو صدا میکنی

 اما براستی چرا چنین است؟ چرا این بنده خدا اینطور فکر میکند و دچار بدگمانی است؟ شاید با نگاه به این ابیات تا حدی بتوان جواب را پیدا کرد. از قرار  این سرکار علیه معمولا همیشه دم پنجره است و با این وآن مشغول نظر بازی و عشوه و یا به اصطلاح نخ دادن به این و آن و  بچه های محل است . و این عاشق مفلوک وقتی اعتراض می کند و سبب را می پرسد  در جواب می گوید که: همه اهل محله می دانند که منتطر تو پشت پنجره ایستاده ام  تا به تو بیایی . حالا ممکن است این علیا مخدره همه را درازگوش فرض کند و این جواب الکی را بدهد ولی کدام  آدمی( حتی با ضریب هوشی در حد پفک نمکی) این دلیل را باور می کند؟ برای همین به نظر می رسد یکی از دلایل بیماری روانی راوی داستان همین باشد.که فرد راوی با باور نکردن حقیقت امر آن را به صورت دیگری برای خویش توجیه می کند.

 موسیقی : آهنگ این ترانه ساخته ستاره بزرگ آسمان هنر جناب حسن شماعی زاده است و یکی ازعلتهای  ماندگاری این آهنگ همین است . وقتی اساتید عظام مانند ایندو با هم کار کنند  کاری اینچنین ماندگار  خلق می شود. ترانه با یک شروع تند و طوفانی به سبک آهنگهای لاتین (احتمالا سالسا) شروع می شود و این  اورتور تند نوید یک آهنگ با شور و  حال را می دهد. بعد این اورتور و با یک مدولاسیون  ترانه اصلی و ضرب قرانگیزانه! شش و هشت به همراه ملودی اصلی شروع می شود. سازبندی و استفاده از سازهای بادی مثل تمام آثار دیگر امضاء استاد شماعی زاده را به همراه دارد. در آخرین قسمت ترانه (که در نماهنگ وجود ندارد) شاهد یک چهارمضراب پیانو و تنبک در بیات اصفهان به سبک  آثار شادروان جواد معروفی هستیم و ترانه با یک تکنوازی کوتاه تنبک به پایان می رسد.

 نماهنگ : این نماهنگ متعلق به روزهایی است که تلویزیون ایرانی در شهرفرشتگان وحود نداشت و هنوز خیلی مانده بود تا از در و دیوار تلویزیونهای فارسی مانند قارچ سبز شوند. برای همین می بینیم که اعضا گروه در کف و خیابان به اجرای اهنگ میپردازند و همین طور است تکنیک عهد دقیانوسی فیلمبرداری!  از موارد جالب توجه دیگر حضور جنابان اندی و کوروس در این کلیپ است که آنروزها دوره تلمذ و شاگردی را در نزد استاد شبپره میگذراندند . دیگر آنکه از مواردی نوستالژیکی مانند آن دستمال سفید دور موی خانم ٬ مدل موی پشت مودار و جلوشیروانی و عینک آفتابی جیوه ای و لباسهای نوستالژیک غافل نشوید و دست آخر به حضور ذوقمرگانه و شورشعف قراوان جناب اندی (مثلا در دقیقه ۲:۵۰ ) حتما توجه بفرمایید!

 مبحث و تئوری حرکات موزون: طبق نظر و دسته بندی اساتید فن و اندیشمندان  آهنگهای  قرانگیزانه و موزونیک!  بنا به شدت و سرعت از کم به زیاد  به سه دسته کلی تقسیم می شوند:

 ۱)  آهنگهای نی ناش نی ناش  ۲) آهنگهای دامبولی دیمبول  ۳) آهنگهای شاپولی شیپول!

  آهنگ ای قشنگتر از پریا در دسته بندی سوم جای می گیرد. در این آهنگها شدت و قوی بودن ضرب در موسیقی ترانه به حداکثر می رسد و به خاطر همین جنبش و تکان در اسافل پایینی نیز به اوج خود  رسیده و همچنین قطر دایره ترسیمی توسط کمر فرد رقصنده  نیز به بیشترین حد خود می رسد تا با ضرب پر شور و حرارت آهنگ همگون باشد!!!

  این ترانه تقدیم می گردد به سرکار خانم موریانه  که از مدتها قبل آهنگی از استاد شبپره را درخواست کرده بودند و ما تا امروز موفق به انجام آن نشده بودیم.

                                           ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

 

  فلش ترانه:

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 20:25  توسط بایرامعلی  | 

 

اطلاعیه: خدمت دوستان و سروران و خوانندگان میلیونی این وبلاگ!!  که دوست دارند اجرای زنده  این تفسیر را بشنوند عرض می شود  این برنامه   طبق هماهنگی های انجام شده با مسئولین محترم  از برنامه سرنخ رادیو دویچه وله  (دار الصوت علیه پروس!) به طور همزمان پخش می شود

ایندفعه به مناسبت روز عشاق یا همان روز شهادت حضرت والنتاین به سراغ یک آهنگ میرویم که برعکس به جای عشق از نفرت صحبت میکند . به هر حال از قدیم گفته اند مرز بین عشق و نفرت به اندازه یک مو است . آهنگ انتخابی امروز آهنگ " دیگه ازت بدم میاد" از خواننده جوان و محبوب قلوب جناب افشین است. البته قبل از شروع به یک مقدمه پژوهشی٬ تحقیقاتی!!  کوتاه توجه کنید:

                          

 

مقدمه: در ادبیات و شعر کلاسیک ما و به تبع آن در موسیقی و ترانه های ما ٬ حمد و ستایش٬ ابراز جانثاری و بیمقداری در برابر دلبر و دلدار مربوطه نقش عمده ای دارد . به غزلهای عاشقانه ادبیات ما توجه کنید٬  به ترانه های فولکورلیک ملی ما گوش کنید. متاسفانه به علت ضیق وقت!! نمیشود تک تک مثال زد ولی میشود گفت هفتاد - هشتاد درصد آنها در مورد ثنای  و پاچه خاری محبوب صحبت میکنند و حتی در بسیاری موارد وقتی این دلبر ٬ بی وفا و جفاکار از کار در میایدو یا وقتی این حضرات را قال می گذارد و می رود دست از ستایش و خاکساری و تعریف بر نمی دارند و حتی عیب را از خودشان میدانند و خود را بی لیاقتی قلمداد میکنند که این هجران و دوری حقشان است. این مطلب خودش یک مثنوی  دویست و ده کیلو کاغذ (هفتاد من کاغذ قدیم! ) میشود پس می گذریم.

از چند سال پیش یک ژانر جدید در ترانه های ایرانی شروع شده که با سبک قدیمی یعنی خاک در کوی معشوق شدن فرق دارد .من اسم این سبک جدید را میگذارم  ژانر عروسک بی وفا  ـ علتش را بعدا می گویم ـ در این سبک جدید ٬ خواننده دیگر به جای ستایش یار و ثنای دلدار و حمد معشوق جفاکار ( نه! خدا وکیلی نثر مسجع رو داشتید!! ) شروع می کند به بد و بیراه گفتن و فحش و فضیحت دادن و خود را از یار بی نیاز و مستغنی دانستن  و اینچنین اعلام می کند که بار بزرگی از دوشش برداشته شده ( هر چند قسمت اعظمش را تظاهر میکنند و بوی سوختگی از چند جای مختلفش را میشود احساس کرد!!) از نمونه های خوب این سبک میشود به آهنگ خیالی نیست شادمهر عقیلی و ترانه خیال نکن نباشی علیرضا عصار اشاره کرد . اگر خوب دقت کنید در تمامی این ترانه ها و حتی در آهنگ امروز از کلید واژه" عروسک " به کرات استفاده شده.

دانستنیهای زرد: جناب افشین متولد ۶ اردیبهشت ماه جلالی سال ۱۳۵۷ در شهر بابل استان مازندران هستند. و بازهم مثل همه حضرات و اساتید ٬ دیگران از ایام طفولیت متوجه ذوق بیکران موسیقی در ایشان شدند. سال ۱۳۷۴ بهمراه خانواده به آلمان مهاجرت کردند و به طور جدی وارد کارزار موسیقی شد  و اولین آلبوم را در سال ۱۳۷۸ بیرون دادند . تا به حال چهار آلبوم ضادر کردند که آخری  ماچ نام دارد . کلکسیون کفش کتانی دارد و چون سریع رانندگی می کند دائما جریمه میشود ( بسه دیگه زردیش زیاد شد)

 

 

تفسیر ترانه : ترانه با یک تماس تلفنی در صبح خروسخوان شروع میشود . صدای تلفن همراه را میشنویم با صدای خواب آلود یک خانم (با لهجه خفن خارجکی)  و به دنبال آن صدای آقای افشین را میشنویم که صبح علی الطلوع زنگ زده و ملت را زابراه کرده که مراتب نفرت  و انزجار خود را به اطلاع مشارالیها برساند . بماند که برای هرچه رساتر شنیده شدن فریادش از بلندگو هم استفاده می کند. کلمه "بدم میاد" چند بار اکو میشود و در صدای سازها و موسیقی محو میشود. ریتم شش و هشت شروع میشود.  بار اصلی ملودی آهنگ بر عهده ساز سرنا (یا چیزی شبیه به آن) است که البته گاهی ساز باقلاما در جواب سرنا چیزهای میگوید و  آن را تایید می کند.  به شعر توجه کنید:

دیگه ازت بدم میاد
دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم
من بی خیالت شدم حوصلتم ندارم
دلم می خواد که بی تو تنهای تنها باشم
عطر نبودنت رو رو لحظه هام بپاشم

خواننده در این قسمت در پی تماس تلفنی این خبر مهم را به این خانم می رساند که دیگر مهر و محبتی به ایشان ندارند  و از ایشان متنفر هستند. بودن با ایشان دیگر برایشان مهم نیست و حوصله ریخت ایشان را ندارند و دوست دارند ایام تنهایی و تجرد را تجربه کنند. و بر عکس همه تشبیه موجود که دنبال عطر حضور معشوق میگردند ٬ ایشان به دنبال عطر نبود ! میگردند. 

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک

خواننده در این جا بر تنفر خود تاکید میکند  و با تشبیه دلبر سابق به عروسک  او را فاقد احساسات  انسانی دانسته و  نکات منفی اخلاقی این خانم  مانند بهانه گیری ٬ تبسم نکردن و اخمو بودن٬ بیمزگی و بی نمکی را به او گوشزد می کند. (همانطور که خدمتتان عرض کردم میبنید که واژه عروسک در این آهنگها بسیار مهم است) و از او میخواهد دیگر در نزدیکی او پیدایش نشود.

 دیگه برام مهم نیست نبودنت کنارم
برو بابا ولم کن من دیگه بی خیالم
حالا که نیستی پیشم درد و غمی ندارم
از روزی که تو رفتی همش تو عشق و حالم

در این ابیات خواننده مجددا بر بی اهمیتی نبود این خانم تاکید میکند. و از ایشان میخواهد برود ودست از سر ایشان بردارد حالا اینکه چه کسی اول صبح مزاحم دیگری شده  و ول کن ماجرا نیست ٬اصلا مهم نیست چون در ادامه می بینیم  که مشارالیها را مسبب تمام دردها و غمها و بدبختی های ایام گذشته میداند و رفتن این خانم را مرهمی بر این دردها و باعث شور و شعف و عشق و حال خود میداند.

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک..................

در این قسمت از آهنگ همراه با یک قطعه تک نوازی تمبک  و  گفتن جملات قصاری مانند " بیخیال دنیا" و " خودتو عشقه" خواننده همراه با اجرای حرکات موزون  بر غنیمت بودن دم و  بی اعتباری دنیا  و عشقی بودن  به سبک علی بی غم  فیلم گنج قارون تاکید میکند و البته حضار و گروه کر  با هم آوایی با دنبک٬  او را مورد تشویق قرار می دهند.

دیگه ازت بدم میاد
خیلی دلم ازت پره
بدون که هیچکسی مثل من گول تو رو نمی خوره
اسم منو دیگه نیار حتی سراغم ام نگیر
یا آدم خوبی بشو
یا توی تنهائی بمیر
یا توی تنهائی بمیر

 دوباره تاکید میشود بر نفرت  و و هرگونه بخشش نفی میشود . ایشان را باعث گول خوردگی و فریب خود دانسته (البته اشاره ای به نوع این گول مالیدن نمیشود) و  با امر به معروف ایشان به اینکه راه درست و خوبی را در زندگی خود پیشه کند او را از عافبت تلخ  مرگ در تنهایی در صورت ادامه این راه آگاه می کند.

دیگه ازت دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
دیگه ازت بدم میاد
پیشم نیا عروسک
بهونگیر اخمو عروسک بی نمک
عروسک بی نمک

 و دست آخر اینکه با تکرار مکرر ترجیع بند " یدم میاد" و " عروسک"  شنوندگان را بر تنفر خود مطمئن می کند.
  درباره نماهنگ:   نماهنگ این ترانه از معدود کلیپهایی است که به جای تهرانجلس در اروپا (آلمان) فیلمبرداری شده . داستان نماهنگ همان داستان آشنای فیلمهای فارسی و سینمای گنج قارونی یعنی  دختر پولدار  و پسر بی پول ولی با مرام است . در ابتدا نماهنگ میبنبم که پسر بی پول که حتی در خانه تلفن ندارد و برای زنگ زدن به تلفن همراه دختر مذکورباید از باجه تلفن عمومی سرگذر استفاده کند . بعد از تماس تلفنی در راس ساعت ۹ صبح ٬ افشین با بلندگو سبزی فروشی داخل تلفن فریاد نفرت خود را سر می دهد. سپس ماشین ون پدر خود را کش میرود و سراغ اراذل محله جهت عشق و حال میرود در همین زمان طی یک مونتاژ موازی دختر دچار وجدان درد را می بینیم که شبح افشین را  در همه جا می بیند در آیینه دستشویی ٬ داخل کمد٬ در تلویزیون و از این کابوس رهایی ندارد و بازهم به سبک سینمایی گنج قارونی یک صحنه رقص فردین- فروزانی در آن گنجانده شده البته به دلیل احاطه نداشتن اقشین به رقص از هنرور!! بدل کار استفاده شده که بنا به اطلاعات ٬حسین آقا رفیق صمیمی اقشین خان این قسمت را اجرا میکند. و بازهم به سبک همان قیلمها میبنیم که دختر در یک اقدام منفعلانه اشتباها اقدام به پاشیدن آب روی خواستگار بعدی میکند و او را فراری میدهد و دست آخر اینکه بعد تراکتور سواری اقشین و یاران و برپایی یک تظاهرات برای نشان دادن مراتب انزجار ( یادتان باشد چه کسی به چه کسی میگوید پیشم نیا! ) در آخرین صحنه ٬ دختر بینوا که دچار مالیخولیا شده با دیدن شبح افشین در صندوق عقب بنزش فرار را به قرار ترجیح می دهد.         
                                                   

                                                  ارادتمند همیشگی: بایرامعلی !!

                                                                           

 .

                                                             

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:37  توسط بایرامعلی  | 

 امروز طبق وعده قبلی برای تفسیر موسیقی به سراغ یکی از ستاره های پرفروغ آسمان هنر ایران یعنی استاد معظم جناب shahram  k  می رویم (البته دوستان توجه دارند این حرف  K به خاطر اول حرف خانوادگی ایشان یعنی کاشانی می باشد نه خدای نکرده به معنی یک چیزهایی دیگر!! ) 

 

 

اطلاعات زرد!! :جناب شهرام کاشانی متولد ۱۶ تیر ۱۳۵۳ در شهر رم ایتالیا می باشد. مثل همه خوانندگان استعداد موسیقی از دوره طفولیت در ایشان فوران می کرده .۱۵ سال است فعالیت هنری می کنند و طی این مدت هفت آلبوم از خودشان صادر کردند به رنگهای آبی و مشکی علاقه مند هستند و از غذاها قورمه سبزی را می پسندند و دیگر..... همین .

 

                             تمثال مبارک جناب جورج شهرام کاشینگتون

تفسیر شعر:

                              you talkin' to me? ) Robert De Niro in Taxi Driver )

                                     

 

باشنیدن عنوان آهنگ یعنی "عشق به من نیومده" ابتدا آدم به این فکر می افتد که عشق هم چیزی است مثل عینک آفتابی  مش موی  های لایت٬ بلوز٬ کلاه٬ رژ لب ارغوانی یا لنز رنگی !! و ممکن است به بعضی بیاید و به بعضی ها نه تنها نیاید بلکه به آنها برود!!  من حیث المجموع یعنی عشق هم چیز سلیقه ای است و باید با طرفش جور باشد ..

آهنگ "عشق به من نیومده" ادامه ای است بر سنت حسنه درگیرهای غیرتمندانه و دعواههای ناموسی در کافه ها بر سر نشمه و زید مربوطه. همان سنتی که سالها در سینمای فارسی جزلاینفک فیلمها بود و حالا در ادامه آن از کاقه افق طلایی لاله زار ٬کاباره شکوقه نو  و کافه سهیلا به جایی مثل کاباره تهران لس آنجلس می رسد ونشان میدهد گذشت زمان هیچ خدشه ای بر عزم و حساسیت  مردان غیرتمند و ناموس پرست ایرانی وارد نمی سازد٬ به شعر توجه بفرمایید:

عشق به من نیومده، به من که دیوونه میشم
وقتی بهت خیره میشم
به من که همیشه میگفتم با کسی درگیر نمیشم
با کسی درگیر نمیشم
عشق به من نیومده، به من که طاقت ندارم
چشمامو رو هم بزارم
اگه کسی بد نگات کنه چشماشو در می یارم ٬چشماشو در می یارم

راوی داستان لوطی بامرامی است که با خود و وجدانش درگیر است و خود را سرزنش می کند که بابت عشق خود به دلبر مربوطه مجبور است قول و قسم خود و عهدی که در امامزاده محل بسته تا دیگر دعوا نکند و شر راه نیاندازد.را زیر پا بگذارد. او به خاطر حساسیت زیاد در امور ناموسی  و کم طاقت بودن در سرسری گذشتن از این موارد خود را لایق عاشق بودن نمی داند!!

بیجا میکنه کسی به دوست دختر من نگا بکنه
مگه که از جونش سیر شده باشه و این کارو بکنه
لا لا لا لا
دوست دخترش خوشگله و همه ناخودآگاه نگاش میکنن
حواست به نگاه دخترا نیست
حواست به نکاه دخترا نیست
اونا دارن بدتر از پسرا هیزبازی میکنن

در اینجا راوی٬ با صدور مانیفستی٬ اخطار آخر را به کلیه کسانی که احیانا به خود جرات داده و به معشوقه فوق العاده زیبا ایشان(حکایت سوسک و مادرش و اینها)  نگاه های مشکوک میکنند را می دهد.   او قسمتی از این نگاه ها را نا خودآگاهانه و به خاطر زیبایی معشوقه خودش میداند.البته صداهای که بعنوان به اصطلاح بک ساند میشنوید صدای تایید نوچه ها و پامنبر نشینان ایشان می باشد. ولی در مورد نگاه هیزولانه! دخترهای دیگر ( که بدتر از پسر ها است) باید گفت......... هیچی! بنده عرضی ندارم!!!

.
نگاهاشو کرد و من بهش ،هیچی نگفتم
با نگاهام همش بهش ، آقا گیر نده میگفتم
مرتیکه انگار شعور نداره ،می بینه که من کنارش نشستم
هی داره سوت میزنه و علامت میده خب منم چشمامو بستم
پرو پرو پرو پرو زل زده تو سینه دوست دخترمو حالشو بد کرده
" خوبت شد!!! خوبت شد!!!
نه نه لالالا
دماغتو شکستم...

در ادامه داستان راوی تعریف می کند که چگونه یکی از اوباش مزاحم خلوت ایشان می شود و با وجود آنکه می بیند چنین انسان غیرت پیشه ای در کنار خانم نشسته بازهم به چراغ دادن و مورس زدن ادامه می دهد. در ابتدا لوطی با معرفت ما برای آنکه عهد خود را نشکند چشمهای خود را می بندد و اصطلاحآ کظم غیظ می کند! و گاهی با نگاه خشمگین از او می خواهد بیخیال موضوع شود. ولی اراذل موردنظر نه  تنها از رو نمی رود بلکه به نظربازی ادامه میدهد و حرفهایی میزند. در اینجا کاسه صبر جناب کاشانی سر میرود و در یک اقدام متهورانه با یک ضربه کله قوچی دماغ مزاحم مذکور را خرد می کند و به او درس خوبی می دهد.

(واسه دل تنگم کسی تو نمیشه نترس
اومدیم اینجا حال کنیم گیلاستو بزار بیا برقص
لالالالا
اینقدر منو نترسون منو نزار توی هولو ولا)

عاشقتم عزیز دلم ،عاشقتم ناناز گلم
عاشقتم دیونه ی خلم والا بلا....

 در این قسمت راوی داستان عوض میشود و دلبر مربوطه طی دادن یک سری اطمینانها و تضمینها  از او میخواهد موضوع را فراموش کرده و با دعوت او به انجام حرکات موزون درخواست می کند از انداختن ایشان به ورطه هول و ولا جلوگیری کند. و خواننده ضمن لبیک به او مراتب خلوص و عشق خود را ابراز می دارد.

خلتم خلتم خلتم اگر نمیدونی بدون
بیا نزدیکتر و به من بچسبون تنتو
خودتو خودتو خودتو گفتی که عاشقم شدی
یه جوری به من که همه ببینن عشقت
که همه ببینن عشقتوو
خوشگله تو خوشگلی و نوش جونمی آره
ببینن که عرضشو دارم و میتونم آره
آقا جون گیر نده به اون که با کس دیگست
یهویی یک تو روت وای میاسته بهت میگه
....؟؟؟

در اینجا مجددا خواننده ترانه خود را دیوانه و شیدا نشمه مربوطه اعلام کرده ( بر منکرش لعنت!)  و جهت سوزاندن دماغ ( و البته سایر اعضاء! ) رقیبان از او میخواهد عشقش را بیشتر ابراز و آشکار کند و به اصطلاح "هل من حریف" می طلبد. آخرین بیت شعر یک پند اخلاقی به کسانی است که عادت دارند به خانمهایی گیر بدهند که با یک آقای دیگر بیرون می آیند و ضمن تقبیح این عمل از نظر اخلاقی او را از پیامد بعدی و درگیری احتمالی برحذر می دارد.

در باره نماهنگ مربوطه: در اولین صحنه نماهنگ جناب شهرام کی با یکدستگاه مرسدس بنز به محل کاباره مربوطه می آید که نشانگر ادامه سنتهای فیلمفارسی است ( بنز یکی از راه های شناسایی ایرانی ها در آمریکا است!!! ) سپس مانند مرحوم ایرج ملک فردین!  بعد جواب دادن به ابراز احساسات پورشور حضار در صحنه ٬بدون ایستادن در صف بعنوان یک فرد وی - آی - پی ( وری ایمپورتنت پرسن یا وری ایمپورتنت پرژن) و بدون نشان دادن کارت شناسایی وارد کلوپ شبانه میشود ـ  نکته کلیدی: به طرز سلام علیک او با محافظ دم در* توجه کنید٬ به سبک  آمریکایی شانه خود را به شانه او میزند و به سبک پهلوانان و لوطی های قدیم شانه او را می بوسد این یعنی تلفیق دو فرهنگ ایرانی ٬آمریکایی -او  سپس وارد سالن شده در حالیکه نوچه ها و شاگردها دورش نشسته اند اقدام به سخنرانی میکند. و پس از کمی فرمایشات اخلاقی  و پس از آنکه کاسه صبرش از دست مزاحمتها و نظربازی یکی از اراذل حاضر که در واقع ورژن تحت ویندوز مرتضی عقیلی و همایون است٬  سر میرود بلند شده و با ضربه ای مزاحم را در جای خود  می نشاند .البته کارگردان محترم توضیح زیادی از بابت تطابق گروه خونی شهرام کی با این گونه اقدامات و اینکه آیا النگو های اینجناب در درگیرها نمی شکند ٬ نمی دهد. در قسمت آخر با عوض شدن ریتم آهنگ توسط دی جی مربوطه و برگشتن به ریتم کلاسیک شش و هشت بار دیگر بازهم به سبک فیلمهای قدیمی با یک رقص و  پایان خوش  و هپی اند روبه رو هستیم با این تفاوت که این بار کارگردان کمی هم تعقیر و نو آوری به وجود می آورد و به جای صحته عروسی پایانی ٬ با به وجود آوردن تعلیق و ساسپنشن در صحنه . استاد کاشانی را با یک حریف خیالی روبه رو میکندو البته جهت همذات پنداری بیننده از دوربین به جای حریف خیالی استفاده  میشود و نماهنگ با این تعلیق پایان میپذیرد.

 

این آهنگ تقدیم می شود به سرکار خانم نگار و جناب شاهین عزیز که همواره از مشوقین بنده در امر خطیر تفسیر موسیقی هستند.

                                                      ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

 

هر چی زور زدم ترجمه خوبی برای  Bouncer  پیدا نکردم.

پ.ن : برای دوستان عزیز بی یوتیوب فلش آهنگ را میگذارم تا از شنیدن این آهنگ بی بدیل که اثر فوق العاده ای از نظر شعر (بویژه وزن و قافیه) و همچنین موسیقی است٬ محروم نمانند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 16:0  توسط بایرامعلی  | 

 

این مدت سراغ هر وبلاگی رفتم دیدم نویسنده به سندرم پاییزی دچار شده و دپایش! پیدا کرده. برای همین و عوض کردن جو غمزده یک آهنگ شاد را تفسیر می کنیم و این بار به سراغ یکی از ارکان اصلی موسیقی لس آنجلسی و یک ترانه خاطره انگیز از ایشان می رویم:

آندرانیک مددیان معروف به اندی متولد اول اردیبهشت ماه جلالی! سال ۱۳۳۷ در محله مجیدیه تهران است ( با آندرانیک تیموریان معروف به آندو بازیکن تیم بولتون انگلیس اشتباه نشود) بگفته این و آن از ایام طفولیت استعداد موسیقی در ایشان فوران می کرد ولی کار اصلی موسیقی را بعد آمدن به ینگه دنیا شروع کرد.در لس آنجلس چهره معروف موسیقی و هنرمند خواننده ساز!! شهرام شبپره به او کمک کردتا وارد دنیای موسیقی شود و با همین ترانه خواستگاری و در معیت دوست دیگرشان جناب کوروس اولین کارشان را اجرا کردند. آن اوایل کسی فکر نمیکرد اندی با این صوت داودی وصدایی که شبیه جاروبرقی!! است موفقیتی به دست بیاورد ولی اندی با تلاش و پشتکار از رونرفت ونشان داد دنیا خر تو خر از این حرفهاست. مثل مورچه امیر تیمور آنقدر تلاش کرد که به یکی از چهره های معروف موسیقی تهرانجلسی بدل شد و تاکنون ۱۵ آلبوم از خود در کرده . او تا چهار بار جایزه بهترین خواننده بین المللی آمریکا را گرفته و در سال ۱۹۹۴ استودیو یونیورسال مشارالیه را به عنوان بهترین خواننده ایرانی دهه معرفی کرد. کم کم  هم پایش به هالیوود باز شد و در سکانس افتتاحیه فیلم اسکاری خانه ای از شن و مه  در نقش خودش و در فیلم تاریخی افسانه عمر خیام  در نقش پدر حسن صباح ظاهر شد و گویا در نظر دارد حالا حالاها تکتازی و فعالیت کند . اما آهنگ امروز:

 

 

 تفسیر شعر:

  از نیاز مگو ٬ نیاز پست ترین خواسته هاست. گدایی به نیاز برتر از پادشاهیست .        

                                                                                                 (ویلیام شکسپیر)

خواستگاری صدای جوانانی است که در هزار توی پیچیده و دست پاگیر ازدواج دست و پا میزنند در واقع  اعتراضیه ای است به اوضاع ناهنجار و اعتقادات غلطی که در فرهنگ ایرانی نسبت به فریضه مقدس ازدواج وجود دارد. فرهنگی که بسیاری از شغلهارا پست و خوار شمرده و همه چیز را با معیار مادیات و پول اندازه میگیرد. آهنگ٬ این افکار و پندارهای غلط رایج را به زیر سوال میبرد و از شنونده دعوت میکند لختی در این مورد اندیشه کند. به شعر توجه فرمایید:

رفتم خونه همسایمون خواستگاری/ گفتن نمیدن دخترشونو ٬ امان از بدبیاری/گفتن که تو یک آوازه خونی٬ مگه نه؟/ برای زن گرفتن تو جوونی مگه نه ؟

داستان با یک فلاش بک شروع میشود. خواننده با تعریف کردن یک خاطره قدیمی و رفتن به خواستگاری اشاره به ناکامی خود میکند وهمچنین اشاره دارد به بد دانستن آواز خوانی و هنر موسیقی در فرهنگ ما و بالا بودن غلط سن ازدواج در بین ملت ما

 گفتن: که باید حرفاتو با ما بزنی/ رسم زن گرفتنو میدونی مگه نه؟

در این بیت به یک نا بهنجاری فرهنگی دیگر اشاره میشود. یعنی به جای آنکه زوج جوان با یکدیگر صحبت کنند و مشکلات را حل کنند باید با والدین صحبت کنند و مسائل را مطرح کنند. 

گفتن: چی چی داری؟ مهریه بذاری؟/خرج این عروسو بگو از کجا میاری؟

مجددا در این بیت قسمت دیگر از سنتهای غلط مورد نقد قرار میگیر یعنی مهریه بالا و با توجه به این که طبق قانون ٬ مهریه عندالمطالبه میباشد از ایشان در مورد نحوه تامین این هزینه سنگین پرسش میشود 

 گفتن:خونه داری؟ گفتم که ندارم/این خرج کلونو بگین از کجا بیارم؟

و باز تیغ نقد این بار مشکل مسکن برای جوانان را مورد عتاب قرار داده و این سنت که به جوان بدون مسکن زن نمیدهند . مرد جوان در این جا جانش به لب میرسد و از مخاطبان (طبق قانون ثروتهای بادآورده و از کجا آورده ای) میپرسد : من اینهمه پول را از کجا بیاورم ؟ بروم دزدی؟  

پ .ن : البته دوستان توجه دارند که داستان متعلق به زمانی است که موسیو مددیان تازه از مجیدیه به شهر فرشته ها آمده بودند و آهی در بساط نداشتند و سالها مانده بود که منزل باشکوهی برای خود در محله بورلی هیلز بخرند!! 

 زحمتکشو پاکم/من درسته کارم/ جز این دل عاشق/من هیچی ندارم!

 مرد جوان در این جا با شمردن مزایای خود و اشاره به اینکه با عرق جبین و کدیمین  تلاش و فعالیت میکند و جز قلبی سرخ و پر عشق ثروت دیگری این دنیا ندارد به وضع مذکور اعتراض میکند

خب ندارم که ندارم/ندارم که ندارم......

در این قسمت خواستگار جوان سر به شورش و نافرمانی برداشته و به حضار میگوید : من ندارم چیکار کنم ؟همینه که هست (به خاطر همین بلبل زبانی هم هست که با اردنگی از خانه عروس رانده میشوند)

ولی من معنی عشقو خوب میدونم/واسه یارم میگذرم از دل و جونم/هزار آرزو دارم و جوونم/کی میگه عیبه که من آوازه خونم/زحمتکش و پاکم...........

در اینجا خواستگار به نقاط مثبت خود یعنی داشتن یک قلب گرم و سرخ و جوان بودن و همچنین دانستن معنای کلمه عشق  و آرزوی فردای بهتر در فصل گل نی دارد!!!

چرا هیشکی از وفاداری نپرسید؟/ از من و عهدمن و یاری نپرسید؟/تا بگم که اشتباهتون همینجاست/ عشق من بزرگترین ثروت دنیاست/ زحمتکش و پاکم/من درسته کارم....

این خواستگار در این ابیات اشاره به جنبه های اشتباه این گونه ازدواج ها دارد و فقدان فاکتور عشق( که با آن یک تکه نان هم دست آدم نمیدهند)را بزرگترین اشتباه می داند و مجددا بر اخلاقیات و پاک بودن و زحمتکش بودن خودش اشاره می کند( این آقا طوری میگوید زحمتکش و پاک که آدم یاد کار در مزرعه نیشکر یا معدن زغال سنگ می افتد! یعنی کار خوانندگی اینقدر زحمت دارد؟) 

موسیقی و شعر: شعر این آهنگ را خانم ژاکلین دُردُریان (دختر ویگن) به تنهایی! سروده اند. از قرائن آهنگ ساخت خود استاد اندی میباشد. موسیقی در گام ماژور یا همان ماهور خودمان ساخته شده البته در آهنگ به دو ترانه دیگر هم اشاره میشود یکی ترانه معروف ای یار مبارکباد است که در جاهای حساس و دراماتیک این ترانه به آن اشاره میشود و دیگری هم ملودی اپرای مشهدی عباد است. کسانی که این اثر مشهور آذربایجانی را شنیده باشند می دانند که داستان مانند این آهنگ داستان عشق یک جوان بالیاقت ولی بی پول است!

نماهنگ:

 این نماهنگ از اولین نماهنگهای ساخته شده در لس آنجلس است.هنوز سالها مانده تا کارگردان بزرگ و نام آوری مانند کوجی زادوری! با ساخت شاهکارهای خود همه را مورد تاثیر قرار بدهد. کلیپ به سبک فیلمبرداری از مراسم جشن و عروسی آن زمانها ساخته شده برای همین از در ورودی ساختمان شروع میشود. و بعد هم در داخل خانه عروس خانم با چند زوم خفن ادامه دارد و چند صحنه خیابانی در آن گنجانده شده توجه داشته باشید در صحنه ای که جوانان به تماشای این دخترخانم از پشت شیشه به شکل یک آکواریم بزرگ است در واقع تمثیلی است از ترشی انداختن این دختر توسط والدینش و کلیپ سرانجام با تیپاو رانده شدن مدعوین و با یک اعتراض و تظاهرات خیابانی پایان می پذیرد.

موارد نوستالژیک:  ۱ـ تاکسیدو مشکی با آستین تا شونده ۲ـ کت  قرمزمدل دهه ۸۰  با آستین تا شونده و کراوات نازک ۳ـ مدل مو  بالایی با شیروانی جلو و پشت مو! ۴ - پیراهن بلند سرخابی برای آن دختر خانم باکمربند پهن مشکی

 و اما نگاهی دیگر: حرفها و درد دلهای این جوانان را شنیدیم اما برای این که یک طرفه قاضی نرفته باشیم و جانب انصاف را رعایت کنیم داستان را از یک نقطه نظر دیگر بررسی می کنیم: فکر کنید شما به جای والدین محترم این دختر خانم هستید(به نظر آدمهای مطلع و با تجربه ای میایند مثلا به قیافه پدر عروس میاید سرهنگ بازنشسته شهربانی باشد! )  بعد یکهو در میزنند و چند جوان گردن کلفت و نخراشیده ( که تازه به straight بودنشان هم شک دارید!!!) میایند خواستگاری با آن دسته گلهای دوزاری بعد هم میگویند :نه خانه داریم نه پول٬ کارمان هم مطربی در کافه هاست! آنوقت نه ؟خداوکیلی یا به قول آقایان علما : بینکم و بین الله! اگر هفت تا دختر کور و کچل داشته باشید یکی را به این جماعت میدهید؟ چه برسد به دختر نازدانه و یکی یکدانه حسن کبابی تان!!!! 

یک داستان: ترانه مرا بیاد یک خاطره قدیمی هم می اندازد. سالها پیش وقتی من طفل خردسالی بیش !! نبودم به جشن عروسی یکی از اقوام رفتیم. آنروزها این ترانه خیلی مد شده بود و حضار با این آهنگ به پایکوبی و شادمانی مشغول بودند (البته توجه دارید که با نوار این ترانه ٬هنوز سالها مانده بود که لوح فشرده و میم پ ۳ و اینجور قرتی بازیها بیاید!) خلاصه سال بعد این عروس داماد صاحب فرزند دختری شدند. سالها گذشت تا از دست تقدیر ما در جشن عقد کنان این دختر یعنی فرزند آن عروس وداماد باستانی شرکت کردیم و از قضای روزگار اینبار مدعوین با ترانه دیگر استاد مددیان یعنی ترانه جاودانی "زیبارویان می باید حرکات موزون انجام دهند" مشغول ترقص بودند. من که با شنیدن این ترانه عواطف نوستالژیکم بشدت قلنبه شده بود پیش عروس خانم قدیمی و والده عروس خانم فعلی رفتم و عرض کردم :یادتان می آید در عروسی خودتان هم آهنگ اندی بود و الان هم آهنگ اندی؟ آقا چشمتان روز بد نبیند.حرف ما تمام نشده بود که والده عروس خانم مثل ابر بهار ترکید و شروع کرد به گریه! و ما بلانسبت مثل سگ از حرفمان پشیمان کرد!! (بگو آخه بچه مریضی؟ واسه چی ملتو شب عروسی دخترشون به گریه میاندازی؟!!)

 این ترانه تقدیم می شود به برادر گرامی و جهانگرد  جناب آقای وحید که با عکسهای که در اقصی نقاط عالم خاکی می گیرد کلی صفا می کنیم و تولدش را هم پیش پیش تبریک می گویم.پیرشی جوون!

                                                             ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

 پ.ن: در راستای مشتری مداری و احترام به حقوق خوانندگان گرامی ٬ترانه را به صورت فلش برای عزیزانی که یوتیوبشان به تیر غیب دچار شده می گذاریم . 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 12:30  توسط بایرامعلی  | 

خوب مثل اینکه از تقدیر گریزی و گزیری نیست . و باید برگردیم سر حرفه خودمان و الکی ادای آدمهای کلاسمدار را هم در نیاوریم . امروز سراغ تفسیر یک آهنگ دیگر میرویم تا فردا هم خدا بزرگتر است.

                                                              

بریتنی جین اسپیرز متولد دوم دسامبر ۱۹۸۱در شهرستان مک کومب میسی سیپی میباشد (بقیه بیوگرافی رو هم خودتان بروید از چهارتا روزنامه زرد بخوانید دیگه!!) امروز به آهنگ Oops...I did it again  مشارالیها میپردازیم  از آلبومی به همین نام از سال ۲۰۰۰ که درباره یک نفر است که معتقد به این است که مجددا سوتی داده و سه کرده . بگذریم که این علیا مخدره در زندگی معمولی هم زیادی از این سوتی ها میدهد . یا صور قبیحه ایشان (مثل انواع وطنی) دست به دست میشود. در خیابان باماشین به ماشین ملت می مالد و جیم میشود ٬  قاطی میکند و موهایش را کچل میکند و یا همین اواخر دادگاه رای به عدم صلاحیت اخلاقی ایشان برای نگهداری از بچه ها میدهد و الی ...  خوب آخر و عاقبت آدمی که با پاریس هیلتون نشست و برخاست کند بهتر از این نمیشود  بیت: زینهار از قرین بد زینهار/ ربنا وقنا عذاب النار!!!!

 تفسیر شعر:


i think i did it again
i made you believe
we're more then just friends
oh baby
it might seem like a crush
but it doesn't mean
that i'm serious
cause to lose all my senses
that is just so typically me
oh baby baby
فکر کنم بازهم سوتی دادم/ گذاشتمت سرکار ٬جوری که فکر کردی بینمون بیشتر از رفاقته/ای عزیز جون/ شاید فکر کنی تریپ لاو باشه ولی اینجوریا نیست/این از همون کرم ریختنهای همیشگی منه/ ای عزیز جون


CHORUS:
oops i did it again
i played with your heart
got lost in the game
oh baby baby
oops!...you think i'm in love
that i'm sent from above
i 'm not that innocent

گروه کر: ای که هی! من بازم سه کردم/ من قلبت رو به بازی گرفتم   /بازی رو باختی داداش/ ای که هی !! فکر کردی تریپ لاوه /   فکر کردی من از آسمون اومدم/نه بابا من که امامزاده نیستم.


you see my problem is this
i'm dreaming away
wishing that heroes they truly exist
i cry watching the days
can't you see i'm a fool
in so many ways
but to lose all my senses
that is just so typically me
oh baby baby

میدونی مرض من چیه؟/من تو هپروت نیستم/ دنبال قهرمان راستکی میگردم/ حالم بد میشه گذشت زمان رو میبینم/ میبنی که از خیلی جهات قاطی دارم/ من بی احساسم/واین خیلی تابلو از اخلاقیات منه٬ عزیز جون........

"مریخ حمله می کند" یا  " بریم فضا" !!!

 نماهنگ این ترانه  در ژانر...  تخیلی! در استودیو شرکت یونیورسال ساخته شده. گفته میشود این کلیپ به سفارش ناسا  ساخته شده و علتش هم اینست که مسئولین ناسا متوجه میشوند چندسالی است از تعداد جوانان علاقه مند به فضانوردی حتی آنهایی که امکانات فضانوردی دارند( ر. ک: فیلم مارمولک) کم شده . در مورد علت تحقیق میکنند متوجه میشوند جوانها عقیده دارند :بابا از این فضا دو زار در نمیاد . اگر شانس بیاریم و آدم فضایی ها نکشنمون  ونخورنمون میرسیم به موجوداتی که خوشگل خوشگلشون شبیه ائی تی و ایناست لااقل میریم  دریا شاید یک پری دریایی چیزی!  به پستمون خورد!!!! ناسا هم برای اینکه ثابت کند نه تنها علاوه بر پری دریایی پری فضایی!! هم وجود دارد بلکه خیلی هم کار درست تر از انواع دریایی هستند ( با اندامهای آنچنانی در جیمهای مخصوص حرکات موزون انجام میدهند ٬ با تریدمیل های نوری مشغول بدنسازی و ورزش هستند و یا دارند امور ژانگولر وار انجام میدهند ) سفارش این نماهنگ را میدهد. راستش٬  دروغ چرا! این را ما شنیده بودیم و کسی هم در ناسا به ما جواب درست نداد. پریشب هم رفتیم زنگ خانه دکتر فیروز نادری را زدیم بلکه ایشان  به ما جواب درست بدهد  ولی سرایدار خانه گفت"  ایشان  مدتی بود شدیدا هوس مسقطی شیرازی  و فالوده کرده بود برای همین چند روزی است رفته اند به ولایتشان سری بزنند تا مسقطی وفالوده  بخورند و تشریف ندارند" و سوال ما بی جواب ماند. حالا بگذریم . در کلیپ فضانورد جوان را میبنیم که روی مریخ قدم میزند و با افراد کنترل زمینی در مرکز فضایی کندی فلوریدا  مشغول صحبت است که  کاغذ پاره ای با عکس خانم اسپیرز پیدا میکند (این نشان میدهد مجلات زرد تا مریخ هم رفته) بعد هم میرسد به آدم مریخی های به سردستگی بریتنی خانم و کل کل های یاد شده در ادامه... و اما نکته مهم و کلیدی نماهنگ: در آخر میبینیم که بریتنی کلاهخود فضایی مرد فضانورد را بر میدارد و نشان میدهد که در مریخ اکسیژن وجود دارد.  فضانورد چیزی به بریتنی میدهد . این همان گردنبند معروف قلب اقیانوس است که در عشقولانه ترین فیلم کل تاریخ سینما یعنی فیلم تایتانیک از آن یاد شده . همان گردنبندی که داستان بر اساس آن شکل گرفت و آخر فیلم رز خانم که در گذشت زمان تبدیل شده بودبه ننه رز به یاد عاشق کمی تا قسمتی! ناکامش یعنی مرحوم مغفور جک داوسون  آن را در آب انداخت . حالا بعد سالها دلاور فضانورد داستان ما برای این که دل این پری فضایی را به دست بیاورد شیرجه میرود  و ازعمق آبهای یخزده اقیانوس آتلانتیک میکشدش بیرون و دو دستی تقدیم دلبر مربوطه میدهد و دلبر مربوطه هم با همان جواب کلیشه ای همیشگی که در این مواقع معشوقین تحویل عشاق میدهند"  آآآآآآ چقدر خوشگله!!!! چرا زحمت کشیدی؟؟ نباید این کارو میکردی!!( در عین حالی که ته دلش قند آب شده و ذوب شده و دارد بخار میشود) سر عاشق بیچاره را گرم میکند .بعد هم که گردن بند را گرفت میگذارد و میرود و جوان فضانورد دل شکسته مادر مرده را در سطح کره سرخ تنها میگذارد! بماند که در پایگاه زمینی افراد حاضر از کشفهای حاصل شده :۱ـ وجود اکسیژن در مریخ ۲ـ وجود آدم مریخی  ۳-  برخورد نزدیک از نوع چهارم(یعنی رابطه عشقولانه با آدم مریخی ها!!) به وجد می آیند و به رقص و پایکوبی میپردازند!

شایعه دیگری هم وجود دارد در مورد این که ناسا با هالیوود قراردادی بسته تا به جای فیلم موهنی مانند Mars Attacks یک فیلم ملودرام سفارشی بسازندتحت عنوان :! The martian who loved me 

این آهنگ تقدیم میگردد به برادر گرامی٬ جناب سیاه ادوارد آلن گلابدوزان (جونیور) که مدتها قبل زمانی که از خطه سرخ گردن پرور ! جنوب تشریف آورده بود ولایت ما و ما موفق به زیارتشان شدیم ٬آنرا درخواست کرده بودند و به خاطر مشغله زیاد موفق به انجام آن تا امروز نشده بودیم.

                                                            اردتمند همیشگی: دی جی بایرام !!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 15:5  توسط بایرامعلی  | 

 

این  مدت صدهادرخواست و نامه برقی داشتیم برای تفسیر موسیقی ( دروغ که H.I.V ندارد  آدم را بکشد!) و خیلی ها می پرسیدند : چرا آهنگ تفسیر نمی کنی؟٬ برای همین امروز بعد مدتها می رویم سراغ تفسیر موسیقی.

                                                           shakira

 شاکرة  ایزابل مبارک ریپوی  معروف به شکیرا متولد دوم فوریه ۱۹۷۷ در شهر بارانکیا کشور کلمبیا است. او را دومین کلمبیایی معروف دنیا (بعد جناب گابریل گارسیا مارکز) می دانند. مادرش اصلیت اسپانیایی- ایتالیایی و پدرش ریشه لبنانی- عربی دارد و به خاطر همین نام دخترش را شکیرا گذاشت ( شاکرة = دختر شکرگزار) و باز به این علت از چهارسالگی با رقص و موسیقی عربی آشنا شد و با اینکه یک بار در مدرسه معلم موسیقی او را از گروه کر و موسیقی اخراج کرد چون معتقد بود صدای او مثل صدای بز ! میماند. ولی با تمرین زیاد در رقص عربی و کنترل تمام اعضاء بدن(بویژه لگن خاصره!) به شهرتی افسانه ای دست یافت. به طوریکه با استفاده ابزاری از آن از جنیفرلوپز با آن بقچه گرانبها و بیمه شده!! نیز پیشی گرفت (شانس نداریم که! ازاین چیزهای فرهنگ عربی که به ما نمیرسد!!!!) پس از موفقیتهای گسترده در دنیای موسیقی لاتین٬  مورد توجه جهانی قرار گرفت . او تاکنون هشت بار جایزه گرمی لاتین و دوبار جایزه اصلی گرمی را برده (یعنی  کلآ  ده گرمی دارد که میشود دو مثقال!!)  بر طبق جدول یونایتد ورلد او چهارمین هنرمند موفق جهان در سال ۲۰۰۷ می باشد.  آهنگ انتخابی اینبار (Hips Don't lie )  از آلبومی به همین نام در سال ۲۰۰۶ می باشد.


Ladies up in here tonight
No fighting, no fighting
We got the refugees up in here
No fighting, no fighting

Shakira, Shakira
خانمها امشب بفرماییدبالا/دعوا نکنین ٬دعوا نکنین/ امشب در به درها اینجان/دعوا نکنید/شکیرا ! شکیرا!

I never really knew that she could dance like this
She makes a man wants to speak Spanish
Como se llama (si), bonita (si), mi casa (si, Shakira Shakira), su casa
Shakira, Shakira
من نمیدونستم این دختر اینطوری بلده برقصه/من زبونم بند اومد باید اینها رو به اسپانیایی بگم( علت اینکه زبان این بنده خدا بند میاید وشروع میکند به اسپانیایی حرف زدن را میتوان به یک علت روانشناختی مربوط دانست٬ به توضیح پی نوشت مراجعه شود!)   اسمت چیه خانم خوشگله؟ -بله- /   خونه من-بله/ خونه خودتونه -بله  (یک چیز تو مایه های یا منو ببر خونه تون یا بیا به خونه ما !!)   شکیرا!شکیرا!

Oh baby when you talk like that
You make a woman go mad
So be wise and keep on
Reading the signs of my body

عزیزم وقتی اینطوری حرف می زنی/زنها رو حالی به حالی می کنی/پس بچه خوبی باش/و حواست به ندا دادنهای!! هیکل من باشه

And I'm on tonight
You know my hips don't lie
And I'm starting to feel it's right
All the attraction, the tension
Don't you see baby, this is perfection

امشب زده بالا/ می دونی که بقچه من چاخان نمیکنه/من دارم حسش میکنم/همه لوندی وهیجانش رو/حالیت نیست جیگر! /این اِند وآخرشه

Hey Girl, I can see your body moving
And it's driving me crazy
And I didn't have the slightest idea
Until I saw you dancing

آهای دختر٬ من  حیرون جنبوندن هیکلت شدم/سر همین دارم قاط میزنم!/ من اصلا تا وقتی که رقصتو ندیده بودم تو باغ نبودم!
And when you walk up on the dance floor
Nobody cannot ignore the way you move your body, girl
And everything so unexpected - the way you right and left it
So you can keep on shaking it
وختی تو رقاصخونه بالا وپایین میپری/هیشکی نمیتونه بیخیال  طرز تکون دادن هیکلت بشه/اصلآ نمیشه فهمید کدوم وری میجنبونیش/ پس همینطور بلرزونش!! (توضیح اینکه بنده هم مثل شما از اینکه این ضمیر  it به چه چیزی اطلاق میشود بی اطلاع هستم لطفا سوال نفرمایید!!)never really knew that she could dance like this.
(تکراری).........................

Oh boy, I can see your body moving
Half animal, half man
I don't, don't really know what I'm doing
But you seem to have a plan
My will and self restraint
Have come to fail now, fail now
See, I am doing what I can, but I can't so you know
That's a bit too hard to explain

آی پسر من دارم تکون خوردنت رو میبینیم/ نیمچه حیوون!!/ من حالیم نیست چیکار دارم میکنم/ولی پنداری تو یه خیالهایی تو سرته!/من اختیارمو دارم از دست میدم/ نیگا! من هرکاری میتونم دارم میکنم/اما اونطور که تو میخوای نمیشه/یه خورده سخته توضیحش!!

Baila en la calle de noche
Baila en la calle de día

شب تو خیابون  قر بده/ روز تو خیابون  قر بده (اینها فرمایش کیه من سر در نیاوردم!)

I never really knew that she could dance like this
She makes a man want to speak Spanish
Como se llama (si), bonita (si), mi casa (si, Shakira Shakira), su casa
......................Shakira, Shakira
(به ترجمه بالا رجوع کنید)

Senorita, feel the conga, let me see you move like you come from Colombia

Mira en Barranquilla se baila así, say it!
Mira en Barranquilla se baila así
خانمه! تنبک منو داشته باش! یکجوری برقص که مثل اونهایی که از کلمبیا اومدن/  نیگا٬ تو بارانکیا اینطوری میرقصن/بگو/ نیگا !تو بارانکیا اینطوری میرقصن!


Yeah
She's so sexy every man's fantasy a refugee like me back with the Fugees from a 3rd world country
I go back like when 'pac carried crates for Humpty Humpty
I need a whole club dizzy
Why the CIA wanna watch us?
Colombians and Haitians
I ain't guilty, it's a musical transaction
No more do we snatch ropes
Refugees run the seas 'cause we own our own boats
آره. اون خیلی لونده٬ آرزوی هر مردیه٬ در به دری مثل من با فوجیز برگشته(نام یک گروه موسیقی) از جهان سوم
من تلو تلو میخورم/مثل آدمی که یک جوال سنگین رو دوششه/من میخوام همه بروبچز توپ باشن!/ چرا CIA آمار ما رو داره؟ کلمبیاییها و اهل هاییتی /من بی تقصیرم/این بده بستون آهنگینه/ ما سیم بکسل لازم نداریم/در به درها سلطان دنیان چون خودشون اقای خودشونن/.

I'm on tonight, my hips don't lie
And I'm starting to feel you boy
Come on let's go, real slow
Baby, like this is perfecto

امشب زده بالا/و بقچه من خالی نمی بنده/من کم کم دارمت/بجنب دیگه!/عزیز همچین چیزی آخرشه/(تکرار.........)

درباره نماهنگ: این نماهنگ مثل بسیاری از نماهنگهای دنیا(از جمله همین آهنگهای ایرانی خودمان)در لس آنجلس ساخته شده.لباسها و پرچمها مربوط به کارناوال ولایت این علیا مخدره یعنی کارناوال بارانکیا است. و مدتها یکی از پر بیننده ترین ویدیو کلیپها بوده. راستی یک چیز بی ربط. گفته میشود ضریب هوشی شکیرا برابر است با ۱۴۰ ٬احتمالا به خاطر همین هوش بالاست که کارهای دیگر را ول کرده و رفته سراغ رقاصی و حسابی هم از این کار پول در می آورد!! رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز.......

این آهنگ تقدیم میشود به سرکارخانم شانه بسر که این آهنگ را معمولآ به مراجعین جهت انجام حرکات ورزشی و آیروبیک توصیه می کنند.

                                                                   ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

پی نوشت: یادش به خیر.آقای انزابی معلم زبان دوره دبیرستان ما بود. این همکلاس قدیمی حتما یادش هست. آقای انزابی از آن معلمهای بود که با زحمت و بدبختی وخون دل سعی میکرد به ما شاگردهای بی استعداد زبان یاد بدهد. یکی از سرگرمیهای ما شاگردهای از خدا بیخبر این بود که او را عصبانی کنیم چون وقتی عصبانی می شد شروع میکرد به داد و بیدادو فحش دادن به زبان ترکی و همین باعث خنده و سرگرمی ما میشد. بعدها وقتی خودم تجربه زندگی در محیطی غیر زبان مادری را پیدا کردم٬متوجه شدم اینکار ناخودآگاه است! بارها شده وقتی عصبانی بودم یا هیجان زده شروع کردم به فارسی صحبت کردن و طرف مقابل هم با دهان نیمه باز و قیافه متعجب به من نگاه کرده!!!! علت اسپنیش حرف زدن این آقا را هم میتوان مربوط به این واکنش دانست. اینهم از قسمت تفسیر روانشناختی!!!!!


 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 22:45  توسط بایرامعلی  | 

 

قبل همه چیز میخواهم از همه دوستان و سرورانی که بزرگواری کردند و یوم الولاده !این جانب را ایمیلاْ ! - آف لایناْ- کامنتاْ - اسکراپاْ ـ ای کارتاْ و تلفوناْ تبریک گفتند از صمیم قلب تشکر و قدردانی کنم ٬ مخصوصاْ این دوست با محبت و این خانم عزیز که مرا باهمه  لطف ومهربانی و دست آخر این پست حسابی شرمنده خودشان کردند.

عده ای از دوستان گله کرده بودند چرا پست قبلی اینقدر غمگین و ناراحت کننده بود. برای جبران آن امروز میرویم سراغ یک آهنگ  بجنبان و بلرزان!! اما قبل تماشا نماهنگ به هشدار ذیل دقت شود!!!!

 توجه!! توجه!! نماهنگ ذیل حاوی بعضی صحنه های نامناسب است ! از کسانی که در زیر سن قانونی قرار دارند ٬ آقایانی که دارای ناراحتی قلبی هستند!! یا میترسند در ایمان و اعتقاد آنها خللی واردشود یا دچار مشکلات شرعی!! شوند . خواهشمند است از تماشای این نماهنگ خوداری کنند!!!

لینک ویدیو کلیپ مربوطه

 

آهنگ انتخابی این بار ترانه ای است از جناب Arian Jam یا آقای آرین مربا ! این ترانه یک شاهکار به تمام معنی است!!! از شعر ترانه! وزن و قافیه گرفته تا موسیقی و دست آخر ویدیو کلیپ!!!  به شعر توجه کنید:

چشم سیات یا لبات/قدوبالات یا چشات/ دل میبره به هرجا بخواد/ اون آتیش داغ لبات/ اینو میدونم هرجا بری/ خودتو میگیری دل نمیدی/وقتی یکی باهات حرف میزنه/ جواب میدی اما رو نمیدی/ مطابق سنت آهنگهای اینطوری شعر با حمد وثنا معشوقه و تعریف از اعضا و جوارح مشارالیها شروع میشود. در بیت سوم منظور از :خودتو میگیری ٬دل نمیدی یعنی سنگین و رنگین در جایی جلوس مینمایی. و در بیت آخر طریق مبارزه با افراد سرتق و خرمگس آموزش داده میشود.

دوست دخترم/ واسه درمون دلم چی میشه یه بوسه ام بدی / دوست پسرم/ خدا مرگم بده یه وقت اینو جلو مردم نگی! / در بیت اول  این برادر عزیز با خطاب قرار دادن دوست دختر محترمه شان تقاضای یک عدد بوسه مینمایند( راستی واحد شمارش بوسه چیه؟!!)  و همچنین از همین بیت متوجه میشویم که بوسه مانند عرق نعنا و نبات داغ جهت درمان دل درد به کار میرود و بسیار نافع میباشد!! و البته در ادامه با عکس العمل دوست دختر خجالتی و ماخوذ به حیا ایشان میشویم که از بیان این چنین خواسته در جلوی انظار عمومی بسیار خجالت زده و شرمگین میشوند که نشان از تربیت والا و توجه به اخلاقیات میباشد ( برای توضیحات بیشتر رجوع کنید به این آهنگ خانم سوزان و مسئله :میدونی که من اصیلم / دختر ایرونیم!! )

میگم قربونت برم و دوست دارم میدونی/oh!yeahhh/دلمو به تو دادم اینو خوب میدونی/ noway/ دیگه قربونت برم و دوست دارم نداریم/  دیگه منو تو با هم یه ستاره نداریم/ so what/ آخه غریبه چرا وقتی من برات میمیرم؟/مگه یادت نمیاد گفتی از پیشت نمیرم/ نذار که حسرت خوشی تو دلم بمونه/ هنوز دوستم داری اینو از چشات میخونم/ جناب دوست پسر در اینجا با عرض ارادت و بندگی از ایشان استرحاماْ درخواست میکند که ایشان را ترک نکند و به غریبه نگاه نکند.بماند که تضادهای زیاد در این چند بیت دیده میشود فرضا معنی" دیگه قربونت برم دوست دارم نداریم و منو تو یه ستاره هم نداریم" را نفهمیدم . احتمال زیاد جناب شاعر کفگیرش حسابی به ته دیگ خورده و همینطوری این چند بیت را سرهم کرده. سرکار خانم دوست دختر هم با بیان عباراتی به زبان انگلیزی! ایشان را ترغیب کرده وبه قول معروف پامنبری ایشان را مینمایند!

وقتی تو نباشی/ از بیکسی میمیرم/ دیگه عاشق نمیشم ودل به کسی نمیدم/وقتی تورو میبینم/ دست و دلم میلرزه/دیدن روی ماهت به عالمی می ارزه/اگه تونباشی/روزو شبم سیاهه/ زندگی پوچ وخالی/عمرم بی تو تباهه/ دوست دخترم......

ابیات فوق ادامه عرض ارادت و پاچه خاری!جهت استحصال بوسه فوق الذکر میباشد و ایشان به تلاش خودشان ادامه میدهند و ......

درباره نماهنگ:

If you spend money , you can play trumpet on the mustache  of the king                                          (ضرب المثل تانزانیایی!!)

  نماهنگ مطابق سنت این آهنگها در لس آنجلس ساخته شده. جایی که دلار حرف اول و آخر را میزند . وبه خاطر همین است که میبینیم چند نفر از فرشتگان شهرفرشته ها !  بر اثر معجزه کاغذ سبز ٬ موقتاْ بالهای خود را باز کرده و بیکینی پوشیده با ضرب شش وهشت تنبک و باقلاما* به ترقص و دلبری مشغولند. آهنگ با آژیر خطر شروع میشود که کنایه ای است به اخطار داده شده در بالای مطلب. همچنین میبنیم یک دستگاه خودرو بنتلی مشکی کانورتبل و یک ماشین احتمالا دست ساز قرمز در صحنه استفاده شده که فرشتگان یادشده در دور آن به پایکوبی و شادی  مشغولند ( حقیقتش من بلاخره سر در نیاوردم این ماجرای استفاده از خودرو به عنوان آکسسوار صحنه در این کلیپها چیست؟!!! ) همچنین یکی از خانمها به جای بیکینی از نوار هشدار برق گرفتگی استفاده کرده اند که بازهم تلمیح دیگری است از خطر برق گرفتگی و سایر خطرات این نماهنگ . هرچند که میبینیم قهرمان داستان با شجاعت تمام و بی نوجه به خطرات احتمالی با قیچی که یک جسم رسانا برق است ٬با از جان گذشتگی اقدام به قطع این نوار میکند!!! نکته دیگر اینکه مطالعات آناتومیک و مورفولوژیک در شرکت کنندگان نشان میدهد که تنها هموطنان شرکت کننده در ویدیو جناب آرین مربا ٬ خانم دوست دختر و به احتمال زیاد خانم دی جی میباشد. حالا بماند که سرکار خانم دوست دختر برای افزودن به جذابیتها و قلنبه تر!! کردن اعضا و جوارح برجسته تاجایی که می شده سیلیکون استعمال کرده اند!!  قسمت دوم نماهنگ به صورت مسابقه رقص بین افراد مختلف  از نژادهای مختلف میباشد که آقای دوست پسر و خانم دوست دختر به عنوان هیات ژوری به آنها امتیاز میدهند و با هم جر وبحث میکنند.  در آخرین صحنه میبینیم این برادر گرامی با تلاش فراوان بلاخره موفق به دریافت بوسه درخواستی در جلوی انظار عمومی از یار خجالتی بیکینی پوششان میشوند.

 نابرده رنج گنج میسر نمیشود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد!!!

 این آهنگ و تفسیر آن تقدیم میشود به همه دوستان بویژه دوست عزیزی که لینک این آهنگ را چند وقت قبل برای من فرستاد.

                                                      ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

 پی نوشت: این ترانه دارای درجه PG - 13  میباشد. با توجه به پیشرفت روزافزون موسیقی ما به زودی شاهد آهنگهای با درجه بندی R  و حتی xx  هم خواهیم بود. میگویید نه؟ منتظر باشید!!

*باقلاما : یک نوع ساز زهی است که در آهنگهای ترکی و کردی زیاد استفاده میشود . کردها به آن دیوان هم میگویند.


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 12:30  توسط بایرامعلی  | 

 

 یادم نیست که کجا در خاطرات عباس کیارستمی خواندم . وقتی او برای اولین بار برای ساختن تیتراژ و پوستر فیلم قیصر توسط مسعود کیمیایی دعوت به کار میشود٬ به دفتر برادران شباویز تهیه کنندگان فیلم میرود. آنجا برمیخورد به ناصر ملک مطیعی که آنزمان از غولهای سینمای فارسی بوده و از هنرپیشگان بسیار معروف . ملک مطیعی به اصطلاح خودمان به کیارستمی بیمحلی میکند و حتی در صحبتهایش میگوید این جوان تازه کار و ناشی را چرا به کار دعوت کردید( نقل به مضمون) کیارستمی نوشته بود آنزمان از این برخورد بسیار ناراحت شدم ولی بعدها که  خودم کارگردان شدم فهمیدم وقتی مشهور بشوی بسیار سخت است که دل همه را به دست بیاوری. شهرت و مردمداری معمولا در تضاد هستند.

                                                                   Arash sobhani

آرش سبحانی  از همان اولین برخورد در کنسرت به دلم نشست. ساده٬  بی تکلف و صمیمی بود. برایش گفتم که پستی درباره گروه کیوسک نوشته ام. از من خواست آن را برایش بفرستم .من هم این پست و پست بعدی را برایش فرستادم. فردایش در ای میلی تشکر کرد و چند مورد درباره پستها یادآور شد. که حقیقتش خجالت کشیدم از اطلاعات ناقص و نگاه سرسری خودم به آنها. بعد صحبت شد یک روز همدیگر را ببینیم و به اصطلاح گپی با هم بزنیم. ولی این به علت همان روزمرگیهای همیشگی ممکن نشد تا چهارشنبه شب گذشته٬ که قرار شد در یکی از کافه های محله نورث بیچ سانفرانسیسکو همدیگر را ببینیم. نورث بیچ یا محله ایتالیایی ها از مناطق توریستی و بسیار زیبا شهر سانفرانسیسکو است. پر است از کافه و رستوران به سبک ایتالیا و با همان معماری و شیوه (جالب اینکه دو ٬سه خیابان بالاتر از نورث بیچ محله چینی ها قرار دارد وقتی به آنجا میرسی یکدفعه همه چیز عوض میشود از شیوه معماری و تابلو مغازه ها و اجناس بگیر تا خود آدمها و قیافه شان و حتی نامها از روبرتو و  مارسلو و ماریو تبدیل میشود به چانگ و لی و پونگ!!!)

از آنجا که طبق یک قانون نانوشته کلیه فعالیتها فرهنگی!هنری و امور هنگ آوت!! در شهر زیر نظر ملوکانه اعلیحضرت انجام میشود ٬ایشان هم بنده نوازی کرده ٬ تشریف آوردند البته به علت رتق و فتق سایر امور سلطنتی کمی دیر رسیدند!   با آرش کلی گپ زدیم و صحبت کردیم از شروع کارش در ایران و اولین کارهایش و سایر موسیقیها گرفته تا سیاست و شوخی با شهرهای مختلف و........  راحت و ساده حرفهایش را میزد و میخنداندت ٬با اطلاعات وسیع و زیاد از همه چیز٬  موسیقی٬تاریخ٬ شعرو ادبیات ٬سیاست و ... که اینها را از اشعاری که برای آهنگهایش میگوید میشود فهمید.   احساس میکردم سالهای زیادی است میشناسمش و از دوستهای قدیمی من است.  متشکر و سپاسگذارم  از او که وقت گذاشت و با تمام مشغله های کاری و حرفه ای (که میدانم کم هم نیستند) آمد تا چند ساعتی باهم باشیم و از حرفهایش لذت ببریم. نقل حرفهایش باشد برای بعدها تا برای نوشتن آنها از او اجازه بگیرم.

کنسرت بعدی کیوسک روز هشتم سپتامبر در تورونتو  میباشد و روز بیست و هشتم سپتامبر در ونکورر. البته طبق جدول برنامه های  خود گروه شهرهای بعدی عبارتند از: ملایر !! واشنگتن ٬بوستون ٬ لس آنجلس ٬کازرون(یاممسنی)!! ٬اورنج کانتی و...... غیاث آباد!!!! اگر در تورنتو یا ونکوور یا نزدیکیهای آنها  هستید بشتابید که غفلت موجب  پشیمانیست ! اگر هم بلیط   گیرتان  نیامد به امید دیدار در   استادیوم ۱۲۰ هزار نفری غیاث آباد !!!!!

                                                                ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:10  توسط بایرامعلی  | 

 

بنزین از بحثهای داغ و سوزان!! این روزها است و نظرات و حرفهایی زیادی درباره این ماده حیاتی که رابطه  مستقیم قیمت آن با همه چیز از ماست و تخم مرغ و نان و گوجه سبز و کاغذ و لباس تا پول سلمانی  و نرخ کله پاچه برکسی پوشیده نیست!  به مناسبت همین امروز میروم سراغ آهنگی به نام  la  gasolina   یا همان بنزین  خودمان ٬ از خواننده   لاتین متولد پورتوریکو   ددی جانکی (daddy yankee)  از آلبوم سال ۲۰۰۴ او با نام  barrio fino  . میبنید که این بنزین همه جای دنیا دردسر ساز است و معضل بزرگی به شمار میرود!!!

 رگه تن Reggaeton  را میتوان  از سبکهای موسیقی هیپ هاپ یا رپ شمرد با مخلوطی از موسیقی جاماییکایی و چند نوع موسیقی لاتین دیگر  که طرفداران زیادی در آمریکای لاتین و کشورهای اسپانیایی زبان دارد. این سبک که معمولا با ضرب قوی درام همراهی میشود   بیشتر  بین جوانان ونوجوانها  رواج دارد. این اطراف که شکر خدا  پر است از مکزیکی ها و سایر لاتینها٬  همیشه سروصدای رگه تن را میشنوی . در کلوبهای شبانه مخصوص آنها که معمولا آخر هفته جمع میشوند تا بجنبانند و بلرزانند گرفته تا رستورانها و بقالیها و سایر محلهای تجمع ٬ تا اینجا نه تنها اشکالی ندارد بلکه مستحب هم است ولی موضوع وقتی لوث میشود که این حضرات تبدیل میشوند به دیسکو متحرک!  موردی که مرا به شدت به یاد انواع مشابه وطنی می اندازد. مثلا در خیابان قدم میزنی که از یک کیلومتری صدای ضرب موزیک رگه تن شنیده میشود. بعد راحت میتوانی حدس بزنی که چه جور ماشینی را خواهی دید! اصول بزک ماشین هم با انواع وطنی یکسان است. قالپاقهای براق که عکس خودت را در آن میبنی. شیشه های دودی! معمولا کمک فنرها هم کوتاه شده اند تا ماشین به سطح زمین نزدیک شود با بلندگوهای به بزرگی تشت لباسشویی که همه جا را میلرزانند و صد البته چراغهای رنگی اضافه!  آدم میماند که انواع وطنی با اینها کجا تبادل اطلاعات کردند که سلیقه ها اینقدر به هم نزدیک است. بدترین حالت آن وقتی است که ساعت سه ونیم شب مثل شانس طبقه آسیب پذیر !! خوابیده ای که احساس میکنی در و دیوار میلرزد و پنجره ها دارند از جا در میایند. بعد ضرب چهار-چهار  رگه تن مثل پتک تو مغزت میکوبد . بلند میشوی از پنجره بیرون نگاه میکنی یک ماشین با مشخصات گفته شده میبنی که سه - چهار آمیگو گردن کلفت که تا خرخره ! تکیلا خورده اند در آن نشسته اند  و با صدای دل انگیزشان مشغول همسرایی با خواننده آهنگ هستند.حوصله زنگ زدن به پلیس را نداری و سرت هم به خاطر پریدن از خواب درد میکند. در آنجاست که شروع میکنی به بیل زدن و شخم زدن جد وآباد همه! از آهنگساز و خواننده و بنیانگذار رگه تن گرفته تا سازنده استریو  و ماشین و نژآد و کشور طرف!!!!

بگذریم٬ ترجیع بند ترانه میگوید: آن دختر بنزین دوست دارد  و دختر در جواب میگوید : به من بنزین بیشتری بده .طرف میگوید:چقدر آن دختر عاشق بنزین است و دختر مجددا میگوید : به من بنزین بیشتری بده و..... . ولی دروغ چرا ! از ترجمه و تفسیر بقیه شعر معذوریم بابام جان! پنداری این آهنگ چیزهای بیناموسی زیاد دارد و ما هم از این چیزها اینجا نمینویسیم!!! در عوض کلیپ را نگاه کنید . داد بیداد برای بنزین بیشتر٬ پلیس ضد شورش ٬ فرار و....  موضوع آشنا نیست؟ اصولا از وقتی دنیا به دهکده جهانی تبدیل شده همه چیز مثل هم شده از  جوادیسم و لمپن بازی که در بالا اشاره شده بگیر تا معضل بنزین ! گرچه بنزین داریم تا بنزین ! همه چیز به هم شباهت دارد و مثل هم است . بگذریم که گاهی تفاوتها آنقدر زیاد است که فرقش فرو میرود در چشم بعضی ها !!!!!!!!

                                                                  ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 20:0  توسط بایرامعلی  | 

خدا بگویم چکار کند این مسئول موسیقی رادیو فردا را!! روزی پنجاه بار این آهنگ را پخش کرد و تکرار کرد تا آن را کرم مغزی کرد وانداخت به مخ ما! بعد که فکرش راحت شد یا به قول لرها:آتیش قینش فرو هشت!! بیخیال آهنگ شد و دیگر پخشش نکرد! بازهم خدا پدر و مادر این یوتیوب را بیامرزد که این مواقع به داد آدم میرسد.

                               جناب خوانز

آهنگ پیراهن مشکی یا la camisa negra * از آهنگهای بسیار معروف خواننده و آهنگساز کلمبیایی خوانز (یا به قول مکزیکی ها :هوانز) میباشد. او در سال ۲۰۰۰ موفق شد برای اولین آلبومی که بعد از جدا شدن از گروه هوی متال اکیموسیس ارائه داد سه جایزه گرمی لاتین را ببرد. آهنگ پیراهن مشکی از سومین آلبوم او با نام Mi sangre (خون من)در سال ۲۰۰۵ میباشد. این اهنگ با استقبال فراوانی در دنیای لاتین روبرو شدو مدتها در رتبه اول موسیقی کشورهای اسپانیایی زبان آمریکا جنوبی و مرکزی بود. در ایتالیا این آهنگ تبدیل به آهنگ محبوب گروه های نئوفاشیست شد(لباس رسمی فاشیستها مشکی رنگ است)  وقتی این آهنگ در کلوپهای شبانه پخش میشد آنها دست راست خود را به علامت سلام فاشیستی بالا میبردند وتا آخر آهنگ به این حالت باقی میماندند٬ برای همین چند حزب چپ گرا آنرا تحریم کردند. هرچند خود خوانز بعدها هرگونه ارتباط این آهنگ را با فاشیستها تکذیب کرد. این آهنگ یکبار هم به هنگام قرعه کشی جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان توسط او اجرا شد.

درباره نماهنگ: در این نماهنگ یا نمآوا! میبنید که خود خوانز یک استاد پیر را به همراه دو دلبر مربوطه با یک ماشین استیشن به محل می آورد . سپس این مطرب پیر که عجب ساز و نوایی دارد! شروع به نواختن گیتار میکند و موج انفجار گیتار او همه را میگرد از دو دلبر مه پیکری که در یمین و یسار او به طریقه ریزه ریزه قر میریزه!!مشغول اجرای حرکات موزون هستند گرفته تا بقال سرکوچه٬ پسری که مشغول زدن مخ دختر همسایه است! ٬عابری که از عرض خیابان رد میشود٬ سلمانی محل٬یک کدبانو در حال آشپزی٬چند نفر اهل محل٬ بچه های پیاله فروشی سرگذر!٬برو بچز پمپ بنزین سرخیابان و......  و همه با ساز این استاد میرقصند البته تنها اشکال کار اینست که این موج انفجار زمان را متوقف کرده و حرکات می افتد به یک لوپ بی انتها وتکراری . همه مشغول رقص و پایکوبی هستند جز خود جناب خوانز که بس که مصیبت زده است رقص از یادش رفته! فقط نمیدانم با همه این اوصاف و تکرار چرا خودش مشکی نپوشیده؟ موج آهنگ در انتها برمیگردد و همه را با خود جارو میکند. ساز ما را با خود خواهد برد. یوتیوب صافیدگان عزیز اینجا را هم امتحان کنید.

شعر: شعر آهنگ در باره عاشق مفلوکی است که در غم از دست دادن یار سیاهپوش شده! در اینجا برعکس آهنگ پیراهن مشکی رضا صادقی( که میگوید: پیرهن مشکی من از غم نیست) پیراهن مشکی را به نشانه ماتم و عزا پوشیده و عزادار عشق از دست رفته میباشد. ترجیع بند آهنگ یعنی جمله Tengo la camisa negra یعنی: من پیراهن مشکی دارم. چند بیت اول آهنگ هم از قرار زیر است:

Tengo la camisa negra hoy mi amor esta de luto
Hoy tengo en el ama una pena y es por culpa de tu embrujo
Hoy se que tu ya no me quieres y eso es lo que mas me hiere
Que tengo la camisa negra y una pena que me duele

من پیراهن مشکی دارم/امروز حس عشقولانه من ماتمزده است/امروز وجود من داره زجر میکشه/و همش به خاطر جادو و جنبل توست/ امروز دوزاریم افتاد که تو دوستم نداری/ واینه که از همه چیز بیشتر آزارم میده/ و واسه همینه پیراهن مشکی دارم/ و عذابی که داره زجرم میده.

اما برای ترجمه و تفسیر همه آهنگ این دفعه بنده را عفو کنید. من اسپانیایی بلد نیستم. این چند تا خط رو هم بابدبختی ترجمه کردم که شرمنده دوستان نشوم. برای بقیه اش احتمالا باید دست به دامن اهل فن بشویم. سینیوریتا ماریا یغورت !!!! دوند استاس باباجان؟!!!!

                                                                   ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

* la camisa  همان القمیس است که مانند بسیاری واژه های دیگر از عربی وارد اسپانیایی شده! میبینید که فقط فارسی نیست که توسط این زبان مورد عنایت قرار گرفته!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 20:19  توسط بایرامعلی  | 

akhvan jafary

امروز پس از مدتی دوری از تفسیر آهنگ٬ برمیگردیم به ادامه کار  تفسیر الترانات و برای همین کاری از دو برادر هنرمند موسیقی ایران یعنی کامران و هومن جعفری انتخاب کردیم. این دو برادر از خوارجین گروه باستانی و ماقبل تاریخ بلاک کتز است که اعضای آن به جز عضو اصلی هر شش ماه یک بار تغییر میکنندو به تبع آن این دو برادر هم پس از مدتی کار و فعالیت از آن خارج شدند. اخوان جعفری!! پس از مدتی شروع به فعالیت مستقل میکنند و آلبوم بیست اولین کار آنهاست. این برو بچز سابق محله گیشا تهران و فعلی وودلند هیلز لس آنجلس ( این اطلاعات در راستای زردگرایی این وبلاگ ارائه میشود!!!) هم اکنون مشغول کار بر روی آلبوم بعدی خود هستند. آلبوم بیست ٬ ده ترانه دارد که اکثر آنها دارای یک استراتزی و سیره مشخص هستند مثلا:۱-من تورو میخوام( در باب استغنا از غیر حبیب!) ۲-منو ببخش (در باب استغفار) ۳-اون با من(در باب  پشتیبانی و ساپورت!) ۴-اگر عشق من تو نیستی(اندر باب  طلب ذات دوست) ۵-بیست (در باب حمد و ستایش) ۶-فدای سرت( ایثار و از خودگذشتگی) ۷-اونی که میخواستم (در جستجو حقیقت) با تشکر از شما(حمد و شکر ). برای امروز به آهنگ اون با من از این اخوین هنرمند میپردازیم. این آهنگ تقدیم میشود به سرکار خانم آذر  که مدتها قبل آنرا با تفسیر یک شعر فولکور قدیمی درخواست کرده بودند وچون سوادمان به تفسیر آن شعر نرسید این آهنگ را برایشان تفسیر کردیم!!!

آهنگ اون با من  در واقع به نوعی گفتگوی تمدنها میپردازد. در اینجا  طرفین گفتگو یک پسر ایرانی و یک دوشیزه خانم هیسپنیک هستند و این پسر ایرانی که زبان اسپانیایی بلد نیست و تنها واژه ای که از این زبان بلد است سینیوریتا میباشد میخواهد هر طور شده اطمینان این دختر را جلب کند و نگرانی های او را برطرف کند! و بار مسئولیت همه امور و پشتیبانی را بر دوش میگیرد. به شعر توجه فرمایید:

Attenition/Now this right here,has to be heard, maximum volume!/that's right!/al'right?/uh!oh yeah?comeon!/everybody dance!/that's a kinda agirl!oh /everybody dance!alr'right/shake it one more time!/al'right?/that's kinda girl!/come on come on

آهنگ با کلمه توجه! شروع میشود و به دنبال آن چند توصیه مهم برای گوش کردن این آهنگ با حداکثر صدا ٬ دعوت آحاد مردم برای اجرا حرکات موزون٬ و این که آن یک بار دیگر جنبانده!! شود.( البته دقیقا معلوم نیست چه چیز باید یک باردیگر جنبانده شود و این ضمیر it به چه چیز ارجاع داده میشود!) لازم به توضیح است صدای لطیفی که شنیده میشود و شباهت زیادی به صدای جناب شاگی خواننده معروف ترانه ای بانوی لوند دارد٬در نقش وجدان و ضمیر ناخودآگاه کار میکند و جایی از شعر میگوید: این از اون دخترها ست ها (حواست جمع باشه!!)  سینیوریتا/نترس از عاشق شدن بیا٬اون با من/سینیوریتا دلت رو بسپار به من بیا٬اون با من/ سینیوریتا نترس از عاشق شدن  بیا٬اون با من/ سینیوریتا بیا تو لیلی بشو مجنون با من/ خواننده در این جا با مورد خطاب قرار دادن این خانم قصد دادن اطمینان و ریختن ترس او از مقوله عشق و عاشقی با یک فرد غیر همزبان را دارد و با بیان کردن داستان اساطیری لیلی و مجنون میخواهد او را کاملا خاطر جمع نماید. و کلیه مسئولیت و عوارض جانبی این کار را عهده دار شده و ضمانت مینماید. /میترسی قلبتو بشکنم من/یه روز ازت دل بکنم من/ میترسی تو راه عاشقی/ زیر قرارهام بزنم من/ فکر میکنی منم یه بیوفام/عاشقی رو میذارم زیر پام/فکر میکنی منم یه روز برم/شب تا سحر بشی منتظرم/سینیوریتا...........    خواننده در این قسمت به دغدغه های فکری و نگرانیهای این خانم میپردازد و با آگاهی دادن به او که تمامی این مسائل و نگرانیها را میفهمد و درک میکند سعی در برطرف کردن آنها دارد و مجددا همه چیز را عهده دار میشود!! / با من باشی غم نداری/ با من باشی چیزی کم نداری/ با من باشی٬ زمین و آسمون /حسودیشون میشه به عشقمون خواننده در این قسمت با مطرح کردن مزایا و محسنات بودن با او و اینکه چه فایده عظیمی در بودن با او  نصیب این خانم میشود باز او را تشویق میکند /با من باشی میریم یه جای دور/تا خود خورشید تو قصر نور/ با من باشی میبنی سرنوشت/من و تورو میبره تا بهشت/ اینجا به بعد دیگر طرف برای رسیدن به مقصود شروع میکند به چاخان کردن! بابا درست است میگویند دروغ کنتور نداره اما نه دیگر اینقدر!!  ناسا هم اینطوری ادعا نمیکند که برود داخل کره خورشید و احداث قصر بکند ولی ایشان برای رسیدن به مقصود از گفتن هیچ چیز ابا ندارد و وعده سرخرمن میدهد!

every time I get next to you/Iwanna make you feel the way that I do/baby If you only knew/How I love you,I need you I'm never gonna let you go

پس از تمام شدن وعده ها و قول پشتیبانی به زبان شیرین فارسی او مجددا  از احساسات لطیف خودش نسبت به این سینیوریتا به زبان انگلیسی دادسخن سر میدهد.و از دلتنگیهایش میگوید.

but you think that it's all lie(lie)/thatI would hurt you and make you cry(say what?)/do'tyou know that just ain'tme?/cause Ilove you,Ineed you and I'm never gonna let you go

و مجددا صحبت نگرانیهای این دوشیزه خانم و این که میترسد همه اینها دروغ باشد و  اذیت بشود و گریه کند و آخرین ضمانتها و قولها و.......

درباره نماهنگ: این نماهنگ که در استودیو فیلمبرداری شده داستان خاصی ندارد. رنگهای مورد استفاده در آن سیاه و سفید میباشد که نشانگر کنتراست بالا و تضاد طرفین با هم است!!! کلیپ با رقص یک عدد سینیوریتا بونیتا جلوی پنکه شروع میشود  که مشغول زلف بر باد دادن جهت کندن بنیاد از بیخ و بن میباشد. البته در صحنه های بعدی آنها تبدیل به چند سینیوریتا بونیتا شده و چند آقای رقصنده  هم به آنها اضافه میشود ( همگی با لباسهای سیاه یا سفید) و البته اخوان جعفری هم پا به پا آنها مشغول ترقص هستند . سبک حرکات موزون هم کاملا برداشتی از سبک برادر خیر و  مسجد ساز!! جناب مایکل جکسون میباشد . اجرای آهنگ در سی ثانیه پایانی آهنگ به سبک هیئتی  دست جمعی و توسط کلیه  افراد حاضر انجام میگیرد.  

                                                                ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 19:10  توسط بایرامعلی  | 

طی این مدت نامه برقی و درخواستهای زیادی داشتیم از خوانندگان عزیز برای تفسیر ترانه مردی گفتن زنی گفتن از خواننده هنرمند٬شاعره٬ خوش صدا ٬خوش اندام و فوق العاده محبوب( بویژه بین خانمها! ) سرکار خانم سوزان روشن.  حقیقتش معمولا تفسیر موسیقی را پشت سر هم نمینویسم که بیمزه نشود تا همین چهارتا ونصفی خواننده وبلاگ را از دست ندهیم. از طرفی این تفاسیر الترانات هم خیلی وقت میبرد و هم حوصله میخواهد( به جان خودم کلاس الکی نمیذارم!) ولی خوب وقتی تقاضا زیاد است و از طرفی میخوری به برهوت سوژه کار دیگری نمیشود کرد. این ترانه تقدیم میشود به مهتاب که چند وقت پیش آنرا درخواست کرده بود و مدتی است هوای وبلاگش ابریست.به امید آنکه ولو شده برای دقایقی از پشت ابر بیرون بیاید.

Image and video hosting by TinyPic

   خانم سوزان روشن طرفداران و هواداران زیادی دارد. این طرح نیز اثر یکی از آنهاست که یک عدد کله خانم روشن را در میان مام میهن و سایر مفاخر ملی و میراث باستانی  نشان میدهد. در مجله طرفداران ایشان هم برخوردم به این شعرزیبا: سوزان خاتونی بیهمتاست/ صداش! آرامش دلهاست/ رخش همچون مهی زیباست/خود عشقه٬خود رویاست.   مدتی قبل سایه به خودش جرات داد  آهنگ مرد و زن را نقد مانندی کرد. چشمتان روز بد نبیند٬ طرفداران و عشاق سینه چاک خانم سوزان کم مانده بود وبلاگش را به آتش بکشند. اینها را میگویم  تا فردا اگر خبری ازمن نشد یا بی بایرام شدید بدانید ماجرا از کجا آب میخورد!! 

آهنگ مردی گفتن٬ زنی گفتن از آلبوم سال ۲۰۰۶  مشارالیها با نام  وسوسه  میباشد.

< P

 در دو صورت معشوقه ات را از دست میدهی ۱-در اولین ملاقات او را ببوسی۲ -دفعات بعد او را  نبوسی!!

                                                                   یک ضرب المثل روسی                                  

تفسیر ترانه: آهنگ مرد و زن به کشمکش بین یک عاشق و معشوق جدید با هم آشنا شده  میپردازد. این خانم در عین حالی که با آقا مورد نظر شدیدا کل کل دارد مع الذالک نمیتواند از او هم بگذرد و کاملا استراتژی با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن را پیش گرفته. به شعر توجه کنید:

مردی گفتن٬زنی گفتن/شرمی و حیایی گفتن/چقده توبی حیایی/ مردی گفتن٬زنی گفتن/ چقده تو ناقلایی!! در این ابیات خانم سوزان با مطرح کردن تفاوتهای بین دوجنس و اینکه بهتر است پرده شرم و حیا بین طرفین باقی بماند٬ آقا پسر موصوف را به بیشرمی و عدم رعایت اصول اخلاقی محکوم میکند. علتش را در ابیات بعدی خواهیم دید. نکته مهم اینست که به کلمه ناقلا خیلی دقت داشته باشید. ناقلا به معنی زرنگ و حیله گر از آن کلماتی است که بیشتر از حالت فحش حالت تحبیب!! دارد. مثلا پدرو مادری که بچه شان  دارد شلوغ کاری میکند وآتش میسوزاند ولی آنها از این کار لذت میبرند به بچه خود میگویند ناقلا! برای همین میگویم داستان با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن است و عملا این خانم از این بی حیایی و ناقلایی بدش نمیاید!

دستتو بکش از رو پام/خودتو نزن به اون راه/میدونی که من اصیلم/دختر ایرونیم/ پسر داستان مذکور مانند بسیاری از آقاپسرهای گل ایرانی که عادت دارند  چایی نخورده احساس قرابت و پسرخالگی بهشان دست بدهد!! زود با این خانم خودمانی میشود و در همان اولین ملاقات با دلایل واهی( فرضا میگوید: اه اه اه سوزان! اون کلاغها رو نیگا کن) دستش را روی پای این خانم میگذارد و شدیدا  تاکتیک کوچه علی چپ را انتخاب میکند. ولی خانم روشن که حواسش ششدانگ جمع است و این کلکها برایش قدیمی شده با یادآوری اصالت خانوادگی و عادات ملی و مذهبی خود به او هشدار داده و از این کار نهی میکند.

اول با حرفات به حرفم بیار/بعدش با چشمات به دستم بیار/اگه که بهت خندیدم/میتونی کنارم بیای/ در این جا سوزان عملا راه روش چگونگی نزدیک شدن را یاد میدهد و  میگوید که اول کمی صحبت کن٬ ابراز عشق و علاقه کن بعد اگر من راضی بودم و بهت خندیدم و رو دادم  میتوانی بیایی کنارم بنشینی.نه اینکه بدون مقدمه و زمینه چینی بنشینی کنارم و دستت را بگذاری روی پای من!!!

چشات چه توخالیه/ حرفات چه تکراریه/شرم وحیا نداری/اینم یه بیماریه!/  تاکتیک در اینجا کمی عوض میشود. خانم یادشده با تکنیک تحقیر و تخریب شخصیت میخواهد غرور و اعتماد به نفس آقا پسر را از بین ببرد. و او را تا حد یک بیمار روانی پایین بیارد و بدین ترتیب از موضع قدرت با او برخورد کند.

کارات گرفتاریه/ حرفات چه تکراریه/ شرم وحیا نداری/ عشق تو خودخواهیه/  و هاکذا این ابیات هم در ادامه ابیات قبلی به تخریب شخصیت  ادامه داده و عشق او را دروغ و ناواقعی میداند!

هزار هزار گرفتار/به عشق من خریدار/ تو دام من اسیرن/ دست از سرم تو بردار/ بعد تخریب اعتماد به نفس. سوزان شروع میکند از مزایای خودش و عشاق بیشمارش گفتن تا طرف را کاملا خلع سلاح کرده و اجازه نفس کشیدن به او ندهد.

هزار ویک بهونه/حرفهای عاشقونه/تو گوش من میخوندن/عاشقای دیوونه/ بعد این تهاجمها سوزان از تجارب و اینکه آنقدر مار خورده افعی شده  صحبت میکند و عملا به آقاپسر داستان میگوید: خیلی طفلی داداش. از تو گنده ترش نتونستن با من دربیافتن!! ولی عملا همانطور که در ابتدا خدمت شما عرض کردم قصد او پراندن طرف نیست. در ضمن در آخرین لحظه ترانه این آقا پسر که از این همه توهین ناراحت شده شروع به جواب دادن و داد و بیداد میکند. اگر دقت کنید صدای ایشان را میشنوید!!! و دست آخر این که آهنگ و شعر این ترانه محصول مشترک خانم سوزان روشن و آقای التون!! آهی میباشد

درباره نماهنگ: به این نشانه ها دقت کنید: صحرای مسطح و بی آب و علف٬ تنه خشکیده درخت٬ بته خاری که در باد اینطرف و آنطرف میرود٬ چکمه بلند و لباس چرمی٬ صدای ساز زنبورک٬ زوم روی چشمان اخم آلود. اینها شما را یاد کدام سبک سینمایی میاندازد؟.................درست حدس زدید! ژانر وسترن. بعد به سبک سینمای وسترن دوحریف برای دوئل به سمت هم میروند که ناگهان رم کرده و به سمت هم میدوند و مانند سینمای رزمی خاور دور به مبارزه با هم میپردازند و این یعنی مخلوط ژانر وسترن و سینمای رزمی مانند همان کاری که برادر تارنتینو در فیلم "بیل را بکش" انجام داد!!!! صحنه بزن بزن تمثیلی است از دغدغه و درگیری ذهنی که سوزان با این پسر در ذهنش دارد. همانطور که میبنید دو حریف ماتریکس وار به قصد کشت همدیگر را میزنند و با هم میجنگند. و بعد آنکه بعد رویارویی و مبارزه به اوج میرسد ناگهان بیخیال دعوا شده و داستان با یک french kiss طولانی و آبدار تمام میشود!! در آخرین صحنه کلیپ بازهم به سبک سینمای وسترن خانم سوزان مانند کابوی های تنها به سمت افق دور و سرنوشت خود میرود.

                                                        ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 22:25  توسط بایرامعلی  | 

در تفسیر موسیقی قبل (آقا بالا سر) به معضل مردسالاری پرداختیم. اینبار نگاهی کاملا متفاوت به این ماجرا داریم. و به همین منظور به کشور دوست و برادر ترکیه میرویم.

Image and video hosting by TinyPic

                                          

امراه ایپک متولد ۱۹۷۱ در شهر ارگان در استان دیار بکر ترکیه است. یک ساله و نیمه بود که پدرش را از دست داد و مادرش که زنی اهل هنر یا به قول ترکها صنعت بود سرپرستی او را به عهده گرفت. استاد او که متوجه استعدادش  در موسیقی شده بود.خیلی زود او را وارد حرفه خوانندگی کرد طوری که اوایل حتی قدش به میکروفون نمیرسید! برای همین به او    Küçük Emrah   یا امراه کوچک میگفتند. بعد از مدتی هم بنا به یک سنت قدیمی در ترکیه که هرکس خوانندگی میکند باید هنرپیشه هم بشود (و البته برعکس) مشغول بازی در فیلمها و سریالهای تلویزیونی شد و از آنموقع تا به حال که دیگر buyuk emrah  یا امراه بزرگ شده بیش از ۲۶ سال است که در موسیقی ترکیه حضور فعال دارد و از خوانندگان معروف آن دیار  است.  آنهم در جای پر رقابتی مانند ترکیه که هرکس که از والده مکرمه اش قهر میکند میشود خواننده!!   در سال  ۱۹۹۴ بیش از ۵۰ هزار تماشاگر برای کنسرت او در یک استادیوم آمدند که از این نظر در ترکیه رکورددار میباشد.   امراه سال گذشته  با شهیاد خواننده پاپ ایرانی یک ترانه دوصدایی ترکی - فارسی  اجرا کرد که آنرا از اینجا میتوانید تماشا کنید. آهنگ قبول (kabul )از آلبوم سال ۲۰۰۲ او با نام ar+l است. ناگفته نماند که این آهنگ یک ورسیون فارسی هم دارد که خواننده خوش صدا! اسی آنرا اجرا کرده.

 

تفسیر آهنگ: قبول قبول آهنگی است همگام با موج جهانی زی ذی گرایی یا Henpeckedism  و در مورد این است که یک نفر چطور همه چیز را زیر پا میگذارد و میشود کلب آلاستان یا سگ درگاه ! و چطور میشود که کسی  برای جلب توجه  معشوق همه چیز را چشم بسته قبول میکند و چک سفید امضا میدهد و حتی  به خاطر او حقایق مسلم را  رد میکند و مثلا میگوید برف سیاه رنگ است!! به شعر توجه فرمایید:                                                                

Başka düşüm yok ki benim

Kalp atışım tek sebebim

Kim kimin olsun diye sorarsan

Ben seninim sen de benim

 غیر از تو که خیالی تو مخ من نیست/ ای گرمای قلبم و ای دلیل بودنم/ اگر بپرسی کی مال کی باشه؟/ خوب من مال تو هستم و تو مال من ( عجب تقسیم هوشمندانه ای!!)

Aklına geleni yüzüme söyle hadi

Söylede bilsin herkes

Kim akıllı kim deli

Anlamadım hangimiz seviyor

Hangimiz ziyan ediyor

هر چی تو فکرته بهم بگو (خجالت نکش)/ بگذار همه ملت بدونن/ کی عاقله کی دیوونه/ ما که نفهمیدیم کدوممون عاشقه و کدوممون داره ضرر میکنه/

  

Kabul kabul

Hiç zora gelemem desen kabul

Emrine esirim ol desen kabul

Say beni kölen yerine

قبوله٬ قبوله/ اگر  بگی به زور هم شده نمیام٬ قبوله/  اگر بگی غلام حلقه به گوشم بشو٬ قبوله/  ما رو جای سایه ات حساب کن (چی میشه آخه؟!)

Kabul kabul

Karbeyaza kara desen kabul

Buluşmak son bahara desen kabul

Sakla beni en derine

قبوله٬ قبوله / اگر بگی برف سفید٬ سیاهه قبوله/  اگر بگی برو وقت گل نی بیا٬ قبوله/ ما رو پس دستت نیگه دار ( تو رو به خدا!)

درباره نماهنگ: همانطور که مشاهده میفرمایید نماهنگ از دوقسمت مجزا تشکیل شده . در یک قسمت جناب امراه مشغول منت کشی و التماس از دلبر مربوطه است که نه میخواهد ریختش را ببیند و نه میخواهد صدایش را بشنود و عجز و التماس عاشق بیچاره در دل سنگش هیچ اثری ندارد!!  و دست آخر هم حلقه ازدواج را پس میدهد. در قسمت دوم که بعدا متوجه میشویم بعد از جدایی مذکور است ٬ امراه با جهد و تلاش و ورزش سعی در فراموش کردن وقایع تلخ گذشته است. آخر داستان هم با یک هپی اند الکی معشوق نادم از کار خویش برمیگردد و داستان به خوبی و خوشی تمام میشود. اگر میبنید امراه در این کلیپ کمی بیش از حد با موهایش ور میرود به این علت است که او معمولا موهای خیلی کوتاهی دارد و این آلبوم تنها آلبوم مو بلند او!! میباشد  و چون عقده موی بلند دارد  دائما مشغول ور رفتن با آنهاست!!

نتیجه  اخلاقی این ترانه : اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!

                                                                  ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

پ.ن. بر مردم آزار نعلت!! این بلاگرولینگ که بازم خرابه!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 20:22  توسط بایرامعلی  | 

                                                به نظر شما این پوتینها اسپشال فورس مال خود این سرکار خانم است؟ 

 

به مناسبت رسیدن نوروز و فصل بهار . امروز به سراغ یک آهنگ شش و هشت که اهل فن به آن قری! هم میگویند میرویم. خوب موسم شادی است و تفریح ٬بد نیست بلند شوید و حرکتی کنید و دوران و جنبشی به خودتان بدهید هم برای روحیه تان خوب است و هم برای سلامتی تان!!

آقا بالا سر آهنگی است به خوانندگی خواننده دلها سرکار خانم تارا از آلبوم لیلی مشارالیها. همراه با ویدیو کلیپی اثر کارگردان قدر موسیقی ایران جناب کوجی زادوری! نظر به اهمیت فراوان این آهنگ و این ویدیو آن را از چند جنبه مختلف بررسی میکنیم:

تقسیر شعر آهنگ: آقا بالا سر حکایتگر فریاد دادخواهی زنی ستمدیده است که از جور وجفای نرینه زبان نفهم و بی احساس خود به فغان آمده و دیگر قادر به تحمل شرایط جاری نیست. به شعر توجه کنید:آقا بالا سر نخواستم/یار بی سفر نخواستم/یه سر وهزار سودا داره/من دردسر نخواستم/ در این ابیات متوجه میشویم این زن رنج دیده دیگر تحمل بودن با این مرد دیو سیرت را ندارد مرد دیکتاتوری که از بیرون بردن و به سفر بردن او خوداری میکند .شوهر بوالهوسی که با داشتن هوسهای مختلف باعث ایجاد دردسر و ناراحتی برای او میشود.    خونمو تو شیشه میگیره/ همش بهونه میگیره/ یک نوک پا تا خونم میاد ننشسته زود میخواد بره/میگه : همسایه ها!! آقا بالا سره/گلای رنگارنگ برام نمیخره/ این زن که یکی از قربانیان زندگی در جامعه مردسالار و پلی گاموس (چند همسری) میباشد از بهانه گیری ها وسخت گیریهای مردش به جان میاید. مردی که به رابطه پنهانی با او ادامه میدهد. فقط گاهی سری به او میزند و از ترس اینکه افراد محل و همسایگان از رابطه پنهانی او با این زن( وشاید چند زن دیگر) باخبر شوند صدای او را در گلو خفه میکند. او حتی از خرید چند شاخه گل که ساده ترین روش ابراز محبت است خوداری میکند. / دوباره باز میای رو زخم من نمک بپاشی/ برات سفره نچیدم که توهم نخورده پاشی/خدا رو خوش میاد به پات بنشینم  تو نباشی؟/آخه قصه ما به کجا کشیده تو کجاشی؟/ این زن تشنه محبت که با روشهای گوناگون سعی در جلب توجه و محبت مرد بی عاطفه میکند از جمله پختن غذا های گوناگون. همواره با جواب سربالا و بی محلی او مواجه میشود. وفاداری و محبت این زن تاثیری در دل سنگی او ندارد.و همه اینها باعث است که این خانم قادر به ادامه این شرایط نباشد!!گروه کر هم با اشعار آقا بالا سر/بگیر و ببر/شهره شهر/ نظریات خانم تارا را تایید میکنند.

نقد نماهنگ مربوطه: این ویدیو کلیپ یکی از شاهکارهای دیگر کارگردان بزرگ و بیهمتا  صنعت موسیقی تهرانجلسی استاد کوجی زادوری میباشد. این ویدیو پرخرج و باشکوه که با پروداکشن های عظیمی همچون کینگ کونگ و ارباب حلقه ها کوس برابری میزند. در یک لوکیشن ثابت که احتمالا در جلوی خانه کارگردان در کوچه پس کوچه های ال ای میباشد فیلمبرداری شده. آکسسوار های زیادی نیز در آن مورد استفاده قرار گرفته که شامل یک دستگاه فورد ماستانگ کانورتبل (کروک) زرد قناری احتمالا مدل ۱۹۹۷ ٬ یک دستگاه اسکوتر یا همان روروک و شلنگ آب با آبپاش مربوطه یک فرچه و یک سطل کف صابون میباشد! و سر کار خانم تارا همراه با رقص و پایکوبی مجدانه به شستن و سابیدن خودرو یادشده که یحتمل متعلق به آقا بالا سر کذایی میباشد٬ میپردازد.  تنها صحنه ای رانندگی این خودرو بوسیله خانم تارا به کمک افه های رایانه ای کار شده و این میتواند به دو دلیل باشد. یکی این که اقا بالا سر اجازه نمیدهد متعلقه ماشین براند و زن بیچاره در آن صحنه که بیشباهت به رویا  نیست٬در خیال خود به رانندگی ماشین میپردازد و یا اینکه کوجی به دلیل دست فرمان فوق العاده خانم تارا!! اجازه رانندگی به او نداده.  فیلم برداربخت برگشته ویدیو مذکور هم ظاهرا در زمان فیلمبرداری شدیدا حواسش به علت جنبش و  چرخش اعضا و جوارح خیس شده این علیا مخدره پرت بوده چون دوربین چند جا جا میماند و بموقع حرکت نمیکند. یکی از جلوه های بدیع تصویری این نماهنگ که بنده را شدیدا اسیر خود کرده فلو و فوکوس کردن تصویر همراه با ضرب تنبک شش و هشت میباشد!!! (مثلا در زمان 2:55 تا 2:45) که شدیدا آدم را به یاد فیلمهای عروسی دهه ۶۰شمسی میاندازد!!! و همچنین ژستها و فیگورهای دلدار بدبخت کن! وعاشق به خاک سیاه نشان! خانم تارا هم از این دسته هستند.  اگز یوتیوب تان صافیده است آهنگ را از اینجا گوش کنید.

 حرکات موزون: با توجه به جنس آهنگ و نظریات اساتید ارجمندی همچون م-خردادیان به نظر میرسد بهترین نحوه رقص برای این آهنگ اینست که موقع رقصیدن ریز بیاین!! چون این آهنگ در دسته بندی أهنگهای رقصی در دسته نی ناش ناش قرار میگیرد لذا موقع انجام حرکات موزون توصیه مذکور را فراموش نکنید . میپرسید: چطوری؟ از همین سرکار خانم یاد بگیرید!!                                                             

                                                           ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 1:5  توسط بایرامعلی  | 

  

کریستینا ماریا آ گیلرا متولد ۱۸دسامبر ۱۹۸۰ در استانت آیلند نیویورک است.پدرش نظامی و اصلیت اکوادوری دارد و مادرش معلم زبان اسپانیایی که اصل ونصب هلندی- فرانسوی-ایرلندی وآلمانی دارد!!!(احتمالا یک از دلایل خوشگلی بیش از اندازه این علیا مخدره همین معجون الملل!! بودنش باید باشد!) از بچگی وارد کار موسیقی شد بعدها با بریتنی اسپیرز در برنامه ای به نام میکی موس کلاب همکار بودند. سپس در کارتون مولان و فیلم مولن روژ آواز خواند . و همانطور که میدانید چند هفته قبل جایزه گرمی را بعنوان بهترین خواننده پاپ گرفت. صدمه( hurt) یکی از آهنگهای آلبوم سال ۲۰۰۶ او با نام بازگشت به اصول(back to basices) میباشد. این طور که معلوم است این خانم افتاده در شاهراه موفقیت و ترقی و چهارنعل میتازد!! البته ناگفته نماندیکی از دلایلش اینست که قادر متعال در آفرینش این بنده  سنگ تمام گذاشته از قیافه و صورت تا هیکل و صدایی ششدانگی که مکمل محسنات دیگر است به قول معروف آنکه خوبان دارند.....

 

این آهنگ یک balad عاشقانه است در مورد یار از کف رفته که دیگر باز نمیآید(اونی که رفت دیگه برنمیگرده....) لحن و شعر آهنگ بسیار غمگین است وآگر میبنید ترجمه آن زیادخنده دار نیست. شرمنده! به بزرگی خودتان ببخشید. باور کنید من زور خودم رو زدم ولی وقتی این سرکار علیه جمیله با آن قیافه آسمانی! و فرشته آسا با سوز دل میخواند و طلب مغفرت واستغفار میکند٬ اکوان دیو هم باشی دلت کباب میشود چه برسد به بنده که دلم از گنجشک هم کوچکتر است!!! ویدیو کلیپ دیگری از اجرای زنده این آهنگ قبلا در یوتیوب بود که من آنرا بیشتر ترجیح میدادم ولی سر دعوا دعواکشی یوتیوب با شرکت  وراکام آنرا برداشتند. اگر یوتیوبتان صافیده نیست اجرای زنده دیگری را اینجا تماشا کنید. واما ترجمه:

Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how proud you were, but I walked away
If only I knew what I know today
Ooh, ooh
پنداری همین دیروزا بود که من ریختتو دیدم. تو گفتی که چقدر از دیدن من حال کردی! ولی من پیچوندمت! ایکاش انوختا اندازه الانیم حالیم بود.    ای آمان  ای آمان!!!

I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Forgive all your mistakes
There's nothing I wouldn't do
To hear your voice again
Sometimes I wanna call you
But I know you won't be there
تو بغلم لهت میکردم٬دردو بلات میخورد تو سر من٬ دمت گرم برای همه چیز. شرمنده همه اشتب زدنهام حیف که کاری لز دستم بر نمیاد که صوتتو بشنفم! گاهی اوقات میخوام ندا بهت بدم بیای ولی میدونم که نو ریسپانسی

Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you
  آخ! من شرمندتم سرت غر زدم٬ واسه همه غلطهای که کردم٬ من با ضد حال به تو حال خودمو گرفتم

it cSome days I feel broke inside but I won't admit
Sometimes I just wanna hide 'cause it's you I miss
And it's so hard to say goodbye
When omes to this, oooh

بعضی وختا . دلم تیکه تیکه میشه اما به روم نمیارم. گاهی خودمو خر میکنم که این تو نبودی که دلم براش قد ارزن شده. و چقدر مصیبته بگی بای بای! قصه به اینجا که میرسه.....ای داد و بیداد.

Would you tell me I was wrong?
Would you help me understand?
Are you looking down upon me?
Are you proud of who I am?

ایکاش میگفتی: غلط کردی! ایکاش حالیم میکردی. از اون بالا آمارمو داری؟ حال میکنی واسه خودم کسی شدم؟

There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes
And see you looking back

کاری ازم برنمیاد. اگر فقط یک فرصت دیگه داشتم تا زل بزنم تو چشات و ببینم تو هم زل زدی به من.

Ohh I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself, ohh

من شرمندم سرت غر زدم. واسه همه غلطهای که کردم. من به خودم ضدحال زدم. ای داد و بیداد

If I had just one more day
I would tell you how much that I've missed you
Since you've been away
Ooh, it's dangerous
It's so out of line
To try and turn back time

اگر فقط یک روز دیگه فرصت داشتم. بهت میگفتم دلم برات شده قد یک میکروب!!  از اونموقع که ما رو دو در کردی ورفتی ! و چقدر این خطریه٬ این خارج محدوده اس که بخوای زمان رو برگردونی.

I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you

من شرمندم که سرت غر زدم .واسه همه غلطهای که کردم. من با ضدحال به تو حال خودمو گرفتم!!

                                                                 ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!                                            

 

تقدیریه: لهذا از  سرکار علیه بانو مریم یغورت به جهت مشاورت و مماددت جهت انتصاب پرده سینماتوغراف فی هذا البلاغ نهایت امتنان میگردد. اجرها عندالله!

                                                                


 


 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 20:10  توسط بایرامعلی  | 

 

قسم به سپیده دم وقسم به شبهای دهگانه  (سرود به لاله در خون خفته شروع میشود!) 

بار دیگر بهمن همیشه جاوید رسید.بهمن ٬ماه خون٬ماه پیروزی٬ ماه طلیعه آزادی و سپیده دم استقلال است. بهمن ماه هنگام ثمر دادن شکوفه های امید و گل زیبای آرزوست. بهمن یعنی رهایی از یوغ استبداد و بردگی.یعنی انتظار زیبای فردای روشن.                                          به مناسبت رسیدن این ایام مبارک و فرخنده این تارنوشت (وبلاگ)اقدام به برگزاری یکدوره مسابقه فرهنگی ٬هنری با موضوع شعر در  موسیقی ما مینماید. با شرکت در این مسابقه شادی  وحلاوت شرکت در جشنهای این ایام را دو صد چندان نمایید.

متن بالایی را ابتدا میخواستم ببرم پیش استاد خسرو شمشیر گران  (دوبلور و گوینده معروف اگر یادتان نیست گوینده نریشن سریال امام علی) تا با صدای زیبایش اثر آن را چند برابر کند ولی چون دسترسی به ایشان ندارم ٬فعلا خودتان زحمت بکشید موقع خواندن این متن صدایتان را کلفت کنید  و با حس بلرزانید تا  محراب جان خود استاد را پیدا کند. ما دیگر مطالبی که بدآموزی دارد نمینویسیم آقا! این هم یک مسابقه فرهنگی-هنری بر اساس اشعار موسیقی پاپ امروز ایران. تا ۲۲ بهمن فرصت شرکت دارید.پس بجنبید!!! غفلت موجب پشیمانیست! فقط بالا غیرتا اگر خواستید از سوالات آن جای دیگر استفاده کنید کپی رایت ما فراموش نشود. نه مثل مقالات خانم لوا که وبلاگچی های زرد به نام خودشان در وبلاگها میگذارند و دوقورت ونیم هم از ایشان طلبکارند که چرا اعتراض میکنی!!!خودتان بگویید ارزان حساب میکنیم!!

                                                           سوالاتها!!!!

 ۱-در آهنگ دمش گرم  آقای افشین  به چه نوع اجاره ای در این بیت از آهنگ اشاره میشود:          بااون یه ماچ آبدار   جوون شدم دوباره     کاش بده اون لبا رو     عمری به من اجاره                            الف) رهن کامل   ب)اجاره به شرط تملیک    ج) عمرا اجاره ندهد     د)قرارداد ۹۹ ساله

۲-در آهنگ ایران-ایران  آقای آرش  پای چه کسی در این بیت قرار است بیفتد؟                              تیم ملی فوتبالش     با بچه های باحالش      حال حریفو میگیریم   پاش بیفته٬واسه ایران میمیریم!!     الف) پای بچه های تیم ملی    ب)پای حریف  ج)پای ایران خانم    د)پای علی دایی                           

۳- در ترانه  دختر کابلی  آقای شهاب تیام  منظور از دختر در این بیت کیست؟                                   از اون بالا کفتر میایه      یک دانه دختر میایه                                                                                الف) دختری به نام کفتر    ب)انوشه انصاری!!   ج)کفتری که هنوز ازدواج نکرده      د)هیچکدام              

۴- در آهنگ عروس خلیج   خانم شیلا   منظور از عاشق سواری در این بیت چیست؟                                  سوار لنچ باری   میریم  عاشق سواری                                                                                       الف)نام نوعی قایق است                 ب)عاشق را مانند الاغ سوار شویم!     ج)نام نوعی بازی است                    د)نام محلی در آبادان است

۵-در ترانه نی نا نای  آقای کامرون کارتیو  منظور از نی نانای نی نانای در اینجا چیست؟                  دیدی شد   دیدی شد    نی نا نای نی نا نای      بازم بازم تو شدی عزیزم                                        الف)یعنی اوضاع سه شد ب)دختری به نام نینا نایی ج) قسمتی از موسیقیست د) از خوشحالی است

۶-در آهنگ خوشگلا باید برقصند  آقای اندی مخاطب این شعر کیست؟                                          نبینم که باز نشستی     منتظر چی هستی؟                                                                             الف)بازنشستگان وسالخوردگان  ب)تین ایجرها وافناچ(جمع فنچ)  ج)خوشگلان و زیبایان  د)آحاد  ملت!

۷-در آّهنگ حالم بده آقای بنیامین بهادری واحد درجه تب در این شعر چیست؟                              حالم بده حالم بده   امشب درجه تبم   روی هزارو سیصده                                                             الف)سانتیگراد  ب)فارنهایت  ج)کلوین  د)یک واحد تازه اختراع شده!

۸-در ترانه بنی  آقای سندی این مدت چه زمانی از سال  میباشد؟                                              الان دو ماه وهفت روزه که تو رو ندیدم     تو این شصت و هشت روز یه بارم  نخندیدم                          الف)اسفندو فروردین  ب)شهریور- مهر  ج)اردیبهشت-خرداد   د)مهر-آبان     

۹-در ترانه حنا آقای کامرون کارتیو   دیگه دیگه  در این شعر به چه معنی است؟                                صبر کن برویم  صبرکن برویم ما     دیگه دیگه کشتی منو    حنا حنا هی!                                          الف)تیکه تیکه   ب)زبانش میگیرد  ج)کم کم   د)معنی ندارد!                                     

۱۰)در آهنگ آغوش آقای شادمهر عقیلی  طرف در چه چیز کم میاورد؟                                            هر  کسی زد و رفت و شکست      یه روز یه جا کم میاره!                                                              الف)پول   ب)معرفت    ج)قدرت    د)جا     

۱۱- در آهنگ  حریق سبز  آقای ابی   زمان هر نیمه در این شعر چقدر است؟                                بگو بخوابند همه اهل دنیا       هنوز یه نیمه مونده از شب ما                                                         الف)۴۵دقیقه ب)بستگی به تصمیم داور دارد ج)بستگی به وقتهای تلف شده دارد د)فیفا اعلام نکرده!   

۱۲-در آهنگ باورم نمیشه آقای پویا   نوع بیماری در این شعر را مشخص فرمایید :              

        من و اینهمه خوشبختی محاله محاله     تو رو داشتن مثل خواب و خیاله٬خیاله                           الف)عدم اعتماد به نفس  ب)بدبینی     ج)توهم            د)شیزوفرنی 

۱۳-در آهنگ خیالی نیست آقای شادمهر عقیلی  کجای خواننده در این بیت بیشتر میسوزد؟           رفتی ونوشتی که از دوری تو ملالی نیست        رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست    الف)دلش    ب)دماغش  ج)ماتحتش!    د)هر سه مورد!

۱۴-در ترانه سفارشی آقای شهیاد   منظور از سفارشی در این بیت چیست؟                                   سفارشی عاشقتم سفارشی خاطرخواتم    سفارشی حتی تو خواب    مثل سایه باهاتم                  الف)پست سفارشی   ب)فامیل طرف سفارشی است  ج)اکسپرس دوقبضه د)قبلا بایدسفارش بدهید!

۱۵-در ترانه نمره بیست  آقایان کامران وهومن  نمره نهایی طرف در این بیت چند است؟                  کسی مثل تو بلد نیست    که بخواد یک باشه هم بیست                                                                       الف)۲۱    ب)دو تا  آس    ج)ده و نیم(معدل ۱و۲۰)           د)هیچکدام

                                                                   ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

 

 

                                      

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 20:16  توسط بایرامعلی  | 

           

سید علیرضا عصار از خوانندگان نسل جوان پاپ است. نسلی که از اواخر سال ۷۵ با آزاد شدن موسیقی پاپ شروع به کار کرد. او طی این سالها با گزیده و سنجیده کار کردن موفق شد خود را به عنوان یک خواننده موفق مطرح کند. کارهای عصار از جمله کارهایی است که وقتی گوش میکنی به آینده موسیقی پاپ در ایران امیدوار میشوی .  آلبوم نهان مکن  آخرین کار او چند روز پیش به دستم رسید . یک کار حرفه ای و خوب با تنظیم و  آرانژمان یکی از مفاخر موسیقی ما شهرداد روحانی واجرا ارکستر سنفونیک لندن و ضبط شده در استودیو ابی رود لندن ٬این استودیو یکی از مشهورترین استودیوهای صدابرداری در دنیاست. آثار معروفی چون موسیقی فیلم جنگ ستارگان٬ارباب حلقه ها و هری پاتر  در این استودیو اجرا وضبط شده اند.با گوش کردن به آهنگهای این آلبوم تازه متوجه میشوید اجرا با اجرا چقدر فرق میکند. همراهی فوق العاده ارکستر بویژه استرینگ (سازهای زهی) استفاده سازهایی مانند چنگ و فرنچ هورن که از سازهای مهجور ومتروک در موسیقی امروز ایران هستند از نقاط قوت دیگر این آلبوم هستند.تنها اشکال این آلبوم ٬جای خالی فواد حجازی یار قدیمی و همیشگی عصار است که از صدای خاطره انگیز ساکسیفون او شیطنتهایش به هنگام نواختن خبری نیست. خدا کند خبر دعوا و جدا شدن او از عصار شایعه باشد.

آهنگی که امروز آنرا تفسیر میکنیم ( تا اینجا مطلب به جان خودم جدی بود!) آهنگ نهان مکن است با شعری از حضرت مولانا .(عصار در اکثر کارهایش به علت ارادت زیاد به مولانا آهنگی هم با اشعار او دارد) در این آلبوم هم ما جسارت کرده و با اجازه از ایشان این آهنگ را تفسیر میکنیم .آهنگش را هم میتوانید در اینجا گوش کنید. و اما آهنگ :

دوش دلا چه خورده ای ؟       راست بگو ٬نهان مکن !

چون خموشان بی گنه         روی به آسمان  مکن !

حضور انورتان عرض میشود داستان این ترانه مربوط میشود به بازجویی و سین جیم کردن از یک جوان مست توسط  بزرگتر خانواده که میتواند پدر و مادر باشد یا بستگان دیگر ! این جوان صبح مست و پاتیل از مجلس فسق و فجور  به منزل برگشته که یقه اش را میگیرند و از او بازجویی میکنند که :دیشب  کجا   بودی؟ دوباره رفتی عرق خوری؟  راستشو بگو و خودتو نزن به کوچه علی چپ ! ادای آدمهای معصوم رو هم درنیار ! این فیلما رو هم واسه ما بازی نکن !! خر خودتی !

باده خاص خورده ای        جام خلاص خورده ای ؟

بوی شراب میزند              خربزه در دهان مکن ! 

منطور از باده خاص در این شعر مشروب براند معروف! وگران قیمت است .نه از این مسکرات الکی و دست ساز یا مثلا الکل گندم اتحادیه با آبمیوه تکدانه! با توجه به این که اشاره میشود باده مورد نظر شراب است یحتمل باید نوعی شامپاین گرانقیمت باشد. و اما در مورد جام خلاص٬ مستی درجات مختلفی دارد. ابتدا سرت گرم میشود بعد شنگول میشوی بعد به مرحله لولی! میرسی ودر حالت شدیدتر به درجه پاتیلی میرسی. و اگر بازهم ادامه بدهی به مرحله بیهوشی و مدهوشی میرسی. جام خلاص عبارت است از آخرین پیاله یا بقول فرنگیان shot که مرحله پاتیلی را به بیهوشی میرساند. اینجور که معلوم است فرد مورد اشاره حسابی زیاده روی کرده و روی پا بند نبوده  و بوی مشروب هم از ده متری تابلو بوده !! اما در مورد مصراع آخر! اساتید بزرگوار مطلع هستند که معمولا خوردنی ها یا به اصطلاح مزه مورد استفاده با مسکرات ربط مستقیم به مسکر مورد استفاده دارد. اگر به جزییات بپردازیم داستان طولانی میشود ولی به طور کلی با مشروباتی مانند ویسکی٬ودکا٬تکیلا و همین داگی درینک خودمان! که طبع گرم دارند مزه های استفاده میشود که طبعشان سرد است مثلا ماست خیار٬ماست موسیر٬ آبلیمو و... که با استفاده از نجسی مذکور به نوعی تعادل برسند!! و برای  باده جاتی مثل آبجو و شراب که طبع سرد دارند از مزه هایی که طبع  گرم دارند مانند شیرینی و باقلوا و پسته و شکلات و میوه همچنین معمولا  برادران و  خواهران عزیز عرقخور! برای معلوم نشدن بوی مشروب و تابلو شدن از موادی مانند دود سیگار٬چای خشکه٬ غرغره با عرق نعنا٬ آدامس پی کی و انواع عطر و ادکلن استفاده میکنند اما در این شعر از خربزه به صورت دومنظوره استفاده میشود هم برای بالانس طبع! و هم برای پنهان کردن بوی شراب. از این شعر متوجه میشویم جناب مولانا حسابی حرفه ای و بقول معروف اهل بخیه بوده و استاد فن!

این دل پاره پاره ام      دیدن اوست چاره ام

اوست پناه وپشت من         تکیه بر این جهان مکن!

کار دلم به جان رسد       کارد به استخوان رسد

ناله کنم ٬   بگویدم           دم مزن و  بیان  مکن!

با خواندن این ابیات متوجه میشویم باز داستان٬ نقل  عشق وعاشقی است.فرد خاطی که روی پا هم بند نیست٬اعتراف میکند که با زید مربوطه! قاطی کرده و دعوایشان شده . از طرف دیگر او را به حد مرگ دوست دارد یا بقول دوستان :لاو ترکونده اساسی!! ولی معشوق یا معشوقه از این نکته سو استفاده  کرده و روزگارش را سیاه کرده و طاقت او را طاق کرده. و حتی اجازه  ناله کردن هم نمیدهد و میگوید: هیس! جیکت در نیاد.(عجب آدمهای یزیدی پیدا میشن!!)

خشم کسی کند که او                                 جان و  جهان ما بود

خشم مکن !تو خویش را                                مسخره جهان مکن!

باده عام از برون٬باده عارف از درون     بوی دهان بیان کند٬تو به زبان بیان مکن!

در اینجا فرد ناصح به ادامه نصیحت میپردازد:که عزیز من٬قربونت بشم! تو که اینطوری دوستش داری٬ چرا دعوا میکنی؟  تو که کلاهت پشم نداره برای چی قاطی میکنی که بعدا ضایع بشی؟  اعصابت رو خورد میکنی ٬بعد میشینی هی مشروب میخوری. هم رفتی از بیرون خریدی هم رفتی از عارف خریدی(توضیح اینکه   عارف نام کاسب و عرق فروش محله است مثلا عارف قاراپتیان!! ) بوی مشروبت هم که همه جا رو برداشته و حرف نزده همه میفهمن مستی. این کارها رو نکن. بیا من ببرم آشتیتون بدم و اوضاع رو مرتب کنم (به خاطر همین من حدس میزنم فرد ناصح از والدین یا بستگان نزدیک  میباشد!!)

                                                          ارادتمند همیشگی:بایرامعلی!!

                                                                                                  

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 20:15  توسط بایرامعلی  | 

استاد شهرام شب پره معروف به سلطان پاپ ایران از اولین کسانی است که این سبک را در ایران رواج داد واز  سال ۱۳۴۳در این رشته فعالیت میکند. بگذارید همین اول یک چیز را مشخص کنم ٬بنده بر عکس بسیاری از افراد منور الفکر یا به قول فرنگیها انتلکچوئل که عارشان میاید بگویند ما به شهرام شبپره گوش میکنیم( بگذریم که در خفا گوش هم میکنند) علنا میگویم که به تمام آهنگهای ایشان گوش میکنم و از ارادتمندان ایشان میباشم! همین که خواننده ای  شش دهه از عمرش را صرف ساختن آهنگهای شاد و رقصی برای ملت ماتمزده و غمگینی مثل ملت ما کرده کار بزرگ و ارزشمندی است. در دوره زمانی که حتی پنج سال فرق سن باعث بوجود آمدن بحث اختلاف نسلها میشود ٬خیلی حرف است که با بیش از ۶۰سال برای تین ایجرها آهنگ بسازی و آنها با این آهنگها به اصطلاح حال کنند و برقصند( البته متاسفانه بنده تین ایجر نیستم ولی سعی میکنم دلم باشد!!) من آکثر آلبومهای ایشان را دارم و دوباری هم که موفق به زیارت معظم له شدم به نظرم انسان بامعرفت و لوطی مسلکی آمد. پس این تفسیر  به معنی مسخره کردن نیست. فردا برایم ننویسید که چرا ایشان را مسخره کردید و لیاقت ندارید و این حرفها!

آهنگی که اینبار به تفسیر آن میپردازیم آهنگ medleyاز البوم آتش است . به خاطر اطلاعات وسیع  کامپیوتری بنده  ببخشید دانش گسترده رایانه ای من (اینطور فارسیتره!) نتوانستم آهنگ را در وبلاگ بگذارم ولی لینکش را اینجا میگذارم  که روی شهرام شبپره کلیک کنید و آهنگ medley را از آلبوم fire انتخاب کنید. همانطور که از اسم این آهنگ پیداست این آهنگ مخلوط و میکس چند آهنگ قدیمی و مشهور تشکیل شده که هر قسمت آن به قول اهل موسیقی با یک مودولاسیون  به قسمت بعدی متصل میشود این آهنگ به طور کلی فراز و نشیبهای رابطه یک عاشق بینوا با یک دلبر ستمکار را نشان میدهد و تلاشهای مذبوحانه این عاشق بیچاره برای از دست ندادن معشوق سست پیمان! به ترانه توجه کنید:

لب تو مزه قنده ٬بوسه هات مثل عسل                               حرف تو ترانه و گفتنیات مثل غزل  چشم تو سیاهه مثل شب٬شب پر ستاره                             خم ابروی تورو قوس وقزح نداره نگو ازم خسته شدی سیر شدی                                             عزیزم  جونم سر راهته            نگو به عشق کسی اسیر شدی                                               دل عاشقم گرفتارته            اگر ترکم کنی من میمیرم                                                      چه کتم اسیر عشقتم عزیزم   خنده قشنگ تو به یک دنیا می ارزه                               وقتی اشکت میریزه تنم برات میلرزه  قربون ناز و ادات قدو بالات برم من                                  قربون عشوه اون راه رفتنات برم من نگو ازم ........................                                                                                                      اگر به ابیات اول نگاه کنیم متوجه استفاده زیاد از صنعت تشبیه میشویم لب قندو بوسه عسل وحرف مثل ترانه و.... اما علت اینهمه پاچه خواری چیست؟ با خواندن ابیات بعدی متوجه میشویم مانند همیشه معشوق بیوفا زیرسرش بلندشده و میگوید از تو سیرشدم ومیخواهم بروم و عاشق فلکزده با پاچه خواری وابراز ارادت میخواهد او را منصرف کند!!                                                                                       ایکه با نازچشات دلمو تو بردی٬ تومنوگولم زدی آرزوهاموبردی غمو به من سپردی٬               ایکه با بودن تو زندگیم چه خوب بود٬حیف تموم قصه هات برای من دروغ بود٬دروغ بود.             نگو که از دوری تو میمیرم ٬گولم نزن دروغ نگو عزیزم٬من دیگه بچه نیستم٬عاشقو و خسته نیستم٬ دیگه نگو دوست دارم حنات پیشم بیرنگه٬همه عالم میدونن توبه گرگه مرگه٬توبه گرگه مرگه!! توبه گرگه مرگه!!                                                                                            با خواندن این ابیات متوجه میشویم که تلاش  عاشق مذکور بیفایده و دلبر رفته! و عزو جز  عاشق بدبخت بلند شده. راستی توجه کردید شهرام چقدر از صنعت تضمین و ضرب المثل در آهنگهایش استفاده میکند مثل حنات بی رنگه یا توبه گرگه مرگه!!                                                                   عزیزم از عشق تو مستم٬آخه من دوستت دارم  دل به تو بستم ٬عزیزم با من تو نکن قهر ٬من با خنده تو زنده هستم٬ عزیزم با من تو نکن قهر که من با خنده تو زنده هستم ٬عزیزم رحمی به دلم کن٬تو با من بمون و حل مشکلم کن٫ذره ذره توی جونم رخنه کرد هوای تو ٬دل با وفای من عمری نشست به پای تو ٬میمیرم برای خنده های تو٬هنوز هم بهار من نشسته تو چشای تو عزیزم با رقیب نشستی٬ تو نمک خوردی و نمکدون رو شکستی !                                          این قسمت آهنگ به صورت دوئت(دوصدایی) با شهره اجرا میشود در این قسمت شاعر یاد شده با منت کشی و جلب ترحم ٬(کار اشتباهیکه همه عشاق یار از کف داده انجام میدهند و کار را بدتر میکنند)سعی میکند یار را بازگرداند و توجه او را جلب کند.  در بیت آخر بار دیگر از ضرب المثل نمک خوردن ونمکدان را شکستن استفاده شده !!                                                                                                        یادته تو شهرمون چه روزگاری داشتیم؟ به جای غصه وغم نوای تاری داشتیم . یادته تابستونا کنار ساحل تو شمال٬من تو بزن و بکوب ببر و بیائی داشتیم ٬هرکی دلداری داری گلی بی گلدون نمیشه ٬هر گلی خاری داره خزون بی بارون نمیشه ٬واسه درمون این درد شکسته دل من به خدا قسم که هیجا مثل ایران نمیشه٬ لب من بسته پر درده تنم ٬از غم آتیش گرفته بدنم ٬اشکم از غصه مثل خون شده ٬وای که دلم شکسته ویرون شده !                                        این قسمت آهنگ با یک مدولاسیون زیبا شروع  شده و تبدیل میشود به یک آهنگ تریوت (سه صدائی) با حضور اساتید عظام!! اندی وکوروس ٬ این قسمت نوستالژیک آهنگ است که عاشق فلکزده با یک فلاش بک ٬معشوقه ستمکار را به روزهای گذشته ببرد بلکه دل سنگ او را مهربان کند و یاد ایام خوش گذشته را زنده کند. صنایع ادبی زیادی در این قسمت وجود دارد ولی به علت کمبود وقت خودتان زحمت آنرا بکشید!!!                                                                                                                         تومثل یه میوه تازه رسیده ٬من درختی کهنه کنج کویرم ٬تویی آسمون پرنور و ستاره ٬من اسیر شب گرفتار زمینم٬تو که صدتایار داری هزارهزار سوار داری با من فقیر خسته دل بگو چیکار داری ٬ من که یارت نمیشم عاشق زارت نمیشم ٬منو از یادت ببر صید شیکارت نمیشم ٬ تو میخوای قلب منو به غصه زنجیر کنی ٬ توی زندون دلت زندونیتو پیر کنی٬دیگه سرخی حنات واسه من رنگ نداره٬ شیشه عمر دلم که ترسی از سنگ نداره ٬تو که صدتا یار داری هزارهزار سوار داری..................                                                                                                       در این قسمت عاشق فوق الذکر  چون میبیند هیچکدام از روشهای گریه و زاری بالا فایده ندارد ٬ابتدا خود را خوار وخفیف کرده  با یادآوری اختلاف سنی و اختلاف طبقاتی و مالی از دلبرش میخواهد دور او را خط بکشد و او را فراموش کند و دوباره استفاده از ضرب المثل سرخی حنا و شیشه عمر و غیره و از آنجا که از قدیم گفته اند زن و سایه  مثل هم هستند اگر دنبالشان بروی از تو فرار میکنند و اگر از انها فرار کنی به سمت تو می ایند ٬خواهیم دید این تکنیک برائت موثر واقع میشود . ( راستش را بخواهید من مفهوم هزار هزار سوار را نفهمیدم ؟ شاید بابای دختره از  امرا ی ارتش باشه و کلی سرباز داره!!!)                  ای قشنگ تر از پریا٬تنها تو کوچه نریا ٬بچه های محل دزدند ٬عشق منو میدزدند ٬عشق منو میدزدند٬ ای یار قشنگ مو بلند مشکی پوشم ٬با لنگه ابروهات شرق شرق نزنی تو گوشم ٬ اگه یه روز بیای رو پشت بوم رخ بنمایی ٬خورشید که بخواد بالا بیاد روشو میپوشم٬ ای قشنگتر از پریا٬تنها تو کوچه نریا.............                                                                               در اینجا در قسمت پایانی اهنگ به ترانه خاطره انگیز ای قشنگتر از پریا میرسیم که با یک شروع طوفانی وضربی که به طریقه شپولو شیپول اجرا شده ٬معمولا به هنگام رقص به اینجای آهنگ که میرسد حرکات دورانی و جنبش اسافل پایینی و قسمت قدامی به حداکثر میرسد!!! همانطور که حدس زده بودیم ترفند بی محلی موثر واقع شده و معشوقه فراری برمیگردد !اما عاشق بیچاره که طی این مدت دچار فشار عصبی زیادی بوده به سوظن شدید و پارانویید حاد دچار میشود! او دلبر فراری را در خانه محبوس کرده و اجازه بیرون آمدن تنهایی به او نمیدهد و کلیه اهل محل و همسایگان را دزدناموس فرض کرده و به آنها اتهام  زیدخوری!! میزند .او دلبرش را مجبور به استفاده از حجاب برتر یعنی چادر مشکی کرده به طوریکه فقط چشم و ابرو معشوقش بیرون باشد و در اقدامات حادتر حتی او را از به پشت بام آمدن ودیدن آفتاب هم منع میکند (آخر عاقبت عاشقی زیاد اینطوری به جنون میرسه هاااا) و بدین ترتیب آهنگ بلند استاد شبپره به انتها رسیده و کلی مطالب آموزنده با شادی و رقص به ملت می آموزد !!!

                       ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

                                                                                                                                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 21:20  توسط بایرامعلی  | 

sting گوردن توماس سامنر معروف به استینگ خواننده انگلیسی از خواننده های معروف و نسبتا قدیمی سبک راک است. او قبلا به عنوان گیتاریست و خواننده با گروه پلیس همکاری میکرد و الان به صورت مستقل کار میکند. کارهای زیادی طی مدت نسبتا طولانی فعالیت ارائه کرده .همه کارهای او جالب نیستند ولی هر از چند گاه آهنگی میخواند که یک سروگردن از بقیه بالاتر هستند و بعضیشان هم واقعا شاهکار هستند مانند آهنگ همه برای عشق با همراهی راد استوارت و برایان آدامز که برای فیلم سه تفنگدار خوانده شد. این احتمالا من هستم برای فیلم اسلحه مرگبار . رز صحرا همراه خواننده الجزایری جب میمی و یا آهنگ معروف شکل دل من که در تیتراژ پایانی فیلم لئون می آید و لذت تماشای این اثر زیبای لوک بسون را چند برابر میکند.

آهنگ هر نفسی که میکشی متعلق به زمانی  است که استینگ در گروه پلیس میخواند. حدود یک ماه پیش صبح زود که سر کار میرفتم رادیو این آهنگ را پخش کرد و از آنجا که قبلا آنرا شنیده بودم مخ بنده فوری به این ویروس آغشته شد و یک هفته ای با این به اصطلاح کرم مغزی درگیر بودم. در راستای ادامه سادیسم مازوخیسم موسیقیائی گفتم حیف است آنرا با شما در میان نگذارم. ده روزی بود زور میزدم کلیپ آنرا از سایت یوتیوپ در وبلاگ نصب کنم ولی هر چقدر زور زدم نشد. حالا اگر کسی میداند چطور میشود اینکار را کرد لطف کرده من را راهنمایی کند . خدا صد وبلاگ در دنیا و آخرت به ایشان پاداش بدهد. البته از طرفی فهمیدم  یوتیوب در ایران صافیده (یعنی فیلتر) میشود برای همین زیاد پاپی داستان نشدم ولی لینک آنرا میگذارم . حالا شعر آهنگ را با ترجمه شخصی !!بنده میخوانید همراه با تفسیر کوتاهی در انتها.

Every breath you take
Every move you make
Every bond you break
Every step you take
Ill be watching you

Every single day
Every word you say
Every game you play
Every night you stay
Ill be watching you

Oh, cant you see
You belong to me
How my poor heart aches
With every step you take

Every move you make
Every vow you break
Every smile you fake
Every claim you stake
Ill be watching you

Since youve gone I been lost without a trace
I dream at night I can only see your face
I look around but its you I cant replace
I feel so cold and I long for your embrace
I keep crying baby, baby, please...

Oh, cant you see
You belong to me
How my poor heart aches
With every breath you take

Every move you make
Every vow you break
Every smile you fake
Every claim you stake
Ill be watching you

Every move you make
Every step you take
Ill be watching you

Ill be watching you
Ill be watching you
Ill be watching you
Ill be watching you...

وقتی نفس میکشی ٬وقتی جنب میخوری٬هر خلافی که میکنی٬قدم از قدم برمیداری.                        من آمارتو دارم.                                                                                                                       عین کل روزا٬هر زری که میزنی٬هر جنگولگ بازی که در میاری!هر شبی که میری پی دادن غریبون.        من آمارتو دارم.                                                                                                                     انگاری تو حالیت نیست مال خودمونی ٬این دل وامونده ما با این کارات خون به جیگر میشه٬                 اگر جنب بخوری٬وقتی بیخیال قولت میشی٬وقتی نیشتو الکی وا میکنی ٬ یا با یه بابا دیگه میپری!!       من آمارتو دارم                                                                                                                    ازوختی مارو گذاشتی رفتی.من قبله مو گم کردم.لامصب شبا فقط تو میای تو خوابم .هر جا رو نیگا میکنم فقط تویی. هیشکی جاتو پر نمیکنه.   ما از غمت یخ کردیم.دلم یذره شده واسه بغل کردنت٬دائم تریپمون شده آه و ناله . عزیزم !جیگرم٬ تو رو به ابالفرض!!...........                                                              واما در تفسیر آن خدمت شما عرض می شود: در قسمت اول آهنگ فرد مذکور غیرتی شده و گیر سه پیچ داده که شب کجا بودی؟ با کی میری بیرون ؟ چرا خندیدی؟ و ادعا میکند که هر کاری انجام بدهی من از آن خبر دارم و باقی قضایا ولی مطابق معمول وقتی بر اثر گیر بیش از حد!! طرف  میگذارد میرود و دست پای فرد غیرتمند میماند در حنا!! مانند همه این داستانها می افتد به غلط کردن و توبه و جات خالیه و دلم برات شد قد ارزن !و این حرفها و این دوقسمت آهنگ از هم مجزا میشوند. نتیجه اخلاقی اینکه:

   زلیخا مرد از حسرت که یوسف گشت زندانی      چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی!!

                        ارادتمند همیشگی: بایرامعلی!!

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 19:2  توسط بایرامعلی  | 

خبر  کوتاه و تکان دهنده بود: بابک بیات اهنگساز ایرانی در سن ۶۰سالگی درگذشت. Image hosting by TinyPic

عادت کرده ایم به این گونه خبرهای بد٬بدون اینکه بپرسیم چرا؟ چرا در ۶۰سالگی؟ چرا در سنی که میتواند اوج پختگی فکری وهنری یک آهنگساز باشد؟ البته کم و بیش در جریان بیماری ایشان از طریق وبلاگ آلوچه خانم بودیم. ولی فکر نمیکردم اینقدر زود ما را ترک کند! یعنی هیچ راهی نبود؟

بابک بیات ٬یکی از  بنیان گذاران نهضت موسیقی پاپ بود.موج نو یی که از اواخر دهه ۴۰واوایل دهه۵۰ شروع شد. نسل جوان وآرمانگرا  احتیاج به موسیقی از جنس خودش داشت. ترانه های کوچه بازاری و لاله زاری با مضامین تکراری که دائم از چشم و مو و سروهیکل معشوق تعریف میکرد و از جور و جفای دلبر ستم پیشه شکایت میکرد دیگر جوابگوی ذهن پویا و دگراندیش این نسل نبود. موسیقی سنتی هم با همه زیبایش خواسته های او را برطرف نمیکرد. جرقه این کار را شهیار قنبری با ترانه دوماهی زد. موج نو آغاز شد٬با خوانندهایی مانند : فرهاد مهراد٬فریدون فروغی٬داریوش اقبالی٬ابراهیم حامدی(ابی) و تا حد زیادی فائقه آتشین(گوگوش). ترانه سرایانی مانند : شهیار قنبری٬ ایرج جنتی عطائی و اردلان سرافراز.و آهنگسازانی مثل: واروژان٬ اسفندیار منفردزاده و بابک بیات. در این موج سبک خاصی از پاپ هم بوجود آمد که میشود آنرا پاپ نوار یا پاپ سیاه نامید.شاخصترین خواننده این سبک فرهاد بود و پس از آن فریدون و داریوش.

بیات اهنگسازی بود که با این موج همراه شد٬ آهنگهای زیادی در این سبک ساخت. هنوز بسیاری آهنگ کوچه  یا فریاد زیر آب  داریوش را گوش میکنند ٬با آنکه شخصا علاقه ای به کارهای داریوش ندارم ولی معتقدم  کار بسیار قوی و تاثیر گذاری است و یا آهنگ خاتون ابی که همینگونه است.

یکبار او را از نزدیک دیدم٬ فکر میکنم سال ۷۳یا۷۴ بود و در اوج فشارها و آزار اذیتی که بر اهل موسیقی میشد. در مغازه یکی از دوستان. خیلی دلش پر بود.میگفت :خسته شدم .خیلی دوست دارم یکی از آن آهنگهای حسابی برای خوانندهای مثل ابی بسازم و خودم کیف کنم.

بعد انقلاب٬با آنکه سابقه هنری او براحتی امکان ادامه کار در خارج از کشور را به او می داد ٬ماند.ماند و مشکلات را به جان خرید. موسیقی فیلم مرگ یزدگرد بهرام بیضائی را ساخت که شروعی شد برای همکاری ایندو در شاید وقتی دیگر و مسافران. بعد چند نوار با شعر  و صدایاحمد شاملو ساخت که در نوع خود بینظیرند. موسیقی متن سریال افسانه سلطان و شبان را با الهام از نغمه های ایرانی در دستگاه همایون ساخت که هنوز بسیاری آنرا بیاد دارندو ملودی آنرا زمزمه میکنند. بیاد بیاورید اضطراب و تعلیق آکوردهای پیانو او در شاید وقتی دیگر ٬ناله کلارینت او در فضای وهم آلود و ترسناک فیلم پرده آخر و ملودی سبک و راحت فیلم عروس .بعد از دوم خرداد و ازاد شدن جریان موسیقی پاپ٬بار دیگر خاطره اسفندیار منفردزاده  را در فیلم مرسدس ساخته مسعود کیمیایی  زنده کرد و این بار با یک خواننده جوان پاپ سیاه به نام  شهرام رهنما که شاگرد خودش بود و بیات او را پسر خودش خطاب میکرد  و او به همین خاطر اسم پسر متوفی بیات را انتخاب کرد و شد مانی رهنما که اگر قدر خودش را بداند خواننده مطرحی در این زمینه میشود.شعر ترانه را دوست دوران کودکی و یار همیشگی بیات جنتی عطایی گفت. هر چند به خاطر مشکل ممیزی و لابد اینکه کسی یاد اسم عطایی نیفتد ٬نام کس دیگری را به عنوان شاعر ترانه آوردند. ترانه ای که خیلی دوستش دارم و بارهای بار آنرا گوش کرده ام. 

باز امشب آواز رفتن نیست٬  فانوس رفاقت روشن نیست٬ نترس از هجوم حضورم٬چیزی جر تنهایی با من نیست. متشکرم از دوست بسیار عزیزم محراب به خاطر اطلاعات این قسمت و امکانی که چند سال پیش فراهم کرد تا اجرای زنده این آهنگ دوست داشتنی را ببینم.

دست اجل پسر هنرمند و جوانش را از او گرفت .پسری که راه پدر را ادامه میداد و مثل او هنرمندو با استعداد بود واکنون پس از چند سال او هم به پسرش پیوست. و عجیب که این چند سال از این گروه  موج نو پاپ هیجکدام به مرگ طبیعی نمرده اند. از فرهاد و فریدون تا واروژان و بیات.

و بیات رفت و  ما ماندیم و تاسف و افسوس. و حالا مثل عادت همیشگی ما ملت مرده پرست شروع کنیم به حیف٬حیف گفتن به هنرمندانی که اینگونه میروند بی آنکه جایگزینی داشته باشند و یا در زمان زنده بودن قدرشان دانسته شود. راستی کسی خبر از  انوشیروان روحانی یا اسفندیار منفردزاده دارد؟ 

 بیاد صحنه ای افتادم از فیلم کمال الملک ساخته شادروان علی حاتمی که او هم از هنرمندان یگانه ای بود که زود رفت و جایگزینی نیافت. در آن صحنه کمال الملک به مظفرالدین شاه میگوید: ممالک دیگر صدها مثل من دارند و ارج مینهند و شما چه میکنید با من که ذره ای آبرو آوردم برای این دربخانه بی آبرو(نقل به مضمون)

بابک بیات ٬دنیای پر سروصدای موسیقی را رها کرد و به دنیای خاموش و ساکت مرگ رفت ٬اما آّهنگها و ترانه های او تا ابد در ذهن مردم سرزمینش میماند. ترانه تمام نمیشود.

 تموم شد ترانه       به پایان رسیدم       اگر گریه کردم    اگر دل بریدم

تموم شد ترانه        قلم رو شکستم       به کنجی خزیدم   به ماتم نشستم

نوشتم سکوتو       صدا میشنیدی          به هر خط شکستم      تو گفتی ندیدی

تموم شد ترانه      ( خواننده مانی رهنما   آهنگساز  بابک بیات)

 برای شنیدن این ترانه بابک بیات میتوانید به این سایت بروید و روی مانی رهنما  کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 12:51  توسط بایرامعلی  | 

                 برای نسل ما ویکی در نسل قبل و بعد آن پینک فلوید معنای دیگری دارد. معنایی فراتر از نام یک گروه راک حالا علت اینکه این گروه چرا اینقدر در ایران طرفدار دارد را نمی دانم! از روشنفکر و نویسنده و اقشار بالا جامعه بگیر تا آقایان اراذل و جواد و لمپن که بدون اینکه ار معنای کلمات چیزی بفهمند به موسیقی آن گوش می دهند و اعتقاد دارند که نشئگی را چند برابر می کند!!!!!!!

آشنایی من با گروه پینک فلوید به حدود ۱۵-۱۶ سالگی برمی گردد. همه ما آهنگ TIME که برروی برنامه تقویم تاریخ رادیو پخش می شد را به یاد داریم.شایدهم به این علت باشد که قسمت اول تایم را زیاد دوست ندارم. یاد ساعت ۶ صبح روزهای سرد زمستان می افام که هول هولکی چای می خوردم و به تقویم تاریخ گوش می دادم که مثلا اعلام می کرد امروز  سالگرد وفات شیخ پشم الدین مشنگ آبادی نویسنده بزرگ کتاب اصول الپشم والقواعد الخشم !!! در ۲۵۰ سال پیش است!!    

البته آنموقع زیاد چیزی متوجه نمی شدم و راستش را بخواهید درکش نمیکردم. کشف مجدد من در زمان دانشجویی بودو بعد از دیدن فیلم THE WALLساخته آلن پارکر. احساس کردم این شعروترانه از جنس دیگری است. یکجورهایی حدیث نفس بود.بعد آن بود که شروع کردم به گوش کردن به آهنگهایشان -جمع آوری تمام آلبومها- کتاب اشعار و...... بیشتر از همه هم آهنگ HIGH HOPE را دوست داشتم و دارم .معتقدم بهترین آهنگی است که در عمرم شنیدم  اما بحث در مورد آن باشد برای مجالی دیگر.

اما  منظور از همه این مقدمه چینی ها این بود که سه شنبه پیش من به یکی از آرزوهای بزرگ زندگیم رسیدم و آن رفتن به کنسرت پینک فلوید بود. راجر واترز بعد مدتها یکسری کنسرت اجرا کرد که از بخت بلند یکی هم نصیب من شدو موفق شدم آهنگهایی که یک عمر با آنها زندگی کرده بودم را بصورت زنده ببینم و بشنوم. استادیوم محل برگزاری مملو از آدم بود. دوستان می گفتند که اینجا تا به حال سابقه  نداشته اینقدر پر شود.

طراحی صحنه و اجرا مثل همه کنسرتهای پینک فلوید بی مانندو فوق العاده بود. برنامه اصلی آلبوم نیمه تاریک ماه و یکسری از آهنگهای معروف بود.راجر خان! به اضافه چند نوازنده جوان  اجرا را بر عهده داشتند قبل شروع کنسرت اینسرت بزرگی از یک رادیو لامپی قدیمی و یک بطری ویسکی روی پرده بزرگ به نمایش در آمده بود. رادیو مشغول پخش ترانه های مختلف از دهه های ۳۰-۴۰-۵۰ و۶۰ بود از کلاسیک و کانتری و دیکسی لند گرفته تا بلوز و راک اندرول و راک . دست بزرگی که سیگار روشنی در لای انگشتان داشت هر از چندی ایستگاه رادیو را عوض می کرد ویا از بطری برای خودش ویسکی می ریخت. البته نتوانستم مارک ویسکی را تشخیص بدهم . به نظر این حقیر جانی واکر بود ولی دوستان میگفتند چیز دیگری است!!! بهرحال بعد حدود ۱۵ دقیقه عوض کردن ایستگاه ها توسط دست عظیم الجثه . رادیو روی ایستگاهی که آهنگ  درخشش بر تو الماس دیوانه  را  پخش می کرد تنظیم شد و کنسرت شروع شد .. با آهنگهای مانند   نیمه تاریک ماه-زمان- ایکاش اینجابودی- به راحتی کرخت- دودی بگیر  و.....  ادامه پیدا کردوتمامی آنها با رقص نورها عظیم و جلوهای بدیع تصویری همراه بود.                       تک تک این آهنگها یادآور خاطرات خوب یا بد در زندگی ما بودند. یاد روزهای که با دوستان جمع می شدیم و به آنها گوش میکردیم -یاد مسافرتهای شمال-یاد بعداز ظهرهای یاسوج- یاد آن غروب زیبا که بعد از سد منجیل ایستادیم و به زخمه های گیتار دیوید گیلمور گوش می کردیم . یاد فرشادورامین که میدانم چقدر عاشق پینک فلوید هستندو جایشان واقعا خالی بودو جای  سیامک- مهدی-حسین-محمود -حسام-لادن- محمدرضا-آناهیتا وخیلی های دیگر.

بعد موقع رها کردن خوک پرنده معروف شد که با شعارهایی علیه بوش به هوا رها شدو در آسمان مهتابی شب گم شد.آ خرین أهنگ ترانه معروف  آجر دیگری در دیوار  بود که یکی از معروفترین آهنگهای جهان است و کل ۳۰-۴۰هزار نفری که آمده بودند آنرا می خواندند.                                     راجرواترز نشان داد هنوز هم در ۶۲سالگی چقدر به کارش احاطه دارد و حتی بعد از مرگ سیدبارت  وجدایی از گیلمور   هنوز حرف اول را می زند.

خاطره آنشب برای من مانند یک رویاست یک رویایی فراموش نشدنی! 

WE'RE JUST TWO LOST SOULS SWIMMING IN A FISH BOWL, YEAR AFTER YEARS .

RUNING OVER THE SAME OLD GROUND .WHAT HAVE WE FOUND ?THE SAME OLD FEARS ,

HOW I WISH,HOW I WISH YOU WERE HERE.       

                                  your truly: bayramali                                                            

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 13:7  توسط بایرامعلی  |